چند تصویر از ایران در آستانه بهار 1400
ایرانیان میدانند مساله نخست و اول امروز ایران همانند دیروز و روزهای سپری شده و حتی روزهایی که در پیش داریم مناسبات ایران با قدرتهای بزرگ جهان به ویژه ایالات متحده آمریکاست. در یک ارزیابی کلی میتوان حکم داد سیاست خارجی ایران در قاب بهار1400 همان سیاست خارجی خواهد بود که در همه بهارهای پس از اتقلاب بهمن 1357 بوده است. . سیاست خارجی ایران بر پایه تضاد با نظام سیاسی آمریکا به عنوان قدرت اصلی جهان استوار شده و در نگاه ایران به جهان در بهار 1400 دگرگونیهای احتمالی درون آمریکا بیش از هر زمان دیگری سرنوشت ساز است. مدیریت اصلی سیاست خارجی ایران باور ندارد آمریکا و غرب دلش برای ایرانیان میسوزد و سر سوزنی به ایرانیان کمک خواهد کرد بلکه با همه نیروی خود میخواهد نظام سیاسی حاکم بر ایران را تضعیف کند. پیامدهای این سیاست خارجی ضدآمریکایی و ضد نظام سلطه به رهبری آمریکا در حوزههای سیاست داخلی، در حوزه تصمیمگیریهای اقتصادی و سیاستهای مربوط به اداره اقتصادی کشور پرشمار و گوناگون بوده است.
در تله تحریم انگار بی انتها
اقتصاد ایران حالا و پس از سپری شدنتزدیک به سه سال از دور تازه رژیم تحریم و با همه جانفشانی نیروهای پیدا و پنهان برای بنبستشکنی تحریمها اما تا اندازه زیادی از هر سو محاصره شده است. پیامدهای تحریم دامنهدار و طولانی علیه اقتصاد ایران به مرور آثار و پیامدهای خود را در سطح کلان بر جا گذاشته است. واقعیت این است که دولت ایران در قاب بهار 1400 زیر شدیدترین فشارهای سیاسی و اقتصادی قرار دارد و پیامدهای تحریم حالا به بودجه 1400 رسیده است و دولت ایران اگرچه بر زبان نمیآورد اما در شرایط دشواری برای دخل و خرج قرار دارد. درآمدهای پیشبینیشده دولت برای صادرات نفتخام و به دست آوردن منابع ارزی با رویا همراه شده است . اگرچه برخی کشورهای دوست ایران بارها بر زبان آوردهاند تحریم آمریکا را نمیپذیرند اما در عمل نیز کاری برای ایران انجام نمیدهند و شرکتهای کوهپیکر راه خود به ایران را به سوی دیگر کشورها کج کردهاند.
با شهروندان
نهاد های حاکمیتی به ویژه سه قوه اداره کتتده جامعه وبه ویژه نهاد دولت در ایران با شهروندان مناسباتی صمیمی و از سر اعتماد و وفاداری مدارند. . گروههای گوناگون ایرانی مثل کارگران و کشاورزان و کارمندان شاهد کاهش قدرت خرید خود هستند و در برابر نرخ فزاینده تورم ناتوان شدهاند و دولت نیز توانایی مهار این عنصر را ندارد و با وعدههای بیهوده و بیسرانجام کار را دشوار میکند. کارفرمایان ایرانی به چشم میبینند که دولت به جای تعامل با آنها و باز کردن گره کارشان هدفش بیشتر این است که آنها را مهار کرده و از سرمایه و درآمد و ثروت آنها برای خود چیزی به دست آورد.