آسان آبروی افراد معامله میشود
آسان آبروی افراد معامله میشود
r />
رييسجمهوري در آيين آغاز سال تحصيلي دانشگاهها بيپرده سخن گفت
گروه سياسي| دومين حضور روحاني در دانشگاه تهران خيلي هيجان برانگيز نبود. جاهاي خالي بيش از حد توي چشم بودند؛ چيزهايي مثل جاي خالي تشكلهاي دانشجويي يا جاي خالي وزير در وزارت علوم. جاهاي خالي كه حتي خود دولتيها از آن رنج ميبردند. رييسجمهور هم اين را ميدانست و در سخنانش اشارهيي به آن كرد. ديروز دانشگاه تهران را براي حضور رييسجمهور آب و جارو كرده بودند. حسن روحاني در نخستين ساعات روز براي شركت در مراسم آغاز سال تحصيلي دانشگاهها عازم آنجا بود، اما همهچيز حكايت از آن داشت كه چندان هم حال دانشگاه خوب نيست. بيرون سالن محل برگزاري مراسم دانشجوياني بودند كه ميدانستند راهي به داخل سالن نخواهند داشت، فقط آمده بودند تا حرفهاي خود را با بالا بردن يك نوشته يا پلاكارد به رييسجمهوري بگويند؛ «نگاه امنيتي را از دانشگاهبرداريد»، «آقاي رييسجمهور دانشگاه را از دست ندهيد»، «خواست ما اجراي بدون تنازل قانون اساسي است» و مطالبات ديگري از اين دست. اميد داشتند تا رييسجمهوري وقتي ميخواهد وارد محل برگزاري مراسم شود، گوشه چشمش هم به اين نوشتهها بيفتد. امسال تشكلهاي دانشجويي جايي در برنامه آغاز سال تحصيلي جديد نداشتند. همه هم به اين موضوع معترض بودند؛ هم دانشگاهيان و هم دولتيها. سرپرست دانشگاه تهران به عنوان نخستين سخنران از اين جاي خالي گله كرد و حاضرين در سالن با كف و صوت او را تشويق كردند. بيرون سالن، آنها كه راهي به مراسم پيدا نكرده بودند در مسجد دانشگاه و از طريق تلويزيون مراسم را دنبال ميكردند. خيلي از آنها ميخواستند تا پايان مراسم آنجا بمانند تا بلكه فرصتي براي رو در رو شدن با مسوولان دولت پيدا كنند و حرفهايي را كه روي پلاكاردها نوشته بودند، با توضيح و تفصيل بيشتري بزنند. داخل سالن بيشتر حاضران از اساتيد دانشگاه بودند. همان تعداد دانشجويي هم كه آمده بودند البته بيكار ننشستند. بالاخره دانشگاه است و فضاي خاص خودش. برخي از دانشجويان از طيفهاي سياسي مختلف همانجا داخل سالن دست به كار شدند و كارتهاي دعوت مراسم را تبديل به پلاكارد كردند، پلاكاردهايي كه هنگام سخنراني رييسجمهوري بالا رفتند. محتواي نوشتهها كاملا متفاوت بود؛ عدهيي نوشته بودند «دانشگاه پادگان نيست آقاي رييسجمهور» و يكي ديگر هم نوشته بود «روحاني محبوب». عدهيي هم وعدههاي روحاني را به او يادآوري كرده بودند. قبل از سخنراني رييسجمهور شش نفر صحبت كردند؛ سرپرست دانشگاه تهران، رييس دانشگاه علوم پزشكي، نماينده اساتيد دانشگاه، نماينده دانشجويان، سرپرست وزارت علوم و وزير بهداشت. البته مراسم ديروز شايد از معدود مراسمهايي بود كه سخنرانان به اندازه وقتشان پشت تريبون ماندند. از ميان اين شش سخنران صحبتهاي نماينده دانشجويان بيشتر از همه به دل حاضران نشست. چرا كه بيش از ديگران مورد تشويق قرار گرفت، بهويژه آنجا كه اول سخنانش گفت ماموران حفاظت حتي كاغذهاي او را هنگام ورود به سالن گرفتهاند و مجبور است بدون نوشته حرفهايش را بزند. اما باز هم مثل خيلي وقتها خود رييسجمهور سخناني جذابتر براي جمع داشت. روحاني خودش هم از اين فضا گله مند بود؛ از غيبت تشكلهاي دانشجويي عذرخواهي كرد و وعده داد زماني را در آينده براي جلسه با آنها اختصاص دهد. بعد هم گفت كه در دومين حضورش در آغاز سال تحصيلي در دانشگاه، باز هم دولتش بدون وزير علوم است. وقتي بعد از گذشت دو ماه از بركناري فرجيدانا به ستودن او پرداخت و از خالي بودن كرسي وزارت علوم گله كرد، معلوم شد كه استيضاح مجلسيها را به اين راحتيها هم قبول نكرده. خودش هم البته اين را به زبان آورد. بحث بورسيهها و غيرامنيتي شدن فضاي دانشگاه و مسائلي از اين دست وقتي با تشويق حضار همراه ميشد معلوم بود كه به دل دانشگاهيان هم نشسته. روحاني نيمساعتي براي دانشگاهيان سخنراني كرد و بعد از پايان حرفهايش خيليها همراه او از سالن بيرون آمدند. بيرون سالن همچنان برخي از دانشجويان در سايه درختان كهنسال دانشگاه تهران منتظر بودند تا بلكه چهره مسوولي را ببينند و حرفشان را با او بزنند. چند قدم آن طرفتر از سالن برگزاري مراسم همهچيز عادي بود؛ دانشجوياني كه براي حضور در كلاسهايشان آمده بودند و حتي برخي از آنها نميدانستند كه رييسجمهوري، دقايقي پيش همين بغل گوششان سخنراني داشت. رييسجمهور با بيان اينكه در اين يك سال تلاشمان اين بوده كه فضاي دانشگاه از فضاي امنيتي فاصله، فاصله و فاصله بگيرد، تصريح كرد: تلاش ما همچنين اين بوده كه اگر فردي با دلايل ضعيف كنار گذاشته شده بود، بر سر كار وكلاس خود بازگردد. به گزارش ايسنا، گزيده اظهارات حسن روحاني به شرح زير است:
تحول علمي در سايه نقدپذيري علم حاصل ميشود. حتي در علوم ديني و تفاسير قرآن ميبينيد كه دانشمندي موضوعي را به اثبات ميرساند كه زماني دانشمند ديگر آن را نقد كرده است.
اسلامي كردن علوم انساني به آن مفهوم نيست كه دانش بشري را در اين بخش به طور كامل كنار بگذاريم. علم را بايد نقد كرد نبايد به حفظ آن پرداخت؛ چرا كه علم حذف شدني نيست، بلكه نقد شدني است ممكن است ابطال شدني هم باشد، اما نميشود كه حذفش كرد. حال چطور عدهيي به فكر افتادند كه بخشي از علوم را حذف كنند. حذف معنا ندارد، اما ميتوانيم حرف بهتر و سخن دقيقتر و مطلبي علميتر را عرضه كنيم و آن نكات قبلي را مورد نقد و ابطال قرار دهيم.
دولت وعدههايي را كه نسبت به دانشگاه داده است، فراموش نكرده و به اعتقاد من به بخشي از آن جامه عمل پوشانده است، آمدن من به دانشگاه بيشتر براي شنيدن است تا حرف زدن و سال گذشته دقايقي كه دانشجويان عزيز صحبت كردند بسيار لذتبخش و آموزنده بود.
نقد دانشجويي زيبايي ديگري دارد؛ چرا كه بيغل و غش است. دانشجو آنچه در دل دارد و ميفهمد را تبيين ميكند و نشاط دانشگاه همين است. و بايد در دانشگاه فضاي لازم براي گفت و شنود و نقد و انتقاد وجود داشته باشد.
همان وقت كه امثال ما در همين دانشگاه بوديم كلاسهايي را ميپسنديديم كه اساتيد صحنه نقد را در آن باز ميگذاشتند و اصلا حيات كلاس و دانشگاه به نقد و سخن و بيان نظرات متفاوت است و ما نبايد از اينكه اساتيد ما در كلاسها سخنان متفاوتي را بيان ميكنند، بترسيم.
سخن متفاوت غير ازسخن مغرضانه است، بنابراين خواهش ميكنم سختگيري نكنيد. سختگيريهاي بيمورد به عدم تساهل منجر ميشود و عدم تساهل هم به رانده شدن افراد لايقي كه بيانشان صريح است منجر خواهد شد. همچنين سختگيري منجر ميشود كه تملقگوها بالا بيايند. نگذاريم در دانشگاه فضاي تملق باز شود. ما دلمان نميخواهد جمعيت حدود ۸۰ ميليون ايراني به ۱۶۰ ميليون تبديل شود به اين معني كه همه دو چهره پيدا كنند.
حكومت و اداره كشور بدون سعه صدر امكانپذير نيست، به خاطر يك اشكال كوچك و يك خرده اشكال آدمهاي بزرگ را كنار نگذاريم. بر مبناي اعتقاد شيعه در اين جامعه هيچ كس معصوم نيست و فقط ۱۴ معصوم، مصون هستند و همه خطا ميكنند. بيجهت افراد را زير سوال نبريم.
يك وقتي ميخواستيم به آقايي مسووليت دهيم كه يك نفر عكسي را نشان داد و گفت كه اين آقا اشكال دارد، من به او گفتم تو از كجا اينقدر استعداد فراوان داري و تطبيق ميدهي. بعد از صحبتهاي مفصل گفت كه احتياطش اين است. در حالي كه اتفاقا، احتياطش به آن سمت است؛ چرا كه اساس اين است كه همه مردم راستگو، خوب و صالح و بيگناه هستند، مگر اينكه عكسش ثابت شود.
متاسفانه در مراكز تصميمگيري بسيار مهم ميگويند فلان آقا براي رياست فلان دانشگاه به مصلحت نيست، چون كسي راجع به او مطلبي گفته است. حال بايد پرسيد آن فرد كيست؟ و چگونه ميشود به او اعتماد كرد. ما به راحتي آبروي مردم را معامله ميكنيم و اسمش را دقت نظر ميگذاريم. اين دقت نظر نيست، بلكه تخريب مسلمان و از بين بردن آبروي مردم است. البته اگر مدرك و سند قابل اعتماد است اشكالي ندارد اما بايد حواس مان باشد.
در اين يك سال تلاشمان اين بوده كه فضاي دانشگاه از فضاي امنيتي فاصله، فاصله و فاصله بگيرد تلاش ما اين بوده كه اگر فردي با دلايل ضعيف كنار گذاشته شده بود، بر سر كار وكلاس خود برگردد. همچنين تلاش ما اين بوده كه در دانشگاههاي ما فضاي آرامش حاكم باشد، ضمن اينكه همه گروهها نظرات سياسي و نقد خود را داشته باشند و در عين حال همه بدانند كه اينجا دانشگاه است و باشگاه سياسي و مركز فعاليت احزاب نيست.
حضور دانشگاه و دانشجو در فضاي سياسي فقط به اين معنا نيست كه راجع به مسائل سياست خارجي و داخلي اظهارنظر شود پس محيط زيست و شرايط آب و هوايي و خشكسالي و كمآبي و بيآبي و صادرات و واردات و موضوعاتي از اين دست چه ميشود. به هر ترتيب گاهي بسياري از مسائل دانشگاهي و اجتماعي در دنياي امروز با مشكلات و مسائل منطقه و جهان يكسان است، و گاهي بسيار شباهت دارند. مسائل ما در اقتصاد با دنيا خيلي فاصله ندارند. آنها هم درباره ركود وتورم و رونق صحبت ميكنند. ما به دنبال فعاليت صلحآميز هستهيي هستيم ديگران هم مشابه ما كار ميكنند.
اگر در كشور ما از لحاظ محيط زيست مشكل وجو دارد؛ اگرچه دولت هم در اين باره مسووليت دارد اما تنها مسوول دولت نيست، دانشگاههاي ما هم مسوولند، آنها هم بايد به ميدان بيايند و راهحل ارايه دهند. در موضوعات مربوط به اقتصاد نيز دانشگاههاي ما مسوولند. اگر ما در كشوري زندگي ميكنيم كه كمبود آب وجود دارد و كشاورزي ما مكانيزه و آبياري ما علمي نيست همه مسووليم. دانشگاه كه فقط براي مدرك نيست كه يك عدهيي واحد بگذرانند و مدرك بگيرند. دانشگاه براي اين است كه انسانهاي مسوول و مشاركت جو بسازيم.
