دشواری های مناسبات گازی ایران و چین
۱- گذار انرژی مقولهای مهم در سیستمهای انرژی دو کشور بوده و نیازمند پیشرانی است که گاز طبیعی میتواند یکی از آنها باشد. چین بهدنبال دستیابی به منابع جدید گاز طبیعی و اهداف بلندپروازانه خالص انتشار کربن صفر خود بوده و ایران نیز کاهش ۵۰ درصدی شدت انرژی را هدفگذاری کرده است. از مفاد مهم توافقنامه بین طرفین، لزوم تامین گاز برای پاکستان و چین از طریق کریدور (CPEC) توسط ایران است.
۲- چین بهمنظور دستیابی به اهداف زیستمحیطی و بلندپروازانه کربن صفر خود نیازمند سوختی به نام گاز طبیعی است. طبق پیشبینیها و گزارش مجمع صادرکنندگان گازی، تقاضای چین تا سال ۲۰۵۰ بهدو برابر خواهد رسید که عمده آن بهدلیل تغییر سوخت از زغالسنگ به گاز، توسعه خطوط لوله شهری، رشد اقتصادی، رشد شهرنشینی و گازرسانی شهری عنوان شده است. چین در راستای بهبود امنیت انرژی خود نیازمند تنوعبخشی به سبد واردات خود بهوسیله ایران است. از طرفی ایران پس از سالها دوری از اقتصاد جهانی به واسطه تحریمها نیازمند ورود سرمایه خارجی از طریق دومین اقتصاد بزرگ دنیاست، لذا نتیجه نیازمندیهای طرفین منجر به توافق مذکور شده است.
۳- چین یکی از مشتریان گاز ایران است و در مذاکرات گوناگون با مسوولان صنعت نفت ایران از تمایل خود برای اتصال گاز ایران از طریق خط لوله به کشور خود خبر داده است. گاز ایران از سه طریق میتواند به چین منتقل شود؛ نخستین مسیر پاکستان، هند و چین بوده که به خط لوله صلح مشهور است و تاکنون بهدلایل سیاسی این خط لوله در پاکستان ساخته نشده است. مسیر دیگر، افغانستان-چین است که بخش خصوصی افغانستان بهدنبال واردات گاز از ایران و در حال حاضر یکی از گزینههای روی میز است، اما مسیر سوم که گاز را به چین منتقل خواهد کرد مسیر صادرات گاز از طریق ترکمنستان و قزاقستان به چین است.
۴- برآورده کردن نیاز روزافزون انرژی چین با تنها یک کریدور و تعداد کم تامینکنندگان، امنیت انرژی چین را در معرض خطر قرار میدهد. در نتیجه، دو مشکل قابلتوجه پیشروی کریدورهای انرژی چین قرار دارد؛ اول اینکه منابع انرژی آن متنوع نبودهاند و دوم اینکه کریدور حملونقل سنتی چین از تنگه مالاکا عبور میکند که در دست نیروهای آمریکایی است. در چنین شرایطی یکی از اهداف راهبردی چین احداث یک کریدور جدید انرژی بهمنظور کاهش وابستگی خود به تنگه مالاکاست.
۵- از آنجا که ایران در سالهای اخیر بهخصوص در فصول سرد با ناترازی گاز مواجه بوده است، امکان صادرات گاز ایران به چین با ابهام مواجه خواهد بود. سرمایهگذاری چین در پروژههای بهینهسازی از طریق سازوکار قانونی ماده ۱۲ قانون رفع موانع تولید رقابتپذیر یکی از راهکارهاست. به موجب قانون مذکور، سرمایهگذار میتواند در ازای سوخت صرفهجوییشده، به همان میزان حامل انرژی را صادر کند. این موضوع میتواند به ایران در مسیر هدف خود برای کاهش ۵۰ درصدی شدت انرژی و نیل بهسوی اقتصاد کمکربن در راستای گذار انرژی این کشور کمک شایانی کند.
