عیسی منصوری : شفافیت و ازادی ومدل کامیاب کره جنوبی
در یک سوی طیف، کشوری مانند چین قرار دارد که به شکلی کاملا اتوکراتیک و دستوری شهر ووهان و مناطق را قفل و با هر ناهماهنگی از سوی شهروندان برخورد کرد. نتیجهی آن، مدیریت مسأله در زمانی نسبتا کوتاه بود و اینک به عنوان یک الگوی موفق در کنترل بیماری کووید۱۹ معرفی شدهاست. تمرکز صریح بر جنبهی امنیت، در داخل کشور موجب کنترل اپیدمی شد. در کنار آن، همین رویکرد اتوکراتیک همراه با نهانکاری و اعلام نکردن موضوع در ابتدا، یکی از اسباب شیوع جهانی این ویروس اعلام شده است. دکتر Li Wenliang برای افشای موضوع شیوع ویروس کرونا، به دلایل امنیتی توبیخ شد. نتیجهی آن شیوع ویروس در چین و سپس جهان بود. اینک نیز کشورها در استفاده از تجربه چین تردید دارند؛ به رغم کنترل شیوع، برخی تحلیلها نشان میدهند مرگومیر بسیار بیشتر از میزان اعلام شدهی رسمی در این کشور بوده است و نهانکاری ادامه دارد.
در سوی دیگرِ این طیف، کشور کره جنوبی قرار دارد که با حفظ نسبی آزادیِ فردی، شفافیت و استفاده از ابزارهای مدرن رصد و مراقبت عمومی و تست سریعِ همه افراد (در واقع سریعترین در جهان)، مبتلایان را شناسایی و تحت پوشش خدمات درمانی قرار داد. به دلیل شفافیت و اطلاعرسانی کامل، مردم نیز به راحتی افرادِ در قرنطینه را شناختند و نیازهای آنها را تامین کردند. در ابتدا رشد سریعی را در اپیدمی تجربه کرد. اما در ادامه، به دلیل وجود یک تصویر بزرگ و مشترک بین دولت و مردم، این کشور به سرعت از رتبه دوم به رتبه ۱۶ با ۲۰۳ ابتلا در هر ۱ میلیون جمعیت رسید. برای مقایسه، اکنون ایران دارای رتبه ۷ است و تعداد ابتلا ۷۶۵ در هر میلیون نفر است و آمریکا حائز رتبه اول با ۱۳۱۵ ابتلا در هر میلیون نفر است. نکته مهم در اینجا آن است که این دستاورد موفقیتآمیز در کره جنوبی بدون تعطیلی فعالیتها و محدود شدن آزادیِ افراد حاصل شده است.در میانه این طیف نیز کشورهایی مانند ایتالیا قرار می گیرند. در ایتالیا، نه از تعطیلی کامل و ابزارهای حداکثری انتظامی استفاده شد و نه به طور موفق از روشهای کنترل سریع با ابزارهای مدرن و مشارکت خود مردم بهره گرفته شد. به علاوه کندی در واکنش به مسأله سبب عوارض جبرانناپذیر نیز شد. در همین چارچوب در شب اعلام تعطیلی در شهرهای اصلیِ مرکز شیوع در شمال کشور، دهها هزارنفر با استفاده از خلأهای موجود به سوی جنوب (یعنی زادگاهشان یا برای تفریح) رفتند. میزان ابتلا نیز به ۲۳۷۵ ابتلا در هر میلیون نفر رسید. این دست از کشورها بین امنیت و آزادی مانده اند.
دو نکته در این تجربیات قابل توجه است. نخست، حضور قوی دولتها در فرایند ایجاد امنیت و مقابله با یک تهدید خارجی، بدون محدود کردن حقوق و آزادی افراد هم میتواند اتفاق بیفتد. عکس آن یعنی تحدیدِ آزادی به بهانهی امنیت، اغلب نتیجهی معکوس به دنبال دارد. دوم، اگر سرمایه اجتماعی، رابطهی دولت و مردم به قدر کافی قوی نبوده و نهادهای مدنی و سیاسی از کارآمدی و سرعت لازم در واکنش به تهدیدات برخوردار نباشند، اشتباه است انتظار داشته باشیم که تصمیمات دولت با صِرف اعلامِ احترام به حق انتخابِ مردم، از اثربخشی کافی و همراهی مردم برخوردار باشد. تجربهی ایتالیا نشان میدهد صریح نبودن و رفتار پاندولی بین امنیت ملی و آزادی فردی مشارکت کمترِ مردم و توفیقِ کمتر در مدیریت بحران را به همراه دارد. نمیتوان گاهی برای کنترل دسترسی به شبکههای ماهوارهای به زور و با راپل وارد خانهی مردم شد (لابد برای دفاع از امنیت ملی) و گاهی از آنها خواست که به اختیار و انتخابِ خود به محل کار و یا به مسافرت نروند.
با همهی اینها، شرایط جاری در کشور فرصتی برای تعریف یک تعادل جدیدِ امنیت-آزادی و استفاده بهینه از ابزارهای در اختیار دولت است. امکانات کشور در فناوری اطلاعات این اجازه را میدهد که رصد و مراقبت الکترونیک افرادِ در معرض خطر همراه با نوع جدیدی از مشارکت مردم به طور کامل انجام و درکنار سایر روشها، هم بیماری کنترل شود و هم فعالیتهای اقتصادی جریان یابند.
نوشتاری از عیسی منصوری معاون توسعه کارآفرینی و اشتغال وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی