در آرزوی روشهای احمدینژادی محمدصادقجنانصفت
آنچه اما از سوی برخی رسانهها، افراد و نهادهای خاص به عنوان نقد دولت در حوزه اقتصاد میخوانیم و میشنویم، بیش از آنکه بر پایه دانش اقتصاد و از جنس دلسوزی و کارشناسانه باشد، از جنس سیاست خشن است. منتقدان دولت در میدان اقتصاد بویژه افراطیون منتقد دولت حرفهایی میزنند که در یک جمله میتوان آنها را از جنس حسرت و آرزوی روشهای دولت نهم و دهم دانست. روش دولتهای نهم و دهم در میدان اقتصاد بر پایه رفتارشناسی رئیس آن دولتها اینگونه بود که حرف زده شده را همان آرزوی رخ داده میپنداشت و آنقدر بر این روش پافشاری کرد که شهروندان و بویژه گروههای خاص آن را بپذیرند و تأکید کنند که آن آرزو واقعاً لباس عمل پوشیده است.
به طور مثال و در شرایطی که نرخ هر دلار امریکا از مرز ۳ هزار تومان عبور کرده بود و دولت نیز این را میدید و میفهمید، اما رئیس دولت چشم در چشم مردم از تلویزیون میگفت قیمت هر دلار بیشتر از ۹۰۰ تومان نیست و من آن نرخ را پایین میکشم. علاقهمندان و دلسوزان سینهچاک به این مرز و بوم هرگز یادشان نمیرود که رئیس دولت دهم نرخ رشد ۶ درصد منفی سال ۱۳۹۱ را ۷ درصد مثبت اعلام میکرد. این روزها گروههایی هستند که روش و منش دولتهای پیشین (نهم و دهم) را میخواهند جایگزین منطق و خرد اقتصادی کنند. این گروهها ناگهان میخواهند رکود اقتصادی تبدیل به رونق شود و الزامهای آن را هم نمیبینند و نمیپذیرند. این منتقدان عجیب از دولت میخواهند به زور و از هر راهی بانکهای ایران را وادار کنند که نرخ بهره را مثل دولت قبلی ناگهان کاهش دهد و جیب کسانی که منتظر این دستورند تا سپردهها را به نهاد و مؤسسه خود جذب کنند، پرپول شود و یادشان رفته است که کاهش نرخ سود به طور دستوری چه رانت و فسادی را ایجاد کرده است که هنوز ادامه دارد.
این افراد و نهادها دلواپس روشهای مختص کسانی که تحریم فروش نفت را مثلاً دور زده و پولهای ملت و دولت را به جاهای ناشناس و حسابهای خود میریختند، شدهاند. این منتقدان غیرکارشناس که دانش اقتصاد آنها را اذیت میکند و مچشان را باز میکند، بدون توجه به اینکه کشورهای رقیب ایران در منطقه چه بازیهای خطرناکی برای ایران طراحی کرده و عدهای نقشه آنها را عامدانه یا از سر سهو در داخل پیاده میکنند، از دولت میخواهند مناسبات اقتصادی را با خاور و باختر دنیا قیچی کند و توجه ندارند که این همان خواسته رقباست. کاش دولت یازدهم اندکی جسارت و شجاعت در زمینه پاسخگویی به این انتقادها را بخشی از وظایف خود تلقی کرده و بدون محافظهکاری، نقد نقدهای تهی از دانش را در دستور کار قرار دهد. شهروندان باید بدانند که منتقدان افراطی دولت به جای بازی در میدان سیاست و دیپلماسی که آنها را باختهاند، به جایی آمدهاند که یاران دیروزشان آنها را تخریب کردهاند.