با این دست فرمان صنعت ایران نیست می شود
شاید تا 30سال پیش تولیدکننده ایرانی یککالای صنعتی مانند کفش میتوانست با تولیدکننده ترکیهای رقابت کند؛ ولی این رقابت روزبهروز سختتر شده و بدون دسترسی به زیرساختهای ارتباطی جهان امروزی، در آینده نزدیک غیرممکن میشود. تولیدکننده ترکیهای میتواند مواد لازم برای تولید کفش را از بازار جهانی خریداری کند و مطمئن باشد که این مواد بدون وقفه در دسترس است. او میتواند از خدمات حقوقی شرکتی در لندن برای تضمین صحت مدارکش و شرکتی در نیویورک برای تهیه مدارک حسابداری یا خدمات بیمه استفاده کند. میتواند از شرکت بازاریابی سوئدی برای شناخت مشتریانش در هند استفاده کند و از شرکت چینی برای ارسال محصولاتش به بازار جهانی بهره گیرد.میتواند از مهندسان و برنامهنویسان زبده ایرانی که در امارات مشغول کار هستند، برای بهبود فرآیند تولید خود استفاده کند. مهمتر از همه، هزینه ارتباط با این منابع برایش نزدیک به صفر است. محصولی که او تولید میکند، هم از نظر کیفی و هم از نظر قیمتی، بر کفشی که بدون دسترسی به این امکانات تولید میشود، برتری دارد. دیر یا زود، بازار ایران هم به تصرف کفش ترکیهای درخواهد آمد، چه در قالب واردات رسمی و چه در قالب قاچاق، آنچنان که در بسیاری از محصولات صنعتی شاهد آن هستیم.
امکان ارتباطات کمهزینه و گسترده با دنیا لازمه ورود به عرصه تولید صنعتی در سطح جهانی است. ساختاری که چنین امکانی را فراهم کند، جنبههای متعددی دارد، ولی میتوان به حداقلهایی از آن اشاره کرد. داشتن اینترنتی که با استانداردهای روز دنیا همخوانی داشته باشد، ضروریترین و غیرقابلاغماضترین عنصر این زیرساختارهای مدرن ارتباطات است. تقریبا قطعی است که تا چندی دیگر اینترنت به شکل ماهوارهای و با سرعتی هزاران برابر سرعت کنونی در اختیار خواهد بود. فعالیت در دنیای آینده بدون دسترسی به چنین زیرساختارهای ارتباطی تقریبا به شوخی میماند. به این بیفزایید ارتباطات بینالمللی مالی و حقوقی و بازرگانی و مانند اینها را تا درکی از زیرساختهای مدرن به دست آید.در سالهای گذشته، مشکلات اقتصادی از جمله سیاستهای نادرست ارزی، به مشکلات سیاسی ایران از جمله تحریمهای بینالمللی اضافه شد تا اقتصاد ایران را وارد بحرانهایی عظیم کند که در نهایت در قالب رشد نزدیک به صفر برای بیش از یکدهه ظاهر شد. اخیرا افزایش نرخ ارز، هرچند با تکانههای شدید همراه بود و مشکلات متعددی را به همراه آورد، حداقل مزیت نسبی قیمتی برای تولیدکنندگان صنعتی ایران به ارمغان آورده است. شنیدهها حاکی از این است که برخی از بخشهای صنعت توانستهاند با اتکا بر مزیت قیمتی که افزایش قیمت دلار برایشان ایجاد کرد، بخشی از بازار داخلی و بازارهای محدودی در کشورهای همسایه را در اختیار بگیرند. این امر قطعا مثبت است و امید میرود که سیاستهای ارزی به نوعی نباشد که این مزیت را از تولیدکنندگان ایرانی بگیرد.
در بلندمدت، آنچه اهمیت دارد این است که رشد صنعت مستلزم شناخت دنیایی است که تولیدکنندگان صنعتی در آن به فعالیت مشغولند. دنیای ما با سرعتی باورنکردنی در حال تغییر است. یاد گرفتن از این تغییرات برای صنعتگران ما مستلزم حضور مستمر در این دنیای متحول است. این حضور امروزه از حالت انتخاب خارج شده و مساله، حفظ بقاست. اگر بناست سیاستگذاری اقتصادی یک هدف را برای بقای صنعت در صدر برنامههای خود قرار دهد، به احتمال زیاد، آن هدف فراهم آوردن زیرساختهای مهم ارتباطی است تا صنعت ما از تجربه دیگران بیاموزد و راه خود را پیدا کند.
دکتر حسین عباسی – دنیای اقتصاد