اشتباه در تعیین محل منازعه از سوی نظام سیاسی
حالا پرسش این است: آیا شهروندان ایرانی می توانند ازگرفتاری ها ی بزرگی که نظام سیاسی برای آنها فراهم کرده رها شوند؟ باید قبول کرد منابع داخل ایران به اندازهای نیست که توانایی به حرکت درآوردن موتوررشد کشتی به گل نشسته ایران را داشته باشد . جیب به جیب کردن منابع ریالی از این صنعت به آن صنعت واز صندوق توسعه به بورس و از بورس به نفت و... ارزش افزودهای اندکی دارد جز اینکه بازارها را از تعادل خارج کند بر ابعاد سرگردانیهامی افزاید. رشد تولید با هدف فروش در بازار داخلی نیز به دلیل کاهش قدرت خرید شهروندان آب باریکی است که به دریا و اقیانوس وصل نیست. مهمترین مساله درحال حاضر این است که مدیریت ارشد کشور برای نبرد با تنگناها ی ساختاری د راقتصاد و سیاست خارجی مسیر را گونه ای انتخاب کرده که شهروندان را از گرداب اقتصادی و از مسایل روحی و روانی دور نمی کند. نظام سیاسی ایران به جای اینکه منابع موجود درایران را به فعالیت های اقتصادی ودر مسیر افزایش رشد و توسعه هزینه کند بیشترین تلاش را برای توسعه تجهیزات نظامی تخصیص داده و این می تواند پاشنه آشیل باشد. این همان راهی است که شوروی سابق رفت و در 1980 ناگزیر شد پرچم تسلیم را برافرازد.اگر نظام سیاسی ایران نتواند در جای مناسب یعنی در بخش اقتصاد و استفاده از منابع درامد ساز خود بجنگد بیش از پیش در گرداب تنگناها فرو می رود و شهروندان را نیز در بدترین روزها قرار می دهد. همانطور که تا همین امروز برخی از رشتههای صنعتی و خدماتی ایران به نفع رقبای خارجی تعطیل شدهاند بقیه فعالیتها نیز نابود خواهند شد. برای اینکه این محل به محل رشد و بالندگی ایران تبدیل شود نیاز داریم محل جنگ را تغییر دهیم و به خرد ناب و تعامل وصل شویم.