چرا درخشش طلا کم شده است؟
ساعت 24 - اخیرا طلا بخش عمده ای از درخشش همیشگی خود را از دست داده است، اما این امر برای کسانی که با سرمایه گذار سر و کار دارند، چیز تعجب آوری نیست. آنچه باعث تعجب شده این است که کاهش ارزش فلز زرد در شرایطی رخ داده است که در گذشته باعث افزایش بهای آن می شد. معتبرترین فرضیه ای که مطرح شده است، حاکی از آن است که چه بسا طلا نقش سنتی خود را در سبد متنوع سرمایه گذاری از دست داده است.
به نوشته تایمز مالی، در چند سال اخیر، طلا نتوانسته است انتظارات سرمایه گذاران را برآورده کند. بهای طلا در افزایش بهای دیگری دارایی های مالی افزایش نیافت و سرمایه داران برای حفاظت از دارایی خود در زمان سقوط بازارهای سهام به آن مراجعه نکردند.
در طی این مدت، بهای طلا از نرخ پایین بهره که یکی از معایب طلا را جبران می کند، بهره نبرده است. معمولا دارندگان طلا هیچ بهره یا سودی از آن نمی برند. به علاوه بهای طلا نسبت به چند تحول ژئوپلیتیک مانند نگرانی های مربوط به یورو بر اثر بحران مالی یونان و تزریق گسترده نقدینگی توسط بانک های مرکزی واکنش نشان نداده است. بهای این فلز ظرف یک سال گذشته ۱۶ درصد کاهش یافته است.
چندین دلیل برای توضیح دادن این ناهنجاری ها مطرح شده است. این دلایل نشان می دهد که هر چند که عوامل چرخه ای تاثیر داشته است، دلایل اصلی بیشتر ساختاری هستند. اول سرمایه گذاران راه های مستقیم تری برای بیان کردن دیدگاه های خود درباره آینده یافته اند، به خصوص در دنیایی که بانک های مرکزی تاثیر مهمی بر بهای دارایی های مالی داشتند. دوم اینکه در نتیجه نبود فشارهای چشمگیر تورمی، طلا جذابیت خود را برای سرمایه گذاران تا حد زیادی از دست داده است. کاهش رشد اقتصاد جهان یکی از عوامل کاهش علاقه عمومی به مواد خام از جمله فلزات در میان سرمایه گذاران است. سوم اینکه طلا با خطر فزاینده کاهش تقاضای از سوی بانک های مرکزی روبرو است که زمانی دارندگان اصلی و قابل اتکای این فلز بودند. یک دلیل این امر، کاهش ذخایر بین المللی طلا در اقتصادهای نوظهور است. چهارم، با بر هم خوردن معادلات تاریخی مربوط به طلا، توجیه تحلیلی برای سرمایه گذاری در طلا به طور فزاینده ای دچار چالش شده است. بهای طلا به چندین تحول ژئوپلیتیک مهم واکنش نشان نداد و جذابیت این فلز را به عنوان سرمایه گذاری کاهش دهنده مخاطره و متنوع کننده کاهش داد.
پنجمین دلیل این است که عوامل اصلی قیمت گذاری بیشتر دارایی های مالی یعنی تزریق نقدینگی توسط بانک های مرکزی و استفاده از دارایی های بزرگ نقد شرکت از طریق پرداخت سود سهام و خرید سهام به شکل شکل چشمگیری باعث افزایش خرید طلا نشده است. ششمین دلیل آن است که کاهش بهای طلا باعث نشده است تقاضایی از سوی جواهرفروشان و دیگر استفاده کنندگان طلا ایجاد شود که تاثیر کاهش علاقه سرمایه گذاران را خنثی کند. دلیل آخر استدلال میزان قیمت است. بهای طلا پیش از وضعیت ضعیف جاری، افزایش یافته بود. مثلا در یک مقطع بهای هر اونس طلا از ۷۰۰ دلار در نوامبر ۲۰۰۸ به حدود ۱۷۰۰ دلار رسیده بود. بنابراین می توان افزایش قبلی بهای طلا را غیرعادی دانست.
