اندیشه نابرابرساز و سیاستهای ارزی
دلار 4200 تومانی اندوه و نابرابری درست کرد
ساعت24-آیا عمل براندیشه تقدم زمانی دارد یا اندیشه است که عمل را شکل و ماهیت می دهد؟ در این باره دیدگاهها گوناگون است. این نوشته هوادار گروهی است که می گوید ذهن بر عمل تقدم دارد.
به این معنا که ابتدا ذهن است که یک عمل را تصور می کند و پس از آن است که آن عمل به واقعیت می رسد. . با این دیدگاه باورداریم هررفتار نیک و پسندیده که به خوشبختی و شادمانی بشر راه پیدا می کند از اندیشه ای پاک و خیرخواه آدمی زاییده می شود. به همین ترتیب هررفتار و تصمیمی که به بدبختی و سیه روزی آدمی کشیده می شود از اندیشه شر و ناپسند زاییده می شود. متر و معیار خوشبختی و بدبختی آدمیان نیز البته برای افراد و گروهها و جریانهای سیاسی فکری گوناگون است. برخی افراد باوردارند رفاه مادی و زندگی مادی در اندازه های قابل اعتنا و دست کم به اندازه میانگین رفاه مادی جهان متر و معیار خوشبختی است . گروه دیگر این معیاررا نمی پذیرند و باورهای غیرمادی و انگیزه های معنوی را برای سعادت انسان قبول دارند. این نوشته به هواداری از گروه نخست گرایش دارد. دست کم اینکه برای خوشبخت شدن و به دست آوردن آرامش و آسایش باید اندازه هایی از رفاه مادی که معیار آن می تواند درامد باشد باید دراختیار فرد یا خانواده ها قرار گیرد تا بتوانند به مسایل غیرمادی نیز بپردازند. درصورتی که افراد و خانواده ها نتوانند نیازهای خود به نان ،خانه و پوشاک را به دست آورند به دلایل گوناگون شاید راهی برای انجام امور دیگر نداشته باشند. هراندیشه ای که به کاهش درآمد سرانه یا دسترنج شهروندان منتهی می شود زاینده اندوه نیز هست. اندوهگین تر کردن مردم در این روزگار وانفسای ایران کاری است که اندیشه شر و فساد می آفریند. بن مایه این اندیشه براین پایه استوار است که یک گروه کوچک و نخبه تنها به این دلیل که رییس دولت به بالادستی های آنها اعتماد کرده و آنها را مدیر یا معاون کرده اند به جای مردم فکرکرده و خود را دانای کل می پندارند و از یک زاویه کوچک که البته منافع مادی خودشان را لحاظ می کنند مردم را از صحنه تصمیم گیری بیرون می کنند.اساس این اندیشه بر ناآزادی استوار است و می پندارد با تمرکز محل تصممیم گیری در یک محل و بستن راههای ازادی گردش اطلاعات در جامعه می تواند خوشبختی و شادی شهروندان را تضمین کند. این اندیشه شوربختانه درایران به دلایل تاریخی ، سیاسی و اقتصادی زاد و رشد نیرومندی راتجربه کرده است و در ایران به شکل نهدینه به مراکز اصلی قدرت سیاسی راه یافته است. در همه سالهای پس از 1320 اندیشه اندوه سازو فسادآفرین علاوه براینکه نیرویی سترگ برای خود فراهم کرده است راه رشد اندیشه آزاد را نیز مسدودکرده و آندیشه آزاد را به حبس کشیده است. اگر بخواهیم تبلور عینی این اندیشه را در شرایط امروز ایران به عریان ترین شکل نشان دهیم به سیاستهای ارزی می رسیم. سیاستهای ارزی اتخاذ و اجرا شده براساس همین اندیشه قاتل ازادی برپاشدو تصمیمی گرفت که دریایی از رانت و فساد و اندوه برای جامعه ایرانی تدارک دیده است. از دل این اندیشه بود که ثروت متعلق به ایرانیان که همان درآمدهای ارزی احاصل از فروش نفت است در اتاق های هزار توی دیوان سالاری قیمت خورد و به حراج گذاشته شد . این روزها اگررسانه های ایران را بخوانید می بینید و می شنوید که چگونه مدیران ارشد و میانی نهادهای اصلی اداره کننده با شادی و شادمانی از کشف یک فساد سخن می گویند. فردی و وزیری فساد درارزهای اختصاص یافته را با شهروندان درمیان می گذارد ، وزیر یا معاون وزیری فساددرواردات تلفن همراه را افشا می کند، معاون فلان قوه از فساد درعدم توزیع کالاهایی که باید دربازار برمبنای هردلار معادل 4200 تومان توزیع می شد سخن می گوید. هر خبری که درباره رانت و فساد در این روزها از سوی مدیران ارشد سازمان دیوان سالاری ایران منتشر می شود اندوهی براندوه و غصه مردم ایران اضافه می کند و آنها را درحسرت و حیرت فرو می برد که چرا از این خوان گسترده نصیبی ندارند. شهروندان ایرانی علاوه براین حیرت و حسرت از اینکه فرزندان آنها در حسرت یک شغل با درآمد ماهانه دومیلیون تومان زندگی می کنند فرزندان مقامهای اگاه به تحولات اقتصادی و سیاسی با نزدیک شدن به دلار 4200 تومانی میلیارها تومان سود بادآورده نصیب خود می کنندهرروز با این اندوه از خواب بیدار می شوند که غول تورم دسترنج آنها را می دزدد. اندیشه زاینده اندوه و فساد بود که دلار 4200 تومانی را اختراع کرد و ماشین تولید اندوه و تهیدستی و رانت و فساد را به راه انداخت و هنوز بر ادامه آن اصرار دارد راباید درصدر فاسدکنندگان ایران دانست. اگر همین امروز نیز اجازه دهیم این اندیشه ناپاک و رانت ساز به حیات خود ادامه دهد تردید نکنید ایرانیان اندوهگین ترین شهروندان جهانی خواهند بود.
راه برای زدودن غبارهای برخاسته از این اندیشه نابرابرساز و فقیر پرودرذهن ایرانیان باز است و باید این را ترویج کرد.