التماس چند باره رییس بانک مرکزی برای اعتماد
پرسش این است که چرا رییس بانک مرکزی و شماری از مدیران ارشد دولت سیزدهم هر چند روز یک بار در گفت وگوهای خبری با خبرنگاران می گویند مردم باید به ما اعتماد کنند و گوش به شایعهها ندهند؟ این التماس وتمنا از کجا سرچشمه می گیرد؟ جواب این است که فرزین و دیگر مدیران ارشد دولت از گوشه وکنار وحتی از مسیرهای کشف حقیقت در نهادهای حکومتی میشنوند و میخوانند که شهروندان به حرفهای آنها در باره تغییرات شاخص های اقتصادی و نیز گزارشهای اقتصادی اعتماد ندارند واین مساله برایشان آزاردهنده است. اگر اینطوراست و شهروندان با استفاده از رخدادهای همین دهههای تازه سپری شده به ویژه درباره قیمت دلار ودیگر ازهای معتبر به آنها اعتمادندارند پس انها نباید درخواست کنند مردم به انها اعتماد کنند وباید سکوت کنند. از سوی دیگر باید دانست تکرار در خواست برای جلب اعتماد مردم راه را برای کاهش اعتماد بیشتر هموارمی کند و تکرار بیش از حد آن آن شهروندان را به این فکر میاندازد چرا یک مقام مسوول اینقدر خواستار اعتماد است. مدیران ارشدی که به شهروندان التماس میکنند تا به حرف آنها اعتماد کنند باید درعمل نشان دهند شایسته اعتماد هستند. مدیری که هرچه می گوید اجرا نمی شود ویا نمی تواند وعدههایش را محقق کند باید بداند با التماس کاردرست نمی شود. به دست آوردن اعتماد زنان میبرد و نیاز به راستی آزمایی دارد. همین رییس بانک مرکزی درباره اینکه چگونه یک بازرگان چای می تواند بدون دردسر میلیاردها دلار با قیمت نیمایی که دست کم در هردلار 15 تومان ارزانتر از قیمت دلار دربازار ارز است سکوت میکند اما راه را برای توسعه صادرات بسته است مکر همین فرزین نبود که به فعالان اقتصادی وعده داد تا یک سال قیمتهر دلا ر آمریکا 28500 تومان می ماند اما نماند. مردم به حرف اعتماد نمی کنند بلکه عملکرد مدیران را راستی ازمایی میکنند.