کد خبر 552487
۱۴۰۰/۰۴/۰۴ ۱۸:۴۶

بستن راه مذاکره به منفعت ملی نیست

ساعت 24 - بی شک نمی توان با نگاه و منطق اخلاقی و ایدئولوژیک باب هرگونه مذاکره ایران با هر کشوری را بست، چراکه اتفاقاً بستن باب مذاکره فی نفسه امری غیر اخلاقی است و برخلاف ایدئولوژی اسلامی و انقلابی است. چرا که پیامبر هم در صدر اسلام و در زمان خود بارها گفت وگو، مذاکره و دیپلماسی را به کار برد. لذا نمی توان بستن باب مذاکره را اخلاقی و ایدئولوژیک بدانیم.
بستن راه مذاکره به منفعت ملی نیست
dir="RTL" style="text-align:right">بلکه به عکس ما باید براساس منافع ملی به مذاکره و دیپلماسی نگاه کنیم. چون اساسا ذیل نگاه به منافع ملی است که در می یابیم دیپلماسی بهترین، کارآمدترین و در عین حال کم هزینه ترین وسیله و مسیر برای رسیدن کشورها به منافعشان است. پس یقیناً مجلس شورای اسلامی نمی‌تواند باب مذاکره ایران را با کشور مشخصی ببندد؛ هم چنانی که در سابقه تاریخی ایران چنین امری تاکنون سابقه نداشته استاما اگر بر اساس قضاوت از نام طرح «ممنوعیت مذاکره مقامات ایرانی با مقامات آمریکایی» بخواهیم سخن بگوییم یقینا این طرح به دنبال بستن نفس مذاکره‌ ایران با کشور معینی است که این امر، نه با منطق حقوقی و مناسبات بین الملل قابل توجیه است و نه حتی با معیار اخلاقی و ایدئولوژیک.ن هم معتقدم مجلس با این طرح به جای برخورد واقعی با واقعیت های حاکم بر مناسبات بین المللی به فکر فرار رو به جلوست. یعنی نمایندگان با نعل وارونه زدن سعی می کنند مسئله را اخلاقی و ایدئولوژیک جلوه دهد تا اینگونه توجیهی برای عدم مذاکره با آمریکا داشته باشند. نتیجه مستقیم این طرح در صورت تصویبش، بستن فضای دیپلماتیک و سیاست خارجی کشور است که یقیقاً تبعات جدی مخربی برای ما در پی دارد. لذا حتی اگر بپذیریم جریان حاکم به دنبال واکسینه کردن دولت رئیسی در قالب این طرح و عدم مذاکره با آمریکایی‌هاست تا گزند، خدشه و نقدی از جانب رسانه‌ها و افکار عمومی ایران و جهان متوجه دولت جدید نشود، قطعاً از آن سو باید مسئولیت آثار منفی بستن فضای دیپلماتیک را پذیرد. چون تصویب نهایی طرح مذکور و تبدیلش به قانون از جانب مجلس به معنای بستن فضای سیاست خارجی ایران است. البته اگر جریان حاکم این تصور را دارد که با تصویب احتمالی این طرح و ممنوعیت مذاکره با آمریکا می‌تواند در یک فضای خلاء، مستقل و مجرد از جهان منافع خود را در منطقه و دنیا پیش ببرد، یک ارزیابی کاملاً غلط و غیر واقعی است. مطمئن باشید که این جریان دیر یا زود متوجه این واقعیت خواهد شد، هر چند که به نظر من اکنون هم به خوبی می دانند واقعیت های حاکم بر فضای روابط بین الملل چیست، اما متاسفانه اینجا منفعت حزبی در راستای یکدست شدن قدرت، منافع کلان ملت را قربانی کرده است.

دیپلماسی یعنی تلاش هر کشوری از منظر و مسیر سیاست خارجی برای تحقق منافع ملی. باز هم تکرار می‌کنم اینجا منافع ملی است که تعیین می کند مذاکره ایران با آمریکا یا هر کشور دیگری تا چه اندازه اخلاقی، منطقی، توجیه پذیر، درست و یا به صرفه است. ما در یک برهه مذاکراتی را با دولت آمریکا انجام دادیم و برجام را محقق کردیم، اگر چه مشکلات و انتقادات جدی به آن وارد است، اما همین توافق در مقطعی منافعی را هم برای ایران ایجاد کرد. اگر آقایان و این جریان منتقد برجام هستند، خوب با تجربیات دولت حسن روحانی مذاکرات جدید را در دستور کار قرار دهند و منافع ملی را محقق کنند، نه این که مسیر مذاکره را به طور کلی ببندند و کشور را از رسیدن به منافع ملی دور کنند. گره زدن دیپلماسی و مذاکره به یک امر اخلاقی ما را از منافع ملی دور می کند. ما در یک دیپلماسی فعال باید به دنبال رسیدن به منافع خود باشیم. ضمن این که در دیپلماسی شکست و موفقیت وجود دارد و در عین حال شکست و موفقیت در سیاست خارجی امر نسبی است. اگر آقایان معتقدند که ما در برجام و مذاکره با آمریکایی‌ها شکست خوردیم و به موفقیت چندانی دست پیدا نکردیم، خوب با مذاکرات جدید و البته با استفاده از تجربیات گذشته دولت ها این موفقیت ها را بیشتر کنند. مطمئن باشید حتی اگر مذاکرات دیگر هم مانند همین نشست وین نیز به شکست برسند نباید در دیپلماسی را بست. چون سیاست خارجی فعال، هوشمند و منعطف به ما گوشزد می کند که باید آن قدر مذاکره کنیم که در نهایت کشور با کمترین هزینه، بیشترین منافع را به دست آوریم، حتی اگر بارها و بارها شکست بخوریم. چرا که راهی غیر از مذاکره وجود ندارد. نمی‌توان با بستن مسیر مذاکره و فرار رو به جلو از شکست ها در امر سیاست خارجی و تبعات دیپلماتیکش جلوگیری کرد. این اقدام و طرح مجلس مثل آن است که تیم فوتبال ایران برای جلوگیری از شکست و باخت در یک بازی شرکت نکند. این مسئله اساساً منطقی نیست.

اگر قدرت یکدست در داخل کشور بخواهد ایران به سان کره شمالی شود و در دیپلماسی و رسانه ها را به طور کلی تخته کند. اینکه بخواهیم در مذاکره را ببندیم، خبرنگاران خارجی را به کشور راه ندهیم و اجازه ندهیم که رسانه های داخل هم فعالیتی آزاد داشته باشند، ضمن اینکه چهره ایران را در جهان مخدوش می‌کند، با بستن فضای رسانه‌ای کشور، محدود کردن گردش آزاد اطلاعات و آزادی بیان برای خبرنگاران چالش حقوق بشری برای خود را دو چندان می‌کنیم، ‌آن هم در شرایطی که در داخل کشور و بر اساس آنچه که از نتیجه عدم مشارکت مردم و آرای باطله در انتخابات ۲۸ خرداد بر می آید بیش از نیمی از مردم اعتمادی به رسانه های داخلی ندارند و منبع اصلی کسب اطلاعات را رسانه های خارجی می‌دانند. پس اگر بخواهیم با این طرح ها مسیر مذاکره و فضای آزاد رسانه‌ای را هم ببندیم، نه تنها باعث از دست رفتن حداقل اعتماد باقی مانده مردم به حاکمیت و رسانه‌های داخلی خواهیم شد، بلکه میزان نارضایتی ها و به تبعش گسل حاکمیت با ملت دوچندان می‌شود، چرا که آزادی بیان، آزادی رسانه‌ها و آزادی گردش اطلاعات از حقوق اولیه شهروندی هر ایرانی است. بنابراین جا دارد به موازات آن که مجلس دو طرح مذکور را تصویب نکند، دولت رئیسی هم گامی در خصوص بستن و محدود کردن فضای سیاسی، دیپلماتیک، رسانه های، اجتماعی و فرهنگی کشور بر ندارد. چون سیدابراهیم رئیسی که در مقام رئیس قوه قضائیه بارها خود را مدافع حقوق مردم ایران می داند نباید در کسوت جدیدش یعنی رئیس قوه مجریه شهروندان را از حقوق اولیه خود، به خصوص آزادی بیان و آزادی گردش اطلاعات در دولتش طی چهار یا احتمالا هشت سال پیش رو محروم کند و فضا به سمت امنیتی شدن کشیده شود. چون با توجه به میزان نارضایتی ها و عدم اعتماد مردم در سایه انبوه مشکلات اقتصادی و معیشتی کنونی اگر فضا هم محدود و امنیتی هم شود دیگر نمی توان کنترلی روی شرایط داشت.

بخشی از گفت وگوی پروفسور سید حسن امین، حقوقدان، استاد بازنشسته دانشگاه کلدونین گلاسکو در رشته حقوق بین الملل، استاد حقوق بین الملل در دانشگاه پکن و تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی- دیپلماسی ایرانی

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک