بندبازی ژئوپولیتیک چین و راندن روسیه به برزخ
در آغاز درگیری، تقریبا همه این تحلیل گران معتقد بودند که پکن از جنگ روسیه- اوکراین استفاده نموده و تایوان را اشغال می کند. اگر چین چنین قصدی هم داشت، شکست نظامی روسیه و گستردگی مجازات های اِعمال شده نسبت به آن، جلوی این کار را گرفت. برای مقامات چین اقدام فوری دیگر یک گزینه نبود.وخیم ترین عارضه، که بسیاری حتی در خود چین بر آن تأکید کردند، این بود که «جنگ به صورتی قابل ملاحظه نیروهای ضد غربی در جهان را تضعیف می کند. هو وی، معاون یک اندیشکده دولتی به نام «مرکز پژوهش سیاست عمومی دفتر شورای حکومتی»، به شکلی تعجب برانگیز در مقاله ای به انتقاد از سیاست حاکم پرداخت. این چشم اندازی تیره در زمانی بود که کشور نیاز به دوست – اگر نه متحد- داشت تا بتواند با اراده آمریکا درمورد ایجاد مانع دربرابر قدرتش مقابله کند.با این حال، قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در محکوم کردن تجاوز روسیه در ۲ مارس ۲۰۲۲، با اتفاق آراء تصویب نشد. با آن که اکثریت حکومت ها آن را تصویب کردند، آنهایی که – بیشتر با رأی ممتنع- آن را رد کردند ۵۳ درصد از جمعیت جهان را تشکیل می دادند. در آسیا ژاپن، که در آن ۵۵ هزار سرباز آمریکایی حضور دارند، و کره جنوبی که مقر ۲۸۵۰۰ سرباز آمریکایی است، در جبهه غربی ها قرار گرفتند و فیلیپین و کامبوج هم به آنها پیوستند. توکیو حتی از آن برای این بهره جست تا به یک جدل که سابقه آن به سال ۱۹۴۵ می رسد دامن زده و خواهان بازپس گیری جزایر کوریلز (که در ژاپن «منطقه شمال» نامیده می شود) و «به طور غیرقانونی توسط مسکو اشغال شده » شود. آبه شینزو، نخست وزیر پیشین ژاپن که همچنان در حزب حاکم لیبرال دموکرات نفوذ و قدرت دارد نیز به نوبه خود پیشنهاد کرد که تأسیسات سلاح های اتمی «سازمان پیمان اتلانتیک شمالی» (ناتو) در خاک ژاپن مستقر شود.
در میان ۳۵ کشوری که رأی ممتنع دادند، دو غول آسیایی یعنی هند و چین وزن سنگینی دارند. رهبران این دو کشور، با متن هایی تقریبا مشابه؛ از پذیرش قطعنامه خودداری کردند. دهلی نو از «روند رویدادهای اخیر در اوکراین عمیقا ابراز نگرانی» کرد، پکن از «بازگشت جنگ به قاره اروپا ابراز تأسف» نمود و هردو بر «احترام به حاکمیت» و «تمامیت ارضی برپایه اصول منشور سازمان ملل متحد» تأکید کردند از دید رسانه های غربی، موضع گیری هند ناشی از «عدم تعهد» تاریخی آن است – که بیش از آن که نوعی تعارف باشد یک بهانه است-، درحالی که موضع چین... تأییدی بر قرار گرفتن در کنار مسکو است. رأی ممتنع دادن هند نه فقط رویدادی طبیعی تلقی می شود، بلکه رهبران آمریکا به آن با اغماضی نادر می نگرند. ادوارد پرایس، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا گفت: «ما می دانیم که هند با روسیه روابطی دارد که با روابط ما یکسان نیست. از نظر ما این قابل قبول است »، درحالی که سالیوان، مشاور امنیت ملی تهدید کرد که: «چین که برای مسکو حلقه نجات می فرستد، باید بهای عوارض آن را بپردازد.
البته، چند روز پیش از اشغال اوکراین، آقای شی جین پینگ بیانیه ای راهبردی با ولادیمیر پوتین امضاء کرده بود. این نیز هست که دهلی نو از طریق یک «مشارکت راهبردی ویژه و ممتاز» - این اسم آن است- با مسکو پیوند دارد که همکاری های نظامی، فضایی و بازرگانی آنها را سازماندهی می کند. این پیوند به هند امکان می دهد در رزمایش های مشترک شرکت نموده و ۶۱ درصد از سلاح های خود را از روسیه بخرد. در سال ۲۰۱۸، چهار سال پس از اشغال شبه جزیره کریمه، نارندرا مودی، نخست وزیر هند توافقی برای خرید یک سامانه دفاع ضد موشکی S-400 فوق العاده مجهز با روسیه امضاء کرد که تحویل آن سال گذشته آغاز شد بدون آن که واشنگتن، که معمولا آماده است دیگران را هرطور که بخواهد تحریم کند، صدایش هم دربیاید. دلیل این امر این است که هند، به رغم اصالت و تردیدهایش، درجبهه خوب یعنی آنها که می خواهند قدرت چین را محدود نگهدارند، قرارگرفته است.چین که مدتی به نظر می آمد بخاطر آنچه که مانند روسیه آن را «عملیات نظامی ویژه» می خواند فلج شده، ازنو فعال شد. رییس جمهوری شی جین پینگ حتی برای خوشامد «دوست خود پوتین» قصد ندارد از جاه طلبی خود درمورد تغییر «معماری امنیت و اداره» جهان صرفنظر کند و می خواهد خود را در جایگاه دومین قدرت اقتصادی دنیا تثبیت نماید. او بر روابط تنگاتنگ خود با هر دو طرف متخاصم تأکید می کند. درواقع، چین نخستین شریک بازرگانی اوکراین (۱۴.4 درصد از کل واردات و ۱۵.3 درصد از صادرات) است، درحالی که داد و ستد بازرگانی چین- روسیه ۷ برابر بیشتر (۱۴۶ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۱ دربرابر ۲۰ میلیارد دلار با اوکراین) است. در ژوئن سال ۲۰۲۱، ولودیمیر زلنسکی، رییس جمهوری اوکراین یک «توافق راهبردی همکاری» امضاء کرد که به کشورش نقش رابط را در برنامه های اروپایی- آسیایی (eurasiatique) جاده های جدید ابریشم می داد. بنابراین، این که پکن اوکراین را رها کند مطرح نیست زیرا این کشور پلی بین «آسیا» و «اروپا» است. فزون براین، چین نه می خواهد – و نه می تواند- مسکو را چنان که خواست آمریکا است رها کند. این امر به دلایل اقتصادی (گندم، تسلیحات...) و تأمین نیرو (مقالهفیلیپ دشامپ را بخوانید) است، اگرچه نباید درباره اهمیت آن مبالغه کرد. مبادلات اقتصادی چین با روسیه ۳ درصد از واردات و ۲ درصد از صادرات آن را تشکیل می دهد. چین در قطع رابطه با آمریکا و اروپا بسیار بیشتر از این از دست می دهد.
در خود چین، نگرانی موجب درگرفتن بحث هایی شده – که معمولا فقط در میان تشکیلات حزب کمونیست درمی گیرد- و دیوار سکوت را سوراخ کرده است. نزدیکی شی جین پینگ و پوتین در مراسم رژه بازی های المپیک زمستانی، اظهارات پرطنین با تأکید بر داشتن دیدگاه های مشترک درباره جهان و ابراز «دوستی نامحدود» در همه جا دیده می شد. در بیانیه مشترک تصریح شد که: «این تقویت همکاری راهبردی دوجانبه نمی تواند علیه کشورهای ثالث» و از جمله اوکراین باشد. اما غربی ها فقط به بخش نخست عبارت توجه کردند.
بسیاری از روشنفکران چینی خواهان بازشدن فضای سیاسی، که در سال های اخیر به حاشیه رانده شده بودند، اکنون صدایشان به گوش می رسد. از جمله سون لیپینگ، استاد پیشین دانشگاه چینهوا که به خاطر رک گویی شهرت دارد: به نظر او، چین درمعرض این خطر قرار دارد که دربرابر «یک اتحاد جهانی ضد روسیه که هدفی [بجز روسیه] داشته باشد به حاشیه کشانده شود. کشوری که قدرت اقتصادی آن به زحمت به استان گوآنگدونگ چین می رسد (۱۰)». هو وی نیز به نوبه خود با بازتاب دادن عقیده بخشی از محافل بازرگانی که به رودررویی آغاز شده با ایالات متحده از ۶ سال پیش به دیده بدگمانی می نگرند، می گوید: «چین از بی طرفی چشم پوشیده و داشتن موضع مسلط در دنیا را برگزیده است (۱۱)»، که منظور واشنگتن است. البته، در این انتقاد از سیاست درپیش گرفته شده حتی یک بار هم نام شی جین پینگ برزبان نیامده است. اما با اینهمه راهبرد گاه خشونتبار او برای یافتن جایگاه در صحنه بین المللی زیر سئوال رفته است. جنگ روسیه- اوکراین برای رییس جمهوری چین شگون ندارد، به ویژه این که چندماه دیگر کنگره حزب کمونیست چین (PCC) برگزار می شود که قرار است در آن او برای سومین بار – بی سابقه از زمان مائو تسه دونگ- تجدید انتخاب شود و این در زمانی است که همه گیری کووید-۱۹ باردیگر شدت می یابد و به شکلی خطرناک اقتصاد را کُند می کند.
منبع – لوموند دیپلماتیک نویسنده Martine BULARD برگردان شهباز نخعی