کد خبر 516157
۱۳۹۹/۰۷/۲۰ ۰۷:۳۶

بازار انرژی منطقه را از دست داده ایم

ساعت 24 - علیرضا غفوری فرد کارشناس انرژی گفت: بخش خصوصی درگیر تضاد منافع وزارت نفت و نیرو و عدم کلان‌نگری مجموعه است. این مجادله ها میان وزارتخانه ها سنگ جلوی پای بخش خصوصی هم گذاشته است و ایران بازار انرژی منطقه را از دست داده است.
dir="RTL">وی به فارس گفت : شورای عالی انرژی متشکل از وزیر نفت و نیرو سازمان برنامه، سالی دوبار تشکیل جلسه می‌دهد و هر وزارت‌خانه مطالبات خود را مطرح می‌کند بدون این که هیچ تعاملی بین این‌ها صورت بگیرد و فرصت‌ها هم تماما در حال از دست رفتن است.حوزه صادرات حامل‌های انرژی مسئله بسیار پیچیده‌ای است. گاهی در جلسات که صحبت می‌کنیم، نقاط ابهامی وجود دارد. هیچ کشوری دوست ندارد که در نیاز به انرژی، صددرصد وابسته به کشور دیگری باشد. وقتی صحبت از صادرات برق می‌کنیم به این معنی نیست که با یک نگاه ارباب و رعیتی بخواهیم کشوری را به خود وابسته کنیم و یک تعامل دوطرفه در میان است. برای مثال، ما یک موضوع اختلاف پیک داریم که ممکن هست ساعت 1 یا 2 بعدازظهر ما پیک مصرف باشد ولی کشور دیگر 3 ساعت جلوتر یا عقب‌تر باشد. ما در همین 3 ساعت دچار مشکل می‌شویم که می‌توان در ساعات پیک برق بخریم و در سایر ساعت شبانه روز برق را صادر کنیم.

اوادامه داد: ما کشوری هستیم که قدیمی‌ترین شبکه برق را در سطح منطقه داریم و یک‌سری کشورها هستند که شبکه ضعیف‌تری از ما دارند و برعکس. مثلا ترکیه تا 10 سال پیش از ایران انرژی وارد می‌کرد اما امروزه با پیشرفت خود در بحث برق و گاز تمایلی به واردات از ایران ندارد. ما یک خط لوله صادراتی داریم که بخشی از آن در خاک ترکیه منفجر شد و خط لوله متوقف شده است. ترکیه اقدامی در این رابطه نکرد و وزارت نفت ایران اعلام آمادگی کرد که ما آن بخش آسیب‌دیده در خاک شما را تعمیر می‌کنیم و آن‌ها گفتند نیازی نیست و بعد از فراز و نشیب‌ها و دادن یک‌سری امتیازات، دوباره راه‌اندازی شد.

به گفته وی ، یک خط انتقال 230 کیلوولت تا لب مرز پاکستان رفته است و این کشور باید یک بخش کوچکی سرمایه‌گذاری کند که این خط در خاک خودش ادامه پیدا بکند. شورای اقتصاد تصریح کرد که توانیر از محل منابع خودش و به کمک صندوق توسعه، بخش خط انتقال در خاک پاکستان هم انجام بدهد. حالا نگاه ما این هست که این تصدی‌گری دولت چه لزومی دارد که توانیر انجام بدهد؟ چرا یک کنسرسیوم ایرانی-پاکستانی مشغول نیست؟ ولی اقدام مثبت این هست که این شبکه بالاخره وصل می‌شود. در حقیقت حرف این هست که وقتی ما برق را به کشورهایی مثل افغانستان، پاکستان و عراق بدهیم، زمینه توسعه صادرات خدمات فنی مهندسی و توسعه صادرات ملزومات هم ارتقا پیدا می‌کند و فراهم می‌شود

غفوری فردگفت: : در شرایط فعلی ما نیروگاه آماده داریم و کشورهای همسایه ما نیاز شدید به برق دارند. البته نگاه وزارت نفت این هست که جایگزین پیدا کردن همسایگان ما برای گاز از برق سخت‌تر است. در همین ارتباط ترکیه با ما خط لوله دارد ولی به جهت مسائل مختلف مثل نگرانی گاز، تحریم، وابستگی به کشور خارجی و متناوب‌سازی سبد انرژی، به جای واردات گاز از ایران در شرایط کنونی از قطر و آمریکا LNG وارد می‌کند. پس به این سادگی نمی‌توان گفت اگر ما به کشوری گاز صادر کردیم، دیگر نمی‌توانند از سلطه ما خارج شوند.در کل ما یک ترسیم آینده‌ای داریم و باید یک خط مشی بگذاریم که گاز به مواد پتروشیمی تبدیل بشود و برق صادراتی از محل تجدیدپذیرها تامین بشود، منتها در شرایط فعلی ما یک سری ظرفیت نیروگاهی داریم که بدون استفاده مانده و یک بازار بکر است.آخرین نقشه جامع انرژی کشور مربوط به سال 56 بوده است و در سال 81 تصمیم گرفتند آن را تصحیح کنند. سپس نزدیک 5000 روز بلاتکلیف بودیم و در سال 95 بالاخره این نقشه تصحیح و اجرایی شد. عملا از 56 تا 95 حدود 40 سال ما استراتژی انرژی نداشتیم. در سایه این بدون برنامه بودن، یکی از مقامات می‌گفت که خب قرار نیست ما رابطه‌مان با دنیا خوب بشود، پس سرمایه‌گذاری در توسعه عسلویه را متوقف کنیم به جهت اینکه ما گاز مازاد خواهیم داشت که نه می‌توانیم صادر کنیم و نه نیاز داخل داریم و باید بسوزد که مشکل زیست‌محیطی دارد. این فرد هنوز هم در مسند یکی از مهم‌ترین نهادهای انرژی کشور هست.در چنین شرایطی بخش خصوصی درگیر تضاد منافع وزارت نفت و نیرو می‌شود و این دو کلان‌نگر نیستند و همزمان هم شاهد این هستیم که محورهای تبادل انرژی منطقه‌ای در حال پیشرفت است و درحالی که یکی از بزرگ‌ترین دارندگان منابع گاز هستیم، ولی بازیگر حوزه گاز در دنیا نیستیم و همسایگان ما از کره جنوبی LNG وارد می‌کنند

