احتمال افزايش شكاف طبقاتي ميان نيروهاي بومي سيستان و بلوچستان و متخصصان وجود دارد
منطقه مکران نیروهای پتروشیمی را هضم نمیکند
ساعت ۲۴- اسحاق جهانگیری معاون اول رییسجمهور، محمدرضا نعمتزاده وزیر صنعت، معدن و تجارت، عباس آخوندی وزیر راه وشهرسازی در ۲ سال سپری شده هر کدام به طور جداگانه و یا در کنار هم از «توسعه مکران» گفته و تاکید کردهاند دولت یازدهم قصد توسعه این منطقه را دارد.
با توجه به نزديكي اين منطقه به بندر چابهار و استقرار آن در سيستان و بلوچستان اين احساس وجود دارد كه دولت ضمن توسعه چابهار و مكران قصد فقرزدايي از منطقه سيستان و بلوچستان را نيز در دستور كار قرار دارد. آيا اين انتخاب درستي براي توسعه منطقه در شرايط حاضر است؟
يك موسسه تحقيقاتي اقتصادي در اين باره ترديد دارد و دلايل و استنادات خود را نيز در ماهنامه شماره ۱۹ «امنيت و اقتصاد» درج كرده است.
در اين نوشته آمده است: برنامهريزان كشور در حال تدوين برنامه ششم توسعه با رويكرد آمايش سرزمين هستند. در اين برنامه، سه منطقه به عنوان موتور محرك توسعه در نظر گرفته شده است. اولويت نخست دستگاه برنامهريزي سواحل مكران و خليج فارس، اولويت دوم، منطقه زاگرس مركزي و اولويت سوم، در محور شرق است. مهمترين فعاليتهاي در نظر گرفته شده در مناطق يادشده، فعاليتهاي معدني و صنايع معدني، به ويژه فولاد، پتروشيمي، گردشگري، فناوري اطلاعات و ارتباطات، ميادين مشترك نفت و گاز و حمل و نقل ريلي، را دربر ميگيرد تا از اين طريق در پايان برنامه ششم شاهد وضعيت مناسبتر جغرافياي فضايي كشور باشيم. از آنجا كه اولويت نخست نظام تدبير و برنامهريزي سواحل مكران و خليج فارس است، اين سوال ايجاد ميشود كه آيا انتخاب فعاليتهاي صنعتي، در سواحل مكران و خليج فارس ميتواند در كاهش فقر و محروميت و تامين امنيت استان سيستان و بلوچستان مثمرثمر باشد و از اين گذر منطقه مكران را به موتور محرك توسعه كشور تبديل كند؟
بررسيهاي به عمل آمده در استان سيستان و بلوچستان و منطقه مكران حكايت از اين حقيقت دارد كه منطقه مزبور داراي يك بافت روستايي بوده و فعاليت عمده اين استان و نيروي كار شاغل در اين استان بيشتر در بخش كشاورزي متمركز است. همچنين از لحاظ سطح تحصيلات، افراد شاغل و جوياي كار، بيشتر در سطح ابتدايي تا ديپلم قرار دارند. در واقع، سهم زيادي از افراد شاغل و جوياي كار استان سيستان و بلوچستان فاقد سواد تخصصي (تحصيلات دانشگاهي) هستند. از اين رو فعاليتهاي صنعتي و به ويژه صنايع فولاد و پتروشيمي كه نيازمند تخصصهاي خاص است نميتواند موجبات توسعه و از بين بردن محروميت را در اين مناطق فراهم كند، زيرا اين صنايع از يك سو، اشتغالزايي كمي را ايجاد ميكنند (زيرا اين صنايع سرمايهبر هستند) و از سوي ديگر، به علت نياز اين صنايع به تخصص خاص و فقدان آن در افراد قومي ساكن در استان، در عمل همان اشتغالزايي اندك نصيب نيروي كار بومي استان نميشود و ناگزير بايد از نيروهاي متخصص ديگر استانها در اين صنايع استفاده كرد. اين مساله به افزايش اندك مشاركت افراد بومي استان در توسعه آن كمك ميكند، به علت ورود نيروهاي متخصص از ديگر استانها، فاصله و شكاف طبقاتي مردمان اين استان را با ساير استانها افزايش ميدهد.
از آنجا كه برنامهريزي آمايش سرزمين بايد بر اساس قابليتهاي هر استان صورت گيرد، از اين رو برنامهريزي آمايش سرزمين در استان سيستان و بلوچستان و منطقه مكران در كوتاهمدت بايد متمركز بر فعاليتهاي كشاورزي باشد و سعي شود كه كشاورزان در اين منانطق از كشاورزي معيشتي به سمت كشاورزي صنعتي حركت كنند و در ميانمدت كنار فعاليتهاي كشاورزي، صنايع تبديلي و تكميلي كشاورزي در استان داير شود. در نهايت، در بلندمدت (بازه زماني ۱۰ ساله) بايد با آموزش افراد بومي استان به سمت آموزشهاي تخصصي حركت و منطقه مكران را براي پذيرش صنايعي مانند صنايع فولاد و پتروشيمي آماده كرد. تنها در اين حالت است كه ميتوان به اهداف آمايش سرزمين در برنامه ششم توسعه دست يافت. در غير اين صورت، برنامه ششم نيز مانند برنامه پنجم و برنامههاي توسعه قبل در موضوع آمايش سرزمين راه به جايي نخواهد برد و دستاوردي نخواهد داشت.
يك موسسه تحقيقاتي اقتصادي در اين باره ترديد دارد و دلايل و استنادات خود را نيز در ماهنامه شماره ۱۹ «امنيت و اقتصاد» درج كرده است.
در اين نوشته آمده است: برنامهريزان كشور در حال تدوين برنامه ششم توسعه با رويكرد آمايش سرزمين هستند. در اين برنامه، سه منطقه به عنوان موتور محرك توسعه در نظر گرفته شده است. اولويت نخست دستگاه برنامهريزي سواحل مكران و خليج فارس، اولويت دوم، منطقه زاگرس مركزي و اولويت سوم، در محور شرق است. مهمترين فعاليتهاي در نظر گرفته شده در مناطق يادشده، فعاليتهاي معدني و صنايع معدني، به ويژه فولاد، پتروشيمي، گردشگري، فناوري اطلاعات و ارتباطات، ميادين مشترك نفت و گاز و حمل و نقل ريلي، را دربر ميگيرد تا از اين طريق در پايان برنامه ششم شاهد وضعيت مناسبتر جغرافياي فضايي كشور باشيم. از آنجا كه اولويت نخست نظام تدبير و برنامهريزي سواحل مكران و خليج فارس است، اين سوال ايجاد ميشود كه آيا انتخاب فعاليتهاي صنعتي، در سواحل مكران و خليج فارس ميتواند در كاهش فقر و محروميت و تامين امنيت استان سيستان و بلوچستان مثمرثمر باشد و از اين گذر منطقه مكران را به موتور محرك توسعه كشور تبديل كند؟
بررسيهاي به عمل آمده در استان سيستان و بلوچستان و منطقه مكران حكايت از اين حقيقت دارد كه منطقه مزبور داراي يك بافت روستايي بوده و فعاليت عمده اين استان و نيروي كار شاغل در اين استان بيشتر در بخش كشاورزي متمركز است. همچنين از لحاظ سطح تحصيلات، افراد شاغل و جوياي كار، بيشتر در سطح ابتدايي تا ديپلم قرار دارند. در واقع، سهم زيادي از افراد شاغل و جوياي كار استان سيستان و بلوچستان فاقد سواد تخصصي (تحصيلات دانشگاهي) هستند. از اين رو فعاليتهاي صنعتي و به ويژه صنايع فولاد و پتروشيمي كه نيازمند تخصصهاي خاص است نميتواند موجبات توسعه و از بين بردن محروميت را در اين مناطق فراهم كند، زيرا اين صنايع از يك سو، اشتغالزايي كمي را ايجاد ميكنند (زيرا اين صنايع سرمايهبر هستند) و از سوي ديگر، به علت نياز اين صنايع به تخصص خاص و فقدان آن در افراد قومي ساكن در استان، در عمل همان اشتغالزايي اندك نصيب نيروي كار بومي استان نميشود و ناگزير بايد از نيروهاي متخصص ديگر استانها در اين صنايع استفاده كرد. اين مساله به افزايش اندك مشاركت افراد بومي استان در توسعه آن كمك ميكند، به علت ورود نيروهاي متخصص از ديگر استانها، فاصله و شكاف طبقاتي مردمان اين استان را با ساير استانها افزايش ميدهد.
از آنجا كه برنامهريزي آمايش سرزمين بايد بر اساس قابليتهاي هر استان صورت گيرد، از اين رو برنامهريزي آمايش سرزمين در استان سيستان و بلوچستان و منطقه مكران در كوتاهمدت بايد متمركز بر فعاليتهاي كشاورزي باشد و سعي شود كه كشاورزان در اين منانطق از كشاورزي معيشتي به سمت كشاورزي صنعتي حركت كنند و در ميانمدت كنار فعاليتهاي كشاورزي، صنايع تبديلي و تكميلي كشاورزي در استان داير شود. در نهايت، در بلندمدت (بازه زماني ۱۰ ساله) بايد با آموزش افراد بومي استان به سمت آموزشهاي تخصصي حركت و منطقه مكران را براي پذيرش صنايعي مانند صنايع فولاد و پتروشيمي آماده كرد. تنها در اين حالت است كه ميتوان به اهداف آمايش سرزمين در برنامه ششم توسعه دست يافت. در غير اين صورت، برنامه ششم نيز مانند برنامه پنجم و برنامههاي توسعه قبل در موضوع آمايش سرزمين راه به جايي نخواهد برد و دستاوردي نخواهد داشت.