کد خبر 183151
۱۳۹۵/۰۵/۱۷ ۱۴:۲۸

دور خبیث سایه افکنده بر رسانه‌های مکتوب ایران

ساعت 24- دنیای امروز، دنیای دگرگونی‌های پرشتاب، ژرف و آنی است. در این دنیای پر از رقابت نفس‌گیر برای نان و آزای و شگفتی‌هایی که فناوری‌های مدرن اطلاعات و پردازش‌های آن می‌آفریند و در فضایی که اخبار، گزارش، تحلیل از هر سوی جهان با سرعت برق و باد تولید و در چشم به‌هم‌زدنی از راه امواج به دست مردم می‌رسد، رسانه‌های قدیمی و روزنامه‌نگاران چه روزگاری دارند؟
دور خبیث سایه افکنده بر رسانه‌های مکتوب ایران
به گزارش ساعت 24، کشوری مثل ایران که هنوز وزارت ارشادی دارد که «امتیاز» رسانه می‌دهد و مخالفان سرسختی در نهادهای محافظه‌کار با همین «امتیازها» خودنمایی می‌کند. روزنامه و روزنامه‌نگار به عنوان پاره‌ای از دنیای رسانه‌ها به کدام سو می‌روند؟ آنهایی که همانند من به رسانه مکتوب علاقمندند و هر روز در کیوسک‌های عجیب توزیع روزنامه شاهد خاک خوردن انواع و اقسام روزنامه‌ها در ساعت‌های پایانی روز هستند، به احتمال زیاد غصه می‌خورند و دلشان می‌خواهد کاری کنند. اما با جرات می‌توانم بگویم که کار از کار گذشته است. برای اینکه بتوانم حرف‌هایم را در کوتاه‌ترین عبارات بنویسم چند نکته را یادآور می‌شوم:

1- نظام سیاسی ایران به لحاظ گرایش‌های سیاسی «درون نظام» هم با چندپارگی مواجه شده است و هر روز بر واگرایی دو جناح اصلی سیاسی اضافه می‌شود. این چندپارگی «درون نظام سیاسی» به مرور آثار و پیامدهایش را بر نظام رسانه‌ای برجا گذاشته و شاهد آن هستیم. هم‌اکنون دو دسته رسانه به ویژه روزنامه داریم. رسانه‌هایی که به اصولگرایان تعلق دارند و حرف و خواست آنها را مطرح کرده و منتقد سرسخت اصلاح‌طلبان و دولت مستقرند. این دسته از روزنامه‌ها و رسانه‌ها به لحاظ مالکیت عموما در اختیار نهادهای عمومی غیردولتی هستند و مالک شخصی ندارند. برخی از آنها مثل همشهری و جام‌جم به لحاظ مالکیت جزو نهادهای عمومی‌اند اما جهت‌گیری آنها از طرف طیف‌های گوناگون اصولگرا تعیین می‌شود. برخی روزنامه‌ها و رسانه‌ها نیز با منابع مالی نهادهای نظامی تاسیس شده‌اند که طیف اصولگرایان آنها را اداره می‌کنند. مجادلات برای کسب قدرت موجب شده است که اصلاح‌طلبان بخواهند روزنامه‌ای داشته باشند، اما به لحاظ تیراژ و شماره و سابقه و کارنامه هنوز قطب بزرگی نشده‌اند.

2- با توجه به روند فضای سیاسی ایران از نیمه دوم دهه 1370 تا امروز، شاهد تضعیف بیشتر نظام رسانه‌های مکتوب هستیم. واقعیت این است که محدودیت رسمی، غیررسمی اعمال شده از طرف بخش‌هایی از حکومت و خودسانسوری مدیران مسوول و سردبیران روزنامه‌ها، «جنس» روزنامه‌ها برای خواننده «جور» نیست. به این معنی که خوانندگان و علاقمندان روزنامه‌ها می‌دانند که نباید دنبال خبرهای غیرمتعارف، جنجالی، خارج از عرف و محدودیت باشند و به همین دلیل از خرید امتناع می‌کنند. وقتی سبد فروش روزنامه‌ها خالی است برای کسب درآمد ناگزیر به سوی جذب آگهی و رپرتاژ آگهی می روند و با توجه به رکود گسترده که منابع آگهی‌دهنده را نیز ضعیف کرده است با قیمت‌های پایین و پذیرفتن شرایط بنگاه‌های غول‌پیکر مواجه می‌شوند. درآمد پایین روزنامه‌ها موجب شده است که توانایی جذب نیروهای ورزیده، باسابقه و بلندپرواز را از دست بدهند و به نیروهای روزنامه‌نگاری که به هر حال می‌توانند با دستمزد پایین فعالیت کنند اتکا کنند. این یک دور خبیث شده است که روزنامه‌ها درآمد ندارند، پس حقوق و مزد پایین می‌دهند و روزنامه‌نگاران ورزیده پدیدار نمی‌شوند چون مزیت‌ مادی خوبی نیست که به روزنامه‌ها بروند و این دور خبیث روزنامه‌ها را به سوی رکود می‌کشاند. برخی از روزنامه‌نگاران قدیمی‌تر هم با محدودیت نوشتن مواجه‌اند و مدیران مسوول روزنامه‌ها هم نیز علاقه‌ای ندارند تا برای خود دردسر درست کنند و به این ترتیب روزنامه‌ها خالی از تجربه شده است و دانش کافی به بدنه رسانه‌ای منتقل نمی شود.

3- سرانجام باید به اثرات گسترده، شگفت‌انگیز و هنوز ناشناس رسانه‌ای مدرن و شبکه‌های اجتماعی که هر روز در رقابت میان خود گام‌های بلندی برای حذف رسانه‌های قدیمی برمی‌دارند اشاره کرد. روزی بود که صاحبان سایت‌های اینترنتی به روزنامه‌ها فخر می‌فروختند که خبرهای کهنه به خورد خواننده می‌دهند، اما آنها نیز اکنون زیر تیغ رسانه‌های جدید و لحظه‌ای قرار گرفته‌اند و کهنه‌فروش به حساب می‌آیند.

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک