اوکراین، ادامه جنگ به هر قیمتی
تا به امروز، هیچ یک از طرف های متخاصم خواهان آتش بس نیست. اگر در پایان ماه مارس در استانبول هنوز امکان خروج نیروهای روسی از مناطق خرسون و زاپوریژیا در ازای امتیازات اوکراینی وجود داشت، اکنون انتظار بازگرداندن این مناطق توسط روسیه یک توهم به نظر می رسد. به نظر می رسد گزینه ایجاد «جمهوری های مردمی» برای سرزمین های تازه فتح شده کنار گذاشته شده است، زیرا برای کرملین این «الگو» شکست خورده است، زیرا کی یف هرگز توافقات مینسک را که ادغام مجدد آنها در یک کشور فدرال را پیش بینی می کرد، اعمال نکرده است. چارچوب فدرال جدید برای روند جذب در حال حاضر تحت رهبری آقای سرگئی کرینکو، مسئول سیاست داخلی دولت ریاست جمهوری پوتین، آغاز شده است. او چندین بار در طول بهار و تابستان از مناطق تحت کنترل روسیه بازدید کرده است. روبل از اواخر ماه مه در این مناطق در گردش بوده است، در حالی که روند اعطای پاسپورت روسی به مردم با فرمان رئیس جمهور ساده شده است. در همان حالی که این سطور نوشته می شد، مقدمات برگزاری همه پرسی در این دو منطقه، احتمالاً در پاییز در ۱۱ سپتامبر، انجام می پذیرد تاریخی که مصادف با برگزار انتخابات زیادی در روسیه است.
در مورد دونباس، یک هیئت روسی در ۱۲ اوت از منطقه لوگانسک بازدید کرد تا رای گیری برای پیوستن به روسیه را آماده کند. از سوی دیگر، برگزاری همه پرسی در مناطق دونتسک و خارکف که کاملا تحت کنترل نیروهای روسی نیستند، در حال حاضر زودهنگام به نظر می رسد. اگر این مناطق جذب روسیه شوند، در صورت حمله اوکراین به آنها چه اتفاقی خواهد افتاد ؟ مسکو از پیش اعلام کرده است که هرگونه استفاده از توپخانه غربی علیه سرزمینهای روسیه یا مناطقی که کرملین آنها را متعلق به روسیه تلقی میکند، منجر به حملاتی علیه مراکز تصمیمگیری اوکراین (برای مثال رادا یا کاخ ریاستجمهوری) خواهد شد که تاکنون در امان بودهاند.تحول درگیری در ماه های آینده تا حد زیادی به پشت جبهه بستگی دارد. متخاصمان که هر دو متقاعد شده اند که در سمت درست تاریخ قرار دارند، معتقدند که زمان به نفع آنهاست. اما تا کی ؟ اوکراینیها به همان اندازه روی تأثیر تحریمهایی حساب میکنند که از ۲۴ فوریه علیه روسیه اجرا شدهاند که روی تحویلهای تسلیحات جدید غرب. مسکو، به نوبه خود، منتظر یک فروپاشی اقتصادی و حتی یک فروپاشی سیاسی اوکراین است و همچنین بر فرسایش حمایت مالی غرب حساب می کند. بر بستر تورم فزاینده در اروپا که پس از تحریم های غرب بوجود آمده، مسکو دیگر تردیدی در تشدید کمبودها به خود راه نمی دهد، با اتخاذ تدابیری در حهت محدود کردن صادرات گاز به اروپا، به ویژه از طریق خط لوله گاز نورد استریم ۱ که از دریای بالتیک می گذرد. به نوبه خود، اوکراینی ها به شدت آلمانی ها را در مورد کندی کمک های اقتصادی و نظامی وعده داده شده به چالش کشیده اند (۲). آقای زلنسکی در ماه آوریل اعلام کرده بود که کشورش به ۷ میلیارد دلار در ماه برای ادامه حیات نیاز دارد (۳)، اما مشاور اقتصادی او، اولگ اوستنکو، در ماه ژوئیه تاکید کرد که اکنون به ۹ میلیارد دلار نیاز است .
ادامه مسیر رویارویی مسلحانه با همسایه خود امروز سناریوی اساسی روسیه است که این درگیری را اجتناب ناپذیر می دانست. تحت تاثیر تحریمها آقای پوتین که متقاعد شده که آنها مستقل از هر اتفاقی به قوت خود باقی خواهند ماند - در ۲۱ فوریه، هشدار داد که تحریمهای جدیدی از راه خواهند رسید و این تحریمها بهر حال می شدند، زیرا به گفته او، آنها در چارچوب منطق جنگ اقتصادی غرب علیه روسیه قرار دارند. کرملین عمیقا بر این باور است که با توقف عملیات در این مرحله از درگیری چیزی به دست نمی آورد. در اوکراین، حزب جنگ احتمالاً فکر میکند که امکان بازگشت به وضعیت تقابل آشکاری که بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۲ با همسایه روسی وجود داشت، با تضمینهای امنیتی اضافی ممکن است. در کیف مانند مسکو، امروز به نظر نمی رسد که هیچ کس اعتقادی به ایده یک صلح مبتنی بر امتیازات مذاکره شده داشته باشد. طرفهای متخاصم با وجود خطر بیثباتی و انتقامجویی که صلح تحمیلی از طریق جنگ در پی دارد، بیشتر روی آن حساب میکنند تا با روشهایی که به نفع منافع خودشان باشد و می تواند به این درگیری پایان دهد: مانند احترام به تمامیت ارضی و امنیت برای کیف و خنثی سازی نظامی اوکراین و امنیت برای مسکو.
تا چه اندازه اهداف ادامه جنگ کییف با اهداف کشورهای ناتو منطبق است که کمکهای نظامی ای ارائه میکنند که بدون آن اوکراین منطقا نمیتوانست تا کنون مقاومت کند ؟ هدف کمک های مالی و نظامی غرب برای جلوگیری از فروپاشی ارتش و قدرت اوکراین است. اما وضعیت نهایی مطلوب چیست ؟ در حالی که کاخ سفید، پیش از تصحیح وزارت امور خارجه، اعلام کرد که خواهان تغییر رژیم در روسیه است (۵)، پنتاگون توضیح میدهد که میخواهد شاهد کاهش جدی توانائی نظامی روسیه به واسطه نبرد اوکراین باشد (۶). لندن به نوبه خود به دنبال ایجاد یک «حصار شرقی» است که از دریای شمال تا دریای سیاه موجب مهار روسیه شود و شرائط «توازن قدرت»ی را احیا کند که طی قرن ها اساس دیپلماسی بریتانیا در مقابل قاره کهن را تشکیل می داد (۷). اروپایی ها در این میان دچار تفرقه اند، بین کشورهای اروپای شرقی که خواهان سخت گیری تزلزل ناپذیر در برابر مسکو هستند، و کشورهای «قدیمی اروپایی» - از جمله فرانسه – که بیشتر تمایل دارند که «روسیه را مخمصه نیندازند». یک چیز مسلم است: حل و فصل مناقشه اوکراین گامی در جهت ایجاد نظم امنیتی جدیدی در اروپا خواهد بود و این نظم هم اکنون در حال شکل گیری است.