مردم ایران به دلیل شرایط اقتصادی خشن شدهاند!
ساعت24-شخصی به نام فرید براتی که گفته شده سابقاً از مدیران درمانی ستاد مبارزه با مواد مخدر بوده؛ در گفتوگو با سالنامه نوروزی شرق و در پاسخ به این سوال که «به نظر شما شایعترین آسیبهای اجتماعی کشور در سال آتی کدام آسیبها هستند؟» گفته است:
اصلیترین مشکل و آسیب اجتماعی خشونت خواهد بود که هر روز نمونههایش در جامعه و برخورد افراد با هم دیده میشود؛ حال چرا خشونت این میزان زیاد شده است؛ به نظر میرسد بخشی از آن حداقل به دلیل تحمل پایین است که مردم دچارش شدهاند. شرایط اقتصادی و شرایط کلان جامعه خودش را در تحملپذیری افراد نسبت به فشارها و استرسها نشان میدهد و متأسفانه تحملپذیری مردم پایین آمده است.
کوچکترین ناکامی و مشکل، خود را به شکل پرخاشگری و تندی در خانوادهها بین همسران و فرزندان نشان میدهد و این موضوع به خشونتهای خیابانی و مسایل دیگر کشیده میشود یا بحثی مانند اسیدپاشی که فاجعه است!
در ادامه این پاسخ، خبرنگار از شخص یاد شده میپرسد:«یعنی مشکلات اقتصادی مهمترین عامل در بروز خشونت است؟»
و او هم ادامه میدهد:
بله، وضعیت اقتصادی، نظامات درون خانواده را تحت تأثیر قرار خواهد داد...
*دیرگاهی است که یک جریان سیاسی خاص با استعانت از تریبونهای خود، تلاش میکند تا با پررنگ سازی مسئله تحریمها (که هیچگاه اثری بیش از ۳۰ درصد بر اقتصاد ایران نداشتهاند) و بزرگنمایی مشاکل اقتصادی کشور در کنار پروژه مفسدنمایی از نظام اسلامی؛ اینطور القا کند که مردم ایران در بدترین وضع ممکن از لحاظ اقتصادی به سر میبرند و البته کلید حل این مشکل بزرگ! نیز در دست چهرههای همین جریان است.
جالب آنکه در سالنامه شرق امسال بود که محمدرضا خاتمی ادعا کرد مردم کلید حل مشکلات اقتصادی خود را در دستان اصلاحطلبان میجویند و عبدالله نوری نیز در مصاحبه با همین سالنامه، با ربط دادن مشکلات اقتصادی به مسئلهای به نام انتخابات؛ ادعا کرد که مشکلات مردم در انتخاباتهای آتی تأثیرگذار است!
در همین راستا؛ از جمله ابزارهایی که باید به پرفشارتر کردن پروژه بزرگنمایی از مشکلات اقتصادی مردم کمک کند؛ بحث القای خشونت در جامعه ایران است.
مسئلهای که اگرچه در حدود یکسال است با عزمی راسخ توسط چهرههای جریان خاص بیان میشود اما گفتههای فرد اشاره شده در بالا که این خشونت ادعایی را ثمره مشکلات اقتصادی میداند؛ فیالواقع تیر خلاص و گام نهایی این سناریو ارزیابی میشود.
قبل از این، سخنران مراسم ختم مرحوم صادق طباطبایی، جامعه ایرانی را «شقی» خطاب کرد و این صحبتهای وی توسط سایت جماران منتشر شد.
روزنامه آفتاب یزد نیز در سال گذشته به نقل از شخصی که گفته شد از مدیران سابق قوه قضائیه بوده اینطور نوشت که در جامعه ایرانی خشونت حاکم است.
ادعاهای افراد مذکور در زمینه وجود خشونت گسترده در ایران در حالی است که اساساً مرجع و ملاک این افراد برای خشن معرفی کردن جامعه ایران مشخص نیست.
همچنین اینکه چه رفتارهایی از نظر افراد و رسانههای یاد شده خشونت است و چه رفتارهایی خشونت نیست هم محل سؤال است.
ضمن آنکه باید اشاره کرد اساساً نمیتوان آمار چندان دقیقی را هم در این زمینه به دست آورد و اگرچه خشونت حتی به میزان کم آن هم زیاد است اما اینکه عدهای برای مطامع خاص اقتصادی! قصد کردهاند مردم ایران را خشن جلوه دهند؛ امریست که راه به جایی نخواهد برد و افکار عمومی این حرفهای بی پایه و اساس را نفی خواهد کرد.
یادآور میشود در بحث بزرگنمایی از مشاکل اقتصادی اگرچه عدهای تلاش میکنند اکثریت مردم ایران را در زیر خط فقر و دست به گریبان با مشکلات دردناک اقتصادی جلوه دهند اما واقعیتها چیز دیگری را میگویند.
یکی از این واقعیتهای جالب این است که حتی جریان سیاسی خاص نیز بارها و بارها در گفتههای چهرههای خود اذعان کرده است که هماکنون عمده جمعیت ایران را کسانی با درآمد و سطح زندگی متوسط تشکیل دادهاند.
اما همین افراد هنگامیکه پای بزرگنمایی مشکلات اقتصادی به میان میآید؛ رقم مذکور را معکوس کرده و پای فقرا را به میان میکشند.
گفتنیست که بحث فقر و مشکلات اقتصادی همواره و در هر دولتی وجود دارد و برای مثال حتی در آمریکا و در حال حاضر حدود ۴۰ میلیون نفر کالابرگ غذای شب دریافت میکنند.
اما چیزی که در یک کشور و در زمینه اقتصادی غیر قابل تحمل است؛ بی عزمی و رخوت مدیران یک دولت برای مبارزه با فقر و فساد و تبعیض است نه وجود فقر یا فساد یا تبعیض.
در واقع، تمییز بین این دو مفهوم، نکتهای است که در پافشاریهای جریان خاص بر وجود فقر و فساد گسترده در ایران مورد تجاهل قرار میگیرد.
کوچکترین ناکامی و مشکل، خود را به شکل پرخاشگری و تندی در خانوادهها بین همسران و فرزندان نشان میدهد و این موضوع به خشونتهای خیابانی و مسایل دیگر کشیده میشود یا بحثی مانند اسیدپاشی که فاجعه است!
در ادامه این پاسخ، خبرنگار از شخص یاد شده میپرسد:«یعنی مشکلات اقتصادی مهمترین عامل در بروز خشونت است؟»
و او هم ادامه میدهد:
بله، وضعیت اقتصادی، نظامات درون خانواده را تحت تأثیر قرار خواهد داد...
*دیرگاهی است که یک جریان سیاسی خاص با استعانت از تریبونهای خود، تلاش میکند تا با پررنگ سازی مسئله تحریمها (که هیچگاه اثری بیش از ۳۰ درصد بر اقتصاد ایران نداشتهاند) و بزرگنمایی مشاکل اقتصادی کشور در کنار پروژه مفسدنمایی از نظام اسلامی؛ اینطور القا کند که مردم ایران در بدترین وضع ممکن از لحاظ اقتصادی به سر میبرند و البته کلید حل این مشکل بزرگ! نیز در دست چهرههای همین جریان است.
جالب آنکه در سالنامه شرق امسال بود که محمدرضا خاتمی ادعا کرد مردم کلید حل مشکلات اقتصادی خود را در دستان اصلاحطلبان میجویند و عبدالله نوری نیز در مصاحبه با همین سالنامه، با ربط دادن مشکلات اقتصادی به مسئلهای به نام انتخابات؛ ادعا کرد که مشکلات مردم در انتخاباتهای آتی تأثیرگذار است!
در همین راستا؛ از جمله ابزارهایی که باید به پرفشارتر کردن پروژه بزرگنمایی از مشکلات اقتصادی مردم کمک کند؛ بحث القای خشونت در جامعه ایران است.
مسئلهای که اگرچه در حدود یکسال است با عزمی راسخ توسط چهرههای جریان خاص بیان میشود اما گفتههای فرد اشاره شده در بالا که این خشونت ادعایی را ثمره مشکلات اقتصادی میداند؛ فیالواقع تیر خلاص و گام نهایی این سناریو ارزیابی میشود.
قبل از این، سخنران مراسم ختم مرحوم صادق طباطبایی، جامعه ایرانی را «شقی» خطاب کرد و این صحبتهای وی توسط سایت جماران منتشر شد.
روزنامه آفتاب یزد نیز در سال گذشته به نقل از شخصی که گفته شد از مدیران سابق قوه قضائیه بوده اینطور نوشت که در جامعه ایرانی خشونت حاکم است.
ادعاهای افراد مذکور در زمینه وجود خشونت گسترده در ایران در حالی است که اساساً مرجع و ملاک این افراد برای خشن معرفی کردن جامعه ایران مشخص نیست.
همچنین اینکه چه رفتارهایی از نظر افراد و رسانههای یاد شده خشونت است و چه رفتارهایی خشونت نیست هم محل سؤال است.
ضمن آنکه باید اشاره کرد اساساً نمیتوان آمار چندان دقیقی را هم در این زمینه به دست آورد و اگرچه خشونت حتی به میزان کم آن هم زیاد است اما اینکه عدهای برای مطامع خاص اقتصادی! قصد کردهاند مردم ایران را خشن جلوه دهند؛ امریست که راه به جایی نخواهد برد و افکار عمومی این حرفهای بی پایه و اساس را نفی خواهد کرد.
یادآور میشود در بحث بزرگنمایی از مشاکل اقتصادی اگرچه عدهای تلاش میکنند اکثریت مردم ایران را در زیر خط فقر و دست به گریبان با مشکلات دردناک اقتصادی جلوه دهند اما واقعیتها چیز دیگری را میگویند.
یکی از این واقعیتهای جالب این است که حتی جریان سیاسی خاص نیز بارها و بارها در گفتههای چهرههای خود اذعان کرده است که هماکنون عمده جمعیت ایران را کسانی با درآمد و سطح زندگی متوسط تشکیل دادهاند.
اما همین افراد هنگامیکه پای بزرگنمایی مشکلات اقتصادی به میان میآید؛ رقم مذکور را معکوس کرده و پای فقرا را به میان میکشند.
گفتنیست که بحث فقر و مشکلات اقتصادی همواره و در هر دولتی وجود دارد و برای مثال حتی در آمریکا و در حال حاضر حدود ۴۰ میلیون نفر کالابرگ غذای شب دریافت میکنند.
اما چیزی که در یک کشور و در زمینه اقتصادی غیر قابل تحمل است؛ بی عزمی و رخوت مدیران یک دولت برای مبارزه با فقر و فساد و تبعیض است نه وجود فقر یا فساد یا تبعیض.
در واقع، تمییز بین این دو مفهوم، نکتهای است که در پافشاریهای جریان خاص بر وجود فقر و فساد گسترده در ایران مورد تجاهل قرار میگیرد.