داستان شاختار؛ غولهای بیخانمان
شهر دونتسک با اکثریت روسزبان یکی از مهمترین کانونهای روسگرایی در اوکراین محسوب میشود به شکلی که از سال 1989 هیچ مدرسهای برای کودکان اوکراینیزبان در این شهر وجود ندارد. طی سالهای اخیر و در سرنوشتسازترین منازعه این شهر در دوران معاصر، مهمترین باشگاه فوتبال اوکراین نگاههای زیادی را به خود جلب کرده. در جنگی که تا پایان سال 2021 و پیش از مداخله روسیه بیش از 14هزار قربانی گرفته بود، سرنوشت یک باشگاه فوتبال نباید اهمیت چندانی داشته باشد. اما ظرفیت فوتبال برای ایجاد پیوند عاطفی میان انسانهایی با کمترین ویژگیهای مشترک باعث شده داستان شاختار دونتسک امروز بسیار شنیدنی به نظر برسد و از دریچهای متفاوت روایتگر اتفاقی باشد که در شرق اوکراین در جریان است. روشن است روایت خانه به دوشی شاختار دونتسک و کوچ اجباری آنها از دونباسآرنا در شرق به یکی از غربیترین ورزشگاههای اوکراین در لویف و سپس بازی کردن در استادیوم متالیست خارکف و پس از آن انتخاب المپیسکی کییف در همسایگی رقیب سنتی به عنوان ورزشگاه خانگی، صرفا یک ماجرای فوتبالی نیست. همانطور که برگزاری تور صلح پس از آغاز حمله نظامی روسیه و بازی با لژیا ورشو لهستان و المپیاکوس یونان یک رویداد صرفا فوتبالی نیست. اگر شاختار تیمی متعلق به کییف یا یکی از استانهای غربی اوکراین بود، این اتفاقات یکسری رویداد نمادین ساده قلمداد میشدند، اما خاستگاه آنها در قلب دونباس و مهمترین شهر این منطقه داستان این تیم را تبدیل به یکی از سیاسیترین روایات فوتبالی کرده است.
شاختار چطور غول فوتبال اوکراین شد؟
تا پایان قرن بیستم فوتبال اوکراین در تسخیر دیناموکیف بود. باشگاه پایتختنشین از زمان شوروی یکی از قطبهای فوتبال شرق اروپا بود و بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر نیز یکهتاز فوتبال اوکراین شد. یک دهه بعد اما فوتبال اوکراین شاهد سربرآوردن تیمی بود که به سلطه دینامو پایان داد. رینات آخمتوف، مولتی میلیاردر اوکراینی و یکی از پرنفوذترین الیگارشهای این کشور، درحالی که تمام صنایع بزرگ و سودده شرق اوکراین را تصاحب میکرد، مهمترین نماد فوتبالی این منطقه را هم به امپراتوریاش اضافه کرد. این نقطه تغییر بزرگی برای شاختار بود. آخمتوف کارش تنها تزریق پول به شاختار نبود، او با توانایی فوقالعادهای که در مدیریت کلان داشت، با یک برنامهریزی دقیق کاری کرد تیمی از شرق اروپا تبدیل به یک تیم اروپایی واقعی شود. شاختار با حمایت آخمتوف و برنامههای دقیق میرچئا لوچسکو سرمربی رومانیایی این تیم مسیری را در پیش گرفت که در پایان به قهرمانی جام یوفا ختم شد؛ افتخاری ورای تصورات و ظرفیت فوتبال اوکراین. برنامه لوچسکو چندان پیچیده نبود، اما شیوه اجرای آن کمنظیر بود. استعدادیابهای شاختار راهی برزیل شدند و ستارههای جوان را به اوکراین آوردند. هسته اصلی تیم متشکل از هافبکها و مهاجمان برزیلی و مدافعان اوکراینی بود. این دستورالعمل نه تنها باعث شد شاختار از نظر فوتبالی رشد چشمگیری را تجربه کند، بلکه باعث شد سرمایهگذاری آخمتوف دارای بازده اقتصادی هم بشود و با فروش این ستارههای جوان پول خوبی به باشگاه برگردد و آخمتوف خیلی زود دیگر نیازی به تزریق پول به شاختار نداشت. اما این ماه عسل دیری نپایید و از گوشه و کنار دونتسک صدای جداییطلبان هر روز بلندتر شنیده میشد و سرانجام بعد از تحولات «میدان» در سال 2014 جنگ داخلی آغاز شد.