با ارزیابی توازن چرخه ای و ساختاری این هفت عامل می توان به این نتیجه رسید که موقعیت طلا به عنوان یکی از سرمایه گذاری های اصلی در سبد متنوع سرمایه گذاری اصلی و خرد تحلیل رفته است. هر چقدر که این وضع بیشتر ادامه یابد، فروش این فلز توسط دارندگان ناامید بیشتر می شود. بعید است این وضع به زودی تغییر کند، اما ضرورتا هم پایان ناپذیر نیست. تغییر این وضع نیازمند عادی شدن وضعیت بازارها از جمله کاهش نقش مستقیم و غیرمستقیم بانک ها در تعیین بهای دارایی های مالی و ارتباط آنها با هم است. تا آن زمان، درخشش فلز زرد همچنان کاهش خواهد یافت.
در طی این مدت، بهای طلا از نرخ پایین بهره که یکی از معایب طلا را جبران می کند، بهره نبرده است. معمولا دارندگان طلا هیچ بهره یا سودی از آن نمی برند. به علاوه بهای طلا نسبت به چند تحول ژئوپلیتیک مانند نگرانی های مربوط به یورو بر اثر بحران مالی یونان و تزریق گسترده نقدینگی توسط بانک های مرکزی واکنش نشان نداده است. بهای این فلز ظرف یک سال گذشته ۱۶ درصد کاهش یافته است.
چندین دلیل برای توضیح دادن این ناهنجاری ها مطرح شده است. این دلایل نشان می دهد که هر چند که عوامل چرخه ای تاثیر داشته است، دلایل اصلی بیشتر ساختاری هستند. اول سرمایه گذاران راه های مستقیم تری برای بیان کردن دیدگاه های خود درباره آینده یافته اند، به خصوص در دنیایی که بانک های مرکزی تاثیر مهمی بر بهای دارایی های مالی داشتند. دوم اینکه در نتیجه نبود فشارهای چشمگیر تورمی، طلا جذابیت خود را برای سرمایه گذاران تا حد زیادی از دست داده است. کاهش رشد اقتصاد جهان یکی از عوامل کاهش علاقه عمومی به مواد خام از جمله فلزات در میان سرمایه گذاران است. سوم اینکه طلا با خطر فزاینده کاهش تقاضای از سوی بانک های مرکزی روبرو است که زمانی دارندگان اصلی و قابل اتکای این فلز بودند. یک دلیل این امر، کاهش ذخایر بین المللی طلا در اقتصادهای نوظهور است. چهارم، با بر هم خوردن معادلات تاریخی مربوط به طلا، توجیه تحلیلی برای سرمایه گذاری در طلا به طور فزاینده ای دچار چالش شده است. بهای طلا به چندین تحول ژئوپلیتیک مهم واکنش نشان نداد و جذابیت این فلز را به عنوان سرمایه گذاری کاهش دهنده مخاطره و متنوع کننده کاهش داد.
پنجمین دلیل این است که عوامل اصلی قیمت گذاری بیشتر دارایی های مالی یعنی تزریق نقدینگی توسط بانک های مرکزی و استفاده از دارایی های بزرگ نقد شرکت از طریق پرداخت سود سهام و خرید سهام به شکل شکل چشمگیری باعث افزایش خرید طلا نشده است. ششمین دلیل آن است که کاهش بهای طلا باعث نشده است تقاضایی از سوی جواهرفروشان و دیگر استفاده کنندگان طلا ایجاد شود که تاثیر کاهش علاقه سرمایه گذاران را خنثی کند. دلیل آخر استدلال میزان قیمت است. بهای طلا پیش از وضعیت ضعیف جاری، افزایش یافته بود. مثلا در یک مقطع بهای هر اونس طلا از ۷۰۰ دلار در نوامبر ۲۰۰۸ به حدود ۱۷۰۰ دلار رسیده بود. بنابراین می توان افزایش قبلی بهای طلا را غیرعادی دانست.
با ارزیابی توازن چرخه ای و ساختاری این هفت عامل می توان به این نتیجه رسید که موقعیت طلا به عنوان یکی از سرمایه گذاری های اصلی در سبد متنوع سرمایه گذاری اصلی و خرد تحلیل رفته است. هر چقدر که این وضع بیشتر ادامه یابد، فروش این فلز توسط دارندگان ناامید بیشتر می شود. بعید است این وضع به زودی تغییر کند، اما ضرورتا هم پایان ناپذیر نیست. تغییر این وضع نیازمند عادی شدن وضعیت بازارها از جمله کاهش نقش مستقیم و غیرمستقیم بانک ها در تعیین بهای دارایی های مالی و ارتباط آنها با هم است. تا آن زمان، درخشش فلز زرد همچنان کاهش خواهد یافت.