۶- با توجه به مصرف بیرویه و خارج از استاندارد گاز طبیعی در بخشهای مصرفکننده نهایی، با وجود تلاشهای انجام شده جهت تولید حداکثری و تامین کامل گاز در ایران، روند تراز منفی گاز و اعمال محدودیت در گاز مصرفی برخی بخشهای مصرفکننده از سالهای اخیر شروع شده و با ادامه روند کنونی مصرف گاز بهویژه در ماههای سرد سال، قطعا در چند سال آینده این روند تشدید و کشور برای تامین نیازهای داخلی و انجام تعهدات صادراتی گاز به کشورهای همسایه با مشکل مواجه خواهد شد. علاوه بر این، بهطور کلی اجرای طرحهای افزایش تولید و عرضه گاز، زمانبر بوده و نیاز به منابع مالی زیادی دارد، لذا تمرکز بر اجرای سیاستهای بهینهسازی و صرفهجویی مصرف گاز (بدون کاهش سطح رفاه عمومی) یک ضرورت اجتنابناپذیر محسوب میشود. نکته قابل توجه اینکه، سرمایهگذاری لازم بهمنظور افزایش بهرهوری و کاهش مصرف بیرویه گاز در بخشهای مختلف، به مراتب کمتر از سرمایهگذاری لازم جهت احداث واحدهای جدید تولید و پالایش و انتقال همان میزان گاز صرفهجویی شده است. بر این اساس، انجام سرمایهگذاری برای کاهش مصرف گاز همزمان با سرمایهگذاری برای افزایش تولید گاز، علاوه بر مزایای اقتصادی، موجب تامین امنیت انرژی، کاهش سطح آلایندگی شهرها و متعاقبا توسعه پایدار خواهد شد.
۷- با هدف قرار دادن توافقنامه ۲۵ ساله میان ایران و چین و با تمرکز بر بخش انرژی آن، طرحی میتواند عنوان شود که تحت آن چین بتواند با سرمایهگذاری در بخش انرژی ایران که توسعه تجدیدپذیرها و احداث سیکل ترکیبی مورد تاکید آن قرار گرفته است، به منابع مازاد گازی برای واردات دست یافته و ایران با وجود ناترازی گاز قادر به انجام تعهد خود باشد.
دسترسی به گاز طبیعی ایران از این حیث برای چین با اهمیت است که کمک میکند تا به اهداف زیستمحیطی خود در افق ۲۰۵۰ دست پیدا کرده و با دسترسی به یک منبع انرژی جدید سبد واردات خود را در جهت تقویت امنیت انرژی متنوع سازد. سرمایهگذاری چین در بخش تجدیدپذیر ایران نیز به این کشور برای تحقق کاهش شدت انرژی و افزایش سهم تجدیدپذیر به ۱۰ هزار مگاوات کمک خواهد کرد.
۸- عدمکفایت توان تولیدی داخل برای توسعه تجدیدپذیرها تا ظرفیت هدف، وزارت نیروی ایران را نیازمند به مشارکت چین برای توسعه فناوریهای خورشیدی و بادی در کشور میکند. با توجه به لزوم برنامهریزی در بخش انرژی کشور جهت هدایت سرمایهگذاری خارجی بهمنظور انتفاع حداکثری از منافع آن، باید اولویتبندی توسعه پروژههای تعریفشده با توجه به امنیت انرژی ایران به درستی انجام شود. با توجه به نظرات کارشناسان و ظرفیتهای موجود ایران، اولویت توسعه و سرمایهگذاری در پروژههای ذیل ماده ۱۲ میتواند به ترتیب خورشیدی، بادی، سیکل ترکیبی، زمین گرمایی و آبی باشد.
۹- چین نیازمند انرژی ایران بوده و روابط طرفین در مسیر پیشرفت قرار دارد، اما موانع جدی پیشروی آنهاست؛ تحریمهای ایالاتمتحده، جایگزینی نفت روسیه و توسعه خطوط لوله آسیای مرکزی و خط لوله جدید گاز طبیعی چین با روسیه از چالشهای توسعه روابط پکن با تهران است.