تنها چيزي كه ما در علم از آن فاصله ميگيريم علمي است كه از اخلاق فاصله داشته باشد. ما به دنبال سلاح كشار جمعي، شيميايي، هستهيي و ميكروبي نميرويم و ايران چقدر دارد براي اينكه اخلاق علمي را دنبال كند ضربه ميبينند.
البته حق مجلس شوراي اسلامي است كه اگر خواست تحت عنوان استيضاح راي دهد، اما ما هم نميتوانيم تاسف خود را از اينكه يك وزير دانشمند، اخلاقي و انقلابي را از دست دادهايم، ابراز نكنيم. وقتي آن همه اساتيد دانشگاه براي من نامه مينويسند كه آقاي دكتر فرجي دانا شايستگي دارد من با فشار اين و آن حاضر شوم كه به او بگويم استعفا دهد؟اين با اخلاق و چارچوبي كه اين دولت به مردم قول داده انطباق پيدا نميكند.
در طول يك سال ما چهار وزير و سرپرست را تجربه كرديم از آقاي ميلي منفرد خواهش كرديم كه مسووليت وزارت علوم را بپذيرند ديديم كه مجلس شوراي اسلامي نپسنديد، اشكال ندارد. از آقاي توفيقي خواهش كرديم كه سرپرستي را به عهده بگيرند از يمين و يسار به ما فشار آمد كه او را معرفي نكنيد، گفتيم اهلا و سهلا سر فرود آورديم براي اينكه دانشگاه و كشور آرام باشد، آقاي دكتر فرجيدانا را آورديم و ايشان شروع به كار كرد كه بورسيه و ما ادراك البورسيه.
همه بايد به اخلاق علمي توجه كنيم، ما نميتوانيم مسالهيي را كه صداقت و راستگويي و قانون در آن مورد توجه قرار نگرفته رها كنيم. از روز اولي كه آقاي دكتر فرجي آمدند نخستين گلام من اين بود كه بايد مساله بورسيه را دنبال كنيد.
قدمهاي مهمي از سوي دانشگاهها و مسوولان و دانشجويان عزيز ما در زمينه علمي و توليد و فناوري برداشته شده است نظر من اين است كه با تك حلقهها زنجير درست نميشود. ما با مقاله علمي به ثروت و قدرت نميرسيم اين حلقه بايد با حلقه ديگر وصل شود و اين روند ادامه پيدا كند. صنعت و كشاورزي بايد به دانشگاه وصل بشود؛ چرا كه اگر اين گونه نباشد آن وقت ما فارغالتحصيلاني خواهيم داشت كه شغل لازم براي آنها فراهم نيست.
در صورتي ما پيشرفت علمي ميكنيم كه به دنيا متصل باشيم و البته اين تعامل با جهان فقط در بخش سياست خارجي نيست در اقتصاد و علم و فناوري نيز بايد با جهان تعامل داشته باشيم در اين راستا ما به فكر ساخت شهرك IT با همكاري كشوري بزرگ هستيم. ما معتقديم دنياي امروز دنياي رقابت است و اگر عقب افتاده شود حتي استقلال و قدرت ملي آن كشور عقب افتاده به خطر خواهد افتاد.
عدهيي ميگويند اگر با اساتيد خارج تماس داشته باشيد، بلكه يكي از آنها جاسوس در بيايد. دستبرداريد از اين بهانهجوييها. لااقل اين رييسجمهور در امنيت ملي متخصص است حتي اگر در موضوع ديگري تخصص نداشته باشد. البته ما بايد احتياط و مراقبت داشته باشيم اما لازم است اساتيد خارجي به كشور ما بيايند و اساتيد ما به خارج بروند و حتي يك دانشگاه ايجاد كنيم كه زبانش زبان انگليسي باشد تا بتوان از اين طريق دانشجوي خارجي جذب كرد.
نميخواهم بگويم از آنجاهايي شروع كنيم كه بعضيها خيلي ميترسند از كشورهاي همسايه شروع كنيم. ما بايد بتوانيم از فضاي علمي دانشگاه حداكثر استفاده را داشته باشيم.
رييسجمهوري در آيين آغاز سال تحصيلي دانشگاهها بيپرده سخن گفت
گروه سياسي| دومين حضور روحاني در دانشگاه تهران خيلي هيجان برانگيز نبود. جاهاي خالي بيش از حد توي چشم بودند؛ چيزهايي مثل جاي خالي تشكلهاي دانشجويي يا جاي خالي وزير در وزارت علوم. جاهاي خالي كه حتي خود دولتيها از آن رنج ميبردند. رييسجمهور هم اين را ميدانست و در سخنانش اشارهيي به آن كرد. ديروز دانشگاه تهران را براي حضور رييسجمهور آب و جارو كرده بودند. حسن روحاني در نخستين ساعات روز براي شركت در مراسم آغاز سال تحصيلي دانشگاهها عازم آنجا بود، اما همهچيز حكايت از آن داشت كه چندان هم حال دانشگاه خوب نيست. بيرون سالن محل برگزاري مراسم دانشجوياني بودند كه ميدانستند راهي به داخل سالن نخواهند داشت، فقط آمده بودند تا حرفهاي خود را با بالا بردن يك نوشته يا پلاكارد به رييسجمهوري بگويند؛ «نگاه امنيتي را از دانشگاهبرداريد»، «آقاي رييسجمهور دانشگاه را از دست ندهيد»، «خواست ما اجراي بدون تنازل قانون اساسي است» و مطالبات ديگري از اين دست. اميد داشتند تا رييسجمهوري وقتي ميخواهد وارد محل برگزاري مراسم شود، گوشه چشمش هم به اين نوشتهها بيفتد. امسال تشكلهاي دانشجويي جايي در برنامه آغاز سال تحصيلي جديد نداشتند. همه هم به اين موضوع معترض بودند؛ هم دانشگاهيان و هم دولتيها. سرپرست دانشگاه تهران به عنوان نخستين سخنران از اين جاي خالي گله كرد و حاضرين در سالن با كف و صوت او را تشويق كردند. بيرون سالن، آنها كه راهي به مراسم پيدا نكرده بودند در مسجد دانشگاه و از طريق تلويزيون مراسم را دنبال ميكردند. خيلي از آنها ميخواستند تا پايان مراسم آنجا بمانند تا بلكه فرصتي براي رو در رو شدن با مسوولان دولت پيدا كنند و حرفهايي را كه روي پلاكاردها نوشته بودند، با توضيح و تفصيل بيشتري بزنند. داخل سالن بيشتر حاضران از اساتيد دانشگاه بودند. همان تعداد دانشجويي هم كه آمده بودند البته بيكار ننشستند. بالاخره دانشگاه است و فضاي خاص خودش. برخي از دانشجويان از طيفهاي سياسي مختلف همانجا داخل سالن دست به كار شدند و كارتهاي دعوت مراسم را تبديل به پلاكارد كردند، پلاكاردهايي كه هنگام سخنراني رييسجمهوري بالا رفتند. محتواي نوشتهها كاملا متفاوت بود؛ عدهيي نوشته بودند «دانشگاه پادگان نيست آقاي رييسجمهور» و يكي ديگر هم نوشته بود «روحاني محبوب». عدهيي هم وعدههاي روحاني را به او يادآوري كرده بودند. قبل از سخنراني رييسجمهور شش نفر صحبت كردند؛ سرپرست دانشگاه تهران، رييس دانشگاه علوم پزشكي، نماينده اساتيد دانشگاه، نماينده دانشجويان، سرپرست وزارت علوم و وزير بهداشت. البته مراسم ديروز شايد از معدود مراسمهايي بود كه سخنرانان به اندازه وقتشان پشت تريبون ماندند. از ميان اين شش سخنران صحبتهاي نماينده دانشجويان بيشتر از همه به دل حاضران نشست. چرا كه بيش از ديگران مورد تشويق قرار گرفت، بهويژه آنجا كه اول سخنانش گفت ماموران حفاظت حتي كاغذهاي او را هنگام ورود به سالن گرفتهاند و مجبور است بدون نوشته حرفهايش را بزند. اما باز هم مثل خيلي وقتها خود رييسجمهور سخناني جذابتر براي جمع داشت. روحاني خودش هم از اين فضا گله مند بود؛ از غيبت تشكلهاي دانشجويي عذرخواهي كرد و وعده داد زماني را در آينده براي جلسه با آنها اختصاص دهد. بعد هم گفت كه در دومين حضورش در آغاز سال تحصيلي در دانشگاه، باز هم دولتش بدون وزير علوم است. وقتي بعد از گذشت دو ماه از بركناري فرجيدانا به ستودن او پرداخت و از خالي بودن كرسي وزارت علوم گله كرد، معلوم شد كه استيضاح مجلسيها را به اين راحتيها هم قبول نكرده. خودش هم البته اين را به زبان آورد. بحث بورسيهها و غيرامنيتي شدن فضاي دانشگاه و مسائلي از اين دست وقتي با تشويق حضار همراه ميشد معلوم بود كه به دل دانشگاهيان هم نشسته. روحاني نيمساعتي براي دانشگاهيان سخنراني كرد و بعد از پايان حرفهايش خيليها همراه او از سالن بيرون آمدند. بيرون سالن همچنان برخي از دانشجويان در سايه درختان كهنسال دانشگاه تهران منتظر بودند تا بلكه چهره مسوولي را ببينند و حرفشان را با او بزنند. چند قدم آن طرفتر از سالن برگزاري مراسم همهچيز عادي بود؛ دانشجوياني كه براي حضور در كلاسهايشان آمده بودند و حتي برخي از آنها نميدانستند كه رييسجمهوري، دقايقي پيش همين بغل گوششان سخنراني داشت. رييسجمهور با بيان اينكه در اين يك سال تلاشمان اين بوده كه فضاي دانشگاه از فضاي امنيتي فاصله، فاصله و فاصله بگيرد، تصريح كرد: تلاش ما همچنين اين بوده كه اگر فردي با دلايل ضعيف كنار گذاشته شده بود، بر سر كار وكلاس خود بازگردد. به گزارش ايسنا، گزيده اظهارات حسن روحاني به شرح زير است:
تحول علمي در سايه نقدپذيري علم حاصل ميشود. حتي در علوم ديني و تفاسير قرآن ميبينيد كه دانشمندي موضوعي را به اثبات ميرساند كه زماني دانشمند ديگر آن را نقد كرده است.
اسلامي كردن علوم انساني به آن مفهوم نيست كه دانش بشري را در اين بخش به طور كامل كنار بگذاريم. علم را بايد نقد كرد نبايد به حفظ آن پرداخت؛ چرا كه علم حذف شدني نيست، بلكه نقد شدني است ممكن است ابطال شدني هم باشد، اما نميشود كه حذفش كرد. حال چطور عدهيي به فكر افتادند كه بخشي از علوم را حذف كنند. حذف معنا ندارد، اما ميتوانيم حرف بهتر و سخن دقيقتر و مطلبي علميتر را عرضه كنيم و آن نكات قبلي را مورد نقد و ابطال قرار دهيم.
دولت وعدههايي را كه نسبت به دانشگاه داده است، فراموش نكرده و به اعتقاد من به بخشي از آن جامه عمل پوشانده است، آمدن من به دانشگاه بيشتر براي شنيدن است تا حرف زدن و سال گذشته دقايقي كه دانشجويان عزيز صحبت كردند بسيار لذتبخش و آموزنده بود.
نقد دانشجويي زيبايي ديگري دارد؛ چرا كه بيغل و غش است. دانشجو آنچه در دل دارد و ميفهمد را تبيين ميكند و نشاط دانشگاه همين است. و بايد در دانشگاه فضاي لازم براي گفت و شنود و نقد و انتقاد وجود داشته باشد.
همان وقت كه امثال ما در همين دانشگاه بوديم كلاسهايي را ميپسنديديم كه اساتيد صحنه نقد را در آن باز ميگذاشتند و اصلا حيات كلاس و دانشگاه به نقد و سخن و بيان نظرات متفاوت است و ما نبايد از اينكه اساتيد ما در كلاسها سخنان متفاوتي را بيان ميكنند، بترسيم.
سخن متفاوت غير ازسخن مغرضانه است، بنابراين خواهش ميكنم سختگيري نكنيد. سختگيريهاي بيمورد به عدم تساهل منجر ميشود و عدم تساهل هم به رانده شدن افراد لايقي كه بيانشان صريح است منجر خواهد شد. همچنين سختگيري منجر ميشود كه تملقگوها بالا بيايند. نگذاريم در دانشگاه فضاي تملق باز شود. ما دلمان نميخواهد جمعيت حدود ۸۰ ميليون ايراني به ۱۶۰ ميليون تبديل شود به اين معني كه همه دو چهره پيدا كنند.
حكومت و اداره كشور بدون سعه صدر امكانپذير نيست، به خاطر يك اشكال كوچك و يك خرده اشكال آدمهاي بزرگ را كنار نگذاريم. بر مبناي اعتقاد شيعه در اين جامعه هيچ كس معصوم نيست و فقط ۱۴ معصوم، مصون هستند و همه خطا ميكنند. بيجهت افراد را زير سوال نبريم.
يك وقتي ميخواستيم به آقايي مسووليت دهيم كه يك نفر عكسي را نشان داد و گفت كه اين آقا اشكال دارد، من به او گفتم تو از كجا اينقدر استعداد فراوان داري و تطبيق ميدهي. بعد از صحبتهاي مفصل گفت كه احتياطش اين است. در حالي كه اتفاقا، احتياطش به آن سمت است؛ چرا كه اساس اين است كه همه مردم راستگو، خوب و صالح و بيگناه هستند، مگر اينكه عكسش ثابت شود.
متاسفانه در مراكز تصميمگيري بسيار مهم ميگويند فلان آقا براي رياست فلان دانشگاه به مصلحت نيست، چون كسي راجع به او مطلبي گفته است. حال بايد پرسيد آن فرد كيست؟ و چگونه ميشود به او اعتماد كرد. ما به راحتي آبروي مردم را معامله ميكنيم و اسمش را دقت نظر ميگذاريم. اين دقت نظر نيست، بلكه تخريب مسلمان و از بين بردن آبروي مردم است. البته اگر مدرك و سند قابل اعتماد است اشكالي ندارد اما بايد حواس مان باشد.
در اين يك سال تلاشمان اين بوده كه فضاي دانشگاه از فضاي امنيتي فاصله، فاصله و فاصله بگيرد تلاش ما اين بوده كه اگر فردي با دلايل ضعيف كنار گذاشته شده بود، بر سر كار وكلاس خود برگردد. همچنين تلاش ما اين بوده كه در دانشگاههاي ما فضاي آرامش حاكم باشد، ضمن اينكه همه گروهها نظرات سياسي و نقد خود را داشته باشند و در عين حال همه بدانند كه اينجا دانشگاه است و باشگاه سياسي و مركز فعاليت احزاب نيست.
حضور دانشگاه و دانشجو در فضاي سياسي فقط به اين معنا نيست كه راجع به مسائل سياست خارجي و داخلي اظهارنظر شود پس محيط زيست و شرايط آب و هوايي و خشكسالي و كمآبي و بيآبي و صادرات و واردات و موضوعاتي از اين دست چه ميشود. به هر ترتيب گاهي بسياري از مسائل دانشگاهي و اجتماعي در دنياي امروز با مشكلات و مسائل منطقه و جهان يكسان است، و گاهي بسيار شباهت دارند. مسائل ما در اقتصاد با دنيا خيلي فاصله ندارند. آنها هم درباره ركود وتورم و رونق صحبت ميكنند. ما به دنبال فعاليت صلحآميز هستهيي هستيم ديگران هم مشابه ما كار ميكنند.
اگر در كشور ما از لحاظ محيط زيست مشكل وجو دارد؛ اگرچه دولت هم در اين باره مسووليت دارد اما تنها مسوول دولت نيست، دانشگاههاي ما هم مسوولند، آنها هم بايد به ميدان بيايند و راهحل ارايه دهند. در موضوعات مربوط به اقتصاد نيز دانشگاههاي ما مسوولند. اگر ما در كشوري زندگي ميكنيم كه كمبود آب وجود دارد و كشاورزي ما مكانيزه و آبياري ما علمي نيست همه مسووليم. دانشگاه كه فقط براي مدرك نيست كه يك عدهيي واحد بگذرانند و مدرك بگيرند. دانشگاه براي اين است كه انسانهاي مسوول و مشاركت جو بسازيم.
