مردهمسرکش:ژاله از یک ماشین مدل بالا پیاده شد؛ دیگر طاقت نیاوردم و او را کشتم
متهم گفت: ١٢ سال قبل بود که با ژاله ازدواج کردم و پسری ١٠ساله دارم. من راننده آژانس بودم و بعد از تولد فرزندم مجبور بودم زمان بیشتری کار کنم. مدتی که گذشت، همسرم مدام همراه دوستانش به میهمانی میرفت.
وقتی هم به خانه میرسید، پرخاشگری میکرد. هرچه تلاش کردم مانع رفتن او به این جشنها شوم، فایده نداشت تا اینکه متوجه شدم دوستانش او را به مصرف شیشه معتاد کردهاند. اعتیاد همسرم به شیشه و روابطی که برقرار کرده بود، خیلی من را اذیت میکرد؛ او با مردان زیادی رابطه داشت. این موضوع را به یکی از اعضای خانوادهاش هم گفته بودم. من میخواستم همسرم در زندگی با من بماند چون ما یک پسر داشتیم و اگر جدا میشدیم، برای پسرمان بد میشد به همین دلیل به همسرم پیشنهاد دادم مدتی جدا از هم زندگی کنیم تا او حالش خوب شود و دوباره برگردد اما این روش هم فایدهای نداشت. تا اینکه روز حادثه وقتی داشتم از سر کار برمیگشتم، همسرم را دیدم که مقابل در خانه از یک ماشین مدلبالا پیاده شد. راننده مرد غریبهای بود. همسرم رفتار ناشایستی از خودش نشان داد و بعد هم به خانه رفت. آنقدر از این موضوع ناراحت شدم که نتوانستم خود را کنترل کنم. وقتی به خانه رفتم، با یک شال او را خفه کردم و بعد هم جسدش را به اطراف دماوند بردم و در آنجا رها کردم.
با توجه به ادعایی که این مرد مطرح کرده بود، مأموران از اعضای خانواده ژاله هم بازجویی کردند و یکی از آنها تأیید کرد به خاطر روابط ژاله درگیریهایی بین این زوج بوده است. با توجه به مدارک بهدستآمده کیفرخواست علیه متهم صادر شد و پرونده برای رسیدگی به شعبه چهار دادگاه کیفری استان تهران رفت.
بعد از اینکه نماینده دادستان از کیفرخواست دفاع کرد و اولیای دم نیز درخواست قصاص خود را مطرح کردند، متهم در جایگاه حاضر شد. او یک بار دیگر اعترافات قبلیاش را تکرار کرد و گفت: وضعیت زندگی من آنقدر به هم ریخته است که حالا پسرم که ١٢ساله است در بهزیستی زندگی میکند. من پدر و مادر ندارم و مجبور شدم فرزندم را به خواهرم بسپرم و او هم چون نمیتوانست از بچه نگهداری کند، پسرم را به بهزیستی سپرد. اگر ژاله دست از اعتیاد و رفتارهای غیراخلاقی و بیشرمانهاش بر میداشت، هیچکدام از این اتفاقات نمیافتاد.
با پایان جلسه رسیدگی هیئت قضات برای صدور رأی دادگاه وارد شور شدند.
شرق