چرا ماکرون می تواند اما روحانی نمی تواند
راه بندان
همه کسانی که مبارزه انتخابات نفسگیر بین دونالد ترامپ، رییسجمهور امروز آمریکا و خانم هیلاری کلینتون، کاندیدای رقیب او را دنبال کردند – و البته سایر مبارزات انتخاباتی را- یادشان میآید او با دادن وعدههای اقتصادی چشمگیر و مردمپسند توانست سبد رأی خود را به میان گروههای کمدرآمد ببرد. این کاری که ترامپ کرد و البته پیش از او در جریان مبارزه رهبران احزاب انگلستان برای ماندن یا نماندن این کشور در اتحادیه اروپا رخ داده بود، در میان رهبران احزاب و بهویژه کاندیداهای ریاست جمهوری در اروپا و در سایرکشورها عادت و سنت شد.درجریان مبارزات انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری در ایران نیز کاندیداهای رقیب دکتر حسن روحانی نوآوری کرده و با تقسیم شهروندان به دارا و نادار، خود را مدافع و حامی ناداران نشان میدادند و شعار و وعدههای خویش را بر این پایه تنظیم کردند. روحانی به مثابه مدافع وضع موجود اما نمیتوانست چنین وعدههایی مثل سه برابر کردن یارانهها یا پرداخت ماهانه ۲۵۰ هزار تومان به هرفرد جویای کاردهد.از سوی دیگر او نمیتوانست هیچ وعده تازهای هم ندهد و ساکت و خاموش بماند. بنابراین دکتر روحانی برای جلب آرای شهروندان وعدههایی در حوزههای گوناگون اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی داد. دقت در رفتار و گفتار آقای روحانی در جریان مبارزه انتخابی نشان میدهد او در حرفها و سخنان پرشمارش در جمع هواداران و میتینگها وعدههایی میداد و در میانه مبارزات با انتشار برنامه دولت دوازدهم نیز وعدههایی داد. برای اینکه بتوانیم در کوتاهترین متن درباره وعدههای آقای روحانی و راهبندانهای پیش روی وی در ۴ سال آینده نکات با اهمیتتری را برای خوانندگان این نوشته فراهم کنیم از میان وعدههای داه شده وی به میدان اقتصاد کوچ میکنیم و از میان وعدههای اقتصادی دو وعده را انتخاب میکنیم. یادآور میشوم که انتخاب وعدهها از میدان اقتصاد به این دلیل است که شهروندان ایرانی در این باره حساسیت داشتند و میخواستند باسبک-سنگین کردن این وعدهها با وعدههای رقبا تصمیم بگیرند.به نظر شمار قابل اعتنایی از فعالان اقتصادی و کارشناسان این وعده روحانی که در صورت انتخاب شدن تحریمهای ایران به دلیل مسائل موشکی و سایر تحریمها به دلایل سیاسی وضع شده بر ایران را لغو خواهم کرد، با اقبال مواجه شد. این وعده از سوی روحانی به این دلیل انتخاب و ترویج شد که ایرانیان مزه خوش حذف تحریمهای همه سویه غرب را در همین دو سال آخر زیر زبان داشتند. یکی دیگر از وعدههای بزرگ و با اهمیت دکتر روحانی در جریان مبارزه این بود که سالانه یک میلیون شغل ایجاد خواهم کرد. این وعده با توجه به اینکه نرخ بیکاری جوانان ایرانی به مرز ۳۰ درصد نزدیک میشود نیز از وعدههای بزرگی بود که با توجه به شرایط اقتصاد کلان ایران در دهه اخیر وعده بزرگی بود. آیا رییسجمهور به اهمیت و بزرگی وعدههای داده شده آگاه نبود و آیا او و همراهانش نمیدانستند که محقق کردن این دو وعده بزرگ تا چه اندازه دشوار است؟ بدون تردید وی و همسازانش در جریان مبارزه به صعوبت و دشواری کارهایی که در ذهن داشته و دارند آگاهی کامل داشتند اما این جزیی از سنت مبارزه است و کاندیداها میخواهند چشمانداز و آرزوهایشان را به رأیدهندگان نشان دهند. در ادامه برخی از دشواریهای ذاتی و دشواریهایی را که در جریان اجرا پیش میآیند و راه را بر تحقق وعدههای آقای روحانی میبندند یادآور میشوم:
دامنه و ژرفای اختیارات رییسجمهور
واقعیت این است که شهروندان ایرانی با مقایسه وعدهها و روشها ی نامزدهای موجود به آقای روحانی رأی دادهاند و انتظار دارند وی و دولت دوازدهم به این نوع وعدهها لباس عمل بپوشاند. از سوی دیگر شرایط این گونه است که تامین سرمایه کافی برای دستیابی به رشد ۸ درصد در سال در سالهای پیش رو با محوریت رشد تولیدات صنعتی یا فعالیتهایی مثل گردشگری نیاز انکار ناشدنی ایران امروز است.اگر دولت نتواند این وعدهها را محقق کند بدون تردید اقتصاد ایران تعادل موجود را از دست میدهد و برخی ابرچالشها مثل چالش بیکاران جوان، چالش بانکها، چالش صندوقهای بازنشستگی ایران را به سختترین روزهای خود میرساند و احتمال بازنشدن گرهها را بیشتر میکند. به این ترتیب همه نیروهای اجتماعی و نهادهای حکومتی و مدنی باید یکپارچه در مسیر دورکردن ایران از میدان خطر باشند. حل مشکلات سیاسی و اقتصادی با اجماع ملی و درک دقیق از شرایط ممکن است و باید ذهنهای به خواب رفته یا خود را به خوابزده بیدار شوند و یادشان باشد روزی ممکن است پشت دست خود بکوبند و نادم و پشیمان شوند که چرا با سرسختی و یکدندگی راهبندانهای مصنوعی ایجادکرده ایم .