تاثیر واردات بر الگوی مصرف جامعه
عليرضا حائري
امروزه به دليل بسط و توسعه ارتباطات جهاني و نیاز روز افزون كشورهاي جهان به لحاظ اقتصادي به یکدیگر، تجارت خارجي به يكي از مقولههاي ضروری واجتنابناپذير تبدیل شده است و در اين حوزه، واردات از مباحث مهم در اقتصاد ملی به شمار ميرود و در مواردي مي تواند نقش ضد تورمي داشته باشد چرا که اگر تورم به لحاظ افزایش تقاضا ایجاد شده باشد و بخش عرضه داخلی نتواند پاسخگوی آن تقاضا باشد تنها مسیر، استفاده از کانال واردات است.
البته این به شرطی است که واردات، کالاهای تولیدی داخلی و تولیدکننده داخلی را دچار بحران ننموده و احساس رقابت را از آنها سلب ننماید. از سوي ديگر، بخش قابل توجه از واردات هر كشوري مربوط به تأمين مواد اوليه و كالاهاي اساسي و سرمايهاي آن جامعه ميباشد كه در صورت عدم تأمين مناسب،هر اقتصادي را با بحرانهاي جدي روبرو مي سازد.
تأثير واردات بر اقتصاد و توليد داخلي، به عوامل مختلفي از جمله شرايط اقتصادي، نگرش و سياستهاي متخذه از سوي مسئولين امر وابسته ميباشد. کشورهايي كه در مراحل و مسير توسعه و صنعتي شدن قرار دارند نيازمند واردات براي تأمين مواد اوليه هستند و اين امر اجتنابناپذير بوده و نيازمند مديريت صحيح واردات خواهد بود. متأسفانه در سالهاي گذشته شاهد افزايش واردات هرچه بيشتر كالاهاي مصرفي و نهايي به كشور هستيم که بخش عمده ای از آن هم بصورت قاچاق وارد میشود كه اين امر تبعاتي منفي براي توليد داخلي به همراه داشته است. اين موضوع در صنعت نساجي و به ويژه صنعت توليد پوشاك بسيار مشهود است.
امروزه مد به موضوعي مهم در سطح جامعه و به ويژه در ميان جوانان تبديل شده و در اين راستا نقش رسانههاي ارتباطي غيرقابل انكار است. مي توان ادعا كرد كه وسایل ارتباط جمعی همچون رادیو، تلویزیون، ماهواره و اينترنت و ... شیوهي زندگی افراد بيشماري را عوض کردهاند. جهان امروزي به دهكدهاي بزرگ (دهكدهي جهاني) تبدیل شده که در آن رفتار، عقايد، اعمال و باورها و تواناييهاي هريك از جوامع بر ديگران پنهان نيست و تبادل اطلاعات و علوم و فنون با سرعت بالايي در جریان است. رفت و آمد شهروندان کشورها در قالب سفرهای توریستی نقش بسزایی در ترویج فرهنگ و آداب و سنن جوامع به یکدیگر دارد و معمولا فرهنگ های قالب اثر روانی خود را بر جوامع عقب مانده ترمیگذارند.از همين طريق است كه بسياري از فرهنگها و باورها نيز به جوامع مختلف رسوخ پیدا کرده و باعث محو بسیاری از خرده فرهنگ ها شده است كه مد روز نيز از همين دسته است.
با توجه به جمعيت جوان قابل توجه در كشور، يكي از مهمترين مسائلي كه مطرح ميشود نوع پوشش اين قشر است كه بخشي از الگوهاي خود را از جوامع غربي و افراد سرشناس و هنرمندان و هنرپيشههاي آن دريافت كرده اند. اين در حالي است كه سازمانهای متولی امر ساماندهی مد و رسانههاي داخلي توفيقي آنچنانی در راستاي تغيير سلايق جامعه و بوميسازي آن نداشته و نتوانسته اند الگوهای مناسبی را به جوانان معرفی نمایند. در ملاقات های رسمی بین مدیران و مسیولین طراز اول کشور با مسیولین سایر کشورها ، عمدتا با نا هنجاری های در نوع پوشش ایشان روبرو هستیم که نا خود آگاه بیننده را به سمت طرف مقابل که بسیار آراسته ترلباس بر تن کرده سوق میدهد و از همینجا نفوذ و رخنه پوشش جوامع غربی به کشور آغاز میشود و به سایر رده ها هم تسری پیدا میکند.
فرهنگ ، سلیقه و مد نیز همانند اقتصاد بوده و تابع دستور و بخشنامه نمیباشد و مسیر خود را طی میکند و تابع عرضه و تقاضا میباشد و بیشتر از تبلیغات تاثیر می پذیرد و در همین بخش است که رسانه های بین المللی موثر تر عمل کرده و با الگو سازی افراد معروف اعم از هنرپیشه ها ، ورزشکاران ، هنرمندان و غیره سعی در القای سلایق خود مینمایند و در این کار موفق هم هستند و با هجوم گسترده به دیگر جوامع ، در سلایق مردم آن جوامع رخنه و رسوخ میکنند.
