کدام جریان فکری برنامه ششم را آماده میکند
محمدصادق جنانصفت
روز 6 مهرماه 1316 بود كه نشست 18 ماهه شوراي اقتصاد به رياست ابوالحسن ابتهاج به اين نتيجه رسيد كه «كميسيون دايمي برنامه» تشكيل شود. اين كميسيون نخستين برنامه عمراني را تهيه و تقديم هيات دولت كرد. اما فقط در 1327 بود كه جنگ تمام شده و ايران نيز توانست در 14 ارديبهشت ماه اين سال گزارشي تهيه و در بهمن 1327به تصويب مجلس وقت رسيد. اين برنامه توسط كساني تهيه شد كه بعدها سازمان برنامه و بودجه را تاسيس كردند. از آن پس تا سال 1356، چهار برنامه عمراني ديگر توسط سازمان برنامه و بودجه تهيه و به تصويب دولت و مجلس رسيد. درباره فلسفه سياسي و ديدگاه اقتصادي حاكم بر برنامههاي عمراني تهيه شده در سالهاي 1327 تا 1356 مقاله، گزارش و خاطرهگويي پرشماري صورت پذيرفته است. پس از پيروزي انقلاب اسلامي در بهمن 1357، تدوين برنامه از سال 1362 در دستور كار قرار گرفت اما در سال 1368 بود كه برنامه اول در سازمان برنامه و بودجه تدوين و تصويب و اجرا شد. در حالي كه اداره اقتصاد كشور بر اساس قانون برنامههاي پنج ساله به مثابه استراتژي قرار دارد، تدوين برنامه ششم توسعه پس از انقلاب اسلامي در دستور كار قرار دارد. در حالي كه حرف و حديث درباره تدوين برنامه ششم توسعه از اين طرف و آن طرف شنيده ميشود. محمدباقر نوبخت معاونت برنامهريزي و نظارت رييس جمهور در اين باره چندين بار خبررساني كرده است. درباره برنامه ششم توسعه چند نكته را يادآور ميشوم:
1- آيا اداره اقتصاد كشور مطابق با قانون برنامههاي 5 ساله كه مهر تاييد مجلس و شوراي نگهبان و دولت را دارد همچنان يك ضرورت تمام عيار است. در حالي كه اكثريت فعالان اقتصادي و اقتصاددانان و كارشناسان معتقدند برنامههاي 5 ساله توسعه هرگز با كاميابي همراه نبوده است و مجريان در طول اجراي برنامه، بخشهايي از آنها را ناديده ميگيرند و دست آخر آنچه كه در برنامه آمده است مورد غفلت واقع ميشود، آيا بايد اين كار را ادامه داد؟
2- واقعيت اين است كه رويكرد استراتژيك تدوين كنندگان برنامههاي توسعه به اقتصاد در ماهيت آن بسيار موثر است. تدوينكنندگان نخستين برنامههاي توسعه جهتگيريهاي كلان و محتوايي برنامه را براي يك دوره معين مشخص ميكنند و بررسيكنندگان در دولت، مجلس و نهادهاي ديگر فقط ميتواند مصداقها را تغيير دهند. در صورتي كه برنامهريزان اوليه توانايي كافي در شناخت جامعه و توزيع قدرت را نداشته و اين شناخت را در معادلان نگنجانند. فضا براي تدوين يك برنامه منسجم روشن نخواهد بود. پرسش اين است كه رييسجمهور حسن روحاني كدام گروه از ياران خود را براي تعيين ماهيت برنامه و تدوين آن در كانون توجه قرار دارد. بديهي است كه انتخاب آقاي محمدباقر نوبخت به عنوان تدوينكننده اصلي برنامه با انتخاب آقاي نيلي يا آقاي نجفي ميتواند تفاوتهاي اساسي ايجاد كند. تدوينكننده اصلي برنامه ششم كدام جريان فكري خواهد بود؟
1- آيا اداره اقتصاد كشور مطابق با قانون برنامههاي 5 ساله كه مهر تاييد مجلس و شوراي نگهبان و دولت را دارد همچنان يك ضرورت تمام عيار است. در حالي كه اكثريت فعالان اقتصادي و اقتصاددانان و كارشناسان معتقدند برنامههاي 5 ساله توسعه هرگز با كاميابي همراه نبوده است و مجريان در طول اجراي برنامه، بخشهايي از آنها را ناديده ميگيرند و دست آخر آنچه كه در برنامه آمده است مورد غفلت واقع ميشود، آيا بايد اين كار را ادامه داد؟
2- واقعيت اين است كه رويكرد استراتژيك تدوين كنندگان برنامههاي توسعه به اقتصاد در ماهيت آن بسيار موثر است. تدوينكنندگان نخستين برنامههاي توسعه جهتگيريهاي كلان و محتوايي برنامه را براي يك دوره معين مشخص ميكنند و بررسيكنندگان در دولت، مجلس و نهادهاي ديگر فقط ميتواند مصداقها را تغيير دهند. در صورتي كه برنامهريزان اوليه توانايي كافي در شناخت جامعه و توزيع قدرت را نداشته و اين شناخت را در معادلان نگنجانند. فضا براي تدوين يك برنامه منسجم روشن نخواهد بود. پرسش اين است كه رييسجمهور حسن روحاني كدام گروه از ياران خود را براي تعيين ماهيت برنامه و تدوين آن در كانون توجه قرار دارد. بديهي است كه انتخاب آقاي محمدباقر نوبخت به عنوان تدوينكننده اصلي برنامه با انتخاب آقاي نيلي يا آقاي نجفي ميتواند تفاوتهاي اساسي ايجاد كند. تدوينكننده اصلي برنامه ششم كدام جريان فكري خواهد بود؟