شانگهای در کوتاهمدت یک ائتلاف ضدتحریم نخواهد شد
سیدابراهیم رییسی به دعوت رسمی همتای ازبکستانی خود، روز چهارشنبه و در راس هیاتی بلندپایه از مقامات سیاسی و اقتصادی، به منظور دیدار رسمی دوجانبه و نیز شرکت در بیست و دومین اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای، به شهر سمرقند سفر کرد. «اعتماد» در گفتوگو با حمیدرضا عزیزی، استاد دانشگاه و پژوهشگر سیاست خارجی به بررسی این نشست که به شدت تحت تاثیر بحران اوکراین قرار دارد، پرداخته است. این گفتوگو را در ادامه میخوانید:
پیش از آغاز نشست شانگهای زمزمههایی مبنی بر نهایی شدن عضویت دایم ایران در سازمان همکاریهای شانگهای مطرح شد اما با توجه به روند دایمی شدن اعضای دیگر و همچنین تخمینهایی که درخصوص زمان لازم برای نهایی شدن عضویت دایمی ایران مطرح میشد، آیا انتظار تغییری در وضعیت عضویت ایران در این دور از اجلاس سران شانگهای میرود؟
ایران در گام نهایی برای تبدیل شدن به عضو دایم سازمان همکاریهای شانگهای قرار دارد اما در این نشست انتظار نمیرود که ایران به عنوان عضو دایم شود. در این نشست قرار است اسناد مربوط به تعهدات ایران به امضا برسد و ایران باید یک مجموعه از اقدامات را انجام دهد تا پس از طی پروسه قانونی، بتواند به عضو کامل و دایم سازمان همکاریهای شانگهای تبدیل شود. انتظار این است که این پروسه سال آینده کامل شود و در نشست سال آینده سازمان، تهران به عنوان عضو کامل حضور پیدا کند.
در این دور از اجلاس شانگهای، همه چیز تحت تاثیر جنگ اوکراین است. این جنگ و در پی آن تنش زیادی که در روابط روسیه و غرب وجود دارد چه تاثیری بر روند کاری سازمان همکاریهای شانگهای خواهد داشت؟
بله دقیقا. جنگ اوکراین صددرصد تاثیرگذار خواهد بود و بیش از هر چیز اثر آن را روی نگاه روسیه به سازمان همکاریهای شانگهای میتوانیم ببینیم. نگاه روسیه با گذشته بسیار تفاوت دارد. به این شکل که پس از جنگ اوکراین و به واسطه فشار فزایندهای که روی روسیه اعمال شد، مسکو تلاش دارد در فرمتهای مختلف و در موقعیتهای مختلف اثبات کند که کشورهای غربی نمیتوانند روسیه را منزوی کنند. آنها میخواهند بگویند روسیه نه تنها منزوی نیست بلکه با ابتکار عملهایی نظیر حضور فعال در چارچوب یک سازمان همکاری که مسکو از اعضای موسس آن است، نقش مهمی در منطقه و جهان دارد. اگر توجه کنید تبلیغات زیادی هم از سوی روسیه درخصوص این نشست صورت میگیرد؛ اینکه تاکید میشود خود آقای پوتین در نشست حاضر خواهد بود، اینکه به حضور دیگر کشورها به ویژه ایران و چین در سطح سران پرداخته میشود و اینکه رییسجمهور ترکیه به عنوان یکی از شرکای طرف گفتوگو قرار است حضور پیدا کند مسائلی است که مسکو در تبلیغات خود بسیار به آن میپردازد و البته تلاشهای زیادی هم برای تحقق آن انجام گرفته است. جنبه دیگری که این نشست را مهم میسازد، تقابلی است که در حال حاضر میان چین و امریکا وجود دارد و یک جنبه از این تقابل در بحران تایوان دیده شد. داستان اینجاست که از ابتدای تاسیس سازمان همکاریهای شانگهای هر دو کشور چین و روسیه خیلی محتاط بودند که این سازمان به عنوان یک بلوکبندی ضدغربی معرفی نشود بلکه یک گروهبندی غیرغربی با اهداف مشخص باشد. در حقیقت آنها خواهان این نبودند که شانگهای ماهیت تقابلی با غرب پیدا کند. به مرور از سال 2014، روسیه رویکرد خود را تغییر داد. در بحران کریمه نشانههایی از بحران کنونی در روابط مسکو و غرب ظهور پیدا کرده بود و روسیه که نمیخواست در آینده منزوی شود رویکرد خود را تغییر داد اما چین همچنان رویکرد قبلی خود را حفظ کرد. چین هنوز هم همان رویکرد را دارد، اما به نظر میرسد گذر زمان باعث شده چین نیز به ویژه از جنبه ژئوپلیتیکی توجه بیشتری به این گروهبندیها نشان میدهد. چین در گذشته بیشتر روی جنبه ژئواکونومیک این مدل سازمانها و دسترسیهایی که به بازارهای محلی پیدا میکرد، متمرکز بود اما این نگاه دستخوش تغییراتی شده است. ایران هم در پی استفاده از این فضاست و تلاش دارد خود را شریکی قابل اعتماد برای روسیه و چین معرفی کند.
شما به موضوع چین اشاره کردید. شی جین پینگ، رییسجمهور چین بیش از 1000 روز بود که از کشور خارج نشده بود و حالا او در نشست شانگهای حضور مییابد. چه چیزی باعث شده که اهمیت نشست شانگهای برای چین تا این اندازه در شرایط فعلی بالا برود؟
طی یک دهه گذشته بحرانی میان ایالات متحده و چین در حال شکلگیری بوده است. در فضای بعد از بحران اوکراین دو روند موازی در جریان بوده که یکدیگر را تشدید میکنند و شرایطی را ایجاد میکنند که رییسجمهور چین پس از مدتی طولانی تصمیم به حضور در نشست شانگهای بگیرد. یکی از این روندها نگرانی فزاینده چین از اقدامات طرف غربی است. آنها پیشبینی میکنند شرایطی که امروز برای روسیه ایجاد شده در آینده برای چین نیز ایجاد شود. چینیها به نقطهای رسیدهاند که به باور آنها عدم ورود به تقابل با غرب و پیشبرد روند توسعه اقتصادی و بینالمللی در یک فضای صلحآمیز دیگر ممکن نیست و جهان بیش از گذشته به سوی تقابل شرق و غرب پیش میرود. این مساله باعث شده پکن آلترناتیوهایی از جمله روابط شرقی را درنظر گرفته است. روند دوم بر این اساس است که برای مجموعه غرب، بارز شده است اگر زودتر اقدامی در موضوع تایوان صورت نگیرد و به طور کلی نفوذ بیحد و حصر بینالمللی چین -که معمولا با ابزار اقتصادی انجام میشود و در کنار آن بحثهای سیاسی و ژئوپلیتیکی نیز وجود دارد- کنترل نشود، همان اتفاقی که در موضوع روسیه و اوکراین رخ داد در موضوع چین و تایوان نیز رخ میدهد. آنها میگویند چه بهتر که این دو بحران همزمان مدیریت شود و روسیه و چین همزمان تحت فشار قرار گیرند. این دو روند یکدیگر را تشدید کرده و هر دو در حال دور کردن چین از روابط نرمال با غرب هستند. هنوز زود است که بگوییم غیرنرمال شدن روابط چین و غرب اتفاق افتاده اما نشانههای آغاز این مسیر قابل مشاهده است.
اگر بخواهیم به موضوع ایران بپردازیم باید بگوییم ایران نگاه خاصی به سازمان همکاریهای شانگهای دارد. سخنگوی دولت ابراهیم رییسی در یک اظهارنظر توییتری پیوستن کامل ایران به این سازمان را نمادی از «توسعه متوازن سیاست خارجی در دولت سیزدهم» دانسته بود و با اشاره به اینکه سازمان شانگهای، «بزرگترین بازار منطقهای جهان» است آن را به عنوان یک دستاورد معرفی کرده بود. آیا پیوستن به سازمان همکاریهای شانگهای نشانی از «متوازن» بودن سیاست خارجی ایران است؟ آیا ورود به این بازار اقتصادی فرصت و تحولی جدی برای اقتصاد ایران خواهد بود؟
اگر بخواهم صریح صحبت کنم، این نوع اظهارنظرها را نوعی مغلطه میدانم. اینکه سازمان همکاریهای شانگهای ظرفیتهای اقتصادی زیادی دارد، بزرگترین بازار منطقهای جهان است، پتانسیلهای زیادی را از نظر اقتصادی دراختیار ایران قرار میدهد و مسائلی از این قبیل. در صورتی که اساسا ماهیت سازمان همکاریهای شانگهای در زمان شکلگیری یک سازمان امنیتی با دستور کار مطرح بود. زمانی که در سال 2001 این سازمان شکل گرفت، هدفش مبارزه با تجزیهطلبی، تروریسم و افراطگرایی بود. به مرور از سال 2005 و 2006 دستور کار اقتصادی وارد سازمان همکاریهای شانگهای شد اما هنوز هم این سازمان یک سازمان همکاری اقتصادی شناخته نمیشود. سازمان همکاریهای شانگهای در بهترین حالت یک چارچوبی است که اعضا در دل آن روابط دوجانبه خود را گسترش دهند. با توجه به شرایطی که برای اقتصاد روسیه در پی جنگ اوکراین و تحریمها پدید آمده، در حال حاضر چین اصلیترین قدرت اقتصادی در سطح شانگهای است و روابط خوب اقتصادی با این کشور از قبل هم وجود داشت. من واقعا نمیدانم که عضویت در این سازمان همکاری چگونه میخواهد به ایران کمک کند که یک گام بزرگ در دیپلماسی اقتصادی بردارد.
