پنهان شدن پشت مردم برای حذف متخصصان
به گزارش ساعت ۲۴، رسول نمازی، استاد دانشگاه در پاریس به مناسبت برگزاری همهپرسی در انگلستان برای جدایی از اتحادیه اروپا در صفحه فیسبوك خود این رفتار پوپولیستی را نكوهش كرده و معتقد است رجوع به آرای مستقیم مردم برای تایید یا نپذیرفتن یك مساله بسیار تخصصی فریفتن مردم است زیرا شهروندان مستاصل به حرف احزاب كه این كار زندگی مادی آنها را بهتر میكند اطمینان میكند. مرتضی مردیها، استاد جامعهشناسی در ایران نیز در نوشتهای كوتاه رفتار چپگرایان در قالب پوپولیسم را نقد كرده است در ادامه میخوانید:
فریب مردم
این ماه در پاریس كلاسی با عنوان «انتخابات و افكار عمومی» تدریس میكردم. موضوع جلسه اول «اصول حكومت دموكراتیك» بود. محتوای بحث این بود كه بنیانگذاران حكومتهای مدرن غربی (انگلستان، فرانسه، امریكا) در قرون ۱۷ و ۱۸ تاكید داشتهاند كه رژیمهای مورد نظر آنها به هیچوجه دموكراتیك نیستند. آنها طرفدار «جمهوری» بودند و نه دموكراسی. از نظر آنها دموكراسی حكومت ناقصی است كه به ویژه در یونان باستان مشاهده میشد؛ حكومتی كه مردم در آن به صورت مستقیم حكومت میكردند. از نظر انقلابیون قرن ۱۷ و ۱۸ میبایست به جای دموكراسی، جمهوری یا رژیم نمایندگی برقرار ساخت كه در آن «نمایندگانِ مردم» بجای خود مردم حكومت كنند. از نظر آنها افراد عادی توانایی و دانش حكومت و تصمیمگیری سیاسی را ندارند و علاوه بر این به سرعت و سادگی تحت تاثیر آرای غیرمنطقی و احساساتِ غیر قلانی قرار میگیرند. متاسفانه در قرن اخیر و به ویژه چند دهه گذشته این ایده فراموش شده است. در دموكراسیهای غربی هر روز نقش مستقیم مردم در مسائل سیاسی افزایش مییابد ــ این مساله بویژه در مفهوم نظرسنجی و افكار عمومی (موضوع دیگرِ كلاس) دیده میشود. اما مهمتر از همه مساله رفراندوم است كه اخیرا در غرب رایج شده است. در سالهای اخیر یك رفراندوم در انگلستان درباره استقلال اسكاتلند برگزار شده است و به زودی رفراندوم دیگری درباره عضویت اتحادیه اروپا برگزار میشود. در هر دو مورد درستی نظر تئوریسینهای جمهوریخواه و منتقد دموكراسی را مستقیم دیدهام. از مردم سوال میكنند كه آیا میخواهید عضو اتحادیه اروپا باشید یا نه. تعداد كسانی كه طرفدار خروج از اتحادیه هستند در نظر سنجیها رو به افزایش است. اما كافی است نگاهی به استدلالهای ارایه شده بیندازید؛ هیچكدام با واقعیات انطباق ندارند. برای مثال بسیاری تصور میكنند خروج از اتحادیه اروپا منافع اقتصادی برای صاحبان موسساتِ كوچك اقتصادی به همراه دارد. اما اینها متوجه نیستند كه فراوانی نیروی كار در انگلستان به دلیل مهاجرت شهروندان كشورهای اتحادیه است. اگر انگلستان از اتحادیه اروپا خارج شود این نیروی كار هم وجود نخواهد داشت و هزینه بنگاههای كوچك بسیار بالا خواهد رفت. همین كاهش رشد اقتصادی وضع را برای اقشار پایین هم دشوار خواهد ساخت. منشأ این اشتباهات ساده است: اصولا شهروندِ عادی توانایی علمی قضاوت درباره مسائل اقتصادی معمولی را هم ندارد چه رسد به مسائل پیچیدهای مثل تاثیر بودجههای كشاورزی بر رشد اقتصادی انگلستان. فرار سرمایه از بازار سهام انگلستان در چند هفته اخیر خارقالعاده بوده است ــ صد میلیار دلار در چهار روز! اگر انگلستان از اتحادیه اروپا خارج شود وضعیت اقتصادی بسیار دشوار خواهد شد. اما این چیزی است كه شهروند عادی از فهمِ آن ناتوان است. به جای اینكه نمایندگان و متخصصان اقتصادی درباره چنین مسائلی نظر دهند كار افتاده است دستِ عدهای مردم فریب كه به راحتی مردمِ عادی را گمراه میكنند. هرچیزی در اندازه معتدلِ آن خوب است، از جمله مشاركتِ مردم در سیاست.
دیدگاه مرتضی مردیها
جریانهای چپ دشمن الیتسم هستند، چرا؟ برای اینکه حنایشان پیش آنها رنگ ندارد. مدافع عوام هستند، چون به راحتی میشود آنها را با چند شعار خوش نما برانگیخت و همچون ارتشی به جان نظم مستقر انداخت. بزرگترین بیاخلاقی چپ پنهان شدن پشت اخلاق حمایت از انسانیت و ضعفا و... است. کمترین نمونهاش فرانسه حال حاضر سوسیالیست که با آن شعارهای مصادرهگون به قدرت رسید و اینک همان لوایحی را به مجلس میبرد که در زمان حاکمیت حزب رقیب چنان تظاهراتی را علیه آن برانگیخت. حتی اولان هم میتواند بفهمد مشکل اقتصاد با شعارهای عوامپسند حل نمیشود ولی بیاخلاقی به او کمک میکند با شعار حمایت از ضعفا به قدرت برسد ولی همان راه سلف را ادامه دهد، به سادگی به این دلیل که راهی جز آن وجود ندارد. نمونه دومش هم یونان.