حذف چهار صفر و احتمال سردرگمی و ایجاد آشفتگی بیشتر
ماه بعد دستور مربوط به انتشار پول جدید تحت عنوان 'رنتن مارک' صادر شد. هر رنتن مارک معادل یک تریلیون مارک قدیم ارزشگذاری گردید(١٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠). چون امکان تعیین پشتوانه طلا نبود پشتوانه رهن املاک کشاورزی و اوراق قرضه شرکتهای تولیدی، به پشتوانه تولید، بهعنوان پشتوانه این پول جدید انتخاب شد و به همین دلیل هممعنی نام آن، پول رهنی است. نرخ تبدیل به دلار معادل نرخ قبل از جنگ تعیین شد یعنی هر دلار ٤،٢ رنتن مارک و حجم این پول بهدقت کنترل شد، بهنحویکه این برابری تغییر نکند. کنترل اداری قیمتها هم که قبل از آن اعمال میشد منتفی گردید. در طول یک هفته ابر تورم فروکش کرد و اقتصاد روال معمول در جهت بازسازی را طی نمود. البته نباید کمکهای کشورهای دیگر و دسترسی به بازارهای مالی و تجاری جهان را ازنظر دور داشت.شاید نمونه نزدیک این رویکرد در ترکیه رخ داد که از سال ١٩٧٠ دچار تورمهای بالا در حد متوسط چهل درصد در سال بود و در سال ٢٠٠٥ اردوغان قانونی را گذراند برای اصلاح پولی که نتیجه آن معرفی لیر جدید ترک هر لیر جدید برابر ١٠٠٠٠٠٠ لیر قدیم بود، یعنی حذف شش صفر از پول. این انتقال از پول قدیم به پول جدید تا سال ٢٠٠٨ ادامه داشت و ترکیه از کمک نهادهای بینالمللی مانند بانک جهانی و صندوق بینالملل پول هم برای تأمین منابع پشتیبان و کمک کارشناسی استفاده کرد. گرچه سیاستهای مشکلساز اردوغان مجدد ارزش لیر ترک را با کاهش روبرو کرده و در ماه اوت گذشته اردوغان از مردم دعوت کرد از شرافت پول ترکیه حفاظت کنند و ارز در اختیار خود را در اختیار بانکها قرار دهند. که معنی این سخنان مشخص است. در هر دو مورد و در موارد موفق دیگر این اقدامات وقتی موفق است که جزئی از یک برنامه سیاسی و اقتصادی اصلاحات جامع و معتبر باشد. در غیر این صورت بهجز یک اقدام نمایشی و ظاهری نخواهد بود که منجر به سردرگمی و ایجاد آشفتگی بیشتر خواهد شد. چراکه کاهش صفر از پول مستلزم همان میزان کاهش درآمدها هم هست. نظامهای حسابداری و تعهدات مردم هم باید تعدیل شود. به خاطر فشار تورمی موجود قیمتها یک جهش خفیه جدید را تجربه خواهند کرد. اگر قیمت کالایی ١٠٠٠٠ تومان است بعد از حذف صفر بهجای یک تومان ممکن است دو تومان عرضه شود. خصوصاً قیمت کالاهایی که مثلاً ٧٠٠٠ تومان است بهجای 7دهم تومان یک تومان جدید عرضه شود و قیمتها بهطرف بالاگرد شود. در شرایط موجود اگر تصور میشود مثلاً دلار ده هزار تومان است با پول جدید میشود یک تومان مسلماً این برای مردم خبر خوشی نخواهد بود و مسئولین هم فرصت زیادی برای مانور تبلیغاتی اطراف آن نخواهند داشت. زیرا مردم هم متوجه خواهند بود هر ده هزار تومان پول و درآمدشان هم میشود یک تومان. با این ساختار مالی و بودجهای و بانکی و مدیریتی باز همین آش و همین کاسه.
اگر چنین لایحهای در مقابل قانونگذار قرار گرفت، لااقل قانونگذار لازم است سه شرط را مدنظر قرار دهد؛ اول از دولت بخواهد که قبل از هر اقدام نشان دهد میتواند برای دو سال نقدینگی را کنترل کند. دوم یک برنامه جامع اصلاحات ارائه کند که اصلاحات پولی بخشی از آن باشد. سوم تعیین کند حجم پول کشور را به چه کمیت یا رویکرد یا دارایی وصل میکند که ثبات مقدار و ارزش آن توسط جامعه معتبر و پایدار تلقی شود.
در غیر این صورت این اقدام ممکن است به بروز مشکلات قابل پیشبینی و غیرقابلپیشبینی جدیدی بیانجامد.