کد خبر 185591
۱۳۹۵/۰۵/۲۰ ۱۷:۲۹

تحولات سیاسی اروپا بعد از جنگ جهانی نخست

جنگ جهانی اول زندگی مردم اروپا را در تمامی ابعاد دست خوش تغییرات عمیقی ساخت و بر نظام سیاسی جهان نیز عمیقاً اثر گذاشت. میلیون ها کشته و میلیون ها زخمی و بی کار و قبل از هر چیز بیهودگی جنگ بر روان مردم اثر گذاشت و آن ها را نسبت به قیود اخلاقی بی اعتنا ساخت.
آثار جنگ بر زندگی سیاسی اروپا

جنگ جهانی اول زندگی مردم اروپا را در تمامی ابعاد دست خوش تغییرات عمیقی ساخت و بر نظام سیاسی جهان نیز عمیقاً اثر گذاشت. میلیون ها کشته و میلیون ها زخمی و بی کار و قبل از هر چیز بیهودگی جنگ بر روان مردم اثر گذاشت و آن ها را نسبت به قیود اخلاقی بی اعتنا ساخت. روی آوری به سرگرمی های بی محتوا، رقص ها و موسیقی های بیگانه با فرهنگ آن ها «تانگو، جاز» و بالأخره زندگی مصرفی نشانه ی بی قیدی آن ها به امور اخلاقی و آداب دست و پا گیر اجتماعی بود. مشاکرت زنان درامور امور اجتماعی و استقلال اقتصادی آن ها نیز تأثیرات زیادی در روابط اجتماعی و خانوادگی بر جای نهاد. هنر نیز از این رهگذر بی بهره نبود. گرایش به هنر سورآلیسم و فرار از واقعیات و بی پروا «داداییسم» ره آورد جنگ در زمینه ی هنر بود. در طرف دیگر ادبیات اومانیسم و بیزاری از جنگ و موعظه انسان ها به برادری و دوستی شکل می گرفت و این نقطه نظرهای متفاوت به غنای فکری جامعه کمک می کرد که موضوع بحث ما نیست.(7)
ما در این قسمت به بررسی اجمالی آثار جنگ بر زندگی سیاسی اروپا می پردازیم.
الف) تغییر نقشه سیاسی اروپا: آشکار ترین اثر جنگ در اروپا تغییر کلی نقشه ی سیاسی این قارده بود. چنان که در قسمت قبل ملاحظه شد کشورهای جدیدی از تجزیه امپراطوری های بزرگ مغلوب به وجود آمدند که می توان آن را به پیروزی ناسیونالیسم حقوق «در مقابل ناسیونالیسم رمانتیک» تعبیر کرد. چهار امپراطوری بزرگی که در سال 1914 مراکز ثقل قدرت به حساب می آمدند در سال 1920 از نقشه جهان محو شده بودند «آلمان، اطریش – مجارستان، روسیه و عثمانی» و در عوض دولت های کوچک تری مثل یوگسلاوی، چکسلواکی، لهستان و فنلاند پا به عرصه ی وجود گذاشتند و کشورهایی مثل رومانی، ایتالیا توسعه بیشتری یافتند. از تجزیه امپراطوری عثمانی نیز کشورهای امروزی خاورمیانه ی عربی شکل گرفتند.
ب) تغییر رژیم های سیاسی: یکی دیگر از نتایج جنگ سقوط رژیم های اریستوکراتیک بود. یعنی علاوه بر زوال امپراطوری های بزرگ رژیم های امپراطوری نیز سقوط کردند و به جای آن رژیم های دموکراسی پا گرفتند. در واقع دومین موج قرن نوزدهم یعنی دموکراسی نیز که در آغاز به صورت لیبرالیسم ظهور کرد به پیروزی رسید. غیر از روسیه که در آن به جای استبداد رمانف ها دیکتاتوری پرولتاریا پا گرفت در سایر کشورهایی که با نظام امپراطوری اداره می شدند نظام های جمهوری مستقر گردید. در آلمان به دنبال انقلاب 9 نوامبر 1918 برلن و تشکل شوراهای کارگری رژیم جمهوری نیز اعلام گردید و پرنس ماکس دوباد(8) که از طرف گیوم دوم امپراطور آلمان مأمور تشکیل کابینه ای ایتلافی مرکب از تمام نیروهایی شده بود که در مجلس نماینده داشتند «این حرکت به دنبال فشار ویلسن صورت پذیرفته بود»
مجبور به استعفا شد و قدرت را به رابرت(9) رهبر حزب سوسیالیست واگذار نمود. روز 11 نوامبر امپراطور به هلند فرار کرد و به چند قرن حکومت خانواده هوهن زولرلن پایان داد. به دنبال آن جمهوری جدید که به جمهوری وایمار مشهور است قرار داد متارکه زنند(10) را با متفقین امضاء نمود. پارلمان جدید که در وایمار مستقر شده بود سعی نمود آزادی های فردی را توسعه داده و حق رأی زنان را نیز به رسمیت بشناسد و رییس جمهور نیز با آراء عمومی انتخاب شود. اطریش نیز به سرنوشت مشابهی گرفتار شد. پس از آن که شورای ملی پراگ تولد و استقلال دولت چکسلواکی را اعلام کرد و اسلاوهای جنوب نیز به صربستان «که می رفت تا به دولت یوگسلاوی تبدیل شود» پیوستند و مجارستان نیز استقلال کامل خود را اعلام کرد نمایندگان ایالات آلمانی اطریش تشکیل یک مجمع ملی داده و جمهوری اطریش را اعلام کردند و امپراطور شارل اول نیز روز 12 نوامبر یعنی یک روز پس از فرار امپراطور آلمان استعفا و به کار یکی از قدیمی ترین خانواده های امپراطوری اروپا یعنی سلسله ها بسبورگ خاتمه بخشید. هم چنین جنگ جهانی نقطه ی پایانی بر امپراطوری عثمانی و تجزیه آن تنها به منزله ی فیصله مسأله شرق و آزادی کشورهای عربی نبود بلکه هم چنین بستن فصلی از تاریخ و الغای خلافت اسلامی نیز بود. در سال 1912 عثمانی عملاً از متصرفات خود در اروپا چشم پوشیده بود ولی در سال 1920 سه چهارم متصرفات آسیایی خود را نیز از دست داد. کشور جدید جمهوری ترکیه که بر خرابه های امپراطوری عثمانی پاگرفت فقط به آسیای صغیر محدود شد و کشورهای عراق، سوریه، اردن، لبنان و فلسطین بر اثر این تجزیه پا به عرصه وجود نهادند.
در مجموع علاوه بر آن که استقرار جمهوری در آلمان و اطریش سبب توسعه ی نظام دموکراسی در جهان شد، در فرانسه و انگلستان و ایتالیا نیز اصلاحاتی در جهت توسعه کیفی دموکراسی به عمل آمد. فکر تأسیس جامعه ملل نیز چیزی جز جهانی کردن سیستم دموکراسی پارلمانی نبود که حداقل از جنبه ی نظری خود قدمی در راه پیروزی مشی مبتنی بر حقوق و قانون نسبت به زور در روابط بین الملل محسوب می شد.

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک