دکتر عبدالرحمان عالم استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران:
دانش آموختگان سیاست در ایران امیدی به شغل ندارند
ساعت24- در نشست گپ و گفت ماهانه با برجستگان دانش سیاست در ایران، خانه اندیشمندان علوم انسانی میزبان دکتر عبدالرحمان عالم استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران بود که وی ضمن بیان خاطراتی از دوران تحصیل و فعالیت های تدریس شان، از شرایط فعلی دانش آموختگان این رشته در کشور اظهار ناخرسندی کرد.
به گزارش ساعت۲۴، دکتر عالم در معرفی خود گفت: در سال ۱۳۲۹ در اردبیل به دنیا آمدم و در سال ۱۳۴۹ در رشته علوم سیاسی در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شدم.
وی انگیزه خود از تحصیل در رشته علوم سیاسی را علاوه بر علاقه ی شخصی دیپلمات شدن مطرح کرد و گفت: در آن زمان به خودم گفتم که دیپلم را که گرفته ام، حلا یک الف و ت کم دارم که دیپلمات شوم و جالب این است که در این رشته به هر سمتی رفتم به جزء دیپلمات شدن.
دکتر عالم گفت: فضای دانشگاه در آن سال ها بسیار خاص بود و همواره یک فضای تشنج آمیزی در دانشگاه وجود داشت که با اقدامات بیرونی مانند فعالیت چریک ها و اعدام ها این فضا متشنج تر می شد. به طوریکه به خاطر دارم در دوره ای دکتر منوچهر گنجی که رییس دانشکده بود و بعدها به وزارت آموزش و پرورش رسید مجبور به استعفا شد و بعد از آن دستور داده شد که تمام دانشجویان باید مجدداً ثبت نام کنند و برای این کار هم ساختمانی در حوال بیمارستان امام خمینی که در آن زمان فضای بازی داشت انتخاب کرده بودند که بتوانند به راحتی اشخاصی را که مد نظر دارند دستگیر کنند.
دکتر عالم ادامه داد: در آن زمان در دانشکده حقوق و علوم سیاسی تهران وضعیت خاصی از لحاظ چارت درسی حاکم بود. در سال ۴۹ با ورود کسانی مانند شادروان دکتر حمید عنایت و دکتر افتخاری که تحصیل کردگان دنیای انگلیسی زبان بودند و با آن مفاهیم سیاسی آشنایی داشتند، برنامه های خاص خودشان را در دانشکده حقوق و علوم سیاسی به اجرا درآوردند و از همان زمان بود که علم سیاست و دانش سیاسی پایه گذاری شد و وقتی که ما به دانشگاه تهران آمدیم در واقع با علم سیاست شروع به تحصیل کردیم.
وی ادامه داد: در آن دوران واقعا دست اساتید در این رشته از لحاظ منابع خالی بود و خود مرحوم دکتر عنایت کتاب بنیاد اندیشه های سیاسی در غرب را برای اولین بار منتشر کرد، البته جلوتر از این ها کتاب هایی در این زمینه ترجمه شده بود ولی این کتاب یک کتاب ملموس تر و محسوس تری در این زمینه بود که دکتر عنایت در آن سال ها نوشت و شانس ما هم در این بود که جزء اولین کسانی بودیم که با این کتاب آشنا شدیم. باید گفت در آن زمان که این تحولات در حال اتفاق افتادن بود و کسانی که در راس این تحولات بودند مقدمات این کار را فراهم نموده بودند و دکتر عنایت در این زمینه بسیار زحمت کشید و منابع و کتاب های لازم را برای دانشجویان فراهم می کرد.
دکتر عالم افزود: یکی از افتخاراتی که من داشته ام این است که در همان سال های اول دانشجویی کارآموز خود دکتر عنایت شدم، زیرا در آن سال ها مرسوم بود که دانشگاه کارهایی را ارائه می داد و دانشجویانی که نیاز مالی داشتند داوطلب می شدند که این کارها را انجام داده و از کمک های دانشگاه بهره مند می شدند. در این دوره بود که من کارآموز دکتر عنایت شدم و کارهایی را که یک دانشجو در آن زمان می توانست انجام دهد مانند گردآوری مقالات و منابع برای ایشان انجام می دادم و این نزدیک بودن باعث شد که افکار و اندیشه های این مرد بزرگ و فاضل در من تاثیرگذار باشد.
دکتر عالم ادامه داد: دوره لیسانس را با کتاب ها و منابع بسیار کمی که وجود داشت سپری کردیم، مثلاً برای درس مبانی علم سیاست مرحوم دکتر ابوالحمد جزوه ای در ۴۰ صفحه در اختیار ما قرار داد که این درس را با این جزوه ی ۴۰ صفحه ای خواندیم و به قول معروف با دست تنگ از لحاظ منابع این دوره را سپری کردیم. البته باید اشاره کنم که توضیحات کلاسی این اساتید برجسته بسیار تاثیرگذار و روشن گر بود و دانشجویان بسیار از این لحاظ در کلاس ها استفاده می کردند
وی گفت: آمادگی هایی که داشتم باعث شد که بلافاصله بعد از کارشناسی وارد مقطع ارشد در رشته روابط بین الملل در مرکز مطالعات بین المللی شوم. این مرکز در سال ۴۴ به عنوان یک مرکز پژوهشی تشکیل شد و گروه روابط بین الملل که در دانشکده حقوق و علوم سیاسی بود به آن مرکز منتقل شده بود. و چون یک مرکز برجسته بود، مورد توجه دانشگاه قرار گرفته و امکانات خوبی در اختیار این مرکز قرار داده شده بود، به طوریکه ما هر هفته یک سخران داشتیم و بیشتر آن ها نیز از خارج از کشور دعوت می شدند و برای دانشجویانی که به زبان تسلط نداشتند یک مترجم نیز وجود داشت.
دکتر عالم گفت: این دوره تحصیلی خیلی خاصی بود که ما در این مرکز سپری کردیم و چون که در ایران رشته روابط بین الملل دوره دکترا نداشت و امکان رفتن من هم به خارج از کشور نبود به ناچار در سال ۵۶ به رشته علوم سیاسی بازگشتم که از جهاتی هم برای من مفید واقع شد، چرا که با آشنایی که با مجوعه دانش هایی از لحاظ بین المللی، حقوقی و اقتصادی پیدا کرده بودم با ذهنیت بازتری به رشته علوم سیاسی وارد شدم و در این زمان بود که ٍآقای دکتر عنایت هم در خارج از کشور بود و وقتی که در دوره دکترا بودم از کلاس ایشان نتوانستم استفاده کنم ولی شانس دیگری داشتم این بود که در این مقطع دکتر رضوی که شخص فاضلی بود استاد من شد و در زمینه اندیشه های سیاسی من در خدمت ایشان بودم و از ایشان بسیار استفاده کردم و با علاقه ای که به گرایش اندیشه سیاسی پیدا کرده بودم در این مقطع شروع به تحصیل در این گرایش کردم.
وی افزود: در زمان انقلاب از ۲۴ واحد دوره دکترا ، ۱۲ واحد درسی را گذرانده بودم و ۱۲ واحد تحقیقاتی ام مانده بود که دانشگاه ها تعطیل شد و نهایتاً تا سال ۶۲ واحد ها را تمام کرده و پایان نامه ام را ارائه دادم. البته در آن زمان این نظر حاکم بود که پایان نامه ها باید حتماً در مورد ایران باشد و به همین دلیل بود که اندیشه سیاسی فارابی را برای پایان نامه انتخاب کرده و با موفقیت دفاع کردم.بعد از اخذ مدرک دکترا درخواست هیات علمی را مطرح کردم که بالاخره با انجام مصاحبه هایی پذیرفته شد، اما وزارت علوم تاکید داشت که در خارج از تهران باید به تدریس مشغول باشم.
دکتر عالم گفت: در آن زمان ها در مرکز مطالعات سیاسی و دفتر مطالعات بین المللی وزارت خارجه نیز همکاری داشتم و چند طرح را با همراهی دوستانم در این مراکز اجرا کردیم. البته باید بگویم که پس از پذیرفته شدن در هیات علمی دانشگاه تهران یک سال طول کشید تا درسی برایم مشخص شود و جالب این بود که اولین درسی که برای تدریس به عهده من گذاشته شد درس سیاست خارجی قدرت های بزرگ بود که دقیقاً در نقطه مقابل آن چیزی بود خودم را برای آن آماده کرده بودم و در این درس به علت این که مدت ها بود که استادی وجود نداشت تراکم دانشجو بسیار زیاد شده و در کلاس من گاهی ۳۰۰ نفر دانشجو حاضر می شدند.
دکتر عالم در مورد تالیفات خود گفت: اولین کتابم که آن را ترجمه کردم کتاب گرایشات سیاسی در جهان عرب اثر مجید خدوری بود، که در آن زمان چون این کتاب بحث هایی راجع به انقلاب را مطرح کرده بود با شرایط کشور هم هم خوانی داشت. کتاب بعدی که ترجمه کردم کتاب چپ ناسیونالیستی عرب نوشته طارق اسمعیل عراقی بود.
وی ادامه داد: در همان زمان ها بود که درس بنیادهای علم سیاست برای تدریس به من محول شده بود و من هم در این فکر بودم که چیزهایی جدیدی برای تدریس باید ارائه شود و اساساً این سوال برای شخص خودم مطرح بود از مبانی علم سیاست چقدر می دانم؟ و به خود گفتم، حالا که در مقامی هستم که می خواهم این درس را تدریس کنم باید مساله ای جدیدتر و کامل تری را عرضه کنم که این امر باعث شد که بعد از تلاشی سه ساله کتاب بنیادهای علم سیاست را بنویسم. البته باید بگویم که این کتاب در ابتدا بسیار حجیم تر از کتاب فعلی بود و وقتی فکر کردم که دانشجوی ترم اول وقتی با آن مواجه شود حتماً مرا از دعای خیر خودش بی نصیب نخواهد گذاشت کتاب را خلاصه تر کردم.( با خنده)
دکتر عالم گفت: کتاب بعدی من، کتاب دو جلدی فلسفه سیاسی غرب بود که یک جلد آن مربوط به دوره های اولیه یونان باستان تا قرن نوزدهم و جلد دوم هم مربوط به عصر جدید بود. البته قصد داشتم اندیشه های سوسیالیستی را هم در جلد دیگری مطرح کنم که متاسفانه عملی نشد.
دکتر عالم اظهار داشت: چون کتاب بنیادهای علم سیاست فقط با مفاهیم سرو کار داشته و با سیاست عمل خیلی ارتباط نداشت، سعی کردم که کتابی را منتشر کنم که سیاست عملی را مورد توجه قرار دهد و از همین رو بود که کتاب سیاست و حکومت جدید آلن بال را ترجمه کردم و در همین حین کتاب جالب سیاست اندرو هیوود که عمدتاً به عملکرد سیاسی می پرداخت را ترجمه کردم و لازم است اشاره کنم که کتاب های دیگری نیز در دست دارم که در آینده نزدیک به بازار خواهد آمد.
دکتر عالم گفت: هدف من از این فعالیت ها این بود که تا آن جا که می توانم محتوای دانش سیاست را ارتقاء ببخشم تا دانشجویی که به این رشته می آید مانند ما که در زمان دانشجویی با دست خالی تحصیل می کردیم مواجه نشود.
نظر دکتر راجع به رشته علوم سیاسی
دکتر عالم در مورد رشته علوم سیاسی در کشور گفت: نا امیدی خاصی در مورد دانش سیاسی در کشور ما وجود دارد. کسانی که در این رشته تحصیل می کنند ممکن است که عالم سیاست شوند، اما از طرف دیگر هیچ دستاورد شغلی ندارند و به تحصیلات آن ها اهمیتی داده نمی شود.
وی در ادامه گفت: در گذشته وزارت خارجه تمام کارمندان کنسولی و دیپلماتیک خود را از فارغ التحصیلان رشته علوم سیاسی انتخاب می کرد، ولی متاسفانه روند جذب نیرو در این وزارت خانه خود باعث نا امیدی دانش آموختگان این رشته شده است. نتیجه این مسایل این است که تحصیلات در این رشته بسیار افت کرده است.
دکتر عالم در مورد اقدامات دولت برای فارغ التحصیل های این رشته و تبعیض هایی که در مورد آن ها صورت می گیرد گفت: در کشور ما تنها بخشی که افراد دارای تحصیلات سیاسی را استخدام می کند بخش دولتی است و متاسفانه برای این رشته در کشور بخش خصوصی وجود ندارد. به همین دلیل خیلی روشن است که دولت در این زمینه حق انتخاب داشته و از جذب افرادی که احساس کند برایش دچار دردسر می کنند سر باز خواهد زد.
