نمایش بیرون از سالنها در جریان است
گرچه بعضی سالنهای خصوصی همچنان تصمیم گرفتهاند به اجرای آثار نمایشی بپردازند، ولی واقعیت این است که به نظر میرسد مخاطبان هم تحت تاثیر وضعیت پیش آمده، به درستی دچار ترس و نگرانی شدهاند و هیچ سالن نمایشی گزارشی منتشر نکرده که نمایشی با استقبال از سوی تماشاگران مواجه شده است. به نظر باید پذیرفت که همه چیز بیرون از سالنهای تئاتر جریان دارد.
«خانه تئاتر» ظهر روز گذشته با انتشار بیانیهای نسبت به ضعف مدیریتی در رسیدگی به بیماران کرونایی و سردرگمی درخصوص جلوگیری از عمیقتر شدن بحران گسترش ابتلای شهروندان به ویروس واکنش نشان داد. واکنش اخیر سرآغاز مناسبی است برای مرور آنچه ظرف روزهای اخیر بر هنرهای نمایشی گذشت. شاید کمتر کسی انتظار داشت «خانه تئاتر» در این روزگار مشقتبار به صدای جامعه (نه فقط تئاتر) بدل شود. به هرحال مرور کنشمندی یک دهه اخیر این تشکیلات موجب گسترش بذر ناامیدی در میان اعضا و دیگر فعالانی شده بود که از فاصله دورتر عملکرد تشکلات متفاوت صنفی را زیرنظر داشتند. به این اعتبار میتوان مدعی شد که مثلا خانه سینما به ویژه در دهه 80 خورشیدی توانست گوی سبقت را از تئاتریها برباید؛ سبقتی که تا مرحله پلمب شدن ساختمان مرکزی این نهاد هنری پیش رفت. با شیوع امواج سهمگین و چندگانه ویروس کووید19 وزارت ارشاد به کلی از رسیدگی به وضعیت ولینعمتان خود، یعنی جامعه فرهنگ و هنر ایران جا ماند. روندی که ادامه یافت تا صدای اعتراضها بلند شود و خانه تئاتر در این مورد برخلاف سابقهاش پیشرو عمل کرد.
این بیانیه واکنشی است صریح به اظهارات غیرمستند جریانی که مدیریت بحران کرونا را برعهده گرفته، بهویژه مسوولان وزارت بهداشت که هر از چندی اظهاراتی انجام میدهند فضایی! برخلاف دریافتهای متن جامعه و انگار تنها خودِ این مدیران هستند که چنین برداشتی دارند؛ «موفقترین کشور در مدیریت کرونا بودهایم»...! در متن منتشر شده آمده است: «کسی گفته بود: «وقتی انسانی میمیرد، یک فاجعه اتفاق میافتد؛ اما هنگامی که تعدادِ زیادی میمیرند، ما با یک آمار مواجه هستیم!» دولتمردانِ پر افتخارِ ایران! شما که مدیریتتان در هر بخش، مخصوصا مهار و کنترل ویروس کووید۱۹ دنیا را به تحسین وادار کرده است؛ کارِ مردمِ بیپناهِ ایران از «فاجعه» گذشته و به «آمار» تبدیل شده: «در هر شبانهروز، صدها ایرانی به خاطر ابتلا به ویروسِ کرونا دلتا به قتل میرسند!» اگر در میانِ این گرامیان، فرزندان و عزیزانِ دلبندِ شما هم بودند، آیا باز هم با لبخند خود را «سردارِ کرونا»، «نخبه مدیریت»، «مدبر و کاردان» و... میدانستید؟ تاریخ درباره شما و آنچه باید انجام میدادید و ندادید قضاوت خواهد کرد: در هر دو دقیقه جان باختنِ یک ایرانی حقِ ما نبود! خداوند یاریرسانِ این مردمِ مظلومِ تنها باشد و به فریاد و التماسهای «شما» در روزِ محشر توجه کند؛ «شما» که در ظاهر مسوولیت پذیرفتید. خانه تئاتر، از تمامی قوای سهگانه، وزارتخانهها، سازمانها، نهادها و مراکزِ ذیربط میخواهد که برای جلوگیری از این فاجعه قرن در ایران تلاش کنند. کودکان، نوجوانان، جوانان و پیرانِ ما در دستانِ شما امانت هستند، امانتدار باشید و آنان را زنده و سلامت به ما بازگردانید.»
