کد خبر 467859
۱۳۹۸/۰۸/۱۱ ۱۱:۵۹

اصلاح‌طلبان بازنگری نکنند؛ لطمه سنگینی میخورند

ساعت 24- در حالی که بدنه جریان اصلاحات به‌دنبال حضور در انتخابات مجلس آینده هستند، برخی تئوریسین‌های اصلاحات از ضرورت ریکاوری تاریخی جریان اصلاحات در بیرون از ساحت قدرت سخن می‌گویند. این افراد معتقدند پافشاری اصلاح‌طلبان برای حضور در قدرت سبب به حاشیه رفتن مبانی گفتمانی این جریان شده و این جریان را با بحران هویت مواجه کرده است.
اصلاح‌طلبان بازنگری نکنند؛ لطمه سنگینی میخورند
به همین دلیل اگر جریان اصلاحات قصد دارد دوباره به همان جریان نخبه‌ساز و جریان‌ساز تبدیل شود باید به‌صورت عالمانه از ساحت قدرت عبور کند و به احیای مبانی گفتمانی و آرمان‌های خود بپردازد. در چنین فضایی یکی از چهره‌های برجسته‌ای که به شکل‌های مختلف نسبت به بحران هویت و ریزش پایگاه اجتماعی اصلاح‌طلبان هشدار داده است دکتر صادق زیباکلام تحلیلگر شناخته شده مسائل سیاسی کشور است. به همین دلیل و برای بررسی این موضوع «آرمان ملی» با وی گفت‌وگو کرده است. استاد علوم سیاسی دانشگاه معتقد است: «اصلاح‌طلبان قبل از هر چیز باید این واقعیت را می‌پذیرفتند که کسانی که با لیست امید و رأی اصلاح‌طلبان وارد مجلس و دولت شده‌اند به شکلی رفتار کرده‌اند که پایگاه اجتماعی جریان اصلاحات را متزلزل کرده‌اند. با این وجود اصلاح‌طلبان به شکلی رفتار می‌کنند که گویا این اتفاقات در کشور دیگری رخ داده است. اصلاح‌طلبان گمان می‌کنند در کشور گینه بیسائو یک حزبی به نام جریان اصلاح‌طلب فراخوان صادر کرده و مردم را دعوت به حمایت از گزینه ریاست جمهوری و لیست مجلس کرده و پس از آن نیز همه چیز را فراموش کرده است. اصلاح‌طلبان به شکلی رفتار می‌کنند که گویا مشکل در ایران نبوده و یا اگر در ایران بوده به آنها ارتباط پیدا نمی‌کند. بنده معتقدم این مساله نقطه آغاز فروپاشی پایگاه اجتماعی اصلاح‌طلبان است». در ادامه ماحصل این گفت‌وگو را می‌خوانید.

برخی از تئوریسین‌های جریان اصلاحات از عبور عالمانه از ساحت قدرت و ریکاوری تاریخی جریان اصلاحات سخن می‌گویند. دیدگاه شما در این زمینه چیست؟ آیا جریان اصلاحات از این ظرفیت برخوردار است که بتواند در این فرصت تاریخی خود را باز یابد؟

نفس این سوال نشان‌دهنده این است که جریان اصلاحات با یک بحران عمیق سیاسی و اجتماعی مواجه شده است. بنده معتقدم در بیست و دو سال گذشته یعنی از سال1376 تاکنون جریان اصلاحات هیچ‌گاه مانند امروز با چنین بحران جدی و فلج کننده‌ای مواجه نشده است. در شرایط کنونی چندماه بیشتر تا برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی فرصت وجود ندارد، با این وجود در جریان اصلاحات انواع و اقسام تاکتیک‌ها و استراتژی‌ها برای حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات مطرح شده است. این مساله نشان‌دهنده بحران در جریان اصلاحات است.

چرا معتقدید جریان اصلاحات در بحران قرار گرفته است؟ ویژگی‌های این بحران چیست؟

«آفتاب آمد دلیل آفتاب؛ گر دلیلت هست از وی رخ متاب». همین مساله که چهار ماه تا انتخابات باقی مانده و جریان اصلاحات با پرسش‌های زیادی درباره چگونگی شرکت در آن مواجه است، نشان‌دهنده بحران است. امروز جریان اصلاحات با این سوال جدی مواجه شده که آیا قرار است این جریان به همان شکل که در انتخابات94 و96 به‌صورت همه‌جانبه در انتخابات شرکت کرد دوباره در انتخابات سال98 شرکت کنند. پاسخ این سوال هنوز مشخص نیست. آیا اصلاح‌طلبان قصد ندارند در انتخابات شرکت کنند؟ پاسخ این سوال نیز مشخص نیست. آیا اصلاح‌طلبان قرار است به‌صورت مشروط و براساس فرمولی که از رئیس دولت اصلاحات نقل شده مبنی بر اینکه هر کجا شورای نگهبان لیست اصلاح‌طلبان را تایید کرد در انتخابات شرکت می‌کنیم و هر کجا که چنین اتفاقی رخ نداد در انتخابات شرکت نمی‌کنیم عمل خواهند کرد؟ پاسخ به این سوال نیز هنوز مشخص نیست که آیا جریان اصلاحات در واقع با چنین استراتژی در انتخابات شرکت خواهد کرد. سوال دیگر این است که آیا جریان اصلاحات قصد دارد دوباره با اصولگرایان معتدل ائتلاف کند؟ پاسخ به این سوال نیز هنوز مشخص نیست. همین مساله که مهم‌ترین و اصلی‌ترین جریان سیاسی دو انتخابات اخیر که در هر دو انتخابات سال94 و96 پیروز انتخابات بوده به این نتیجه رسیده که آیا باید در انتخابات آینده شرکت کند یا خیر نشان‌دهنده بحران است.

به غیراز مشخص نبودن استراتژی اصلاح‌طلبان برای انتخابات آینده چه شواهدی مبنی بر بحران در جریان اصلاحات وجود دارد؟

دلیل مهمی که نشان‌دهنده وجود بحران در جریان اصلاحات است ریزش پایگاه اجتماعی این جریان سیاسی است. این ریزش بسیار جدی است. تا آنجا که بنده اطلاع دارم نظرسنجی موثقی در این زمینه صورت نگرفته، با این وجود بخش عمده‌ای از 24‌میلیونی که در سال 96 به آقای روحانی رأی دادند و بیش از30‌میلیون نفری که همان سال از لیست اصلاح‌طلبان برای شوراها حمایت کردند، امروز اصلاح‌طلبان را مقصر اصلی حضور خود در انتخابات می‌دانند. پس از انتخابات سال96 بنده در هر کجا سخنرانی داشتم و یا در محافل سیاسی حضور داشته‌ام همواره مورد نقد مردم قرار گرفته‌ام که عنوان می‌کنند ما قصد نداشتیم در انتخابات شرکت کنیم اما بنا به توصیه شما در انتخابات حضور پیدا کردیم. به همین دلیل نیز مردم خطاب به ما عنوان می‌کنند: «خدا از سر تقصیرات شما بگذرد». اغلب مردم معتقدند سخنرانی‌ها و تشویق‌های امثال بنده باعث شده که آنها در انتخابات شرکت کنند. به همین دلیل نیز امروز عنوان می‌کنند محال است دیگر به سخنان امثال بنده برای حضور در انتخابات اعتماد کنند. متاسفانه برخی از اصلاح‌طلبان حاضر نیستند این واقعیت را درک کنند که اعتبار اجتماعی آنها خدشه‌دار شده است. اگر جریان اصلاحات را یک سرمایه اجتماعی بدانیم واقعیت این است که این سرمایه اجتماعی تکان خورده و دچار زلزله شده است.

آیا این اعتماد اجتماعی قابل بازگشت است؟

قبل از اینکه در این زمینه به‌دنبال درمان و راه‌حل باشیم باید بپذیریم که مشکل وجود دارد. واقعیت این است که اگر اصلاح‌طلبان عنوان می‌کنند پایگاه اجتماعی آنها خدشه‌دار شده است اما هنوز در این زمینه جدی نیستند و مساله را جدی نمی‌بینند. اگر چنین بود و مساله برای اصلاح‌طلبان جدی بود درصدد چاره‌سازی بر می‌آمدند. شرایط امروز اصلاح‌طلبان مانند کسی است که پایش درد می‌کند اما هنوز در اینکه نزد پزشک برود یا نرود دچار تردید است. این به معنای این است که هنوز یک عزم جدی برای پیدا کردن راه‌حل در بین اصلاح‌طلبان به وجود نیامده است. اگر این عزم جدی در بین اصلاح‌طلبان وجود دارد در چه زمینه‌ای بوده است؟ شواهد آن کجاست؟ پس از انتخابات ریاست جمهوری هیچ‌گردهمایی و جلسه‌ای برای پیدا کردن راه‌حل در جریان اصلاحات تشکیل نشده است. این به معنای این است که اصلاح‌طلبان هیچ‌تلاشی برای پیدا کردن راه‌حل انجام نداده‌اند.

این عدم تلاش به معنای این است که اصلاح‌طلبان صورت مساله را قبول ندارند؟

پاسخ به این سوال مثبت است. اگر کسی بپذیرد بیمار است قطعا به پزشک مراجعه می‌کند. در غیراین صورت اگر درد برای آن فرد زیاد جدی نباشد در مراجعه به پزشک تردید خواهد داشت. بنده معتقدم بحران کنونی جریان اصلاحات هنوز برای کادر رهبری این جریان جدی نیست. رهبری جریان اصلاحات گمان می‌کند سرمایه اجتماعی این جریان دچار ریزش شده اما هنوز ابعاد آن زیاد گسترده نشده است.

اگر جریان اصلاحات برای این وضعیت از شما راه‌حل بخواهد شما چه راه‌حلی را پیشنهاد می‌کنید؟

اصلاح‌طلبان در انتخابات سال 94 شرکت کردند و موفق شدند 105 نماینده در مجلس داشته باشند. این اتفاق به معنای این است که در حدود یک سوم مجلس در اختیار فراکسیون امید قرار داشته است. اگر ما آقایان مطهری، صادقی، حیدری و خانم سلحشوری را استثنا قرار بدهیم بقیه اعضای فراکسیون امید در مجلس چه عملکردی داشتند. به‌عنوان مثال آقایان الیاس حضرتی و هاشم‌زهی چه عملکردی در مجلس داشتند؟ پاسخ به این سوال این است که این افراد عملکرد قابل قبولی در مجلس نداشته‌اند. از سوی دیگر به رفتار و عملکرد آقای روحانی از اردیبهشت سال96 تاکنون نیز انتقاد زیادی وارد است. نباید فراموش شود که بیست و چهارمیلیونی که در انتخابات به ایشان رأی دادند براساس برخی مطالبات به ایشان رأی داده‌اند. آقای روحانی پس از انتخاب راه دیگری در پیش گرفت و حتی نامی از آن مطالبات بر زبان نیاورد. اصلاح‌طلبان قبل از هر چیز باید این واقعیت را می‌پذیرفتند که کسانی که با لیست امید و رأی اصلاح‌طلبان وارد مجلس و دولت شده‌اند به شکلی رفتار کرده‌اند که پایگاه اجتماعی جریان اصلاحات را متزلزل کرده‌اند. با این وجود اصلاح‌طلبان به شکلی رفتار می‌کنند که گویا این اتفاقات در کشور دیگری رخ داده است. اصلاح‌طلبان گمان می‌کنند در کشور گینه بیسائو یک حزبی به نام جریان اصلاح‌طلب فراخوان صادر کرده و مردم را دعوت به حمایت از گزینه ریاست جمهوری و لیست مجلس کرده و پس از آن نیز همه چیز را فراموش کرده است. اصلاح‌طلبان به شکلی رفتار می‌کنند که گویا مشکل در ایران نبوده و یا اگر در ایران بوده به آنها ارتباط پیدا نمی‌کند. بنده معتقدم این مساله نقطه آغاز فروپاشی پایگاه اجتماعی اصلاح‌طلبان است. اصلاح‌طلبان باید صورت مساله را می‌پذیرفتند که دعوت از مردم برای حضور در انتخابات نتایج مطلوب و مورد نظر را به همراه نیاورده است. این در حالی است که اصلاح‌طلبان در این زمینه سکوت کردند و به روی خود نیاوردند که در رفتار و عملکرد آقای روحانی شریک هستند. اصلاح‌طلبان باید بپذیرند که مسئولیت عملکرد آقای روحانی با آنهاست و آنها بودند که از مردم دعوت کردند در انتخابات ریاست جمهوری به آقای روحانی رأی بدهند. اگر اغلب نمایندگان فراکسیون امید مهر سکوت برلب زده‌اند و عملکرد قابل توجهی از خود بروز نداده‌اند باید به این نکته توجه کنند که آنها با اعتبار اصلاح‌طلبان وارد مجلس شده‌اند و عملکرد آنها در سرمایه اجتماعی جریان اصلاحات تاثیرگذار خواهد بود. هنگامی که اصلاح‌طلبان سکوت می‌کنند و روی خود را به آن طرف می‌کنند به معنای این است که زیاد هم تمایل ندارند خود را مقصر وضعیت موجود معرفی کنند.

آیا پذیرفتن این مساله که مسئولیت عملکرد آقای روحانی و فراکسیون امید با اصلاح طلبان بوده شرایط را تغییر خواهد داد؟

خیر؛ چیزی تغییر نمی‌کند. قرار نیست پس از پذیرفتن این مساله آقای روحانی عنوان کند که من تا دیروز به مطالبات شما توجهی نداشتم اما از امروز مطالبات اصلاح‌طلبان را به‌صورت جدی دنبال خواهم کرد. با این وجود اگر اصلاح‌طلبان نسبت به عملکرد آقای روحانی و سکوت آقای عارف و دیگر اعضای فراکسیون امید انتقاد کنند سبب بالا رفتن اعتماد عمومی نسبت به جریان اصلاحات خواهد شد. این مساله به مردم نشان می‌دهد که اصلاح‌طلبان پذیرفته‌اند خطایی در این زمینه صورت پذیرفته است. تاکنون رفتار اصلاح‌طلبان به شکلی بوده که آنها هیچ‌مسئولیتی نسبت به آنچه تاکنون رخ داده نداشته‌اند. به همین دلیل هنگامی که اصلاح‌طلبان مسئولیت اقدامات خود را بپذیرند جایگاه آنها در بین مردم ارتقا پیدا خواهد کرد. واقعیت این است که اصلاح‌طلبان هیچ‌گاه نسبت به رفتار آقای روحانی و عملکرد فراکسیون امید احساس مسئولیت نکردند. رهبران اصلاحات هیچ‌گاه نسبت به وضعیت موجود از مردم عذرخواهی نکردند. هیچ‌گاه عنوان نکردند که ما از مردم خواستیم در انتخابات شرکت کنند. همچنین نگفتند ما هیچ‌گاه گمان نمی‌کردیم شرایط مانند امروز شود و به این نقطه برسیم. مردم که اسباب بازی و بازیچه ما نیستند. مردم در انتخابات سال96 با تردیدهای جدی برای حضور در انتخابات مواجه بودند. با این وجود به‌دلیل حمایت رهبران و چهره‌های برجسته جریان اصلاحات حاضر شدند در انتخابات شرکت کنند و از حسن روحانی حمایت کنند. با این وجود پس از انتخابات رفتار اصلاح‌طلبان به شکلی بود که گویا هیچ‌اصراری برای حضور مردم در انتخابات انجام نداده‌اند. رفتار اصلاح‌طلبان خطاب به مردم به معنای این است که «می‌خواستید رأی ندهید». رهبران جریان اصلاحات باید به‌صورت منظم از فراکسیون امید می‌خواست که نسبت به مشکلات و فشارهای زندگی مردم، مسائل سیاسی واکنش درخور نشان بدهند و آنها را از تریبون مجلس منعکس کنند. شرایط نباید به شکلی باشد که تنها خانم سلحشوری نسبت به احکامی که درباره زنان صادر کرده‌اند انتقاد و اعتراض کند. فراکسیون امید105 نماینده در مجلس داشته است. اگر حتی10‌درصد این نمایندگان نیز روی مطالبات مردم در مجلس پافشاری می‌کردند وضعیت به مراتب از امروز بهتر بود. رهبر جریان اصلاحات باید با جدیت بیشتری نسبت به فراکسیون امید و آقای روحانی مطالبه گری می‌کردند. بقیه اصلاح‌طلبان نیز باید همین رویکرد را در پیش می‌گرفتند. این در حالی است که حداکثر واکنش اصلاح‌طلبان نسبت به وضعیت موجود موضع گیری درباره ائتلاف اصلاح‌طلبان با اصولگرایان معتدل بوده است. در نتیجه اصلاح‌طلبان هم باید نسبت به رفتار و عملکرد آقای روحانی و فراکسیون امید احساس مسئولیت می‌کردند و هم اینکه در این زمینه مطالبه‌گری می‌کردند.

