ضرورت ادامه دولتی از جنس دولت دوازدهم
اقتصاد ایران در توفان پوپولیسم غرق می شود
ساعت 24-اقتصاد به مثابه دانش پدیده ای زمان دار است به این معنا که تحولات آن در توالی هم قراردارند و نمی توان آنها را از هم جداکردو گفت حالا و از این زمان ببینیم چه شده است. سیاستمداران نیز این را خوب می فهمند و به همین دلیل است که وقتی قرار است در باره کسب و کار ایرانیان امروز صحبت شود آنها به سیاستهای اقتصادی رژیم گذشته اشاره و می گویند اگر در آن دوران چنین می شد الان چنان می شد.
r />
به همین دلیل است که کاندیداهای اصلاح طلب در مناظره ها وبرای نشان دادن تحولات به ناکارآمدی 8سال فعالیت احمدی نژاد تاکید دارند که با مقاومت کاندیداهای رقیب مواجه می شوند.این یک واقعیت تلخ است کهکارنامه محمود احمدی نژاد و حلقه نخست یارانش در 8 سال فعالیت در حوزه اقتصاد کلان تصویری ناروشن و پر از کژکارکردها و بیراهه روی ها را نشان می دهدو دست اندازهای پرشماری در مسیر اقتصاد ایران قرارداده است که هنوز دیده می شوند.پیامدهای ناراحت کننده کارکرد محمود احمدی نژاد بر زندگی، کسب و کار و معیشت ایرانیان مزه دهان ایرانی ها را هنوز تلخ نگه داشته است و نمی توانند از فشار این کارنامه ناروشن کمر راست کنند. بدترین رخداد این بوده و هست که شهروندان ایرانی قدرت خریدشان کاهش معناداری را تجربه کرده است. محاسبه کارشناسان نشان می دهد تولید ناخالص داخلی ایرانیان در صورت وقوع بهترین حالت ها و رشدهای نامناسب در سالهای اخیر باز هم به تولید ناخالص سرانه 1390 برنمی گردد که به معنای از دست دادن قدرت تولید و رفاه به مدت 7 سال است. به نظر می رسد کنار هم قرار دادن برخی واقعیت های غم انگیز، هر انسان علاقه مند به این مرز و بوم را در موقعیت ویژه ای قرار می دهد که از آن بوی بد ترس و ناامیدی برمی خیزد. برخی واقعیت ها را به طور خلاصه و بدون اولویت بندی در زیر می آوریم:
1- متأسفانه باید اعتراف کرد نظام بانکداری ایران فرسوده است و بخش هایی از شبکه بانکی شامل برخی از بانک های رسمی و احتمالاً همه مؤسسه های غیرمجاز کسری های قابل توجه در ترازنامه دارند و اگر قرار بر این باشد که ترازنامه آنها صاف و شفاف باشد و از دستکاری های رایج دور بماند، ارزش دارایی های آنها کمتر از ارزش بدهی آنهاست و راهی برای برطرف شدن این ناترازی دست کم در کوتاه مدت تصور نمی شود. درحال حاضر نزدیک 20 درصد از دارایی بانکهاو موسسه های اعتباری که هزاران میلیارد تومان از سپرده های شهروندان است در اختیار مؤسسه های غیرمجاز و البته قدرتمند است که کار را سخت تر می کند.این موسسه ها در8سال فعالیت دولت قبلی زاد ورشد سریعی داشتند.
2 - صندوق های بازنشستگی ایران کسری های مزمن دارند و برخی از این صندوق ها فقط با فروش دارایی های ثابت خود و یا دریافت وام های با بهره های بالا می توانند پرداخت های ماهانه خود را انجام دهند و شرایط نیز به گونه ای است که دولت دست کم تا چندسال آینده امکان پرداخت بدهی های خود به آنها را ندارد.
3 - در شرایطی که فولادسازان بزرگ، معادن غول پیکر، خودروسازان، شرکت های تولید فلزات و صدها شرکت صنعتی خصوصی در بدترین وضعیت از نظر فروش و سرمایه گذاری قرار دارند و در شرایطی که شرکت ثروتمند نفت هم بدهی های بسیار هنگفت دارد، وضعیت بنگاهداری نیز در بدترین حالت قرار دارد.
4 - برآوردها نشان می دهد قیمت هر بشکه نفت ایران در بهترین شرایط در 5 سال آینده حدود 50 تا 60 دلار است و با توجه به توانایی صادرات ایران می توان به 40 میلیارد دلار درآمد ارزی نفت امیدوار بود. بودجه های جاری ایران شامل پرداخت به میلیون ها کارمند، پرداخت یارانه نقدی و هزینه های آموزش و بهداشت و دفاع ایران این میزان درآمد را یکسره به خود اختصاص می دهند و پولی برای سرمایه گذاری دولتی باقی نمی ماند. این در شرایطی است که ایران برای رشدهای 8 درصدی پیش بینی شده و ضروری باید رقمی معادل 150 میلیارد دلار سرمایه گذاری کند. مجموعه پس انداز ملی ایرانیان در شرایط مساعد به اندازه ای است که باز هم به 30 تا 50 میلیارد دلار سرمایه خارجی نیاز داریم. دولت ایران بدهکار بزرگی است که اگر آنها را پرداخت نکند روزگار ناخوشایندی برای بانک ها، صندوق های بازنشستگی و پیمانکاران در پیش خواهیم داشت.
5- تصوری بسیار ترسناک وجود دارد که دولت بعدی بخواهد برنامه های اقتصادی این دولت را از نظر اقتصادی ناکام بگذارند. این کار می تواند دمیدن بر تنوری باشد که از آن نانی پخته می شود که مردم تصور کنند در کشوری ثروتمند زندگی می کنند و دولت یازدهم نتوانسته و نمی خواهد این ثروت را به آنها بدهد. جلوگیری از اجرای تصمیم های بسیار مهم مثل تنفیذ قراردادهای جدید نفت و گاز، جلوگیری از ورود گردشگران و حذف درآمدهای توریسم، ایجاد مانع در مسیر ورود سرمایه های خارجی، ایجاد انتظارات غیرمنطقی با هدف اینکه شهروندان خرید نکنند و ایجاد ترس در میان سرمایه گذاران خصوصی از مسیرهایی است که برنامه های دولت یازدهم را ناکام گذاشت.. بدترین حالت برای ایران قدرت گرفتن دوباره جریان پوپولیست و ناسازگار با جهان است که می تواند ترس آفرین باشد.رسانه های ایران باید این واقعیت ها را ببینند و با مردم در میان بگذارند. تصور شکست برنامه اقتصادی دولت فعلی برای آینده ایران ناگوار است.بهترین حالت این است که دولت دوازدهم از جنس دولت یازدهم باشد وکار های اقتصادی شروع شده را ادامه دهد. دولتی از جنس دولت احمدی نژاد بدون تردید کسب و کار ایرانیان را در موقعیت تلخ و شکننده قرار خواهد داد.
1- متأسفانه باید اعتراف کرد نظام بانکداری ایران فرسوده است و بخش هایی از شبکه بانکی شامل برخی از بانک های رسمی و احتمالاً همه مؤسسه های غیرمجاز کسری های قابل توجه در ترازنامه دارند و اگر قرار بر این باشد که ترازنامه آنها صاف و شفاف باشد و از دستکاری های رایج دور بماند، ارزش دارایی های آنها کمتر از ارزش بدهی آنهاست و راهی برای برطرف شدن این ناترازی دست کم در کوتاه مدت تصور نمی شود. درحال حاضر نزدیک 20 درصد از دارایی بانکهاو موسسه های اعتباری که هزاران میلیارد تومان از سپرده های شهروندان است در اختیار مؤسسه های غیرمجاز و البته قدرتمند است که کار را سخت تر می کند.این موسسه ها در8سال فعالیت دولت قبلی زاد ورشد سریعی داشتند.
2 - صندوق های بازنشستگی ایران کسری های مزمن دارند و برخی از این صندوق ها فقط با فروش دارایی های ثابت خود و یا دریافت وام های با بهره های بالا می توانند پرداخت های ماهانه خود را انجام دهند و شرایط نیز به گونه ای است که دولت دست کم تا چندسال آینده امکان پرداخت بدهی های خود به آنها را ندارد.
3 - در شرایطی که فولادسازان بزرگ، معادن غول پیکر، خودروسازان، شرکت های تولید فلزات و صدها شرکت صنعتی خصوصی در بدترین وضعیت از نظر فروش و سرمایه گذاری قرار دارند و در شرایطی که شرکت ثروتمند نفت هم بدهی های بسیار هنگفت دارد، وضعیت بنگاهداری نیز در بدترین حالت قرار دارد.
4 - برآوردها نشان می دهد قیمت هر بشکه نفت ایران در بهترین شرایط در 5 سال آینده حدود 50 تا 60 دلار است و با توجه به توانایی صادرات ایران می توان به 40 میلیارد دلار درآمد ارزی نفت امیدوار بود. بودجه های جاری ایران شامل پرداخت به میلیون ها کارمند، پرداخت یارانه نقدی و هزینه های آموزش و بهداشت و دفاع ایران این میزان درآمد را یکسره به خود اختصاص می دهند و پولی برای سرمایه گذاری دولتی باقی نمی ماند. این در شرایطی است که ایران برای رشدهای 8 درصدی پیش بینی شده و ضروری باید رقمی معادل 150 میلیارد دلار سرمایه گذاری کند. مجموعه پس انداز ملی ایرانیان در شرایط مساعد به اندازه ای است که باز هم به 30 تا 50 میلیارد دلار سرمایه خارجی نیاز داریم. دولت ایران بدهکار بزرگی است که اگر آنها را پرداخت نکند روزگار ناخوشایندی برای بانک ها، صندوق های بازنشستگی و پیمانکاران در پیش خواهیم داشت.
5- تصوری بسیار ترسناک وجود دارد که دولت بعدی بخواهد برنامه های اقتصادی این دولت را از نظر اقتصادی ناکام بگذارند. این کار می تواند دمیدن بر تنوری باشد که از آن نانی پخته می شود که مردم تصور کنند در کشوری ثروتمند زندگی می کنند و دولت یازدهم نتوانسته و نمی خواهد این ثروت را به آنها بدهد. جلوگیری از اجرای تصمیم های بسیار مهم مثل تنفیذ قراردادهای جدید نفت و گاز، جلوگیری از ورود گردشگران و حذف درآمدهای توریسم، ایجاد مانع در مسیر ورود سرمایه های خارجی، ایجاد انتظارات غیرمنطقی با هدف اینکه شهروندان خرید نکنند و ایجاد ترس در میان سرمایه گذاران خصوصی از مسیرهایی است که برنامه های دولت یازدهم را ناکام گذاشت.. بدترین حالت برای ایران قدرت گرفتن دوباره جریان پوپولیست و ناسازگار با جهان است که می تواند ترس آفرین باشد.رسانه های ایران باید این واقعیت ها را ببینند و با مردم در میان بگذارند. تصور شکست برنامه اقتصادی دولت فعلی برای آینده ایران ناگوار است.بهترین حالت این است که دولت دوازدهم از جنس دولت یازدهم باشد وکار های اقتصادی شروع شده را ادامه دهد. دولتی از جنس دولت احمدی نژاد بدون تردید کسب و کار ایرانیان را در موقعیت تلخ و شکننده قرار خواهد داد.