چی میخواهم بگویم:
میخواهم بگویم که :
قبل از اینکه واردات بر فرهنگ و نحوه پوشش مردم یک جامعه تاثیر بگذارد ابتدا رسانه ها , تبلیغات و الگوها ی داخلی و خارجی کار خود را انجام میدهند و جامعه را آماده و تشنه استقبال میکنند و پس از بستر سازی لازم ، آنگاه است که پیاده نظام واردات بدون هیچ مقاومتی وارد شده وجامعه را تسخیر میکند و نه تنها مقاومتی وجود ندارد بلکه بخوبی هم مورد استقبال قرار میگیرد و معدود ارگانها و رسانه هایی هم که مقاومتی میکنند بزودی تسلیم جو عمومی جامعه شده و عقب نشینی میکنند.
به همین دلیل و همچنین به دلیل عدم توسعه مناسب صنعت مد و پوشاك در ايران ، نتوانسته ایم در سال های اخیر به خوبي پاسخگوي نياز و علائق جوانان و اقشار مختلف جامعه باشیم و از اينرو حجم زيادي از پوشاك مصرفي توسط جامعه از طريق واردات ، قاچاق و یا کالای همراه مسافر تأمين ميگردد. مباحث مربوط به مد از جمله مواردي است كه با سليقه افراد ارتباط نزديك و مستقيم دارد و از اينرو چنانچه اين نياز از طريق توليدات داخلي تأمين نگردد، واردات پاسخ خوبي براي رفع اين عطش ميباشد كه موجب سرازير شدن درآمد بالايي به جيب واردكنندگان ميگردد.
اين در حالي است كه چنانچه مبحث مد به عنوان يك مهم در جامعه توسط مسئولين شناخته شده و سياستهاي لازم جهت ترويج و تبليغ فرهنگ و سنتهاي موجود در قالب طرحهاي قابل پذيرش جامعه و به ويژه جوانان اتخاذ شده و اقدامات مربوطه جهت پيادهسازي اين تصميمات و حمايت از توليد داخلي صورت پذيرد، بدون شك شاهد رشد اقتصادي و اقبال عمومي به مصرف محصولات فرهنگی داخلي به ويژه در بخش پوشاك خواهيم بود.
همانگونه كه عنوان گرديد، «واردات» واقعیتي غيرقابل انكار است که بخشی از نیازهای هرجامعه ای را برآورده ميسازد. بطور قطع اين پديده نيازمند مديريت صحيح مسئولين ميباشد كه بدون شك نقش رسانهها و تبليغات در اين مقوله حائز اهميت است
البته این به شرطی است که واردات، کالاهای تولیدی داخلی و تولیدکننده داخلی را دچار بحران ننموده و احساس رقابت را از آنها سلب ننماید. از سوي ديگر، بخش قابل توجه از واردات هر كشوري مربوط به تأمين مواد اوليه و كالاهاي اساسي و سرمايهاي آن جامعه ميباشد كه در صورت عدم تأمين مناسب،هر اقتصادي را با بحرانهاي جدي روبرو مي سازد.
تأثير واردات بر اقتصاد و توليد داخلي، به عوامل مختلفي از جمله شرايط اقتصادي، نگرش و سياستهاي متخذه از سوي مسئولين امر وابسته ميباشد. کشورهايي كه در مراحل و مسير توسعه و صنعتي شدن قرار دارند نيازمند واردات براي تأمين مواد اوليه هستند و اين امر اجتنابناپذير بوده و نيازمند مديريت صحيح واردات خواهد بود. متأسفانه در سالهاي گذشته شاهد افزايش واردات هرچه بيشتر كالاهاي مصرفي و نهايي به كشور هستيم که بخش عمده ای از آن هم بصورت قاچاق وارد میشود كه اين امر تبعاتي منفي براي توليد داخلي به همراه داشته است. اين موضوع در صنعت نساجي و به ويژه صنعت توليد پوشاك بسيار مشهود است.
امروزه مد به موضوعي مهم در سطح جامعه و به ويژه در ميان جوانان تبديل شده و در اين راستا نقش رسانههاي ارتباطي غيرقابل انكار است. مي توان ادعا كرد كه وسایل ارتباط جمعی همچون رادیو، تلویزیون، ماهواره و اينترنت و ... شیوهي زندگی افراد بيشماري را عوض کردهاند. جهان امروزي به دهكدهاي بزرگ (دهكدهي جهاني) تبدیل شده که در آن رفتار، عقايد، اعمال و باورها و تواناييهاي هريك از جوامع بر ديگران پنهان نيست و تبادل اطلاعات و علوم و فنون با سرعت بالايي در جریان است. رفت و آمد شهروندان کشورها در قالب سفرهای توریستی نقش بسزایی در ترویج فرهنگ و آداب و سنن جوامع به یکدیگر دارد و معمولا فرهنگ های قالب اثر روانی خود را بر جوامع عقب مانده ترمیگذارند.از همين طريق است كه بسياري از فرهنگها و باورها نيز به جوامع مختلف رسوخ پیدا کرده و باعث محو بسیاری از خرده فرهنگ ها شده است كه مد روز نيز از همين دسته است.
با توجه به جمعيت جوان قابل توجه در كشور، يكي از مهمترين مسائلي كه مطرح ميشود نوع پوشش اين قشر است كه بخشي از الگوهاي خود را از جوامع غربي و افراد سرشناس و هنرمندان و هنرپيشههاي آن دريافت كرده اند. اين در حالي است كه سازمانهای متولی امر ساماندهی مد و رسانههاي داخلي توفيقي آنچنانی در راستاي تغيير سلايق جامعه و بوميسازي آن نداشته و نتوانسته اند الگوهای مناسبی را به جوانان معرفی نمایند. در ملاقات های رسمی بین مدیران و مسیولین طراز اول کشور با مسیولین سایر کشورها ، عمدتا با نا هنجاری های در نوع پوشش ایشان روبرو هستیم که نا خود آگاه بیننده را به سمت طرف مقابل که بسیار آراسته ترلباس بر تن کرده سوق میدهد و از همینجا نفوذ و رخنه پوشش جوامع غربی به کشور آغاز میشود و به سایر رده ها هم تسری پیدا میکند.
فرهنگ ، سلیقه و مد نیز همانند اقتصاد بوده و تابع دستور و بخشنامه نمیباشد و مسیر خود را طی میکند و تابع عرضه و تقاضا میباشد و بیشتر از تبلیغات تاثیر می پذیرد و در همین بخش است که رسانه های بین المللی موثر تر عمل کرده و با الگو سازی افراد معروف اعم از هنرپیشه ها ، ورزشکاران ، هنرمندان و غیره سعی در القای سلایق خود مینمایند و در این کار موفق هم هستند و با هجوم گسترده به دیگر جوامع ، در سلایق مردم آن جوامع رخنه و رسوخ میکنند.
چی میخواهم بگویم:
میخواهم بگویم که :
قبل از اینکه واردات بر فرهنگ و نحوه پوشش مردم یک جامعه تاثیر بگذارد ابتدا رسانه ها , تبلیغات و الگوها ی داخلی و خارجی کار خود را انجام میدهند و جامعه را آماده و تشنه استقبال میکنند و پس از بستر سازی لازم ، آنگاه است که پیاده نظام واردات بدون هیچ مقاومتی وارد شده وجامعه را تسخیر میکند و نه تنها مقاومتی وجود ندارد بلکه بخوبی هم مورد استقبال قرار میگیرد و معدود ارگانها و رسانه هایی هم که مقاومتی میکنند بزودی تسلیم جو عمومی جامعه شده و عقب نشینی میکنند.
به همین دلیل و همچنین به دلیل عدم توسعه مناسب صنعت مد و پوشاك در ايران ، نتوانسته ایم در سال های اخیر به خوبي پاسخگوي نياز و علائق جوانان و اقشار مختلف جامعه باشیم و از اينرو حجم زيادي از پوشاك مصرفي توسط جامعه از طريق واردات ، قاچاق و یا کالای همراه مسافر تأمين ميگردد. مباحث مربوط به مد از جمله مواردي است كه با سليقه افراد ارتباط نزديك و مستقيم دارد و از اينرو چنانچه اين نياز از طريق توليدات داخلي تأمين نگردد، واردات پاسخ خوبي براي رفع اين عطش ميباشد كه موجب سرازير شدن درآمد بالايي به جيب واردكنندگان ميگردد.
اين در حالي است كه چنانچه مبحث مد به عنوان يك مهم در جامعه توسط مسئولين شناخته شده و سياستهاي لازم جهت ترويج و تبليغ فرهنگ و سنتهاي موجود در قالب طرحهاي قابل پذيرش جامعه و به ويژه جوانان اتخاذ شده و اقدامات مربوطه جهت پيادهسازي اين تصميمات و حمايت از توليد داخلي صورت پذيرد، بدون شك شاهد رشد اقتصادي و اقبال عمومي به مصرف محصولات فرهنگی داخلي به ويژه در بخش پوشاك خواهيم بود.
همانگونه كه عنوان گرديد، «واردات» واقعیتي غيرقابل انكار است که بخشی از نیازهای هرجامعه ای را برآورده ميسازد. بطور قطع اين پديده نيازمند مديريت صحيح مسئولين ميباشد كه بدون شك نقش رسانهها و تبليغات در اين مقوله حائز اهميت است