مدیرکل هنرهای نمایشی در چنگ ویروس
بیجهت هم نبود که مدیرکل هنرهای نمایشی در نشستِ پایانیاش با خبرنگاران، دوره یکساله و نیمه حضور دوباره در این سِمت را «سختترین دوره مدیریت» خود توصیف کرد. قادر آشنا یکبار دیگر و در سالهای پرتلاطم پس از انتخابات دهمین دوره ریاستجمهوری بر سکان هدایت اداره کل تکیه زده بود. روزگاری که گروه پرشماری از هنرمندان تئاتر با سیاستهای جاری وزارت فرهنگ و ارشادِ وقت اختلافنظر پیدا کرده بودند. بعضی حتی دست از هرگونه همکاری کشیدند، عدهای خانهنشین شدند و گروهی دل به جاده مهاجرت زدند، جمعی هم مجوز نگرفتند و عدهای نیز طبق روال تاریخ با هر وضعی سازگار شدند. آشنا در آن روزگار با اینکه از مشی میانه خارج نشد و جانبداری نکرد و موضعگیریهای سیاسی افراد را مرجع تصمیمگیریهای خود قرار نداد، نتوانست همدلی و آشتی چندانی به وجود بیاورد، ضمن اینکه خزانه پروپیمان دولت نهم، در سالهای پایانی به تهِ دیگ خورده بود و مسائل مالی، کمکاری در حمایت از گروههای نمایشی نیز بر آتش اختلافها میافزود. با اینحال آشنا یکسالونیم اخیر را سختترین دوره مدیریتی خود دانسته است. «۱۶ فروردین ۹۹ فعالیتم را شروع کردم و به دلیل تعهدات مالی مانده و همچنین قرار گرفتن در شروع دوره جدید مالی، شرایط سختی برای آغاز مدیریت بود. بعد هم با کرونا مواجه شدیم که دنیا هم نمیدانست با این ویروس و شیوع آن چه کند. یکی از سختترین دوران مدیریت من یک سال و نیم گذشته بود، زیرا کرونا اجازه برنامهریزی نمیداد. بودجه کم تئاتر، معیشت هنرمندان و توقعات آنها و از سوی دیگر وضعیت فعالیت در شرایط کرونا کار را برای من و همکارانم سخت کرد. من ۱۰ سال پیش در ادارهکل بودم و قصد بازگشت به حوزهای که در آن فعالیت کرده بودم، نداشتم ولی خواست وزیر و همچنین تکلیفی که برای من تعیین کرد باعث حضور مجددم در اداره کل هنرهای نمایشی شد.»
ناگفته نماند که آشنا در گفتوگویش با خبرنگاران رسانهها به نکات جالبی هم اشاره میکند: «بودجه تئاتر در بدبینانهترین شکل ۱۴ و در خوشبینانهترین وضعیت ۲۴ میلیارد تومان است که این بودجه جوابگوی تعهدات، بیکاری هنرمندان و شرایط کرونایی نیست. از سال ۸۷ تا سال ۹۳ اداره کل هنرهای نمایشی ۱۳ میلیارد تومان بدهی مالیاتی داشته و تا سال ۹۹ این بدهی مالیاتی با جریمه آن حدود ۲۷ میلیارد تومان شده است. بدهی ۳ میلیاردی به دارایی پرداخت شده و طی رایزنیهای انجام شده ۹۰درصد جریمه مالیاتی نیز بخشوده شده است. البته از دیوان عدالت پیگیر این ماجرا هستیم که بودجه ما مشمول مالیات نمیشود و معافیت مالیاتی و عودت مالیات پرداخت شده را پیگیری میکنیم.» در این اظهارات نکتهای وجود داشت که بعضا در تحلیلها و گزارشها نادیده گرفته میشد؛ اینکه بودجه حمایتی از فعالیتهای تئاتری در شهرستانها، با بودجه دریافتی ادارهکل هنرهای نمایشی در تهران یکجا نیست. «بودجه استانها متمرکز در خود استانهاست. بودجه تئاتر شهر تهران توسط ادارهکل هنرهای نمایشی تامین میشود و اینگونه نیست که بودجه ادارهکل به معنای کل بودجه تئاتر ایران باشد، بلکه بودجه تئاتر استانها در ادارات کل ارشاد استانهاست. ادارهکل به تئاتر استانها کمک مالی میکند و این مبلغ در سال ۱۴۰۰، ۸ میلیارد تومان است.»
روزشمار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت دوازدهم به پایان خط رسیده و این در شرایطی است که فقدان استراتژیِ منسجم در هدایت کشتی فعالان فرهنگ و هنر ایران به ساحل امن را میتوان بارزترین شاخصه این دوران به حساب آورد. جالب اینجاست که سیدعباس صالحی به عنوان مدیر عرصه فرهنگ باید اهل گفتوگو و تضارب آرا میبود، در دوران مدیریتش تن به هیچ گفتوگوی چالشی و انتقادی نداد و اکثر دوره فعالیت خود را بدون پاسخگویی به افکار عمومی هنرمندان سپری کرد. مدیرکل هنرهای نمایشی حداقل از این نظر نمره مثبت میگیرد ولی نقد اساسی آنجا به عملکرد ادارهکل وارد میشود که نتیجه عملی تصمیمها (یا بهزعم منتقدان فقدانِ تصمیمگیری) سرگردانی بیشتر گروههای نمایشی و سالنها را به دنبال داشت. در نظر بگیریم که اداره کل در همین دوران توانست به سادگی نظاره کند که یک سالن مهم تئاتر (اگرچه غیردولتی) ورشکسته و تعطیل شود. یکی از چندین نمونه اتفاقی که پرسش اساسی به وجود آورد؛ چطور ممکن است نهاد اصلی و رسمی متولی فعالیتهای نمایشی بتواند مرگ یک مجموعه فرهنگی فعال تئاتری را نظارهگر باشد.
و اما دوباره وزیر ارشاد ...
مرکز روابط عمومی و اطلاعرسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در راستای اجرای طرح تجربهنگاری با هدف ثبت و انتقال تجربیات وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و مدیران و معاونان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، دومین و سومین بخش از گفتوگوی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با عنوان «روزگار فرهنگ، هنر و رسانه» را منتشر کرد. سیدعباس صالحی در این گفتوگوی اصطلاحا «گلخانهای» و کنترل شده و بیخطر، به انتقال تجربیات دوران مدیریت خود پرداخت. این انتقال تجربه و تولید محتوا به شکلی مطرح میشود که گویی بحث بر سر مدیریت یک باشگاه ورزشی است. وضعیت وزارت ارشاد در 8 سال مدیریت سیدعباس صالحی بهگونهای بود که حتی میتوان همان باشگاههای ورزشی را در رسیدن به اهداف تعیین شده موفقتر دانست؛ چراکه مجموعههای ورزشی حداقل اهداف کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدتی برای خود تعیین میکنند ولی در وزارت ارشاد به هیچوجه چنین چیزی مشاهده نشد. یعنی پرسش اصلی این است که کدام تجربه دارد انتقال پیدا میکند؟ صالحی در گفتوگویی تصریح میکند: «ما به دنبال مرجعیتسازی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بودیم. اینکه جریان رصد فرهنگی در کشور در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تعریف شود و وارد میدان مسالهیابی شدیم که در کلان این مسالهیابی جایگاه مسائل قدیمی و مزمن هم مشخص شد. به جای اینکه مسالهها را از هیاهو و جنجالهای اطراف بگیریم، میدان مسالهیابی خود را گستردهتر کنیم، با تفحصهای صورت گرفته در این زمینه به ۱۴ مساله اصلی رسیدیم که به عنوان مسالههای مبنایی در حوزه فرهنگ، هنر و رسانه شد.»