اگر این دو تاکتیک توسط اصلاح‌طلبان در دستور کار قرار می‌گرفت سرمایه اجتماعی جریان اصلاحات با ریزش مواجه نمی‌شد؟

خیر؛ ابعادی که جریان اصلاحات در شرایط کنونی با آن مواجه است بسیار گسترده‌تر از اینهاست. با این وجود اگر این دو تاکتیک در دستور کار قرار می‌گرفت بخش‌هایی از اعتماد اجتماعی مردم نسبت به جریان اصلاحات باقی می‌ماند. هنگامی که یک جریان پشت به مردم نمی‌کند و به شکلی رفتار نمی‌کند که این فکر به مردم القا شود که شرایط موجود به ما مربوط نیست نشان‌دهنده مسئولیت پذیری یک جریان سیاسی است. از سوی دیگر جریان اصلاحات باید از آقای روحانی مطالبه‌گری می‌کرد که به‌عنوان شخص دوم کشور در مقابل بسیاری از سیاست‌ها ایستادگی می‌کرد. اگر این اتفاقات رخ می‌داد افکار عمومی جامعه دیدگاه بهتری نسبت به جریان اصلاحات پیدا می‌کرد. این در حالی است که چنین اتفاقی رخ نداد و به همین دلیل نیز افکار عمومی جامعه جریان اصلاحات را مقصر وضعیت موجود می‌دانند. اصلاح‌طلبان هیچ‌گاه مسئولیت اقدامات خود را نپذیرفتند و هیچ‌گاه درصدد جبران اشتباهات خود بر نیامدند. اگر اصلاح‌طلبان مسئولانه رفتار کرده بودند به جای اینکه امروزهشتاد درصد24‌میلیون انتخابات سال96 را از دست بدهند شاید پنجاه‌درصد را از دست می‌دادند.

با توجه به شرایط موجود آیاشما با ریکاوری تاریخی جریان اصلاحات در بیرون از ساحت قدرت موافق هستید؟

خیر؛ بنده به هیچ‌وجه با این رویکرد موافق نیستم. بنده معتقدم چه اصلاح‌طلبان به مدت چهار سال خانه‌نشین شوند و چه در صحنه باقی بمانند تغییر محسوسی به وجود نخواهد آمد و اتفاق خاصی رخ نخواهد داد. آن چیزی که اعتماد از دست رفته اصلاح‌طلبان را احیا می‌کند اتخاذ استراتژی‌های صحیح است. در نتیجه اگر اصلاح‌طلبان در صحنه حضور داشته باشند اما سیاست‌های ناپخته و اشتباهی را در پیش بگیرند به نتیجه قابل قبولی دست پیدا نخواهند کرد. این درست مانند این است که اصلاح‌طلبان سکوت کنند و خانه نشین شوند.

مهم‌ترین انتقاداتی که در شرایط کنونی به جریان اصلاحات وارد می‌دانید چیست؟

بنده دو انتقاد جدی به جریان اصلاحات وارد می‌دانم. نخست اینکه باید مشخص شود که اصلاح طلبی چه معنایی دارد و به چه کسی اصلاح‌طلب گفته می‌شود؟ اصلاح‌طلبان بجز کلی‌گویی سخن دیگری در این زمینه مطرح نمی‌کنند. بنده معتقدم اصلاح‌طلبی در شرایط کنونی ایران یک معنا بیشتر ندارد. این معنا نیز عبارت است از دموکراسی‌خواهی. ریشه بسیاری از مشکلات و مصیبت‌های جامعه ایران را باید ضعف دموکراسی در کشور قلمداد کرد. به همین دلیل نیز جریان اصلاحات نیز باید به شکلی رفتار کند که دموکراسی خواه باشد. انتقاد دوم بنده به رهبری جریان اصلاحات باز می‌گردد. رهبری جریان اصلاحات از دوم خرداد سال76 تاکنون یک رهبری کاریزماتیک بوده و بلکه یک رهبری ساختاری سازمان یافته نبوده است. رهبری اصلاح‌طلبان تنها حول محور محبوبیت فردی رئیس دولت اصلاحات شکل گرفته است. این وضعیت امروز نیز وجود دارد. بنده به صراحت عنوان می‌کنم از بین صد نفری که طرفدار جریان اصلاحات هستند نود نفر آنها به‌دلیل محبوبیت رئیس دولت اصلاحات است. سوال اینجاست که اگر رهبری کاریزماتیک رئیس دولت اصلاحات وجود نداشته باشد اصلاح‌طلبان با چه وضعیتی مواجه خواهند شد؟ به‌نظر می‌رسد زمان آن فرا رسیده که اصلاح‌طلبان به جای یک رهبری کاریزماتیک یک رهبری تشکیلاتی منجسم برای تصمیم گیری‌های خود به وجود بیاورند.

آرمان ملی

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک