کد خبر 46240
۱۳۹۳/۱۱/۱۴ ۱۱:۰۱
مرکز ملی مطالعات جهانی شدن گزارش داد:

رکود پایدار اقتصاد جهان در پیش بینی 5 اقتصاد دان بزرگ

ساعت24-رضا ستاری- پیش بینی وضعیت اقتصاد جهانی، توسط نهادها، کارشناسان، نشریه های معتبر جهانی، اقتصاد دانان مشهور و موسسه های اعتبار سنجی و آینده نگر جهان، پس از شروع سال 2015 هر روز ابعاد تازه تری پیدا می کند. پیش از این بیزنس مانیتور، اکونومیست، اندیشکده استراتفور، یورو مانی و غیره دیدگاه های خود را نسبت به اقتصاد جهان منتشر کرده اند. در همین حال مرکز ملی جهانی شدن در اتاق رصد اقتصاد جهانی خود دیدگاه پنج اقتصاد دان برنده جایزه نوبل را در مورد آینده پیش روی اقتصاد جهان تشریح کرده است.
به گزارش ساعت24، درمجله مالی و توسعه (D&F) پنج استاد برتر برنده جایزه نوبل اقتصاد رابرت سولو، جورج آکرلوف، مایکل اسپنس، ژوزف استیگلینز و پل کروگمن در رابطه با آینده اقتصاد جهان و مشکلات و معضلات پیش رو نظر داده اند. این اقتصاد دانان برجسته پنج معضل و مشکل پیش رو را برای اقتصاد جهان مطرح کردند که عبارت است از: کمبود تقاضای واقعی، رکود پایدار، قدرت پول در سیاست گذاری ها، عدم همگرایی رشد اقتصادی کشورها و گرم شدن زمین که در این گزارش به دو عامل اول آن می پردازیم.

کمبود تقاضای واقعی
در نیمه دوم قرن بیست و یکم، بزرگترین مشکل اقتصاد جهان یا حداقل کشورهای ثروتمند، مشکلی است که بسیاری از اقتصاد دانان تصورش را هم که به این سرعت با آن مواجه شوند. برای نخستین بار از دهه ۱۹۳۰ تا کنون، جهان با کمبود مداوم تقاضا مواجه شده است. امروزه مردم به اندازه کافی خرج نمی کنند و این همین موضوع اجازه رسیدن به ظرفیت بهره ور را نمی دهد.
اگر نگاهی به آمار چشم انداز اقتصادی جهان (WEO)، مربوط به بانک جهانی داشته باشیم، مشاهده می شود که تولید ناخالص داخلی ترکیبی و تجمعی اقتصادهای پیشرفته بین سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۷ در حدود۱۸ درصد رشد داشته است. پیش بینی آن زمان برای دوره مشابه ۲۰۰۷ ا ۲۰۱۴ حکایت از تداوم رشد در همین حدود را داشت. اما با گذشت زمان اکنون مشخص شده که اقتصاد های جهان در این مدت تنها ۶ درصد رشد را تجربه کرده اند، که ۱۲ درصد از آن چیزی که پیش بینی می شد کمتر است.
برآوردهای پایگاه داده های چشم انداز اقتصادی جهان، شکاف تولید کشورهای پیشرفته را تنها ۲.۲ درصد تخمین زده بود. با این حال تخمین کم را نباید به مثابه این بدانیم که سیاست های اقتصادی در این مدت، به همان اندازه بد بوده اند.

رکود پایدار
هیچ راهی وجود ندارد که جهان از مشکلات اقتصادی شدید در ۵۰ سال آینده فرار کند. فهرست های ارائه شده توسط اندیشمندان در مورد مشکلات آینده، شامل پیامدهای ناشی از تغییرات جوی، نابرابری فزاینده درآمد و ثروت در اقتصاد کشورها، تبعات تمایل آشکار به سمت وابستگی به تکنولوژی در اقتصادهای پیشرفته و وجود تقاضای کار تنها در طیف بسیار ماهر و کاملاً غیر ماهر می باشند.
واژه رکود پایدار که برای اولین بار توسط اقتصاد دان آمریکایی آلوین هانسن در دهه ۱۹۳۰ مطرح شد، به تمایل پایدار اقتصاد ملی به رشد کم همراه با دشواری به کارگیری ظرفیت کامل تولیدی در آن اقتصاد اشاره دارد. از شواهد امروزی آن، می توان کبود فرصت های سرمایه گذاری با بازدهی مورد قبول سرمایه گذاران را عنوان کرد.
دو دلیل برای بروز رکود پایدار وجود دارد. این دو دلیل مستتر در دیدگاهی است که توسط رابرت گوردون مطرح و ترویج شد. کاهش رشد جمعیت و بهره وری عوامل تولید.
اکنون این سوال مطرح است که آیا به راستی موجی فناوری اطلاعات به راه انداخته است می توان مانند موج ناشی از فناوری صنعتی در گذشته باعث افزایش تولید و رفاه شود یا خیر؟ اگر نتوان جواب مثبت احتمالی به سوال اخیر داد، باید استدلال رکود پایدار را قبول داشت. از طرف دیگر رشد جمعیت و پیشرفت های فناورانه، نیروهای اصلی بازدارنده کاهش بازدهی سرمایه گذاری بخش خصوصی هستند. در یک افق چشم انداز با رشد کم، پس انداز ادامه خواهد یافت، نرخ بازدهی کاهش یافته و سرمایه گذاری بخش خصوصی ضعیف شده و این خود منجر به پایداری رکود می گردد.
علاوه بر این تاریخ بدبینی را تایید می کند. رشد ناشی از حباب ها (حباب قمیت مسکن) اگر چه رونقی کوتاه مدت به همراه داشت، لکن برای همگان آشکار شد که این رشد پایدار نیست. اکنون پنج سال پس از پایان رسمی آخرین رکود، آمریکا، اروپا و ژاپن نتوانستند به موقعیت به کارگیری کامل عوامل و ظرفیت هایشان دست یابند. این ناتوانی طولانی مدت با ایده رکود پایدار سازگاری دارد. بیشتر کاهش تقاضای خصوصی را می توان مستقیماً در کاهش مخارج ساخت و ساز مسکونی و غیر مسکونی و ناپدید شدن بسیاری از مشاغل با دستمزد بالاف مشاهده کرد. هیچ رازی پیرامون دلایل این کاهش وجود ندارد، معهذا چندین راز سر به مهر مانده اند. حداقل در آمریکا، سرمایه گذاری بخش کسب و کار پس از رکو تنها کمی بهبود یافته، در صورتی که سود شرکت ها در این مدت بالا بوده است.
بخش شرکتی که به طور عادی باید وام گیرنده خالص سیستم مالی باشد، اکنون به وام دهنده خالص بدل شده است. این مسئله نشانی از واکنش نسبت به کاهش انتظاری در نرخ بازدهی سرمایه گذاری است که تاییدی بر نظریه رکود می باشد.
نتیجه گیری محتاطانه این که، این روزها احتیاط در اقتصاد مد شده است. فرضیه رکود یک اصل اثبات شده نیست، اما احتمال آن هم کم نیست. نگرانی هانسن با جنگ جهانی دوم و گسترش نقش دولت ها در اقتصاد، برطرف شد. ما باید از هم اکنون به فکر اتخاذ سیاست های واکنشی مناسب باشیم.

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک