درجنگ اقتصادی با ترامپ از پیش بازنده نباشیم
واقعیت دیگر این است که ترامپ و یارانش اکنون فرماندهان واقعی کشوریاند که به هر حال به لحاظ نظامی و اقتصادی قدرت نخست در دنیا به حساب میایند و تجربه همین چند ماه گذشته نشان میدهد که کشورهای بزرگ مثل چین و روسیه در شرق و اتحادیه اروپا در غرب راهی جز همزیستی با این گروه ندارند. تهدیدهای او علیه کانادا، آلمان، چین و سایر اعضای اتحادیه اروپا نشان میدهد که نقشههای بلندی در سر دارد و به نمایندگی از حامیان مالی و سیاسیاش قصد دارد دنیای تازهای که در آن «ملیگرایی» حرف نخست را میزند برپا کند.
ایران و امریکا
عمر خصومت تاریخی دو نظام سیاسی مستقر در امریکا و ایران پس از انقلاب اسلامی به 4 دهه رسیده است و به نظر میرسد تا زمانی که راهبردهای اساسی در دو کشور دگرگونی بنیادین را تجربه نکند این خصومت برجا میماند. بر پایه این دشمنی است که رفتار و گفتارهای مدیران دو کشور تعیین میشود. دونالد ترامپ که حالا سکان اداره کاخ سفید را در دست دارد و با صراحت از تضعیف نظام سیاسی ایران میگوید و تاکید دارد که میخواهد ایران را چنان ضعیف کند که صدای مذاکره از سوی ایران بلند شود. این تهدیدهای پیدا و آشکار که تا قبل از 18 اردیبهشت در حرف بود حالا به عمل نزدیک شده است و به نظر میرسد در مرحله ثانویه تهدیدهای مبتنی بر تحریمها کار برای ایران سختتر شود. با توجه به آنچه که میشنویم یا میخوانیم باید حرفهای تهدیدآمیز امریکا علیه ایران را جدیتر از هر زمان فرض کرد. این یک واقعیت تلخ است که در مقطع تابستان 1397 با بدترین نوع دشمنی امریکا با ایران مواجه هستیم و باید در این باره همه احتیاطهای لازم را در مقابلهجویی انجام دهیم. شاید اگر در وضعیتی بودیم که میشد با رهبران امریکا به جایی رسید که به جای کینهجویی و انتقامکشی از ایران راه صلح را میپیمود بهتر بود اما با توجه به خصومت نهادینه شده به نظر میرسد باید منتظر بدتر شدن وضعیت باشیم.
از پیش بازنده نباشیم
حالا که واقعیت دشمنی انکارناپذیر رهبری کاخ سفید علیه ایران را با چشم میبینیم و در واقعی بودن آن تردیدی نیست باید همه ایینهای نبرد را که میتواند مانع از پیروزی طرف جنگ باشد را به کار ببریم. یکی از آداب جنگ این است که به لحاظ ذهنی و روانی از پیش بازنده نباشیم. این یک مساله اساسی و بسیار بااهمیت است که البته رسیدن به ان نقطه از اطیمنان ذهنی نیازمند فراهم شدن شرایط و پیشنیازهای متعدد است. از پیش بازنده نبودن به لحاظ ذهنی را نباید با بیپروایی در جریان نبرد یکسان انگاشت و از دایره احتیاط کامل بیرون آمد. از پیش بازنده نبودن در این مرحله از جنگ اقتصادی امریکا علیه ایران در عمل به این معناست که ارزیابی درست و کامل و کارشناسانه از نیروها و تجهیزات و ابزارهای مادی و سخت و قدرت نرم خود داشته باشیم و بدانیم که این نیروها واقعیاند یا اینکه بر اساس حدس و گمان ارائه شود. یکی دیگر از آیینهای نبرد این است که حریف را نباید دستکم گرفت و از قدرت واقعی و عینی او غافل شد. در صورتی که بخواهیم همواره و در هر مرحله از جنگ اقتصادی قدرت حریف را نادیده بگیریم ممکن است از جایی آسیب ببینیم که آن را ندیدهایم. پس آیین نبرد به ما فرمان میدهد که از رجزخوانی بیفایده و نگاه تقلیلگرایانه در برابر طرف جنگ خارج شویم.یکی دیگر از آیینهای نبرد این است که عقبه و پشت سنگر جنگ را از درون مرزهای ملی محکم کرده و اجازه رخنه از داخل به طرف جنگ ندهیم. معنای این اصل جنگ این است که انسجام داخلی میان احزاب و گروهها و جریانهای سیاسی باید به حداکثر برسد و در شرایط جنگ با یک قدرت نیرومند خارجی ناخواسته و نادانسته از داخل به آنها کمک نشود. تضعیف نهادهای قانونی مثل نهاد مجلس، نهاد قوه قضاییه و به ویژه نهاد دولت که در نوک پیکان جنگ قرار دارد حرکتی در مسیر خواست طرف جنگ به حساب میآید. در این نوشته قصد ندارم احزاب را به سکوت در برابر دولت دعوت کنم و قصد ندارم دولت را از جریان نقد دور نگه دارم اما تضعیف نهاد دولت نیز دز این وضعیت را به نفع امریکا میدانم.
از دیگر آیینهای نبرد استفاده از همه نیروها در برابر جریان جنگطلب خارجی است. نهادهای مدنی شامل احزاب، خانواده، بنگاه و نهادهای غیردولتی شامل نهادهای کارفرمایی، نهادهای کارگری و سایر فعالیتهای اجتماعی دارای قدرت هستند و باید از این قدرت در راه کاستن از فشار بیرونی استفاده کرد. بخش خصوصی ایران و نهادهای قانونی این بخش به ویژه اتاقهای بازرگانی، صنایع و معادن و کشاورزی ایران و استانها و اتاقهای مشترک ایران با کشورهای دیگر میتوانند در جریان نبرد تا رسیدن به روزهای صلح در کنار نهادهای حاکمیتی عمل کرده و با گفتوگو و مذاکره با همتاهای خود به راه های تمرکز قدرت برای حاکمیت را فراهم سازند. برای اینکه ایران در جنگ اقتصادی جدی در حال وقوع بتواند ایستادگی کرده و راه نفوذ را ببندد توسعه مناسبات با سایر کشورها به ویژه قطبهای اقتصادی جهان و کشورهای نوظهور صنعتی را باید در دستور کار قرار داد. زمزمههایی از گوشه و کنار شنیده میشود که چون فلان کشور این کار را کرد ما نیز باید این کار را کنیم و این خطرناک است. واقعیت این است که هیچ کشوری در جهان نمیخواهد منافع خود را در پای منافع یک کشور دیگر قربانی کند و این را باید به مثابه یک اصل در جنگ لحاظ کنیم که دشمنان تازه برای و دست و پا نکنیم. یکی دیگر از مسایل بسیار بااهمیت این است که در جریان نبرد باید از عناصر و قوای درون طرف دیگر باید استفاده کرد. ایران باید از دیپلماسی فعال برای متقاعد کردن احزاب و نهادهای مدنی داخل امریکا که اتفاقا با دیدگاه ترامپ ناسازگاری دارند برای تضعیف موقعیت وی استفاده کند. یادمان باشد که جنگ ویتنام چگونه تمام شد و حالا ویتنام در کدام مسیر قرار دارد. باید از پیش بازنده نباشیم و این مساله بسیار بااهمیت اما به سادگی به دست نمیآید.
محمدعلی توحید-: نامه اتاق بازرگانی تیر1397