در رابطه با مساله توازن هم واقعا تعاریفی که ارایه میشود برای من جالب است. سیاست خارجی موازنهگرا زمانی شکل میگیرد که شما روابط نرمال با غرب داشته باشید و بعد سعی کنید روابط رو به توسعهای با شرق برقرار کنید. اگر این اتفاق بیفتد شما با توجه به وزنی که برای هر کدام از طرفها دارید، میتوانید امتیاز بیشتری بگیرید. اگر این شرایط محقق شود آن زمان میتوان گفت توازن مثبت برقرار شده و میتوان از سیاست خارجی کشور به عنوان یک سیاست خارجی موازنهگرا یاد کرد. اما به نظر میرسد آنچه در ذهن تصمیمگیران سیاست خارجی ایران است بحث موازنه قواست نه سیاست خارجی متوازن. یعنی به این دلیل که ما از نظر ژئوپلیتیکی، دیپلماتیک و حتی تهدیدات نظامی از طرف مجموعه غرب تحت فشار قرار داریم، به سوی ائتلافسازی در قالب سازمانهایی نظیر سازمان همکاریهای شانگهای برویم و نوعی موازنه قوا ایجاد کنیم. همین نگاه هم باعث میشود نوعی تناقض در سیاست شما پدید آید. از یکسو شما از اقتصاد و رشد اقتصادی و دیپلماسی اقتصادی صحبت میکنید اما از سوی دیگر در ذهن شما موازنه قواست. این نهایتا باعث میشود دستاورد اصلیتان از عضویت در سازمان همکاریهای شانگهای برای ایران نوعی مانور دیپلماتیک باشد که ما این شرکا را داریم و با این کشورها همکاری میکنیم. در همین حد و نه بیشتر.
شرایط امروز به گونهای است که ایران تحت فشار تحریمهای امریکا قرار دارد و بنبست ایجاد شده چشمانداز رفع تحریمها طی چند ماه آینده تیره و تار کرده، مجموعه غرب به واسطه حمله نظامی به اوکراین با تحریمهای شدیدی مواجه شده و چین نیز در روابط سیاسی و تجاری خود با ایالات متحده و غرب با تحریمهایی دست و پنجه نرم میکند. آیا مجموعه این موارد باعث نمیشود انتظار داشته باشیم سازمان همکاریهای شانگهای به سازمانی ضدتحریمی تبدیل شود؟
این چیزی است که ایران به عنوان کشوری که از نظر تعداد و سطح تحریم تحت شدیدترین فشارها قرار دارد مدتهاست آن را دنبال میکند. روسیه هم
به تازگی با تحریمهای گستردهای رو به رو شده.
به واسطه اعمال تحریمهای گسترده علیه روسیه که یکی از اعضای موسس سازمان همکاریهای شانگهای است، این خواسته تبدیل سازمان همکاریهای شانگهای یا گروهی در دل این سازمان همکاری به یک ائتلاف ضدتحریمی قوت بیشتری گرفته. مساله اینجاست که چین به عنوان کشوری که در درجه اول میتواند به سایر کشورهای عضو این سازمان برای دور زدن تحریمها کمک کند، هنوز به نقطهای نرسیده که بخواهد به طور خیلی جدی وارد این فضا شود. چینیها خواهان این هستند که تا حد امکان از منازعه خودداری کنند و این سیاست ادامه خواهد داشت تا زمانی که آنها خود را در سطحی ببینند که قدرت لازم برای ورود به منازعه و تقابل را دارند. شما دیدید، تمام تهدیدهای چین درخصوص سفر خانم پلوسی به تایوان به یک مجموعه رزمایش منجر شد. هنوز میبینید شرکتهای چینی حاضر در غرب، ملاحظاتی برای برقراری روابط اقتصادی با ایران دارند. بقیه اعضا نظیر هند یا سایر کشورهای آسیای مرکزی نیز منفعتهایی در رابطه با غرب دارند و ثانیا نمیخواهند به شدت به یک بلوک قدرت، چه غرب و چه شرق وابسته شوند، به ویژه درباره کشورهای آسیای مرکزی، تجربه سالها حضور زیر سایه شوروی به آنها درسی داده که از ابتدای استقلال به دنبال برقراری توازن در رابطه با غرب و شرق بودند. این مسائلی که برشمردم جلوی تبدیل شدن سازمان همکاریهای شانگهای به یک سازمان ضدتحریم را میگیرد. یک اگر اینجا وجود دارد و آن این است که تقابل چین و غرب به نقطهای برسد که شرکتهای چینی از بازار اروپا محروم شوند و چین در شرایطی قرار بگیرد که همکاری با شرق را ترجیح دهد.
در دستور کار این دور از نشست شانگهای، به احتمال زیاد قرار است مساله عضویت بلاروس نیز مطرح شود. شانگهای با چه انگیزهای ممکن است عضویت کشوری نظیر بلاروس که از نظر اقتصادی جایگاه قابل قبولی ندارد، از نظر سیاسی متشنج و زیر سایه روسیه است و با مشکلات بسیاری در رابطه با غرب دست و پنجه نرم میکند و برخلاف ایران در حوزه انرژی نیز حرف زیادی برای گفتن ندارد، بپذیرد؟
بلاروس هم چندین سال است که به عنوان عضو ناظر حضور داشته و رویه سازمان همکاریهای شانگهای این است که مساله عضویت کشورها مطرح میشود. اینکه آیا این درخواست عضویت پذیرفته شود یا اینکه با چه سرعتی جریان پیدا کند مشخص نیست. اما واقعیت این است که در خود سازمان همکاریهای شانگهای رقابتهایی وجود داشته و چین و روسیه به دنبال بالانس کردن قدرت یکدیگر بودند. البته پس از بحران اوکراین مشخص نیست چه اتفاقی برای این رقابتها رخ داده اما رقابتهایی وجود داشته که انگیزه اقدامات کشورها محسوب میشد. دو نمونه را برای شما میگویم. یکی ایده تشکیل باشگاه انرژی در درون سازمان همکاریهای شانگهای بود که روسیه مدنظر داشت به عنوان یک نهاد فعال و حتی آلترناتیو اوپک مطرح شود. چین این پیشنهاد را بلاک کرد، چراکه نگران انحصار روسیه بر منابع انرژی اوراسیا بود. چین برای ادامه توسعه خود به این منابع نیاز داشت. در حال حاضر کارگروهی برای انرژی در درون شانگهای وجود دارد اما اصلا چیزی نیست که روسیه انتظارش را داشت. در مقابل، چین سالیان سال به دنبال ایجاد بازار یکپارچه در حوزه اوراسیا بود و روسیه این را بلاک میکرد. این روند ممکن است با بحرانیتر شدن روابط روسیه و غرب و همچنین بدتر شدن روابط چین با غرب، تغییر کند. در رابطه با مساله عضویتها هم این رقابت وجود دارد. برای مثال اینکه هند و پاکستان همزمان عضو شدند ریشه در همین مساله دارند. هند به هر حال رقیب چین است و خود یک تناقض ژئوپلیتیکی در سازمان همکاریهای شانگهای محسوب میشود. نه چین راضی میشد که هند به تنهایی عضو شانگهای شود و نه روسیه راضی میشد این اتفاق برای پاکستان بیفتد. برای برقراری توازن، این دو کشور رقیب همزمان عضو سازمان همکاریهای شانگهای شدند. توضیحش طولانی شد اما بلاروس کشوری است که حضورش در سازمان فقط برای روسیه سود دارد و باید دید مسکو چطور پکن را راضی به پذیرش این موضوع میکند. در نشست قبلی که ایران به عنوان عضو دایم پذیرفته شد، اعلام شد که قرار است عربستان، قطر و مصر به عنوان شرکای گفتوگو عضو این سازمان شوند. خب عربستان مستقیم از سوی چین پیشنهاد شد. این یعنی تلاش برای حفظ توازن.
در این دور از گفتوگوها براساس دستور کار اعلام شده قرار است عربستان، قطر و مصر رسما شرکای گفتوگو اعلام شوند. آیا میتوان نتیجه گرفت که سازمان همکاریهای شانگهای به دنبال توسعه به سوی خاورمیانه است؟
هم چین و هم روسیه در خاورمیانه به دنبال یک سیاست موازنهگرا بین قدرتهای منطقهای در خاورمیانه بودند. هر دو کشور به دنبال این بودند که از اتحاد با یک کشور علیه دیگران یا معرفی یکی از کشورها به عنوان شریک مرجح نسبت به بقیه کشورها خودداری کنند. این بخش مهمی از انگیزه تصمیم است. پس یک بخشی از تصمیمگیری را میتوان مربوط به ایران هم دانست. از طرف دیگر، هم چین و هم روسیه خواستار گسترش اتحادهای خود در مناطقی هستند که به طور سنتی کشورهای آن منطقه متحد امریکا محسوب میشوند.
از دیدارهای دوجانبه در حاشیه شانگهای چه انتظاری میرود؟ علاوه بر دیدار مهم شی جینپینگ و پوتین، رییسجمهور ایران نیز دیدارهایی خواهد داشت. چه دستاوردی ممکن است از این دیدارها حاصل شود؟
یکی از مهمترین اتفاقات این نشست، دیدارهای دوجانبه است. دیدار شی جینپینگ و پوتین همانطور که اشاره کردید بعد از گذشت مدتی طولانی از سفر خارجی نرفتن آقای شی جین پینگ رخ میدهد و مسائلی که در این نشست مطرح میشود، میتواند تعیینکننده باشد. غربیها این دیدار و همچنین دیدارهای آقای رییسی با پوتین و شی را به دقت دنبال خواهند کرد. دیدارهای آقای رییسی به نظر من بیشتر مانور دیپلماتیک خواهد بود و یک دستاورد معرفی خواهد شد. به عقیده من اگر قرار باشد به دنبال دستاورد از دیدارهای دوجانبه آقای رییسی باشیم باید به دیدارها با سران کشورهای آسیای مرکزی توجه کنیم، چون در این کشورها روندها عموما بالا به پایین است. اینطور نیست که شما بروید در سطح فنی و کارشناسی توافقهایی کنید و بعد به سطح سران برسد، اگر توافقی در سطح سران با این کشورها صورت بگیرد نتایج آن به سرعت روی زمین مشخص خواهند شد، به خصوص در شرایطی که ایران به دنبال فعال کردن ظرفیتهای ترانزیتی خود است، میتوان انتظار داشت تحولاتی در این حوزه شکل بگیرد. هرچند نیاز گستردهای به سرمایهگذاری وجود دارد که فعلا ممکن به نظر نمیرسد.
جنگ اوکراین صددرصد تاثیرگذار خواهد بود و بیش از هر چیز اثر آن را روی نگاه روسیه به سازمان همکاریهای شانگهای میتوانیم ببینیم. نگاه روسیه با گذشته بسیار تفاوت دارد. به این شکل که پس از جنگ اوکراین و به واسطه فشار فزایندهای که روی روسیه اعمال شد، مسکو تلاش دارد در فرمتهای مختلف و در موقعیتهای مختلف اثبات کند که کشورهای غربی نمیتوانند روسیه را منزوی کنند.
واقعا نمیدانم که عضویت در این سازمان همکاری چگونه میخواهد به ایران کمک کند که یک گام بزرگ در دیپلماسی اقتصادی بردارد
سیاست خارجی موازنهگرا زمانی شکل میگیرد که شما روابط نرمال با غرب داشته باشید و بعد سعی کنید روابط رو به توسعهای با شرق برقرار کنید
آنچه در ذهن تصمیمگیران سیاست خارجی ایران است بحث موازنه قواست نه سیاست خارجی متوازن. یعنی به این دلیل که ما از نظر ژئوپلیتیکی، دیپلماتیک و حتی تهدیدات نظامی از طرف مجموعه غرب تحت فشار قرار داریم، به سوی ائتلافسازی در قالب سازمانهایی نظیر سازمان همکاریهای شانگهای برویم و نوعی موازنه قوا ایجاد کنیم
از یکسو شما از اقتصاد و رشد اقتصادی و دیپلماسی اقتصادی صحبت میکنید اما از سوی دیگر در ذهن شما موازنه قواست. این نهایتا باعث میشود دستاورد اصلیتان از عضویت در سازمان همکاریهای شانگهای برای ایران نوعی مانور دیپلماتیک باشد که ما این شرکا را داریم و با این کشورها همکاری میکنیم. در همین حد و نه بیشتر
چین به عنوان کشوری که در درجه اول میتواند به سایر کشورهای عضو این سازمان برای دور زدن تحریمها کمک کند، هنوز به نقطهای نرسیده که بخواهد به طور خیلی جدی وارد این فضا شود
اعتماد