این اظهارات یعنی مرجعی که باید به اجراییات مشغول باشد درک درستی از شرح وظایف خود نداشته و زمان و منابع را صرف مسالهیابی کرده است. چیزی شبیه اختراع دوباره چرخ! گویی 10 سال از فعال شدن وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در قالب ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران گذشته و امروز وقت آن رسیده که به بررسی بازدهی عملکردها بنشینیم. البته تحقیق و پژوهش آقایان ظاهرا دستاورد بزرگ دیگری هم داشته؛ «وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در بخش دوم این گفتوگو به دستگاههای موازی فرهنگی در داخل و خارج از دولت که منجر به کاهش اقتدار و اقدام این وزارتخانه میشود هم اشاره کرده است.» دریافتِ این مساله به تحقیق نیاز داشت؟ اتفاقا اگر نقطهای وجود داشته باشد که بتوان پاشنه آشیلِ مدیریت عرصه فرهنگ در دولت دوازدهم دانست، آن بیتوجهی اساسی به خروجی رسانهها و مواردی است که ظرف 8 سال گذشته در گزارشها و یادداشتهای خبرنگاران و روزنامهنگاران بازتاب یافته است. همان چیزی که سیدعباس صالحی «هیاهو و جنجالهای اطراف» مینامد. بیمار که بانگ برآرد «آخ»! شنوایی پزشک به کار آید و جز این مداوایی در کار نیست. مگر اینکه جناب وزیر سخنِ سعدی شنیده باشد که «شخصی همه شب بر سر بیمار گریست/ چون روز آمد بمرد و بیمار بزیست»...
انجمن منتقدان تئاتر زیرنظر وزارت کار
انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران تئاتر از این پس زیرنظر وزارت کار فعالیت میکند و به همین اعتبار امید میرود رسیدگی به کاستیها و مشکلات فعالان این حوزه با نظم و نظام بهتری انجام شود، خبر خوشی که روز گذشته منتشر شد. اعضای این انجمن، صبح روز یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۰ مقارن با بیستمین سالگرد تاسیس و همزمان با روز خبرنگار، مجمع عمومی و انتخابات دوره جدید را برگزار کردند. انجمنی که از این پس، تحت عنوان «انجمن صنفی - سراسری منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران تئاتر» ادامه فعالیت میدهد با حضور نماینده وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، بازرس خانه تئاتر و حضور اکثریت اعضای انجمن، اساسنامه جدید را به اتفاق آرا تایید و روزنامه کار و کارگر را به منظور انتشار آگهیهای صنفی انتخاب کردند. در ادامه، انتخابات نخستین هیاتمدیره «انجمن صنفی - سراسری منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران تئاتر» برگزار و براساس آرای اعضا، از میان نامزدها به ترتیب محمدرسول صادقی با ۴۵ رای، ساسان پیروز با ۴۳ رای، سیدمحسن حسنزاده با ۳۳ رای، جواد اعرابی و عباس غفاری با ۲۱ رای به عنوان اعضای اصلی هیاتمدیره، حمیدرضا قنبری با ۱۷ رای و آزاده سهرابی با ۱۶ رای اعضای علیالبدل هیاتمدیره، افشین خورشیدباختری با ۲۲ رای بازرس اصلی و محمدرضا حسینزاده با ۱۰ رای به عنوان بازرس علیالبدل انتخاب شدند. این مجمع عمومی که با رعایت پروتکل و فاصلهگذاریهای اجتماعی برگزار شد با ثبت صورتجلسههای رسمی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و با تایید نهایی نماینده وزارت مذکور و همچنین بازرس خانه تئاتر پایان یافت.
