کد خبر 355681
۱۳۹۷/۰۲/۳۱ ۰۹:۰۷

قاب چهارم ماه عسل: بازگشت سپید از روزگار سیاه

ساعت 24-در قاب چهارم ماه عسل احسان علیخانی باز هم روایتگر عواقب جبران ناپذیر اعتیاد شد.
قاب چهارم ماه عسل: بازگشت سپید از روزگار سیاه
سکوت به بهای زندگی

رضا لنگری به همراه همسرش از مشهد به ماه عسل آمده بود. وی مدتی پس از ازدواج برای رفع حساسیت و به توصیه دوستانش از تریاک استفاده می کند. سعیده باغبان همسر رضا که با تصمیم خانواده با او ازدواج کرده بود از این موضوع اطلاع داشته اما به دلیل علاقه ای که به همسرش داشته و ترس از روبرو شدن با واقعیت تلخی به نام اعتیاد هرگز به او اعتراض نمی کرد.

سایه ای به رنگ شک

مصرف تریاک برای رضا تقریبا به هر روز و هر چند ساعت یک بار می رسد تا جایی که بدون آنکه بداند و بخواهدخود را در دام اعتیاد گرفتار می بیند.
حالا دیگر تفکر، ذهن و باورهای رضا وابسته به مواد مخدر شده بود. او که حالا به مصرف شیشه هم معتاد شده بود به همسرش شک داشت ، او را به خیانت متهم می کرد و آرامش را از همسر و فرزندانی که روزی عاشقانه دوستشان داشت گرفته بود.
شکاکی ها و رفتارهای نادرست رضا باعث شد تا عماد پسرش از خانه برود. سعیده به دنبال فرزندش همراه دختر کوچکش آرمیتا راهی خیابان می شود.
رضا برای بازگرداندن آرمیتا همسرش را تهدید به مرگ کرد و سعیده که از تهدید رضا دچار ترس و پریشانی شده بود باید دنبال راه چاره ای می گشت.


فرار از ترس همسر

سعیده به دادسرا رفت و با راهنمایی هایی که از آنجا گرفته بود سر از بهزیستی درآورد و فرزند کوچکش را از سر ناچاری و اجبار به بهزیستی سپرد.
سعیده خوب می دانست که باید فرزندش را جایی پنهان کند که هیچ کس از آن خبر نداشته باشد.
دست تقدیر آرمیتا رو از بهزیستی به موسسه مهر امام رضا رساند.

از حرم امام رضا(ع) تا موسسه مهر امام رضا(ع)

رضا که از سر درماندگی و بی پناهی به حرم امام رضا پناه برده بود و تمام شهر مشهد را برای یافتن همسر و فرزندش زیر پا گذاشته بود سرانجام به موسسه مهر امام رضا رسید.
آقای سیدی مدیر موسسه دیدار رضا با دخترش را مشروط به ترک و رهایی رضا از دام اعتیاد می کند.
حالا رضا بیش تر از یک سال است که از بند اعتیاد رهایی یافته و در کنار همسر و فرزندانش زندگی می کند.

قصه دختری که به خاطر پدر سرافکنده شد

اما در بخش دوم برنامه فاطمه مهمان ماه عسل شد. زنی که می توانست تصویری از آینده مبهم آرمیتا باشد. فاطمه در کودکی از محبت و آغوش پرمهر پدر بی بهره نبود.تا اینکه فوت برادرش زندگی او و خانواده اش را برای همیشه دگرگون می کند.


پدری که دیگر دخترش را نمی شناخت

بعد از فوت برادر فاطمه، پدر او دیگر همان پدر مهربان همیشگی نبود. فاطمه احساس می کرد از محبت پدر بی نصیب مانده و انگار پدر دیگر او را نمی شناخت. بعد از گذشت مدتی فاطمه پدرش را اسیر دام اعتیاد یافت. پدری که روزی زانوهایش جای نشستن دختر کوچک او بود حالا تبدیل به یک کارتن خواب شده بود. مادر فاطمه هیچ وقت طلاق نگرفت اما برای همیشه از پدرش جدا شد. و فاطمه با وجود داشتن همسر ، فرزندان و زندگی مستقل دست از تلاش برای بازگرداندن پدر برنداشت.

قابی که با آرزوی برآورده نشده فاطمه بسته نشد

فاطمه در این مسیر هر گونه سرزنش و طعنه ای را به جان خرید. از تهمت های دزدی که به خاطر اعتیاد به پدرش نسبت دادند و زخمش بر جان فاطمه نشست تا اعتراض فرزندان فاطمه به این همه دوندگی برای بازگرداندن پدری که حتی از دیدار او سرباز زد.
و قاب چهارم ماه عسل در حالی بسته شد که فاطمه با آرزویی قدیمی همچنان منتظر دیدن تصویر پدر و مادرش در یک قاب است.
شاید این اتفاق در یکی از قاب های ماه عسل ٩٧ رقم بخورد. کسی نمی داند.
پریناز فروزان/.✍️

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک