حذف یارانه انرژی به نفع کارگران است
ساعت 24- امروز قصد داریم با تلفیق کردن اقتصاد خرد و کلان و اطلاعات آن یک نتیجهگیری برای بهبود عملکرد نیروی انسانی در ایران و سیاستگذاری به دست آوریم. سرمایه انسانی در آینده اقتصاد ایران نقش کلیدی را ایفا خواهد کرد و با توجه به نیازهای استراتژیک مطرح شده همچون کاهش وابستگی به نفت اهمیت این امر دو چندان خواهد بود.
دكتر جواد صالحي اصفهاني استاد دانشگاه ويرجينيا تك امريكا در جمع گروهي از بازرگانان ايران در تهران ضمن بيان نكات ياد شده گفت: در كشورهايي كه داراي نفت هستند هزينه نيروي كار بويژه نيروي كار غير ماهر بالاتر است، و اگر اين هزينه را با كشورهايي مانند چين و هند مقايسه كنيم متوجه ميشويم كه اصولا نخواهيم توانست استراتژي اقتصادي آسياي شرقي را كه مبتني بر نيروي انساني غيرماهر است پياده كنيم.
اصفهاني مزيت كشورهاي آسياي شرقي را در توليد كالاهايي با قيمت تمام شده نازل دانست و گفت: همين امر باعث ميشود كه اين كشورها بتوانند در بازار جهاني رقابتپذيري داشته باشند. البته اين نوع اقتصاد در دهه ۴۰ در كشور ما هم اجرا ميشد و توانستيم در مدتي ۱۰ ساله رشدي در حدود ۸ درصد را تجربه كنيم، اما پس از افزايش قيمت نفت و تكيه كشور به درآمدهاي نفتي بعد از سال ۵۲ هزينه فرصت كار براي ايرانيان بالا رفت.
وي با اشاره به اينكه امروز در ايران سرمايه انساني رقابت پذير نداريم گفت: براي رقابت در بازار جهاني به جاي تكيه بر چاههاي نفت بايد به سرمايههاي انساني اين كشور تكيه كنيم تا بتوانيم حرفي براي گفتن در اقتصاد جهاني داشته باشيم. دكتر صالحي اصفهاني اذعان داشت: البته در ايران سرمايه انساني در سطوح بالا وجود دارد مانند پزشكان و مهندسان خبره، ولي در سطوح ميانه اين سرمايه انساني صعيف است، زيرا يك كارگر هندي ميتواند در تمام نقاط دنيا به كار مشغول باشد ولي يك كارگر ايراني از نوع مهارت گرفته تا فنون و رفتار كاري در مقابل آنها ضعيف است.
نكته اصلي در اين است كه طيفي از مهارتها بايد وجود داشته باشد تا بتوان نام سرمايه انساني را بر آن نهاد، و اين سرمايه در هر كشوري نوع خاص خود را دارا است، چرا كه با انگيرههاي آن كشور رشد كرده و ساخته شده است، به عنوان مثال در ايران يادگيري در دبيرستان و دانشگاه متكي به حافظه است و اين بر خلاف كشورهاي پيشرفته است كه دانش به صورت عملي و كاربردي آموزش داده ميشود.
وي ادامه داد: حال بايد ببينيم با اين شرايط سرمايه انساني ساخته شده در ايران چگونه ميتواند داراي بعدي جهاني باشد، در حالي كه در ايران موسسات فني حرفهاي آزمون مهارت را با تست انجام ميهند و بهترين دانشجويان ما كساني هستند كه بهتر از ديگران تست ميزنند، در كشورهاي پيشرفته مانند امريكا مهمترين عامل فنوني است كه به فرد آموزش داده ميشود و كارفرما ميتواند در آينده بروي آن فنون حساب باز كند. در كشورهايي كه بازار كار اين اجازه را به كارفرما نميدهد يا ارتباط بين دانشگاه و محيط كار ضعيف يا قطع شده است، با جايي كه كارفرما ميتواند كارگر را در حين كار ببيند و بعد استخدام كند بسيار از نوع كارايي و بازدهي تفاوت دارد، چرا كه عقيده بر اين است مهمترين ساختار در بازار كار امروز نحوه رفتار در محيط كار است.
دكتر صالحي اصفهاني گفت: افزايش درآمدهاي نفتي مساوي است با افزايش درآمدي كه حاصل از كار نيست، و اين امر باعث ميشود كه آستانه انتظارات و دستمزد مطلوب بالا رود، كه اين امر براي سرمايههاي انساني يك كشور وضعيت نا مطلوبي خواهد داشت كه نمونههاي اين وضعيت را در كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس ميتوانيم به وضوح مشاهده كنيم. وي در ادامه تصريح كرد: در آمد نفت همچنين باعث بالا رفتن بهاي ارز خارجي شده كه اين امر عاملي براي بالاتر رفتن دستمزدها خواهد بود و در كشورهايي مانند چين و كره كه بهاي تمام شده كالاهايشان بستگي مستقيم به هزينه نيروي كار و نرخ مبادله ارز دارد توان رقابتپذيري شان در بازار جهاني بالا است، در حالي كه كارگر ايراني به خاطر مولد بودن چاههاي نفت نميتواند در بازار جهاني سهم و نقشي داشته باشد.
