پیامدهای روش مبارزه سیاسی بر اقتصاد
روش مبارزه سیاسی برای کسب قدرت در ایران بهگونهای است که به دلیل نبود حزبهای نیرومند و شناسنامهدار و دارای عضو و کادر مشخص و با مرام و اساسنامه معلوم و پیدا، در دورههای انتخاباتی، نیروهای سیاسی ناگزیرند زیر پرچمهای دو جناح درآیند؛ جناح اصولگرا و جناح اصلاحطلب. اما مساله اصلی این است که اصلاحطلبها ناگزیرند در انتخاب کاندیدای خود به جای اینکه شایستهترین و ورزیدهترین کادر خود را به میدان مبارزه بفرستند کاندیدایی را انتخاب کنند که میدانند از سوی شورای نگهبان احراز صلاحیت میشود. از سوی دیگر اصولگراها نیز با توجه به اینکه اعتماد کافی دارند که هر کادری را معرفی کنند از سوی شورای نگهبان احراز صلاحیت میشود کوشش نمیکنند ورزیدهترین کادر را به میدان بیاورند. یک دلیل اصلی بالا بردن ریسک فعالیتهای اقتصادی در ایران این است که برنده انتخابات بدون برنامه از پیش تهیه شده کار خود را آغاز میکند. کاندیدای اصولگرایان نیازی نمیبیند برنامه بدهد، زیرا میداند اولا از سوی شورای نگهبان احراز صلاحیت میشود و دوما رقبایش نیرویی برای نقد ندارند، زیرا رسانهها و تریبونهای رسمی در اختیار اصولگراها است. در چنین وضعیتی بود که انتخابات پیشین ریاستجمهوری با درصد نسبتا کمتری نسبت به دورههای قبل برگزار شد. حالا این شرایط حاکم است و در سالهای ۱۳۸۴ تا امروز یعنی به مدت ۱۸ سال است نهاد دولت با نیرومندترین عناصر ایرانی کار نکرده و به دلیل اینکه در روش موجود برای کسب قدرت سیاسی کینهها به اوج میرسد همه کادرهای کاربلد دولت قبلی دور از میدان عمل ایستادهاند و نظارهگر رفتار و تصمیمهای ضعیفترین کابینه پس از انقلاب هستیم. ادامه این روشها برای کسب قدرت، نهاد دولت را به نیروهای غیراصیل و ناکارآمدتر خواهد سپرد. تغییر نیمی از اعضای اقتصادی دولت و ادامه کار با تبصره و اما و اگر بقیه اعضای باقی مانده گروه اقتصادی همان اثری است که روش مبارزه سیاسی بر ایرانیان تحمیل کرده و خواهد کرد.
محمدصادق جنانصفت – روزنامه جهان صنعت