روی دیگر جنگ غزه و اقتصاد ایران
مقامهای غربی نیز بدون اینکه بتوانند یا بخواهند سندی برای دخالت ایران در جنگ در جریان نشان دهند در گفتوگو با رییس دولت ایران و به مناسبتهای گوناگون به نظام جمهوری اسلامی پیام میدهند در جنگ دخالت نکند. همهاین داستانها نشان میدهد به هرحال ایران در کانون مجادلههای پیرامون جنگ قرار دارد. با این همه و برخلاف پیشبینیها اقتصاد ایران تا امروز واکنش منفی بهاین جنگ نشان نداده است. دقت در بازار سهام، ارز، سکه و طلا و نیز بازار نفت و خودرو و دیگر بازارها مثل بازار محصولات زراعی نشان میدهد تغییرات، جزئی بودهاند. ثبات بازارها از یک سو شاید جذاب به نظر برسد و نشانه تابآوری شاخصهای کلان و بازارهای کالا در ایران باشد، اما از سوی دیگر میتواند نشاندهنده یک حقیقت تلخ باشد، بهاین معنی که اقتصاد ایران همچون جزیرهای شده است که با اقتصاد جهانی پیوندی ندارد و شاخص تجارت خارجی نیز گونهای است که از تحولات عمیق اثرپذیر نیست. واقعیت هم همین است کهایران شوربختانه سهم اندکی در تجارت جهانی دارد و بود و نبود تجارت ایران بر بازار کالاها بیاثر است. تنها کالاهای بااهمیت صادراتی ایران مثل نفت و پتروشیمی نیز به دلیل وجود رقبای نیرومند و اشباع شدن بازارها و سهم اندک ایران در بازارهای یادشده بیاثر بودن جنگ را بر اقتصاد ایران ساده کردهاند. ایران سهم اندکی در بازار رسمی نفت جهانی و یک مشتری مشتاق دارد که نفت ایران را با تخفیف قابل اعتنا خریداری میکند و اصولا عرضه و تقاضای نفت ایران به تحولات بازار جهانی ربطی ندارد. از سوی دیگر ایران بیشترین سهم وارداتش کالاهای کشاورزی و غذایی از جمله نهادههای دامی، برنج، شکر و روغن است که در این بخش نیز بازیگر عمدهای نیست و تلاطمهای سیاست در جهان حتی در جنگی که به هرحال نظام سیاسی ایران را درگیر کرده، بر اقتصاد ایران بیاثر است. ایران در زمینه جذب سرمایهگذاری خارجی و تامین مالی از مسیر فاینانس و یوزانس نیز تقریبا بیحرکت بوده و از اینجا نیز آسیب جدی نمیبیند. این روی سکه اقتصاد و جنگ در ایران مایه تاسف و اندوه است که چرا اقتصاد ایران با رشدهای پایین و تورمهای بالا و رکود تورمی زندگی میکند. نباید خوشحال باشیم که جنگ حماس و اسرائیل بر اقتصاد ایران تا امروز موثر نبوده است.