در واقع وزارت نفت بر استمرار صادرات گاز اصرار دارد. دلیل آن هم این هست که می‌گویند، اگر گاز را به این کشورها بدهیم و همزمان برق ارزان‌تر هم بدهیم، آن‌ها تمایلی به واردات گاز ندارند چون بعضا گاز وارداتی را صرف تولید برق می‌کنند.وزارت نیرو هم یک مشکل از زاویه‌ای دیگر دارد، یک بخشی صادرات می‌کند که این صادرات با ارز الان، مشکلات داخلی‌اش را حل می‌کند. پس وزارت نیرو هم به صادراتی که الان دارد باید ادامه بدهد و بخش خصوصی هم وارد این حوزه نشود. درواقع مشکل ما در وزارت نیرو، بحث تصدی‌گری است که خودش می‌خواهد به عنوان تریدر عمل کند.

در حوزه وزارت نیرو با این مسئله مواجه هستیم که این‌ها نهاد تنظیم‌گر بازار هستند، مجری پروژه‌ها هم هستند و رقیب ما در خیلی از عرصه‌ها هم هستند. از طرفی در تولید برق، ما باید برق را تولید کنیم و کیلوواتی 60-70 تومان به دولت بفروشیم ولی اجازه نداریم به مشترکی که 400 تومن پول برق می‌دهد، برق بفروشیم. یعنی عملا دولت ما را به نرخ‌های تضمینی خود وابسته کرده است.

اعطای یارانه به یک موضوع مشخص در یک بازه زمانی بلندمدت هیچ اثری ندارد. در برق هیچ چاره‌ای جز بازار برق نداریم. مثلا در کشور ما یک نرخ تجاری می‌گذارند و یک روز دیگر می‌گویند اگر کسی بخواهد استخراج رمزارز الکترونیکی بکند، چون درآمدش خوب هست، باید نرخ بیشتری برای برق بدهد. خب مگر نرخ برق برای طلافروشی با کفش فروشی فرق دارد؟ هر کس درآمد خودش را دارد و شما باید نرخ تجاری ثابت داشته باشید یا بازار آزاد باشد. اگر در یک شبکه نقش بازیگر داشته باشید، باید مصرف‌کننده را به مصرف بیشتر ترغیب بکنید که بیشتر جنس به او بفروشید؛ اگر نقش حاکمیت داشته باشید، باید وضع کل منافع را نادیده بگیرید.

فوری فرد: انرژی می‌تواند محور تعاملات منطقه‌ای بر بستر توسعه و همکاری اقتصادی باشد. اگر ما به افغانستان برق بدهیم، خیلی از شرکت‌های ایرانی می‌توانند به آنجا بروند و واحدهای تولیدی ایجاد کنند و خیلی از مسائل امنیتی هم حل می‌شود. اگر به عراق برق بدهیم، روابط فرهنگی و اقتصادی را می‌توانیم گسترش بدهیم. تروریسم و افراطی‌گری که در منطقه هست، بدون توسعه اقتصادی قابل رفع نیست و توسعه اقتصادی هم بدون دسترسی به انرژی قابل رفع نیست و از این طرف هم ایران با موقعیتی که دارد از نظر ژئوپولتیک و با وجود جمعیت 500 میلیونی همسایگان و دسترسی به ذخایر فسیلی و تجدیدپذیر خوبی که ما داریم، به راحتی می‌شود کاری که هم مبنای اقتصادی دارد هم مبنای زیست‌محیطی دارد هم مبنای توسعه‌یافتگی دارد.

غفوری فردمی گوید: برای مثال کاساهزار، خطی هست که برق قرقیزستان و تاجیکستان را به افغانستان و پاکستان منتقل می‌کند. یا یک خط گازی که از ترکمنستان به افغانستان و پاکستان و هند گاز می‌فرستد که نقش همان خط لوله‌ صلح ما را دارد و بازار افغانستان را از ما می‌گیرد. عراق هم در آینده از اردن، مصر و عربستان برق وارد می‌کند و آلمان و آمریکا نیز نزدیک 30 میلیارد دلار برای توسعه این شبکه سرمایه‌گذاری می‌کنند. این از دست دادن بازارهای منطقه‌ای نتیجه غفلت ماست. در چنین شرایطی بخش خصوصی درگیر تضاد منافع وزارت نفت و نیرو و عدم کلان‌نگری مجموعه است. شورای عالی انرژی متشکل از وزیر نفت و نیرو و سازمان برنامه، سالی دوبار تشکیل جلسه می‌دهد و هر وزارت‌خانه مطالبات خود را مطرح می‌کند بدون این که هیچ تعاملی بین این‌ها صورت بگیرد و فرصت‌ها هم تماما در حال از دست رفتن است.

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک