گورهای صفکشیده و بدون فاصله
همین سنگ قبرهای ردیفی پشت سر هم گویای درد بیانتهای اهالی شهر است؛ کسی که درد نکشیده نمیتواند درک کند این همه سال چه غمی روی دلشان نشسته. قبرستان منجیل و مزارهای محلی رودبار و طارم و روستاهایش جایگاه ابدی سیوچند هزار نفری است که در طول آن یک دقیقه نیمه شب آخرین روز بهار سال ٦٩ جانشان را زیر آوار زلزله به جا گذاشتند؛ از پدران مهربان و مادران فداکار گرفته تا جوانهای ناکام و نوگلان پرپرشده. سی سال گذشته، نسل عوض شده و خیلی از بازماندگان زلزله امروز از دنیا رفتهاند. متولدین دهههای اخیر شاید تصوری از زلزله و آن روزهای تلخ نداشته و فقط در مورد آن روزهای مصیبتبار از بزرگترها شنیده باشند. ارتفاعات هرزویل منجیل اما مثل بسیاری از روستاهای صد درصد تخریبشده در این زمینلرزه پرقدرت، بقایای خرابههای سه دهه پیش را در خود دارد. راویان محلی از منطقهای میگویند که خانههای خشت و گلی و پلکانی داشته، چیزی شبیه به ماسوله. گشتی کوتاه در منطقه ما را به خرابههای سی ساله میبرد؛ تیرچههای چوبی سقفهایی که در زلزله بر سر مردم آوار شده و به زمین چسبیده و امروز کنار جاده خاکی است که بعدها برای عبور و مرور ساختهاند. معلوم نیست چندین نفر زیر این تپههایی که زمانی خانه بوده جا ماندهاند. اما یکی از اهالی هرزویل به «شهروند» میگوید ٥٠ نفر از فامیلهایش در روستای این منطقه ساکن بودند که بعد از زلزله نه اثری از روستا ماند و نه جنازهای از آنها پیدا شد.»