وی تاکید کرد: در گذشته این مسایل در جای دیگری حل و فصل می شد ولی امروزه همچنان این کشاکش ها در جامعه ما ادامه دارد. این نکته بسیار حائز اهمیت است که هر ساله سرمایه مالی و زمانی هزاران نفر در کشور به همین صورت در حال هدر رفتن است وباید امیدوار بود که یک جایی برای این وضعیت فکری شود.
دکتر عالم در مورد تاثیر دانش سیاسی بر روی کسانی که می خواهد به صورت عملی وارد دنیای سیاست شوند گفت: . به قول معروف خرسندی و خوشبختی افراد در کوشش آن ها نهفته است که سیاسی بیاندیشند و در واقع همیشه باید یک نگاه سیاسی وجود داشته باشد. این دانش در واقع با ذهنیت انسان ها سروکار دارد و باعث پرورش آن می شود. این دانش می تواند با شناختی که از مسایل سیاسی، محیط های سیاسی و اعمال سیاسی برای تحصیل کردگان آن ایجاد می کند، در عرصه سیاسی موثر واقع شود.
وی ادامه داد: طبیعتاً برای این مساله باید میدان و عرصه مناسبی وجود داشته باشد. باید اشاره کنم که دانش سیاسی فقط در جایی که سیاست به در حد کلان است می تواند اثر گذار باشد. این دانش اگر بخواهد به صوررت عملی اجرایی شود نیازمند یک جریان و شناخت دیگری نیز هست. صرف آن چه که در کتاب های بنیادهای علم سیاست می خوانیم یا از لحاظ مبانی سیاست مطالعاتی را داشته ایم کافی نخواهد بود، بلکه این موارد تنها به ما کمک خواهد کرد که ذهنی روشن داشته باشیم. باید تاکید کنم که در این موارد هیچ معجزه ای از دانش سیاسی بر نمی آید و این دانش باید بتواند در یک جایی به صورت اجرایی در آید.
دکتر عالم در پاسخ به سوالی که بسیاری از خوانش های متعدد در علوم سیاسی را بر گرفته از ماکیاول می دانند گفت: راجع به ماکیاول و کتاب های او باید گفت که وی هر چند اولین واقع گرای سیاسی معرفی شده است اما پیش از او نیز کسانی بوده اند که واقعیت های سیاسی توجه داشته اند. دلیل این که بیشترین توجه به واقعیت های سیاسی را از ماکیاول مشاهده می کنیم به این دلیل است که وی در یک شرایط بسیار خاصی در ایتالیای آن زمان قرار داشته و در پی یک تئوری ناسیونالیستی برای متحد کردن پنج جمهوری در ایتالیا بوده است.
وی اظهار داشت: من عقیده ندارم که تمام خوانش های سیاسی دنیای امروز برگرفته از ماکیاول است. باید گفت که سیاست یک عرصه مشخصی است که شما از هر جهتی که بخواهید می توانید به آن نگاه کنید. هر کس به یک بخش و جنبه ای از سیاست نگاه می کند. و این که بخواهیم یک پارادایم داشته باشیم که از زاویه آن همه سیاست را یکباره در اختیار داشته باشیم به نظر من امکان پذیر نیست.
دکتر عالم تاکید کرد: باید بگویم که این تضاد همچنان پا برجا می ماند و کسی توانایی حل این تضاد را نخواهد داشت، زیرا در کنه سیاست، اساساً تضاد وجود دارد و تنها کاری که می شود صورت داد این است که این تضاد را تو ضیح بدهیم.
دکتر عالم در پایان در پاسخ به سوالی که چرا در دوره های اخیر نسل طلایی اساتید برجسته ای که در زمان شما تربیت شدند دیگر وجود ندارند گفت: ما در شرایط خاص اجتماعی و سیاسی در کشور قرار داریم. در گذشته به هر ترتیب و صورتی که بود یک روال و وضعیت ثابتی در زندگی افراد وجود داشت، اما در شرایط پر تنش امروزین عملاً هیچکدام از لحاظ فکری در آرامش قرار نداریم و در چنین شرایطی نباید انتظار داشت که دانشمند و عالم به وجود بیاید. در رشته هایی مانند رشته های فنی و صنعتی این مساله راحت تر است، چراکه آن ها روی یک مساله خاص متمرکز می شوند و در واقع می توانند خود را پرورش دهند ، اما سیاست یک جریان فکری لحظه به لحظه است و هر لحظه در آن حرف تازه ای را می شنویم که باعث شده است که علی رغم جذابیتی که در این رشته ایجاد می کند، از طرف دیگر چیزی که قابل دوام و قابل پیش بینی باشد وجود نداشته باشد و از این علم نمی توانیم بر خلاف علوم دیگر انتظار این را داشته باشیم که یک فرمول دایمی به ما ارائه دهد.
وی انگیزه خود از تحصیل در رشته علوم سیاسی را علاوه بر علاقه ی شخصی دیپلمات شدن مطرح کرد و گفت: در آن زمان به خودم گفتم که دیپلم را که گرفته ام، حلا یک الف و ت کم دارم که دیپلمات شوم و جالب این است که در این رشته به هر سمتی رفتم به جزء دیپلمات شدن.
دکتر عالم گفت: فضای دانشگاه در آن سال ها بسیار خاص بود و همواره یک فضای تشنج آمیزی در دانشگاه وجود داشت که با اقدامات بیرونی مانند فعالیت چریک ها و اعدام ها این فضا متشنج تر می شد. به طوریکه به خاطر دارم در دوره ای دکتر منوچهر گنجی که رییس دانشکده بود و بعدها به وزارت آموزش و پرورش رسید مجبور به استعفا شد و بعد از آن دستور داده شد که تمام دانشجویان باید مجدداً ثبت نام کنند و برای این کار هم ساختمانی در حوال بیمارستان امام خمینی که در آن زمان فضای بازی داشت انتخاب کرده بودند که بتوانند به راحتی اشخاصی را که مد نظر دارند دستگیر کنند.
دکتر عالم ادامه داد: در آن زمان در دانشکده حقوق و علوم سیاسی تهران وضعیت خاصی از لحاظ چارت درسی حاکم بود. در سال ۴۹ با ورود کسانی مانند شادروان دکتر حمید عنایت و دکتر افتخاری که تحصیل کردگان دنیای انگلیسی زبان بودند و با آن مفاهیم سیاسی آشنایی داشتند، برنامه های خاص خودشان را در دانشکده حقوق و علوم سیاسی به اجرا درآوردند و از همان زمان بود که علم سیاست و دانش سیاسی پایه گذاری شد و وقتی که ما به دانشگاه تهران آمدیم در واقع با علم سیاست شروع به تحصیل کردیم.
وی ادامه داد: در آن دوران واقعا دست اساتید در این رشته از لحاظ منابع خالی بود و خود مرحوم دکتر عنایت کتاب بنیاد اندیشه های سیاسی در غرب را برای اولین بار منتشر کرد، البته جلوتر از این ها کتاب هایی در این زمینه ترجمه شده بود ولی این کتاب یک کتاب ملموس تر و محسوس تری در این زمینه بود که دکتر عنایت در آن سال ها نوشت و شانس ما هم در این بود که جزء اولین کسانی بودیم که با این کتاب آشنا شدیم. باید گفت در آن زمان که این تحولات در حال اتفاق افتادن بود و کسانی که در راس این تحولات بودند مقدمات این کار را فراهم نموده بودند و دکتر عنایت در این زمینه بسیار زحمت کشید و منابع و کتاب های لازم را برای دانشجویان فراهم می کرد.
دکتر عالم افزود: یکی از افتخاراتی که من داشته ام این است که در همان سال های اول دانشجویی کارآموز خود دکتر عنایت شدم، زیرا در آن سال ها مرسوم بود که دانشگاه کارهایی را ارائه می داد و دانشجویانی که نیاز مالی داشتند داوطلب می شدند که این کارها را انجام داده و از کمک های دانشگاه بهره مند می شدند. در این دوره بود که من کارآموز دکتر عنایت شدم و کارهایی را که یک دانشجو در آن زمان می توانست انجام دهد مانند گردآوری مقالات و منابع برای ایشان انجام می دادم و این نزدیک بودن باعث شد که افکار و اندیشه های این مرد بزرگ و فاضل در من تاثیرگذار باشد.
دکتر عالم ادامه داد: دوره لیسانس را با کتاب ها و منابع بسیار کمی که وجود داشت سپری کردیم، مثلاً برای درس مبانی علم سیاست مرحوم دکتر ابوالحمد جزوه ای در ۴۰ صفحه در اختیار ما قرار داد که این درس را با این جزوه ی ۴۰ صفحه ای خواندیم و به قول معروف با دست تنگ از لحاظ منابع این دوره را سپری کردیم. البته باید اشاره کنم که توضیحات کلاسی این اساتید برجسته بسیار تاثیرگذار و روشن گر بود و دانشجویان بسیار از این لحاظ در کلاس ها استفاده می کردند
وی گفت: آمادگی هایی که داشتم باعث شد که بلافاصله بعد از کارشناسی وارد مقطع ارشد در رشته روابط بین الملل در مرکز مطالعات بین المللی شوم. این مرکز در سال ۴۴ به عنوان یک مرکز پژوهشی تشکیل شد و گروه روابط بین الملل که در دانشکده حقوق و علوم سیاسی بود به آن مرکز منتقل شده بود. و چون یک مرکز برجسته بود، مورد توجه دانشگاه قرار گرفته و امکانات خوبی در اختیار این مرکز قرار داده شده بود، به طوریکه ما هر هفته یک سخران داشتیم و بیشتر آن ها نیز از خارج از کشور دعوت می شدند و برای دانشجویانی که به زبان تسلط نداشتند یک مترجم نیز وجود داشت.
دکتر عالم گفت: این دوره تحصیلی خیلی خاصی بود که ما در این مرکز سپری کردیم و چون که در ایران رشته روابط بین الملل دوره دکترا نداشت و امکان رفتن من هم به خارج از کشور نبود به ناچار در سال ۵۶ به رشته علوم سیاسی بازگشتم که از جهاتی هم برای من مفید واقع شد، چرا که با آشنایی که با مجوعه دانش هایی از لحاظ بین المللی، حقوقی و اقتصادی پیدا کرده بودم با ذهنیت بازتری به رشته علوم سیاسی وارد شدم و در این زمان بود که ٍآقای دکتر عنایت هم در خارج از کشور بود و وقتی که در دوره دکترا بودم از کلاس ایشان نتوانستم استفاده کنم ولی شانس دیگری داشتم این بود که در این مقطع دکتر رضوی که شخص فاضلی بود استاد من شد و در زمینه اندیشه های سیاسی من در خدمت ایشان بودم و از ایشان بسیار استفاده کردم و با علاقه ای که به گرایش اندیشه سیاسی پیدا کرده بودم در این مقطع شروع به تحصیل در این گرایش کردم.
وی افزود: در زمان انقلاب از ۲۴ واحد دوره دکترا ، ۱۲ واحد درسی را گذرانده بودم و ۱۲ واحد تحقیقاتی ام مانده بود که دانشگاه ها تعطیل شد و نهایتاً تا سال ۶۲ واحد ها را تمام کرده و پایان نامه ام را ارائه دادم. البته در آن زمان این نظر حاکم بود که پایان نامه ها باید حتماً در مورد ایران باشد و به همین دلیل بود که اندیشه سیاسی فارابی را برای پایان نامه انتخاب کرده و با موفقیت دفاع کردم.بعد از اخذ مدرک دکترا درخواست هیات علمی را مطرح کردم که بالاخره با انجام مصاحبه هایی پذیرفته شد، اما وزارت علوم تاکید داشت که در خارج از تهران باید به تدریس مشغول باشم.
دکتر عالم گفت: در آن زمان ها در مرکز مطالعات سیاسی و دفتر مطالعات بین المللی وزارت خارجه نیز همکاری داشتم و چند طرح را با همراهی دوستانم در این مراکز اجرا کردیم. البته باید بگویم که پس از پذیرفته شدن در هیات علمی دانشگاه تهران یک سال طول کشید تا درسی برایم مشخص شود و جالب این بود که اولین درسی که برای تدریس به عهده من گذاشته شد درس سیاست خارجی قدرت های بزرگ بود که دقیقاً در نقطه مقابل آن چیزی بود خودم را برای آن آماده کرده بودم و در این درس به علت این که مدت ها بود که استادی وجود نداشت تراکم دانشجو بسیار زیاد شده و در کلاس من گاهی ۳۰۰ نفر دانشجو حاضر می شدند.
دکتر عالم در مورد تالیفات خود گفت: اولین کتابم که آن را ترجمه کردم کتاب گرایشات سیاسی در جهان عرب اثر مجید خدوری بود، که در آن زمان چون این کتاب بحث هایی راجع به انقلاب را مطرح کرده بود با شرایط کشور هم هم خوانی داشت. کتاب بعدی که ترجمه کردم کتاب چپ ناسیونالیستی عرب نوشته طارق اسمعیل عراقی بود.
وی ادامه داد: در همان زمان ها بود که درس بنیادهای علم سیاست برای تدریس به من محول شده بود و من هم در این فکر بودم که چیزهایی جدیدی برای تدریس باید ارائه شود و اساساً این سوال برای شخص خودم مطرح بود از مبانی علم سیاست چقدر می دانم؟ و به خود گفتم، حالا که در مقامی هستم که می خواهم این درس را تدریس کنم باید مساله ای جدیدتر و کامل تری را عرضه کنم که این امر باعث شد که بعد از تلاشی سه ساله کتاب بنیادهای علم سیاست را بنویسم. البته باید بگویم که این کتاب در ابتدا بسیار حجیم تر از کتاب فعلی بود و وقتی فکر کردم که دانشجوی ترم اول وقتی با آن مواجه شود حتماً مرا از دعای خیر خودش بی نصیب نخواهد گذاشت کتاب را خلاصه تر کردم.( با خنده)
دکتر عالم گفت: کتاب بعدی من، کتاب دو جلدی فلسفه سیاسی غرب بود که یک جلد آن مربوط به دوره های اولیه یونان باستان تا قرن نوزدهم و جلد دوم هم مربوط به عصر جدید بود. البته قصد داشتم اندیشه های سوسیالیستی را هم در جلد دیگری مطرح کنم که متاسفانه عملی نشد.
دکتر عالم اظهار داشت: چون کتاب بنیادهای علم سیاست فقط با مفاهیم سرو کار داشته و با سیاست عمل خیلی ارتباط نداشت، سعی کردم که کتابی را منتشر کنم که سیاست عملی را مورد توجه قرار دهد و از همین رو بود که کتاب سیاست و حکومت جدید آلن بال را ترجمه کردم و در همین حین کتاب جالب سیاست اندرو هیوود که عمدتاً به عملکرد سیاسی می پرداخت را ترجمه کردم و لازم است اشاره کنم که کتاب های دیگری نیز در دست دارم که در آینده نزدیک به بازار خواهد آمد.
دکتر عالم گفت: هدف من از این فعالیت ها این بود که تا آن جا که می توانم محتوای دانش سیاست را ارتقاء ببخشم تا دانشجویی که به این رشته می آید مانند ما که در زمان دانشجویی با دست خالی تحصیل می کردیم مواجه نشود.
نظر دکتر راجع به رشته علوم سیاسی
دکتر عالم در مورد رشته علوم سیاسی در کشور گفت: نا امیدی خاصی در مورد دانش سیاسی در کشور ما وجود دارد. کسانی که در این رشته تحصیل می کنند ممکن است که عالم سیاست شوند، اما از طرف دیگر هیچ دستاورد شغلی ندارند و به تحصیلات آن ها اهمیتی داده نمی شود.
وی در ادامه گفت: در گذشته وزارت خارجه تمام کارمندان کنسولی و دیپلماتیک خود را از فارغ التحصیلان رشته علوم سیاسی انتخاب می کرد، ولی متاسفانه روند جذب نیرو در این وزارت خانه خود باعث نا امیدی دانش آموختگان این رشته شده است. نتیجه این مسایل این است که تحصیلات در این رشته بسیار افت کرده است.
دکتر عالم در مورد اقدامات دولت برای فارغ التحصیل های این رشته و تبعیض هایی که در مورد آن ها صورت می گیرد گفت: در کشور ما تنها بخشی که افراد دارای تحصیلات سیاسی را استخدام می کند بخش دولتی است و متاسفانه برای این رشته در کشور بخش خصوصی وجود ندارد. به همین دلیل خیلی روشن است که دولت در این زمینه حق انتخاب داشته و از جذب افرادی که احساس کند برایش دچار دردسر می کنند سر باز خواهد زد.
وی تاکید کرد: در گذشته این مسایل در جای دیگری حل و فصل می شد ولی امروزه همچنان این کشاکش ها در جامعه ما ادامه دارد. این نکته بسیار حائز اهمیت است که هر ساله سرمایه مالی و زمانی هزاران نفر در کشور به همین صورت در حال هدر رفتن است وباید امیدوار بود که یک جایی برای این وضعیت فکری شود.
دکتر عالم در مورد تاثیر دانش سیاسی بر روی کسانی که می خواهد به صورت عملی وارد دنیای سیاست شوند گفت: . به قول معروف خرسندی و خوشبختی افراد در کوشش آن ها نهفته است که سیاسی بیاندیشند و در واقع همیشه باید یک نگاه سیاسی وجود داشته باشد. این دانش در واقع با ذهنیت انسان ها سروکار دارد و باعث پرورش آن می شود. این دانش می تواند با شناختی که از مسایل سیاسی، محیط های سیاسی و اعمال سیاسی برای تحصیل کردگان آن ایجاد می کند، در عرصه سیاسی موثر واقع شود.
وی ادامه داد: طبیعتاً برای این مساله باید میدان و عرصه مناسبی وجود داشته باشد. باید اشاره کنم که دانش سیاسی فقط در جایی که سیاست به در حد کلان است می تواند اثر گذار باشد. این دانش اگر بخواهد به صوررت عملی اجرایی شود نیازمند یک جریان و شناخت دیگری نیز هست. صرف آن چه که در کتاب های بنیادهای علم سیاست می خوانیم یا از لحاظ مبانی سیاست مطالعاتی را داشته ایم کافی نخواهد بود، بلکه این موارد تنها به ما کمک خواهد کرد که ذهنی روشن داشته باشیم. باید تاکید کنم که در این موارد هیچ معجزه ای از دانش سیاسی بر نمی آید و این دانش باید بتواند در یک جایی به صورت اجرایی در آید.
دکتر عالم در پاسخ به سوالی که بسیاری از خوانش های متعدد در علوم سیاسی را بر گرفته از ماکیاول می دانند گفت: راجع به ماکیاول و کتاب های او باید گفت که وی هر چند اولین واقع گرای سیاسی معرفی شده است اما پیش از او نیز کسانی بوده اند که واقعیت های سیاسی توجه داشته اند. دلیل این که بیشترین توجه به واقعیت های سیاسی را از ماکیاول مشاهده می کنیم به این دلیل است که وی در یک شرایط بسیار خاصی در ایتالیای آن زمان قرار داشته و در پی یک تئوری ناسیونالیستی برای متحد کردن پنج جمهوری در ایتالیا بوده است.
وی اظهار داشت: من عقیده ندارم که تمام خوانش های سیاسی دنیای امروز برگرفته از ماکیاول است. باید گفت که سیاست یک عرصه مشخصی است که شما از هر جهتی که بخواهید می توانید به آن نگاه کنید. هر کس به یک بخش و جنبه ای از سیاست نگاه می کند. و این که بخواهیم یک پارادایم داشته باشیم که از زاویه آن همه سیاست را یکباره در اختیار داشته باشیم به نظر من امکان پذیر نیست.
دکتر عالم تاکید کرد: باید بگویم که این تضاد همچنان پا برجا می ماند و کسی توانایی حل این تضاد را نخواهد داشت، زیرا در کنه سیاست، اساساً تضاد وجود دارد و تنها کاری که می شود صورت داد این است که این تضاد را تو ضیح بدهیم.
دکتر عالم در پایان در پاسخ به سوالی که چرا در دوره های اخیر نسل طلایی اساتید برجسته ای که در زمان شما تربیت شدند دیگر وجود ندارند گفت: ما در شرایط خاص اجتماعی و سیاسی در کشور قرار داریم. در گذشته به هر ترتیب و صورتی که بود یک روال و وضعیت ثابتی در زندگی افراد وجود داشت، اما در شرایط پر تنش امروزین عملاً هیچکدام از لحاظ فکری در آرامش قرار نداریم و در چنین شرایطی نباید انتظار داشت که دانشمند و عالم به وجود بیاید. در رشته هایی مانند رشته های فنی و صنعتی این مساله راحت تر است، چراکه آن ها روی یک مساله خاص متمرکز می شوند و در واقع می توانند خود را پرورش دهند ، اما سیاست یک جریان فکری لحظه به لحظه است و هر لحظه در آن حرف تازه ای را می شنویم که باعث شده است که علی رغم جذابیتی که در این رشته ایجاد می کند، از طرف دیگر چیزی که قابل دوام و قابل پیش بینی باشد وجود نداشته باشد و از این علم نمی توانیم بر خلاف علوم دیگر انتظار این را داشته باشیم که یک فرمول دایمی به ما ارائه دهد.