تنها چيزي كه ما در علم از آن فاصله ميگيريم علمي است كه از اخلاق فاصله داشته باشد. ما به دنبال سلاح كشار جمعي، شيميايي، هستهيي و ميكروبي نميرويم و ايران چقدر دارد براي اينكه اخلاق علمي را دنبال كند ضربه ميبينند.
البته حق مجلس شوراي اسلامي است كه اگر خواست تحت عنوان استيضاح راي دهد، اما ما هم نميتوانيم تاسف خود را از اينكه يك وزير دانشمند، اخلاقي و انقلابي را از دست دادهايم، ابراز نكنيم. وقتي آن همه اساتيد دانشگاه براي من نامه مينويسند كه آقاي دكتر فرجي دانا شايستگي دارد من با فشار اين و آن حاضر شوم كه به او بگويم استعفا دهد؟اين با اخلاق و چارچوبي كه اين دولت به مردم قول داده انطباق پيدا نميكند.
در طول يك سال ما چهار وزير و سرپرست را تجربه كرديم از آقاي ميلي منفرد خواهش كرديم كه مسووليت وزارت علوم را بپذيرند ديديم كه مجلس شوراي اسلامي نپسنديد، اشكال ندارد. از آقاي توفيقي خواهش كرديم كه سرپرستي را به عهده بگيرند از يمين و يسار به ما فشار آمد كه او را معرفي نكنيد، گفتيم اهلا و سهلا سر فرود آورديم براي اينكه دانشگاه و كشور آرام باشد، آقاي دكتر فرجيدانا را آورديم و ايشان شروع به كار كرد كه بورسيه و ما ادراك البورسيه.
همه بايد به اخلاق علمي توجه كنيم، ما نميتوانيم مسالهيي را كه صداقت و راستگويي و قانون در آن مورد توجه قرار نگرفته رها كنيم. از روز اولي كه آقاي دكتر فرجي آمدند نخستين گلام من اين بود كه بايد مساله بورسيه را دنبال كنيد.
قدمهاي مهمي از سوي دانشگاهها و مسوولان و دانشجويان عزيز ما در زمينه علمي و توليد و فناوري برداشته شده است نظر من اين است كه با تك حلقهها زنجير درست نميشود. ما با مقاله علمي به ثروت و قدرت نميرسيم اين حلقه بايد با حلقه ديگر وصل شود و اين روند ادامه پيدا كند. صنعت و كشاورزي بايد به دانشگاه وصل بشود؛ چرا كه اگر اين گونه نباشد آن وقت ما فارغالتحصيلاني خواهيم داشت كه شغل لازم براي آنها فراهم نيست.
در صورتي ما پيشرفت علمي ميكنيم كه به دنيا متصل باشيم و البته اين تعامل با جهان فقط در بخش سياست خارجي نيست در اقتصاد و علم و فناوري نيز بايد با جهان تعامل داشته باشيم در اين راستا ما به فكر ساخت شهرك IT با همكاري كشوري بزرگ هستيم. ما معتقديم دنياي امروز دنياي رقابت است و اگر عقب افتاده شود حتي استقلال و قدرت ملي آن كشور عقب افتاده به خطر خواهد افتاد.
عدهيي ميگويند اگر با اساتيد خارج تماس داشته باشيد، بلكه يكي از آنها جاسوس در بيايد. دستبرداريد از اين بهانهجوييها. لااقل اين رييسجمهور در امنيت ملي متخصص است حتي اگر در موضوع ديگري تخصص نداشته باشد. البته ما بايد احتياط و مراقبت داشته باشيم اما لازم است اساتيد خارجي به كشور ما بيايند و اساتيد ما به خارج بروند و حتي يك دانشگاه ايجاد كنيم كه زبانش زبان انگليسي باشد تا بتوان از اين طريق دانشجوي خارجي جذب كرد.
نميخواهم بگويم از آنجاهايي شروع كنيم كه بعضيها خيلي ميترسند از كشورهاي همسايه شروع كنيم. ما بايد بتوانيم از فضاي علمي دانشگاه حداكثر استفاده را داشته باشيم.