سوزاندن میز مذاکره احتمالی ایران با دموکراتها ی آمریکایی
مقاله راهبردی
مارک دوبوویتز، رئیس و یعقوب نیگل، از اعضای ارشد اندیشکده بنیاد دفاع از دموکراسی FDD آن در ابتدای شهریورماه طی مقالهای دستورالعمل پیشنهادی برای افزایش تحریمهای ایران را منتشر کردند؛ مقالهای با عنوان مقابله با ایران قبل از انتخابات نوامبر که بهنظر میرسد پس از انتشار بهعنوان یک مجموعه اقدام پیشنهادی در اختیار بعضی اعضای تندرو کنگره آمریکا قرار گرفته و آنها اکنون بهدنبال اجرایی کردن آن هستند. در آن مقاله آمده بود: «در بازه زمانی حدودا دوماهه تا برگزاری انتخابات در ایالاتمتحده باید تلاش بیشتری برای فشار به ایران صورت بگیرد. در این مسیر مبارزه با فعالیتهای هستهای و منطقهای ایران بسیار مهم است و دونالد ترامپ باید با تداوم فشار حداکثری از فعالیتهای اینچنینی ایران جلوگیری کند و علاوهبر آن، موانعی را برای جلوگیری از اجرایی شدن سیاستهای دولت دموکرات درصورت پیروزی در این انتخابات فراهم آورد و راه هرگونه بازگشت به توافقات پیشین با ایران را سد کند.» نکته مهم این مقاله آنجایی است که پیشنهادهای عملیاتی به دولت ترامپ داده میشود.
در بخشی از این یادداشت آمده بود که دولت ترامپ باید تا پیش از فرارسیدن انتخابات، بانکهای باقیمانده ایران که هنوز شامل تحریمهای ثانویه (که بهموجب آن دسترسی آنها به سوئیفت قطع میشود) نشدهاند را مورد تحریم قرار دهد. آنها حتی گفته بودند اکنون 14 بانک ایرانی در لیست این تحریمها نیست و باید قریب بهاتفاق آنها به این لیست اضافه شوند. ناگفته نماند در آن مقاله این نکته هم عنوان شده بود که این اقدامات باید شامل تلاش برای رسیدن به اهدافی درون ایران هم بشوند، بدینصورت که باید سیاست توسعه نارضایتی و ایجاد شورشهای خیابانی در ایران برای اضافه شدن فشارها به تهران در دستورکار قرار گیرد. چندی بعد اما این پیشنهاد صهیونیستی از کنگره آمریکا سربرآورد و در پایان شهریورماه سناتور تندروی آمریکایی «تام کاتن» و چند نفر دیگر طی نامهای به وزیر امور خارجه ایالاتمتحده، از وی خواستند که تحریمهای یادشده را برای دیگر بانکهای ایرانی نیز درنظر بگیرند. بعد از این نامهنگاری، به فاصله یک هفته، ۵۶ نماینده مجلس نمایندگان آمریکا هم در نامهای مشابه ولی اینبار به «دونالد ترامپ»، درخواست شمولیت دیگر بانکهای ایران در تحریمهای ثانویه را هم مطرح کردند.
در این میان اما یک سوال مهم وجود دارد؛ اینکه درصورت نهایی شدن این تحریم و اجرای آن، چه هدف اصلی درپی آن دنبال خواهد شد و آیا این هدف ازجمله اهداف ذکرشده در اظهارات و نامهنگاریهای قبلی است یا خیر؟
واقعیتر از هدف اول
در صحتسنجی اهداف بیانشده برای تحریمهای جدید (درصورت اجرایی شدن) باید گفت درجریان بررسی اقدامات ترامپ و تیم مشاورانش بهاضافه لابی صهیونیستهایی که او را شارژ میکنند، اکنون یک هدف راهبردی قابلشناسایی است و آن اینکه مسیر هرگونه مذاکره یا توافق با ایران در آینده بسته شود، چه آنکه ترامپ در انتخابات به پیروزی برسد یا بایدن. در این خصوص اگر دقت کنیم، خواهیم دید مسیری که اکنون دولت ترامپ درحال طی کردن آن است، فراتر از هدف «تحویل زمین سوخته به بایدن» است؛ بدین معنا که این روش و منش گویای این است که حتی اگر ترامپ هم در انتخابات به پیروزی برسد، بنایی برای مذاکره با ایران وجود نخواهد داشت و این ادعای ترامپ که ظرف چهار هفته پس از انتخابات با ایران توافق خواهد کرد، از جنس همان اظهارات قبلی اوست.
اقداماتی از جنس فعالسازی مکانیسم ماشه (احیای یکجانبه تحریمهای سازمان ملل) و تلاش برای اجرای همین تحریمهایی که توضیحات آن بیان شد، در کنار انبوه تحریمهای چندباره افراد و مجموعههای ایرانی در ماههای اخیر که تحت عناوین مختلفی صورت گرفته، همگی گویای این است که نهتنها دولت ترامپ تلاش میکند مسیر هرگونه استفاده از برجام برای دولت دموکرات درصورت پیروزی احتمالی بایدن را ببندد، بلکه کاری کرده که برخلاف وعده خودش برای مذاکره با ایران پس از انتخابات، حتی کورسوی امیدی برای گفتوگو باقی نماند و طرف ایرانی بر فرض محال هم که گوشه چشمی به مذاکره داشته باشد، معنایی جز تهدید یا بلوف از جانب آمریکا تفهیم نکند.