یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۹ - ۱۸:۰۸

تحریم ولج بازی سیاسی دلار را 31 هزارتومان کرد

دلار

ساعت 24 - عده‌ای از طیف سیاسی منتقد در داخل به جای همراهی با دولت، سمت و سوی انتقادات و هجمه ها را به طرف ناکارآمدی و بی‌کفایتی دولت کشاندند تا عملاً واکنش روانی بازار در کنار اختلافات سیاسی داخلی بعد از ادعای فعال شدن مکانیسم ماشه دلار را تا مرز ۳۰ هزار تومان بکشاند.

پیرو این نکته بعد از اقدام آمریکا مبنی بر تحریم ۱۸ موسسه و نهاد مالی شاهد همین رویه بودیم و به جای آنکه جریان های سیاسی با برخی فرافکنی ها کار را به جایی رساندند که واکنش روانی بازار به تحریم ها دو چندان شود. لذا من معتقدم تحریم‌های ایالات متحده آمریکا پارامتر اصلی وضعیت ناگوار اقتصادی و معیشتی است و در کنار آن دشمنی برخی جریان های سیاسی و تلاش ها برای قطبی کردن جامعه نیز عامل مضاعفی برای تشدید این وضعیت نامطلوب است؛ اگر دلار افزایش پیدا کرد، اگر برخی کالاها و اجناس کمیاب و یا نایاب شد، این طیف سیاسی بدون اشاره به اثرگذاری تحریم ها و سیاست فشار حداکثری آمریکا، تنها و تنها بی کفایتی و بی لیاقتی دولت را در به وجود آمدن شرایط امروز موثر می دانند؛ این به چه معناست. جز یک لجاجت عمدی کودکانه و ابلهانه سیاسی در آستانه انتخابات برای کسب قدرت توسط حضرات. آقایان تحریم و سیاست فشار حداکثری را یک موهبت می دانند و واقعا هم برای این حضرات یک موهبت است. چرا که با موج سواری سیاسی و رسانه‌ای بر وضعیت ناگوار اقتصادی و معیشتی، ذیل تأثیرگذاری تحریم ها، شرایط را به کلی متفاوت از آنچه که هست نشان می دهند و آن را محصول بی کفایتی دولت تلقی می کنند تا در نهایت افکار عمومی را علیه دولت و جریان‌های سیاسی همراه بسیج کنند که بتوانند در آستانه انتخابات وضعیت را به نفع خود تغییر دهند. بی شک سیاست فشار حداکثری ایالات متحده آمریکا، تحریم های دونالد ترامپ و وضعیت ناگوار اقتصادی و معیشتی کشور مکمل پازل سیاسی این طیف از منتقدان دولت برای کسب قدرت در انتخابات پیش رو در سال آینده است.

نقدها کنونی در فضای رسانه ای و محافل سیاسی داخلی نسبت به رویکرد دولت در خصوص تلاش برای تصویب لوایح چهارگانه FATF عمدتا از همان طیف سیاسی منتقد دولت نشات می گیرد. البته در این میان نکته بسیار مهمی که نباید فراموش کرد این است که من معتقدم حملات و انتقاداتی که به تلاش دولت حسن روحانی برای تصویب لوایح مذکور مطرح می‌شود بیشتر توسط طیف سیاسی منتقدین دولت است تا توسط طیف اقتصادی آن. چراکه طیف اقتصاددان منتقد دولت به خوبی آگاهند که اثرگذاری تحریم ها، تشدید سیاست فشار حداکثری و حتی مخالفت با تصویب لوایح چهارگانه FATF چه شرایطی را برای کشور در حوزه اقتصادی و معیشتی به وجود آورده است. لذا اقتصاددانان منتقد دولت سکوت را ترجیح می‌دهند. چون نمی خواهند چیزی غیر عقلانی و غیر واقعی و در تضاد با منطق اقتصادی مطرح کنند. از این رو تخریب دولت به بهانه تلاش برای تصویب لوایح چهارگانه FATF توسط سیاسیون منتقد دولت در حال پیگیری است. کما اینکه رسانه هایی مانند روزنامه کیهان در تلاش برای القای این موضوع است که عدم تصویب لوایح مذکور باعث به وجود آمدن شرایط کنونی نیست، بلکه ناکارآمدی دولت وضعیت را به اینجا کشانده است. در صورتی که در همان مجلس دهم و زمانی که مسئله بررسی تصویب و یا عدم تصویب لوایح چهارگانه مطرح بود کارشناسانی از وزارت امور خارجه با حضور آقای عراقچی، معاون سیاسی دستگاه دیپلماسی و هم کارشناسانی از وزارت اقتصاد در مجلس حضور پیدا کردند و نظرات کارشناسی خود را بدون در نظر داشتن نگاه سیاسی مطرح کردند. همان زمان توضیح داده شد که اگر ایران در نهایت لوایح را تصویب نکند و آنها را نپذیرد چه اتفاقی برای مراودات مالی و بانکی ما در سطح جهانی روی خواهد داد. لذا عمده بحث های صورت گرفته در آن زمان کاملاً کارشناسی شده بود و نگاه سیاسی برای خوش آمد اصلاح‌طلبان و طیف‌های همراه مطرح نشد. حتی در همان زمان مطرح شد که حتی اگر ایران این لوایح را نپذیرد کشورهای دوست و همراه ایران مانند عراق، ترکیه، روسیه، چین و دیگر بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در حوزه مراودات مالی با ایران دچار مشکلات جدی خواهند شد. پس بحث ها این گونه نبود که چون دولت به دنبال تصویب این لوایح است باید مجلس دهم آنها را تصویب کند. فلذا اگر هم در نهایت در مجلس دهم اکثر نمایندگان با تصویب لوایح مذکور موافقت کردند به خاطر همین بحث های کارشناسی بود. چون در مجلس هم بر خلاف مجلس به اصطلاح انقلابی کنونی بحث های کارشناسی مقدم بر نگاه های جریان های سیاسی پارلمانی بود.

ایالات متحده آمریکا پیشتر این تحریم های مالی، پولی و بانکی را علیه جمهوری اسلامی ایران اعمال کرده بود و تا توانستند اختلالات جدی در عرصه مناسبات بانکی و مالی ایران با جهان ایجاد کردند. وزارت خزانه داری آمریکا با ‌تک تک موسسات، نهادها و بانک‌های بین‌المللی در دیگر کشورها مذاکراتی مبنی بر قطع رابطه خود با ایران در حوزه بانکی داشته و دارند و از هیچ تلاشی برای تحریم کامل سیستم مالی ایران فروگذاری نکرده اند. با وجود این تلاش ها پنچ شنبه گذشته لیستی از موسسات و بانک ایرانی برای تحریم مطرح می‌کنند. خود این اقدام نشان می‌دهد که آمریکا در تلاش های پیشین خود برای تحریم کامل سیستم مالی و بانکی ایران چندان موفق نبوده است. لذا کاخ سفید با رونمایی از این لیست جدید و تبلیغ روی آن به دنبال آن است که یک برگ برنده انتخاباتی برای ترامپ به وجود آورد، ضمن اینکه بتوانند یک اختلال جدی در حوزه روانی برای بازارهای داخلی ایران نیز ایجاد کند. البته یقین ما هم در تقابل با این اقدامات باید در حوزه روانی برخی تصمیمات لازم را در دستور کار قرار دهیم تا مانع از افزایش نرخ ارز سکه طلا و دیگر مسائل شویم. افزون بر این نکات من امیدوارم با توجه به تاثیری که تحولات سیاسی و دیپلماتیک بر روی مسائل اقتصادی دارد در چند ماه آینده شاهد یک تغییر رویکرد در استفاده از ابزار تحریم برای حل مسائل و اختلافات سیاسی بین ایران و آمریکا به وجود آید. چرا که اکنون بسیاری از کشورهای اروپایی، روسیه، چین، هند، کره جنوبی و دیگر بازیگر نمی توانند در عرصه مالی با ایران ارتباطات لازم را داشته باشند. من برخلاف برخی از کارشناسان که بر این باورند تحولات سیاسی تاثیری بر نظام بین الملل ندارد، امیدوارم که انتخابات در آمریکا و نتایج آن شرایط را به کلی دگرگون کند. البته به همان میزان که نتایج انتخابات این کشور می‌تواند باعث خلق فرصت ها و ایجاد بسترهای لازم برای کاهش تنش بین ایران و ایالات متحده شود، از آن سو می تواند به تشدید بحران در روابط دو طرف نیز بینجامد. بنابراین باید منتظر ماند و دید که نتایج انتخابات در آمریکا چه آینده‌ای برای این کشور و همچنین روابط با جمهوری اسلامی ایران رقم خواهد زد. البته این انتظار به معنای دست روی دست گذاشتن در کشور نیست. باید با یک اتحاد، انسجام، همراهی و همسویی داخلی کلیه امکانات و ظرفیت های اقتصادی و معیشتی برای حل چالش‌ها و بحران‌ها بسیج شوند و در کنار آن رقابت کودکانه و لجاجت بلاهت بار برخی طیف های سیاسی منتقد دولت کنار گذاشته شود و همه به کمک دولت بیایند تا شاید بتوان آثار تحریم‌ها را مدیریت کرد که ببینند بعد از انتخابات ایالات متحده فضای لازم برای خلق فرصت به منظور کاهش تنش بین ایران و آمریکا به وجود آمد یا خیر یا نهایتاً در صورت عدم خلق فرصت لازم، کشور و نظام اقدامات دیگری در دستور کار قرار دهد. متاسفانه همانگونه که شما به آن اشاره کردید سینرژی اقدامات ایالات متحده آمریکا در تشدید سیاست فشار حداکثری خود بر ایران و همچنین با در نظر گرفتن تحریم‌های جدید کاخ سفید در حوزه پولی، مالی و بانکی در کنار بازگشت ایران به لیست سیاه گروه ویژه اقدام مالی عملا سبب شده است که وضعیت ما در سیستم گردش مالی جهانی به شدت محدود شود. هرچند که این محدودیت ها در طی ادوار گذشته با شدت و ضعف وجود داشته است و تجربه کافی برای تقابل با آن و دور زدن تحریم ها وجود دارد، اما به هر حال نمی توان منکر این وضعیت کنونی و تلاش برای به بن بست کشاندن کامل و صد در صدی مراودات پولی و بانکی ایران با جهان از سوی واشنگتن بود. البته در این رابطه برخی از جریان های سیاسی داخلی هم به کمک آمریکایی‌ها شتافتند و باعث شدند که با عدم تصویب لوایح چهارگانه وضعیت اقتصادی کشور به شدت پیچیده و بغرنج شود.

به هر حال ایران با توجه به توان موشکی و دفاعی بالای خود و همچنین نفوذ منطقه‌ای در خاورمیانه کماکان برگ‌های برنده جدی برای مذاکره با ایالات متحده آمریکا دارد. موقعیت استثنایی ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک ایران در منطقه حساس خاورمیانه به گونه‌ای است که دونالد ترامپ هم نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد و اگر مذاکراتی بین ایران و آمریکا بعد از انتخابات شکل بگیرد قطعاً جمهوری اسلامی ایران در موضع ضعف نخواهد بود. البته در راستای مصاحبه های پیشین با دیپلماسی ایرانی عنوان کرده بودم که اگر قبل از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و حتی پیش از آغاز سال جاری میلادی تلاش برای گفتگوها میان ایران و ایالات متحده آمریکا شکل می‌گرفت قطعاً تهران دست پرتری برای مذاکره با واشنگتن داشت، اما باز هم بر این باورم که بعد از انتخابات و حتی در صورت پیروزی مجدد ترامپ، ایران کماکان برگ‌های برنده جدی برای مذاکره دارد. جمهوری اسلامی ایران قطعاً کشوری مانند کره شمالی و ونزوئلا نیست؛ ایران یک نفوذ بسیار جدی و تعیین کننده در منطقه خاورمیانه دارد. لذا باید دید که انتخابات ریاست جمهوری آمریکا چه نتیجه‌ای در بر خواهد داشت تا بر اساس نتایج انتخابات آمریکا، چه در صورت پیروزی بایدن و چه در صورت پیروزی دونالد ترامپ به یک اجماع و برنامه‌ریزی دقیق برای این مسئله برسیم. لذا بابد از این نگاه سطحی که بین دموکرات ها و جمهوری خواهان فرقی وجود ندارد دوری کرد. چون این نگاه باعث می شود که ما فرصت های پیش رو را از دست بدهیم. قطعاً بین بایدن و ترامپ تفاوت های جدی وجود دارد و در صورت پیروزی بایدن که احتمال آن هم کم نیست باید اتاق های فکر کشور مانند شورای سیاستگذاری وزارت امور خارجه، مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی و مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری در سایه مدیریت واحد شورای عالی امنیت ملی به یک برنامه و طرح درست و مدون در خصوص آمریکا دست پیدا کنند. این اتاق‌های فکر نهایتاً با صرف هزینه های فراوان باید در یک جای حساسی سود و فایده ای برای منافع ملی داشته باشند و اینجاست که باید این اتاق‌های فکر و این نهادها و مراکز به درد کشور بخورند.

جلال میرزایی، رئیس کمیته سیاسی فراکسیون امید در دوره دهم – دیپلماسی ایرانی

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.