اصول علم اقتصاد را ندیدیم و به بدبختی افتادیم
اصل چهارم اقتصاد این است که مردم در مقابل انگیزهها عکسالعمل نشان میدهند.این اصل میگوید، اگر قیمت سیب افزایش یابد، انگیزه خوردن آن کمتر میشود. اصل پنجم اقتصاد این است که مبادله وضعیت همه را بهتر میکند. مردم یک جامعه در رقابت مداوم با یکدیگرند، اما این رقابت موجب انزوا نمیشود و خانوادهها ضمن مبادله کالا و کار و سرمایهشان با یکدیگر است که منفعت خویش را افزایش میدهند. اصل ششم اقتصاد این است که بازار (بازار به معنای اقتصاد آزاد و رقابتی) عموما راه خوبی برای سازماندهی فعالیتهای اقتصادی است. در اقتصاد رقابتی است که آزادی خرید و فروش پول، کالا، خدمت، سرمایه و اندیشه به متعادلترین قیمت وجود دارد. اصل هفتم این است که احتمال دارد برخی بازارها در مقاطع کوتاهی با نقص مواجه شود و نیاز به حضور دولت در عرصه سیاستگذاری و اجرای قانون وجود داشته باشد.
اصل هشتم اقتصاد این است که سطح زندگی مردم در یک اقتصاد بستگی به توان تولید کالاها و خدمات دارد. اختلاف سطح درآمد در درون جامعه و در اندازه جهانی این است که بهرهوری نیروی کار و سرمایه متعلق به افراد و جامعهها اختلاف دارند. اصل نهم اقتصاد این است که وقتی دولت تعداد زیادی پول چاپ میکند یا پول به جامعه تزریق میشود و در مقابل و در همان زمان عرضه و تولید کالا کمتر از رشد چاپ و تزریق پول است، تورم ایجاد میشود. اصل دهم این است که احتمالا در کوتاهمدت ممکن است میان بیکاری و تورم حرکت غیرهمسو وجود داشته باشد.
درپایان نوشته یادشده تاکید کردم "اگر این ۱۰اصل اقتصادی خوب درک شده و به آن عمل شود، مجادلهها و مناظره سیاستمداران با اقتصاددانان در یک چارچوب منطقی که دیدگاهها از یک جنساند صورت میپذیرد.این ۱۰اصل اقتصادی را همه باید یاد بگیرند، در غیر این صورت تداوم مجادلههای بیثمر حتمی است و چون زور و قدرت اقتصاددانان اندک است اصول علم اقتصاد قربانی میشود و آسیب آن به مردم میرسد."
بسیار متاسف هستم که این نوشته 17 سال پیش را نی توانم دوباره منتشر کنم و هنوز تازگی دارد زیرا دولتهای احمدی نژاد ، روحانی و حالا رییسی ونیز دیگر نهادهای قدرت هرگز نخواستند به اصول علم اقتصاد احترام بگذارندوحالا کاراداره اقتصاد به جای رسیده است که نمی توانیم در باره گوشت مرغ ، خودرو ، گندم و...تصمیم درستی بگیریم و اقتصادایران روبه زوال رانده می شود.
بیشتر از این باید مناسف بود که سطح دانش و تجربه و کارنامه وبرنامه مدیران اداره کننده کشور اعم از اقتصاد و سیاست بسیار نازل نر از 1385 و پیش از ان استو با این وضعیت امید ها برای حل مسایل ایران کمرنگ تر می شود .
محمد صادق جنان صفت