دكتر صالحي افزود: ارز و انرژي ارزان ميل استفاده از سرمايه را در قبال نيروي كار بالا ميبرد، و اين امر باعث ميشود كه كشور به سمت درآمدهاي نفتي ميل پيدا كند كه اين امر خود باعث بالا رفتن هزينه فرصت كار شده و همين است كه ميبينيم چينيها چه از لحاظ كالا و چه از لحاظ نيروي كار به كشور هجوم ميآورند. در اين حالت است كه جوان در كشورهاي خاورميانه مجبور است كه دوباره به مدرسه و دانشگاه باز شود، يعني در حقيقت دانشگاه براي آنان سنگري شده است در مقابل كارگرهاي خارجي وگرنه اين بازگشت به محيط تحصيلي براي يادگيري مهارت بيشتر نيست، و اين يك ضعف ساختاري بزرگ است كه به خاطر فرار از بازار جهاني جوان مجبور است كه دانشگاه پناه ببرد.
دكتر صالحي اصفهاني درباره مشكلات عرضه سرمايه انساني ايران گفت: مشكل اصلي در ايران تفاوت اندوختههاي آموزشي با نيازهاي بازار كار ايران است. سرمايه انساني اندوخته شده در دانشگاههاي ايران از كارايي لازم برخوردار نيست و سواي چند دانشگاه خوب دولتي در كشور خيلي از طيفهاي دانشآموخته در دانشگاهها فاقد مهارتها ي لازماند. البته خيلي از مهارتها در محيط كار كسب ميشود كه متاسفانه اين امر در ايران بسيار ضعيف است و بازار كار ايران اين انعطاف را ندارد. احتمال بسيار زيادي دارد كه در سالهاي آينده نيز بهاي نفت همچنان داراي سير نزولي باشد و اين امر باعث خواهد شد تا نيروي كار بهاي بيشتري بيابد. حذف يارانه انرژي در ميان مدت به نفع نيروي كار است و اگر اين امر تحقق يابد به نفع نيروي كار عام و سرمايه انساني كشور تمام خواهد شد.
مشكلات را همه ميبينيم ولي مهمتر از آن اين است كه بدانيم اين مشكلات از كجا سرچشمه گرفته و ساختارهاي موثر بر آن كدام است. دكتر صالحي اصفهاني افزود: يكي از مشكلات مهم در كشور اين است كه نيروي انساني را كه ما تربيت ميكنيم قابليت جهاني ندارد، و نبايد تمام مشكلات را بر دوش فرهنگ انداخته و از ساختارها غافل بمانيم و اين اشكال عمدهاي است كه در كشور ميانه را رها كرده و فقط به نخبگان بها ميدهيم.
اصفهاني مزيت كشورهاي آسياي شرقي را در توليد كالاهايي با قيمت تمام شده نازل دانست و گفت: همين امر باعث ميشود كه اين كشورها بتوانند در بازار جهاني رقابتپذيري داشته باشند. البته اين نوع اقتصاد در دهه ۴۰ در كشور ما هم اجرا ميشد و توانستيم در مدتي ۱۰ ساله رشدي در حدود ۸ درصد را تجربه كنيم، اما پس از افزايش قيمت نفت و تكيه كشور به درآمدهاي نفتي بعد از سال ۵۲ هزينه فرصت كار براي ايرانيان بالا رفت.
وي با اشاره به اينكه امروز در ايران سرمايه انساني رقابت پذير نداريم گفت: براي رقابت در بازار جهاني به جاي تكيه بر چاههاي نفت بايد به سرمايههاي انساني اين كشور تكيه كنيم تا بتوانيم حرفي براي گفتن در اقتصاد جهاني داشته باشيم. دكتر صالحي اصفهاني اذعان داشت: البته در ايران سرمايه انساني در سطوح بالا وجود دارد مانند پزشكان و مهندسان خبره، ولي در سطوح ميانه اين سرمايه انساني صعيف است، زيرا يك كارگر هندي ميتواند در تمام نقاط دنيا به كار مشغول باشد ولي يك كارگر ايراني از نوع مهارت گرفته تا فنون و رفتار كاري در مقابل آنها ضعيف است.
نكته اصلي در اين است كه طيفي از مهارتها بايد وجود داشته باشد تا بتوان نام سرمايه انساني را بر آن نهاد، و اين سرمايه در هر كشوري نوع خاص خود را دارا است، چرا كه با انگيرههاي آن كشور رشد كرده و ساخته شده است، به عنوان مثال در ايران يادگيري در دبيرستان و دانشگاه متكي به حافظه است و اين بر خلاف كشورهاي پيشرفته است كه دانش به صورت عملي و كاربردي آموزش داده ميشود.
وي ادامه داد: حال بايد ببينيم با اين شرايط سرمايه انساني ساخته شده در ايران چگونه ميتواند داراي بعدي جهاني باشد، در حالي كه در ايران موسسات فني حرفهاي آزمون مهارت را با تست انجام ميهند و بهترين دانشجويان ما كساني هستند كه بهتر از ديگران تست ميزنند، در كشورهاي پيشرفته مانند امريكا مهمترين عامل فنوني است كه به فرد آموزش داده ميشود و كارفرما ميتواند در آينده بروي آن فنون حساب باز كند. در كشورهايي كه بازار كار اين اجازه را به كارفرما نميدهد يا ارتباط بين دانشگاه و محيط كار ضعيف يا قطع شده است، با جايي كه كارفرما ميتواند كارگر را در حين كار ببيند و بعد استخدام كند بسيار از نوع كارايي و بازدهي تفاوت دارد، چرا كه عقيده بر اين است مهمترين ساختار در بازار كار امروز نحوه رفتار در محيط كار است.
دكتر صالحي اصفهاني گفت: افزايش درآمدهاي نفتي مساوي است با افزايش درآمدي كه حاصل از كار نيست، و اين امر باعث ميشود كه آستانه انتظارات و دستمزد مطلوب بالا رود، كه اين امر براي سرمايههاي انساني يك كشور وضعيت نا مطلوبي خواهد داشت كه نمونههاي اين وضعيت را در كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس ميتوانيم به وضوح مشاهده كنيم. وي در ادامه تصريح كرد: در آمد نفت همچنين باعث بالا رفتن بهاي ارز خارجي شده كه اين امر عاملي براي بالاتر رفتن دستمزدها خواهد بود و در كشورهايي مانند چين و كره كه بهاي تمام شده كالاهايشان بستگي مستقيم به هزينه نيروي كار و نرخ مبادله ارز دارد توان رقابتپذيري شان در بازار جهاني بالا است، در حالي كه كارگر ايراني به خاطر مولد بودن چاههاي نفت نميتواند در بازار جهاني سهم و نقشي داشته باشد.
دكتر صالحي افزود: ارز و انرژي ارزان ميل استفاده از سرمايه را در قبال نيروي كار بالا ميبرد، و اين امر باعث ميشود كه كشور به سمت درآمدهاي نفتي ميل پيدا كند كه اين امر خود باعث بالا رفتن هزينه فرصت كار شده و همين است كه ميبينيم چينيها چه از لحاظ كالا و چه از لحاظ نيروي كار به كشور هجوم ميآورند. در اين حالت است كه جوان در كشورهاي خاورميانه مجبور است كه دوباره به مدرسه و دانشگاه باز شود، يعني در حقيقت دانشگاه براي آنان سنگري شده است در مقابل كارگرهاي خارجي وگرنه اين بازگشت به محيط تحصيلي براي يادگيري مهارت بيشتر نيست، و اين يك ضعف ساختاري بزرگ است كه به خاطر فرار از بازار جهاني جوان مجبور است كه دانشگاه پناه ببرد.
دكتر صالحي اصفهاني درباره مشكلات عرضه سرمايه انساني ايران گفت: مشكل اصلي در ايران تفاوت اندوختههاي آموزشي با نيازهاي بازار كار ايران است. سرمايه انساني اندوخته شده در دانشگاههاي ايران از كارايي لازم برخوردار نيست و سواي چند دانشگاه خوب دولتي در كشور خيلي از طيفهاي دانشآموخته در دانشگاهها فاقد مهارتها ي لازماند. البته خيلي از مهارتها در محيط كار كسب ميشود كه متاسفانه اين امر در ايران بسيار ضعيف است و بازار كار ايران اين انعطاف را ندارد. احتمال بسيار زيادي دارد كه در سالهاي آينده نيز بهاي نفت همچنان داراي سير نزولي باشد و اين امر باعث خواهد شد تا نيروي كار بهاي بيشتري بيابد. حذف يارانه انرژي در ميان مدت به نفع نيروي كار است و اگر اين امر تحقق يابد به نفع نيروي كار عام و سرمايه انساني كشور تمام خواهد شد.
مشكلات را همه ميبينيم ولي مهمتر از آن اين است كه بدانيم اين مشكلات از كجا سرچشمه گرفته و ساختارهاي موثر بر آن كدام است. دكتر صالحي اصفهاني افزود: يكي از مشكلات مهم در كشور اين است كه نيروي انساني را كه ما تربيت ميكنيم قابليت جهاني ندارد، و نبايد تمام مشكلات را بر دوش فرهنگ انداخته و از ساختارها غافل بمانيم و اين اشكال عمدهاي است كه در كشور ميانه را رها كرده و فقط به نخبگان بها ميدهيم.