تعویق جشنواره تئاتر کودک
امیر مشهدیعباس، دبیر جشنواره تئاتر کودک و نوجوان همدان گفته است براساس پیشبینیها، امکان آن وجود دارد که واکسیناسیون در کشور تا زمستان به طول انجامد، به همین دلیل بر آن شدیم تا زمان برگزاری بیست و هفتمین جشنواره بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان همدان را به اسفند ماه موکول کنیم. روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی گزارش میدهد، جلسه ستاد برگزاری بیست و هفتمین جشنواره بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان همدان با حضور امیر مشهدیعباس دبیر جشنواره، احمدرضا احسانی مدیرکل فرهنگ و ارشاد استان همدان و ستاد برگزاری جشنواره برگزار شده و دبیر جشنواره در بخشی از صحبتهایش گفته «طی یک سال و نیم گذشته به دلیل شیوع و همهگیری ویروس کرونا، تئاتر کودک و نوجوان تولید جدی نداشته ضمن اینکه براساس پیشبینیها، امکان آن وجود دارد واکسیناسیون در کشور تا زمستان به طول انجامد، از اینرو تمهیداتی را درنظر گرفتیم تا به تولیدات شایسته و مطلوبی در این جشنواره دست یابیم به همین دلیل بر آن شدیم تا زمان برگزاری بیست و هفتمین جشنواره بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان همدان را به اسفند ماه موکول کنیم که تاریخ دقیق آن در فراخوانی که به زودی منتشر خواهد شد، اعلام میشود.» مشهدیعباس همچنین خبر داده بخشهایی از جمله پژوهش، به این دوره از جشنواره اضافه شده است. این بخش عموما در دیگر جشنوارهها وجود دارد اما به دلیل نبود زمان کافی معمولا آثار شرکتکننده سفارشی هستند اما در این دوره از جشنواره تئاتر کودک و نوجوان، زمان لازم برای پذیرش آثار مطلوب وجود دارد. البته اگر این پژوهشها درنهایت به سرنوشت دیگر پژوهشها دچار نشوند و در کشوها خاک نخورند.
جامعه بدحال است، فکری کنید
ظواهر امر نشان میدهد این گزارش وضعیت روزهای اخیر تئاتر هم مانند دیگر اوضاع حاکم بر اجتماع به هر سو که سرک میکشد، درنهایت به دام ویروس میافتد. بنابراین چنانکه با اعتراض به کرونا شروع کردیم، این متن را با هشدارهای مسعود دلخواه، یکی از کارگردانان کهنهکارِ تئاتر به پایان میرسانیم که در گفتوگویی با خبرگزاری دانشجویان ایران بیان میکند: «جامعه ما مانند بیماری بدحال است که کوچکترین خطای پزشکی میتواند او را به کام مرگ بکشاند. بنابراین امید است که پزشکانی متخصص و دلسوز بر بالین آن حاضر شوند. یکی از دلایل مهم مشکلات متعدد فعلی، از عدم صلاحیت اغلب مدیران ما نشأت میگیرد. اگر به جای فامیل بازی و رانت به شایستهسالاری و قانونگرایی رجوع میکردیم، وضعمان این اندازه غمبار نبود. در هر عرصهای که قدم بگذارید، مشکلات آن یا از مدیریت ناسالم ناشی میشود یا از زیر پا گذاشتن قانون. همه قوانین ما عالی نیستند ولی قوانین خوب زیادی داریم که اگر رعایت میشدند، وضعمان خیلی بهتر از این بود. بخشی از دلمردگی اجتماعی که به وجود آمده به خاطر کرونا و جهانی است ولی در جامعه ما به دلیل دیگر مشکلات موجود، مضاعف است. وضعیت جامعه امروز ما در همه عرصهها بسیار حساس و شکننده است. اگر تجویز اشتباهی صورت بگیرد، اگر پزشکانی غیرمتخصص و ناشایست بر بالین این بیمار حاضر شوند تجویزهای اشتباه آنان هر لحظه میتواند مرگ این بیمار را به دنبال داشته باشد که امیدوارم چنین نشود.»