احتمال حذف همیشگی ایران از بازارجهانی نفت?
جغرافیای نفت در سطح کلان
فریدون خاوند تحلیلگر اقتصادجهانی اما درنوشته اخیرش ادعای تازه ای کرده است و می نویسد : درچند سال گذشته در عرصه ژئوپولیتیک انرژی تحولات تازه ای رخ داده و به ویژه روابط تازه ای را میان بازیگران اصلی بازار جهانی نفت به وجود آورده است. وزنه این دگرگونی ها، که بر دور پیشین تحریم های ایالات متحده آمریکا علیه ایران نیز سنگینی میکرد، امروز با شدت بیشتری احساس میشود.چگونه است که ایالات متحده آمریکا، در راستای دستیابی به هدف اصلی سیاست های تنبیهی خود علیه ایران، پیشروی عملی به سوی حذف کامل صادرات نفتی این کشور را آغاز کرده، بدون آنکه تنش در بازار جهانی نفت شدت بگیرد و بهای «طلای سیاه» سر به آسمان بکشد؟ در واقع بر خلاف بعضی پیش بینی ها، در فاصله دوشنبه ۲۲ آوریل (اعلام تصمیم آمریکا مبنی بر لغو معافیت خریداران نفت ایران) تا جمعه ۲۶ آوریل، بهای نفت برنت دریای شمال نه تنها بالا نرفت، بلکه نزدیک به سه دلار نیز کاهش یافت. این کاهش از این لحاظ بیشتر جلب توجه میکند که صادرات دو کشور مهم نفت خیز دیگر، ونزوئلا و لیبی، به خاطر در گیر بودن آنها با تنش های داخلی و نیز تحریم (در مورد کشور اول)، به گونه ای چشمگیر سقوط کرده است.چه اتفاقی روی داده که دشواری های شدید سه قدرت نفتی در عرضه این کالای استراتژیک با خونسردی بازار های جهانی روبرو شده، حال آنکه در گذشته ای نه چندان دور رویداد هایی بسیار کم اهمیت تر می توانستند شمار زیادی از اقتصاد های ملی و حتی کل نظام بین المللی اقتصادی را به چالش بکشانند؟پاسخ این پرسش ها را، همانگونه که گفتیم، در تحولات بزرگی می توان جستجو کرد که در صحنه شطرنج جهانی انرژی روی داده است. با تکیه بر این تحولات، واشنگتن با سهولت بسیار بیشتری می تواند از سلاح تحریم نفت در خدمت هدف های استراتژیک خود و به ویژه اعمال فشار بر نظام های سیاسی مخالف بهره گیری کند. از این دیدگاه می توان بر سه تحول عمده تکیه کرد:
یک) انقلاب نفت «شیل» (غیر متعارف) در آمریکا : پیدایش و اوجگیری نفت «شیل»، که بر پایه تکنولوژی حفر چاه های افقی و «انحلال گرمایی» خرده های سنگ نفت به دست میآید، طی دو دهه گذشته آغاز فصلی تازه را در جغرافیای انرژی رقم زده است. پیش از آن همین تکنولوژی در راه دستیابی به «گاز شیل» به کار گرفته شده بود و با افزایش تولید آن ساخت کارخانه های تولید «گاز طبیعی مایع شده» در خلیج مکزیک با هدف صدور این کالا به سوی بازار های آسیایی آغاز شد. از پایان سال های ۲۰۰۰ میلادی تولید گاز و نفت غیر متعارف در آمریکا رو به افزایش گذاشت و به افسانه زوال منابع این دو محصول و به ویژه نفت، که اواخر قرن بیستم میلادی در ادبیات روابط بین المللی رواج واعتبار فراوان داشت، پایان داد. با این همه تا پنج شش سال پیش شمار زیادی از ارزیابی ها بر این استوار بود که تولید «نفت شیل» تنها در صورتی امکانپذیر است که بهای نفت در بازار جهانی بالای هر بشکه هفتاد تا هشتاد دلار نوسان کند. این فرضیه دیگر اعتباری ندارد و در حال حاضر، با پیشرفت های تکنولوژیک، میدان های نفت «شیل» حتی با نفت بشکه ای چهل دلار می توانند سودآور باشند و حتی در بعضی از میدان ها، هزینه تولید هر بشکه نفت از بیست دلار بیشتر نیست.
برای درک این انقلاب بزرگ، بر داده هایی تکیه میکنیم که به تازگی از سوی «آژانس بین المللی انرژی» منتشر شده است. به گفته این منبع ایالات متحده آمریکا به تازگی، از لحاظ تولید نفت، روسیه و عربستان را پشت سر گذاشته است. تا حدود پنج سال دیگر، آمریکا برای بار اول در تاریخ، چهارده میلیون بشکه نفت خام در روز تولید خواهد کرد. همان قدرت در سال ۲۰۲۱ برای نخستین بار بعد از نیمه اول قرن بیستم به صادر کننده خالص نفت بدل خواهد شد، به این معنی که حجم صادرات نفتی اش از وارداتش بیشتر خواهد بود. تا پنج سال دیگر صادرات نفتی آمریکا به نه (۹) میلیون بشکه در روز خواهد رسید و کشتی های غول پیکر این کالا را به چهار گوشه جهان حمل خواهند کرد.
دو) پیدایش ظرفیت های اضافی برای عرضه نفت: در نیمه دوم قرن بیستم و حتی تا نخستین سال های دهه اول قرن بیست و یکم، تاکید بر کمیابی انرژی فسیل و به ویژه نفت در ادبیات اقتصادی و روابط بین المللی جایگاهی برجسته داشت و تردیدی نبود که با توجه به افزایش تقاضا و محدود تر شدن هر چه بیشتر عرضه، بهای «طلای سیاه» محکوم به اوجگیری است. در پی پیشرفت های تکنولوژیک در عرصه های کاوش و استخراج نفت، حجم مخازن شناخته شده نفت به سرعت افزایش یافته و چشم انداز کمبود این کالا دورتر رفته است. امروز تنها مانع موجود در استفاده از این انرژیها، نقش بسیار منفی آنها در عرصه های زیستمحیطی است و این احتمال وجود دارد که در چند دهه آینده، با پیشرفت انرژی های پاک، بخش نه چندان کمی از مخازن زغال و گاز و نفت برای همیشه در زیر زمین بمانند. به بیان دیگر نفت، بر خلاف آنچه پیش از این گفته میشد، آنقدر ها هم کمیاب نیست.طی سال های گذشته کشور های تازه ای به جرگه تولید کنندگان نفت پیوسته اند که یکی از تازه ترین آنها کشور کوچک گویان در آمریکای جنوبی است. همچنین بعضی از تولید کنندگان قدیمی نفت از جمله برزیل، نروژ و عراق، از امکاناتی قابل ملاحظه برای افزایش تولید برخوردارند.
به جز ایالات متحده آمریکا که به برکت نفت «شیل» به قدرت اول نفتی جهان بدل شده، عراق در عرصه نفت متعارف از خود پویایی چشمگیری نشان داده است، آن هم به رغم اوضاع داخلی بی ثبات و به ویژه تسلط موقت اما فاجعه بار «داعش» بر بخشی از سرزمینش. این کشور که در اواخر زمامداری صدام حسین و چند سال بعد از سرنگونی او به یک تولید کننده حاشیه ای نفت بدل شده بود، در حال حاضر با ۴.۶ میلیون بشکه در روز خود را تا جایگاه پنجمین تولید کننده نفت جهان و دومین تولید کننده درون «اوپک» بالا کشیده است. اگر سرمایه گذاری ها در صنعت نفت عراق به روال کنونی ادامه یابد و این کشور با بحران های شدید داخلی روبرو نشود، تولید نفت آن به پیش بینی آژانس بین المللی انرژی تا حدود ده سال دیگر به شش میلیون بشکه در روز خواهد رسید و سومین صادر کننده «طلای سیاه» در جهان خواهد بود.
سه) تغییر ماهیت «اوپک» : سازمان کشورهای صادر کننده نفت (اوپک)، که در سال ۱۹۶۰ متولد شد و در دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی به اوج اقتدار رسید، دیگر آن نهاد نیرومندی نیست که قرار بود از راه ایجاد تفاهم و همکاری میان اعضای خود بر بازار جهانی نفت تاثیر بگذارد و از قیمت «طلای سیاه» دفاع کند.البته مقر «اوپک» در وین همچنان برپاست، اساسنامه سازمان کماکان اجرا میشود، نشست ها برگزار میشوند و در مواردی سقف تولید برای تاثیرگذاری بر بازار بالا و پایین میرود. ولی در مجموع از سازمان قدر قدرت قرن بیستم چیز زیادی بر جای نمانده، دستکم به این دلیل که از صد میلیون بشکه نفتی که هر روز در جهان مصرف میشود، چهارده کشور عضو «اوپک» تنها سی میلیون بشکه آن را تولید میکنند. تصادفی نیست که این سازمان به تازگی برای تاثیر گذاری بر بازار جهانی نفت به ده کشور غیر عضو «اوپک» به رهبری روسیه متوسل میشود. به همین دلیل است که امروز از «اوپک پلاس» یا «اوپک گسترده»، مرکب از ۲۴ کشور صحبت میشود که به تدریج جای «اوپک» سنتی را میگیرد. تازه در راس «اوپک پلاس»، تصمیم های عمده تنها بر پایه رایزنی میان ریاض و مسکو گرفته میشود و دیگر کشورها نقشی بسیار کمرنگ دارند.