انتخاب سرنوشتساز آخمتوف
رابطه آخمتوف و جداییطلبان شرق بسیار پیچیده است. او از اوایل قرن بیست و یکم وارد دنیای سیاست شده و همواره به روسگراها نزدیک بوده. از آنجایی که حیات سیاسی و اقتصادی او به کارخانجات و مناطق صنعتی جنوب و شرق اوکراین وابسته است و این مناطق تحت سیطره مطلق روسگراهاست، آخمتوف در پروندههای سیاسی و امنیتی بسیاری درگیر بوده و ظن آن میرود که به مقامات جداییطلب این مناطق کمکهایی کرده باشد. اما با شروع درگیریهای مسلحانه در دونباس، او موضع خود را آشکار کرد و از جداییطلبان فاصله گرفت. در سال 2014 او بنیاد بشردوستانه رینات آخمتوف را تاسیس کرد که وظیفه اصلی خود را کمک مالی، پزشکی، روانی و ارایه آب و غذا به قربانیان جنگ در شرق اوکراین میداند. استادیوم 5ستاره دونباس آرنا که یکی از ورزشگاههای میزبان یورو 2012 نیز بود، تبدیل به پایگاه کمکرسانی به جنگزدهها شد و شاختار تبدیل به تیمی خانه به دوش شد. با آغاز حمله نظامی روسیه در اوکراین، آخمتوف چیزی حدود 8 میلیارد از 14 میلیارد دلار ثروتش را از دست داد و بسیاری از کارخانجاتی که تحت مالکیت او بودند، با خاک یکسان شدند. به عنوان مثال نگاهی بیندازید به کارخانه فولاد آزوفستال در ماریوپول که تبدیل به آخرین پایگاه نیروهای اوکراینی شده بود و چیزی از تاسیسات و ساختمانهای مقاومش باقی نمانده است. او از ابتدای جنگ بیش از 30 میلیون دلار به مردم اوکراین کمک کرده و بخشی از ثروتش را هم به عنوان مالیات پیش از موعد در راستای کمکرسانی به جنگزدهها بخشیده است. او بخش عمده ثروتش را از دست داده و با وضعیت پیچیدهای که دونباس دارد و شدت آسیبی که کارخانجات تحت مالکیت هولدینگ او متحمل شدهاند، بسیار بعید است دوباره در فهرست ثروتمندترین مردان جهان که مجله فوربس هر سال منتشر میکند جایی داشته باشد. آخمتوف در روزهای گذشته اعلام کرده هر کاری میکند تا به کشورش کمک کند و برایش مهم نیست چه به سر کسب و کارش میآید. آخمتوف مشخصا قصد ندارد همانند 8 سال گذشته به دونباس بازگردد و تیم فوتبال تحت مالکیتش هم همین سرنوشت را دارد.
از شرق به غرب
دونتسک از زمان شوروی سابق پایگاه سرمایهداران اروپای شرقی بود و شهری صنعتی محسوب میشود و گفته شد که اکثریت روسزبان آن مانند اکثر مردم دونباس احساس نزدیکی بسیاری به روسیه دارند. اوکراین کشور بزرگی است که مردم شرق و غرب آن مانند مردم دو کشور کاملا جدا از هم هستند. ساکنان غرب، شمال و مرکز کشور رویای اروپایی را در سر میپرورانند و مردم جنوب و شرق با رویای پیوستن به روسیه حاضر به مبارزه مسلحانه علیه دولت شدهاند. چنین اختلاف عمیقی این تصور را ایجاد کرده بود که مهاجرت شاختار از دونتسک به لویف بدترین ایده ممکن است. اگر دونتسک را پایتخت روسیهگرایی در نظر بگیریم، لویف پایتخت غربگرایی در اوکراین است. لویف همان جایی است که سفارت کشورهایی مثل امریکا بعد از اینکه تنشها اوج گرفت از کییف به این شهر منتقل شد. به هر روی شاختار به این شهر مهاجرت کرد و با استقبال هواداران روبهرو شد. هر بار مشکی و نارنجیها به میدان میرفتند ورزشگاه مملو از تماشاگران ملیگرای اوکراینی میشد که پرچمهای زرد و آبی این کشور را در دست داشتند. شاختار که میتوانست پیام جداییطلبی مردم دونتسک را به گوش اروپاییها برساند، تبدیل به نمادی از انسجام ملی اوکراین شد. کوچ شاختار در لویف متوقف نشد و این تیم بعد از مدتی راهی خارکیف شد تا دیدارهایش را در ورزشگاه متالیست این شهر برگزار کند. ورزشگاهی بزرگتر و البته نزدیکتر به شهر مادری شاختار. در خارکیف گهگاهی درگیریهایی بین هواداران روسگرا با ملیگراها رخ میداد. خارکیف شهری است که امروز به بهانه اقدامات ارتش روسیه و جمهوریهای دونتسک و لوهانسک بسیار اسم آن را شنیدهایم. در نهایت آخمتوف تصمیم گرفت بازیهای شاختار در پایتخت برگزار شود و این تیم همسایه رقیب سنتی خود شد و دیدارهایش را در ورزشگاه المپیسکی که بازیهای تیم ملی اوکراین در آن برگزار میشود، انجام میداد. در حالی که ورزشگاه پرهزینه دونباس آرنا تبدیل به بیمارستان صحرایی و پایگاه امدادی شده، شاختار هر سال از شهری به شهر دیگر نقل مکان میکرد و حالا با تعطیل شدن لیگ فوتبال اوکراین راهی استانبول شده و آنجا تمریناتش را انجام میدهد و بازیهای دوستانهای برای رساندن پیام صلحطلبی برگزار میکند. انتخاب رقبایی مانند لژیا ورشو از لهستان که در زمره متحدین اصلی اوکراین و دشمنان سرسخت روسیه قرار میگیرد، پیام شفافی برای مردم جهان دارد.
اولتراهای شاختار، مردان سلاح به دست
اولتراها آن دسته از هواداران افراطی هستند که سازمانیافته عمل میکنند و بخشی از سکوهای ورزشگاه را به تسخیر خود در میآورند. بسیاری از شرمساریهای فوتبال منوط به رفتارهای این بخش از هواداران است. افرادی که اغلب عامل آشوب و آسیب زدن به اموال عمومی هستند و درگیریهایی جدی با اولتراهای تیمهای رقیب دارند. بسیاری از تیمها مانند رئال مادرید موفق شدهاند راه این دسته از هواداران به ورزشگاه را ببندند و برخی دیگر از باشگاهها هم موفق به مهار آنها در ورزشگاه شدهاند و آنها انرژیشان را صرف حمایت از تیم مورد علاقه خود میکنند. اما شرق اروپا همچنان جولانگاه گروههای افراطی هواداری است. جالب است بدانید یکی از بزرگترین جانیهای جنگ بالکان، لیدر یکی از گروههای هواداری بوده. آرکان، نامی است که تا مدتها در کرواسی لرزه به اندام مردم میانداخت و به همراه سایر اولتراهای ستاره سرخ بلگراد، گروهی به نام ببرهای آرکان را تاسیس کرد که اقدام به قتل عام کرواتها میکردند. اولتراها افراد مناسبی برای جذب شدن در گروههای شبه نظامی به شمار میروند. آنها حسابی کله خرابند و به خوبی تحت تاثیر لیدر خود قرار میگیرند و اشتیاق زیادی برای اقدامات خرابکارانه دارند. در شرایط اضطراری مانند جنگ همچنین گروههایی بسیار کارآمد به حساب میآیند. آنها پیشتر سازماندهی شدهاند و فقط کافی است که آموزشهای لازم را ببینند تا تبدیل به یک جوخه کشتار یا یک گروه مدافع بشوند. اولتراهای شاختار دونتسک از ابتدای درگیریهای دونباس نقشی موثر در جنگ داشتهاند، اما بعد از آغاز تجاوز روسیه به خاک اوکراین شاهد حضور پررنگ آنها در خط مقدم جنگ بودهایم. در عکسی که اخیرا از آنها در شبکههای اجتماعی دست به دست میشود، 6 اولترای شاختاری را مشاهده میکنیم که دوشپرتابهای ضدتانک22- RPG و HH 90- RPG به علاوه سلاحهای انفرادی در دست دارند. اکانت اینستاگرام اولتراهای شاختار از 2 ماه پیش تنها فعالیتش انتشار عکس اعضایی است که به جبهه جنگ رفتهاند.
فوتبال پیامرسان جداییطلبان
فوتبال در دهههای گذشته به خوبی نشان داده که توانایی ارزندهای در رساندن پیامهای جداییطلبانه دارد. اینکه امروز تقریبا تمام مردم دنیا میدانند که کاتالونیا ایالتی جداییطلب در اسپانیا است، به لطف باشگاه فوتبال بارسلونا است. با وجود اینکه شنیدن دو کلیدواژه فوتبال و جداییطلبی اذهان ناخودآگاه به سمت بارسونا میرود. اما رئال مادرید امسال رقیب دیگری هم داشت که توسط جداییطلبان حمایت شود؛ شریف مولداوی. تیمی از منطقه ترانسنیستریا که در سال 1997 توسط چند مامور سابق «کا.گ.ب» تاسیس و حمایت شده است. منطقه ترانسنیستریا را به خاطر سلطه گروه تجاری «شریف» شریفستان هم مینامند. گروهی تجاری که در زمینههایی همچون سوپرمارکت، پمپ بنزین، نانوایی، تولید نوشیدنی، تلفن همراه و رسانه و شبکه تلویزیونی فعالیت میکند و دومین کشور فقیر اروپا را تبدیل به امپراتوری شریف کردهاند. شریف مولداوی در 21 دوره لیگ برتر مولداوی موفق به ثبت 19 قهرمانی شده و هولدینگ شریف متهم است که در تامین مالی گروههای شبه نظامی جداییطلب نقشی پررنگ دارد. به اعتقاد بسیاری از کارشناسان در صورت فتح شهر استراتژیک اودسا در جنوب غرب اوکراین، روسها سراغ مولداوی و منطقه ترانسنیستریا خواهند رفت تا در نهایت سلطهای بیچون و چرا بر دریای سیاه داشته باشند. نقش باشگاهی مثل شریف مولداوی که در پاییز سال گذشته موفق به شکست رئال مادرید در لیگ قهرمانان شد، رساندن پیام جداییطلبی مردم این منطقه به اروپا بود و موفق هم شدند. بعد از پیروزی مقابل رئال مادرید رسانههای بسیاری داستان این باشگاه فوتبال را روایت کردند. همانطور که بارسلونا باعث شده امروز تقریبا تمام مردم دنیا بدانند که کاتالونیا ایالتی جداییطلب است، شریف هم باعث شده که مردم اروپا با جداییطلبان مولداویایی آشنا شوند. معلوم نیست اگر شاختار دونتسک هم چنین نقشی به خود میگرفت و به جای سر دادن صدای اتحاد ملی، بر مسائل منطقهای دونباس متمرکز میشد و خود را تبدیل به نماد جداییطلبی دونتسک میکرد، امروز بین مردم اروپا چه جایگاهی داشت.
سرنوشت شاختار چه خواهد شد؟
منطقه دونتسک اعلام استقلال کرده و با نام جمهوری خلق دونتسک شناخته میشود. هرچند تاکنون فقط کشورهایی مثل سوریه و ونزوئلا و البته روسیه استقلال این منطقه را به رسمیت شناختهاند، اما سرنوشت باشگاههایی مانند شاختار دونتسک کاملا نامعلوم است. احتمال اینکه ناحیه دونباس که شامل جمهوریهای خلق دونتسک و لوهانسک میشود به اوکراین بازگردند بسیار بعید است. پس برای شاختار گزینههای محدودی باقی میماند؛ آنها یا باید به لیگ روسیه بپیوندند که یادآور دوران شوروی خواهد بود، یا باید در لیگ منطقهای دونباس (در شرایط صلح) به میدان بروند یا اینکه به عنوان نماد مقاومت علیه روسها، در لیگ یکی از کشورهای همسایه مثل لهستان به میدان بروند. گزینه آخر هم ادامه حضور در لیگ اوکراین است که فعلا با توجه به وضعیت این کشور و آسیبهایی که به زیرساختهای آن وارد شده، نمیتوان برگزاری لیگ سراسری فوتبال را حتی در صورت رسیدن به صلح متصور شد. با توجه به اینکه شاختار صدرنشین لیگ فوتبال نیمه تمام اوکراین بود و یوفا نگاه سیاسی خاصی به بحران موجود دارد، این تیم نماینده لیگ اوکراین در لیگ قهرمانان سال بعد خواهد بود. تورنمنتی که حضور تیمهای روس فعلا در آن ممنوع شده.