بلاهایی که تورم بر سر زندگی جوانان می آورد
اقتصاددانان تورم را نوعی مالیات می دانند که مسئولان قدرت کنترل آن را ندارند. این پدیده به قشربندی اجتماعی منجر می شود، بر زندگی طبقه های مختلف اثر می گذارد و زندگی خانواده های فقیر را که بیشتر به درآمد و دستمزد خود وابستگی دارند، متاثر می کند. تورم تنها ثروت مردم را کاهش نمی دهد بلکه نگرش آن ها به زندگی را تغییر می دهد و در نهایت، حتی بر درک آن ها از واقعیت اثر می گذارد. وقتی پول واقعیت خود را از دست می دهد، همه چیزهای دیگر هم غیرواقعی می شوند. در این شرایط مردم به شدت نسبت به حقایق اقتصادی زندگی وسواس پیدا می کنند و باید همه انرژی خود را صرف بقا کنند.
پژوهشگران برای تحلیل اثر تورم بر زندگی روزمره جوانان طبقه پایین، با 30 جوان به عنوان نمونه گفت وگو کرده اند. یافته های آنان گویای بروز هفت بحران به دلیل تورم فزاینده در کشور است. بحران انگیزه، بزرگسالی زودرس، عطش پول، غلتیدن در ابهام، روزمرگی، عادی پنداری، قناعت پیشگی و ناهنجاری تعاملی هفت بحرانی است که تورم آن را ایجاد و برای جوانان در طبقه پایین تشدید می کند. پژوهشگران دریافتند تورم اقتصادی بالا و مکرر، نوعی عطش پول در افراد ایجاد کرده است. عطشی که براساس آن کنشگران اجتماعی به این نتیجه رسیده اند که همه مشکلات از طریق پول برطرف شدنی است. دیگر اینکه، به دلیل زندگی در میدان پیش بینی ناپذیر شرایط اقتصادی، نوعی احساس سردرگمی، بی هنجاری و روزمرگی از طرف جوانان پذیرفته و برای آن ها عادی شده است. در چنین شرایطی کنشگران اجتماعی به تغییر مستمر و سیال عادت کرده اند. هم چنین این جوانان به زندگی در ابهام، سردرگمی، بلاتکلیفی، بی انگیزگی و حذف فراغت عادت می کنند.