علل تاخیر دولت در افزایش حقوق بازنشستگان
در این زمینه علیرضا حیدری (نایب رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری) با تاکید بر اینکه «باید از خود دولت پرسید که چرا تا امروز در بحث تصویب افزایش حقوق قانونی بازنشستگان تعلل کرده است» گفت: مصوبه هیئت مدیره سازمان تامین اجتماعی در تایید افزایش حقوق بازنشستگان کلیه سطوح هفتم اردیبهشت ماه تایید شد و همزمان برای بازنشستگان سایر صندوقها نیز همین پیشنهاد مطرح و اجرا شد، اما درباره سازمان تامین اجتماعی و بیمهشدگان آن تایید این مصوبه موقتا از دستور کار خارج شده و در کمیسیونهای دولت مورد بحث قرار گرفت. تلاشهای زیادی در روزهای اخیر انجام شد تا این مصوبه منطبق بر تصمیمات شورای عالی کار بالاخره به تایید دولت برسد. به گزارش خبرنگار ایلنا، وی با اشاره به اینکه مصوبه هیئت مدیره سازمان تامین اجتماعی در راستا و پیروی مصوبه شورای عالی کار مطابق ماده ۴۱ قانون کار در اسفندماه سال گذشته است، ادامه داد: ماده ۱۱۱قانون تامین اجتماعی مستقیما متاثر از تصمیم شورای عالی کار است و ماده ۹۶ قانون تامین اجتماعی نیز معمولا هرساله براساس میزان افزایش دستمزد مصوب شورای عالی کار صورت میگیرد. بههمین دلیل تلاشهایی بهصورت غیرعلنی صورت گرفت تا در اصل افزایش دستمزد و تصمیم شورای عالی کار تجدیدنظر شود تا از این طریق مستمری بازنشستگان نیز افزایش نیابد. در واقع تعلل این چند هفته نیز به این دلیل بود که برخی در تلاش بودند ریشه افزایش حقوقها که مصوبه شورای عالی کار است را هدف قرار دهند که با ایستادگی نمایندگان کارگری این شورا این خواسته محقق نشد.
حیدری با تاکید بر این نکته که تصور آن گروه این بود که مصوبه شورای عالی کار میتواند به حقوق بازنشستگان و افزایش مستمریها تسری نیابد، گفت: این تصور البته اشتباه بود زیرا به استناد ماده ۴۱ و ۴۹ قانون کار شورای عالی کار موظف است درباره کلیه سطوح حقوقی کارگاهها تعیین تکلیف کند. به این معنا، وظیفه شورای عالی کار تنها احراز ماده ۴۱ و تصویب مزد نیست بلکه در این زمینه هم باید بخشنامه صادر میکرد که این اقدام انجام گرفت که شامل ماده ۴۹قانون کار نیز میشود. این کارشناس تامین اجتماعی با بیان اینکه «در جریان فشاری که به نمایندگان کارگری شورای عالی کار برای پذیرش کاهش رقم افزایش حقوق آمد قرار داریم» اظهار کرد: ما نمیتوانیم دوبار درباره یک قانون و مصوبه تصمیمگیری کنیم و صحبت در این مورد بلاموضوع است زیرا همانطور که دولت درباره بودجه سال ۱۴۰۰ در سال ۱۴۰۱ نمیتواند تصمیمگیری کند، در این حوزه نیز نمیتوان دیگر پس از تصمیم شورای عالی کار اظهار نظر کرد. این کارشناس اقتصادی ادامه داد: ما معتقدیم تا زمانی که گروههای فعال اجتماعی تا زمانی که معترض بهعدم اجرای قوانین بناشند، هرکس ممکن است هرکاری را انجام دهد، اما وقتی کسی آمد و گفت که قانون در تناقض با آن چیزی است که توسط دستگاهها اجرا میشود، تازه روند اجرای قانون شروع میشود. به عبارتی فشار اجتماعی فعالان و مطالبهگری بهنوعی ضمانت اجرایی غیر رسمی اجرای قانون محسوب میشود. برای مثال شما میبینید که چه تعداد دستورالعملها و روندها با حکم دیوان عدالت اداری در زمانهای مختلف نقض میشود و خود دیوان عدالت اداری پشتوانهای در کشور است تا قانون درست اجرا شود و هرکس میتواند در صورت مشاهده نقض قانون توسط دستگاهها به این دیوان شکایت کرده و افراد با به اجرای قوانین مصوب مجبور سازد.