کد خبر 560206
۱۴۰۰/۰۶/۰۴ ۰۹:۴۱
پس از سقوط دولت افغانستان پکن چه نوع رابطه‌ای با کابل برقرار می‌کند؟

رویکرد چین در قبال افغانستان طالبان

ساعت 24-برای آن‌دسته از کسانی که با خود فکر می‌کردند چین قرار است چگونه ابرقدرتی بشود به زودی نشانه‌هایی در افغانستان هویدا خواهد شد. سوال این است که پس از سقوط دولت افغانستان پکن چه نوع رابطه‌ای با کابل برقرار می‌کند؟ آیا موفق خواهد شد روابط اقتصادی با طالبان برقرار کند؟
رویکرد چین در قبال افغانستان طالبان
html>

در افغانستان به چه میزان نفوذ سیاسی و اقتصادی خواهد داشت؟ و مهم‌تر از همه، آیا موفق خواهد شد از اهرم‌هایش برای نفوذ در رژیم جدید افغانستان استفاده کند؟ پاسخ این سوالات ممکن است بتواند به ما بگوید که چین در غیبت حضور قدرتمند امریکا تا چه میزان می‌تواند در بحران‌های امنیتی جهان نقش‌آفرینی کند.
اینکه چرا چین می‌خواهد در کشوری مثل افغانستان نقش‌آفرینی کند شاید در نگاه نخست گیج‌کننده باشد. از برخی جهات چین گزینه‌های محدودی پیش رو دارد چراکه در مرزهای غربی‌اش آشفتگی ایجاد شده است و امریکایی‌ها دیگر کار حفظ امنیت در افغانستان را رها کرده‌اند. اما خروج امریکا از افغانستان در عین حال فرصتی پیش روی رهبران چین قرار می‌دهد تا بتوانند سلطه خود در منطقه‌ای که به اعتقادشان حیات خلوت‌شان است، تثبیت کنند و حتی بیشتر از آن، با گرفتن جای امریکا نقش یک قهرمان را در منطقه بازی کنند.
حتی به هیچ‌وجه مشخص نیست آیا اساسا چین قادر به این کار هست یا اینکه آیا تصمیم خواهد گرفت با رویکرد تهاجمی خلایی که خروج امریکایی‌ها به جای گذاشت را پر کند یا خیر. اگر پکن بخواهد دست به چنین کاری بزند باید رویکردی را در پیش بگیرد و دست به اقداماتی بزند که معمولا از آنها اجتناب کرده است. به‌طور کلی، رهبران چین همواره از دخالت در موضوعات امنیتی جهان و مناقشات منطقه‌ای دوری کرده‌اند. در عوض چینی‌ها تمایل دارند بی‌طرف باقی بمانند و تلاش کنند با همه تجارت کنند. پکن کار حل مشکلات و بحران‌ها را به واشنگتن و متحدانش واگذار کرده‌اند و در عین حال شرکت‌های چینی، خصوصا آنهایی که رابطه نزدیکی با دولت دارند دوره می‌افتند و بزرگراه می‌سازند و شبکه‌های تلفن همراه می‌فروشند. به استثنای افغانستان چراکه آنها مجبورند در این کشور دست به خطر بزنند و بدون هیچ ابزار ایمنی و حمایت روی طناب راه بروند. اندرو اسمال، کارشناس ارشد در بنیاد آلمانی Marshall Fund معتقد است افغانستان به نوعی آزمایشی زودهنگام برای چینی‌ها محسوب می‌شود و باید دید آنها چطور این موضوع را مدیریت خواهند کرد. سوال این است که رویکرد چینی‌ها در افغانستان چه دستاوردهایی برای‌شان به ارمغان خواهد آورد.
سیاست چین در قبال افغانستان از جهاتی آزمایشی در خصوص نوع نگاه چینی‌ها به دنیا نیز خواهد بود. این رویکرد می‌تواند نوع خاصی از روابط بین‌الملل را که چینی‌ها به دنبالش هستند را نشان دهد. پکن و واشنگتن نگرانی‌های اساسی مشترکی درباره افغانستان دارند. هر دو نگرانند که مبادا افغانستان بار دیگر به یک تهدید بین‌المللی تبدیل شود اما رهبران چین از زاویه نگاه کاملا متفاوتی به این نگرانی می‌نگرند.
چینی‌ها همواره تمایل امریکا به مداخلات خارجی و صدور دموکراسی از طریق سیاست خارجی را به سخره گرفته‌اند. رهبران چین سیاست عدم مداخله در امور داخلی کشورهای دیگر را در پیش گرفته‌اند. در حالی که امریکایی‌ها سعی می‌کنند جوامع دیگر را شبیه به امریکا کنند، چینی‌ها اساسا برای‌شان مهم نیست چه دولتی در کشورها بر سر کار است و آن دولت چه رفتاری ممکن است با مردمش بکند. تا زمانی که آن کشور برای چین دردسری ایجاد نکند، چینی‌ها کاری به کارش ندارند. ممکن است این نوع نگاه کمی بی‌رحمانه به نظر برسد اما این استراتژی تا حدودی از پارامترهای عملگرایی برخوردار است. چینی‌ها با کشورها همان‌گونه که هستند ارتباط برقرار می‌کنند نه آنگونه که خودشان دل‌شان می‌خواهد باشند. این رویکرد به پکن اجازه می‌دهد از درگیری‌های ایدئولوژیک دور بماند و با هر رژیمی که بر سرکار آمد رابطه داشته باشند. برای مثال چینی‌ها در میانمار با خونتای نظامی رابطه خوبی داشتند. بعدها که دولت آنگ‌سان سوچی بر سر کار آمد با او هم رابطه خوبی داشتند و بعد از اینکه دولت سوچی توسط خونتای نظامی سرنگون شد، باز هم رابطه خوب‌شان را به خونتای نظامی میانمار حفظ کردند.
اما سوال بزرگ در خصوص افغانستان این است که آیا این روش چینی‌ها در خصوص طالبان کارآمد خواهد بود؟ ممکن است چینی‌ها به باتلاقی مثل افغانستان براساس رخدادهایی که در آن به وقوع می‌پیوندد نگاه کنند و خودشان را با این رخدادها تطبیق دهند اما اگر این باتلاق به سمت جنوب حرکت کند، آن‌وقت رویکرد چینی‌ها با محدودیت‌هایی مواجه خواهد شد. این احتمال وجود دارد که چینی‌ها به رغم همه تفاوت‌هایی که با دیگر قدرت‌ها در استراتژی سیاست و نگاه‌شان به جهان دارند، مجبور شوند مانند بریتانیا، روسیه و امریکا از افغانستان خارج شوند.
البته تا بدین‌جای کار به نظر می‌رسد چینی‌ها به پیروزی رسیده‌اند. وانگ‌یی، وزیر خارجه چین شرایط افغانستان را شاهد مثال دیگری در خصوص تاثیرات منفی مداخله نظامی بی‌محابا در نقاط حساس جهان خواند و هشدار داد که اگر امریکا از این رخداد درس نگیرد، بار دیگر به همین بلا دچار خواهد شد. هو شی‌جین، سردبیر روزنامه گلوبال تایمز که به حزب کمونیست چین تعلق دارد در مقاله‌ای نوشته «چین هیچ دشمنی با افغانستان ندارد. ممکن نیست پیش بینی شود چه کسی در افغانستان قدرت را در دست داشته باشد. چین آماده است که دوست افغانستان باشد».
البته چین در خصوص افغانستان نگرانی‌هایی هم دارد. یکی از این نگرانی‌ها این است که طالبان بتواند اویغورهای چین را به خود جذب کرده و آنها مسلح شده و اسلحه‌های‌شان را به سمت چین نشانه بروند. دولت چین در حدود یک میلیون اویغور را در کمپ‌هایی در استان سین‌کیانگ نگهداری می‌کنند. گفته می‌شود در این کمپ‌ها اویغورها تحت سرکوب قرار می‌گیرند.
اما تا زمانی‌که امریکا و چین از تبدیل شدن افغانستان به بهشت تروریست‌ها بترسند، باید گفت که هیچ هدف مشترکی در افغانستان نخواهند داشت. پکن هرگز درباره حضور نظامی در افغانستان یا انواع دیگر مداخله مستقیم سخنی به میان نیاورده است. علاوه بر این بلندپروازی‌های چین در افغانستان بیشتر از بلندپروازی‌های امریکا نیست. امریکا می‌خواست دردسر طالبان را با شکل‌دادن دولتی کاملا متفاوت در افغانستان از میان بردارد. اما چینی‌ها قصد دارند دردسر طالبان را با ارتباط برقرارکردن با آنها از میان بردارند. پکن پیشتر نیز اشاره کرده است که رژیم طالبان در افغانستان را به عنوان دولت مشروع این کشور به رسمیت خواهد شناخت. امریکا می‌خواست افغانستان را تبدیل به چیزی کاملا متفاوت با گذشته کند. اما چینی‌ها هرگز به دنبال رسیدن به چنین هدفی نیستند. برخی از منافع این رویکرد چینی‌ها در قبال طالبان از هم‌اکنون آشکار شده‌اند. به رغم اینکه دیپلمات‌های امریکایی با طالبان مذاکره کردند اما این مذاکره برای‌شان دردناک بود و پذیرفتن چنین رژیمی در افغانستان گام بسیار سختی برای آنها خواهد بود. اما رهبران چین به هیچ‌وجه چنین نگرانی‌هایی ندارند. وزیر خارجه چین در ماه جولای با نمایندگان طالبان دیدار کرده و اعلام کرد «افغانستان به مردم افغان تعلق دارد و آینده‌اش نیز باید در دستان مردم افغان باشد». چنین مواضعی با استقبال طالبان مواجه شد. پاسخ طالبان به این مواضع چین مثبت بوده و به نظر می‌رسد که آنها آماده هستند نقش پررنگ چین در افغانستان را بپذیرند. سهیل شاهین، سخنگوی طالبان اعلام کرده: «ما بارها به چین سفر کردیم و رابطه خیلی خوبی با چینی‌ها داریم. چین کشور دوست است و ما از آنها استقبال می‌کنیم». او حتی درباره اویغورها هم موضع طالبان را واضح و روشن بیان کرد: «اگر کسانی از دیگر کشورها بخواهند از خاک افغانستان به عنوان پایگاهی برای حمله به دیگر کشورها استفاده کنند باید بگوییم که ما متعهد شده‌ایم که چنین اجازه‌ای به آنها ندهیم. چه افراد خاص باشند و چه گروهی که علیه کشوری از جمله چین بخواهد دست به اقدام بزند».
با این حال چینی‌ها در خصوص معامله با طالبان دچار توهم نخواهند شد. چینی‌ها تجربیات دیپلماتیک گسترده‌ای در افغانستان دارند. آنها در دهه 2010 میلادی میانجی گفت‌وگوهای دولت افغانستان با طالبان شدند. چینی‌ها هم به خوبی می‌دانند که تغییر طالبان طی بیست سال گذشته ادعایی پوچ است و طالبان امروز به لحاظ ایدئولوژیک همان طالبان بیست سال پیش است. اما به نظر می‌رسد که چینی‌ها قصد دارند با کمک‌های اقتصادی و پروژه‌های زیرساختی در چارچوب طرح بزرگ کمربند و جاده، طالبان را به قول و تعهد خود پایبند نگه دارند. البته ممکن است این رویکرد کافی نباشد. باور این ادعا که چین می‌تواند طالبان را به تعهد خود پایبند نگه دارد کمی خطرناک است. بنابراین چنانچه چینی‌ها خود را بیش از اندازه در افغانستان دخیل کنند به هیچ‌وجه بعید نیست که آنها نیز در باتلاقی مشابه آنچه امریکایی‌ها در آن گرفتار شدند، اسیر شوند. به همین خاطر است که افغانستان آزمایشی جدید برای چین محسوب می‌شود. اما اگر چین بتواند در افغانستان موفق عمل کند، ضربه سختی به امریکا وارد خواهد آمد. در این صورت نگاه خاص چین به نظم جهانی در مقایسه با نگاه امریکا در جایگاه بهتر و بالاتری قرار خواهد گرفت.
ترجمه : آرمین منتظری

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک