سمت گیری اردوغان در جنگ یمن و نقش ایران در این گرایش:
اقتصاد مهمترین عامل گرایش ترکیه به اعراب
ساعت24- بعد از خروج نیروهای نظامی آمریکا از خاورمیانه و تمرکز سیاست خارجی این کشور بر مسایل قدرت های نوظهور بین المللی به ویژه روسیه و چین، و متعاقب آن گذار قدرت در برخی از کشورهای عربی خاورمیانه، یک خلاء قدرت در این منطقه شکل گرفته است که قدرت های با نفوذی همچون ایران، عربستان و ترکیه را به نقش آفرینی در مناطق دستخوش تغییر ترغیب کرده است.
به گزارش ساعت24، جنگ در یمن به بزنگاه سیاسی و نظامی قدرت های منطقه ای تبدیل شده و ائتلاف های جدید منطقه ای را پدید آورده است. عربستان سعودی که از افزایش قدرت منطقه ای و اعتبار بین المللی ایران به وحشت افتاده بود، بسیاری از کشورهای عضو اتحادیه عرب از جمله، مصر، قطر، امارات و اردن را وارد جرگه سیاسی – نظامی خود ساخته و با اعزام فرستاده های ویژه به پاکستان و ترکیه به دنبال ایجاد یک پیمان استراتژیک فراگیر منطقه ای علیه حوثی های یمنی و جمهوری اسلامی ایران است. از سوی دیگر ترکیه که به عنوان یک قدرت با نفوذ در خاورمیانه از تحولات اخیر در جهان اسلام نتیجه ای جز شکست های دیپلماتیک و استراتژیک به ویژه در مصر، سوریه و عراق عایدش نشده است، در روزهای اخیر توجه اصلی سیاست خارجی خود را به تحولات یمن و حمایت های لجستیک و اطلاعاتی از حمله عربستان سعودی به یمن متمرکز ساخته است.
با وجود این و اظهارات اردوغان در شبکه تلویزیونی فرانسه ۲۴ مبنی بر این که شیعیان حوثی و ایران باید در یمن عقب نشینی کنند، وی طی سفر اخیر خود به تهران، همگان با مواضع اصلی ایران نسبت به جنگ یمن خواستار پایان یافتن این درگیری و مذاکره طرفین در داخل یمن برای رسیدن به یک راه حل مسالمت آمیز یمنی شد. رخدادهای اخیر به ویژه جنگ یمن نشان می دهد که ترکیه در تحولات به وجود آمده از یک استراتژی مقطعی بهره می گیرد و به هیچ وجه برنامه مشخص و مدونی برای ورود به بازی اتحادها و ائتلاف های قدرت های منطقه ای ندارد. سوال اصلی این است که ترکیه برای رسیدن به چه اهدافی وارد بازی یمن شده است؟ و در جنگ یمن و جبهه دوگانه سعودی – ایرانی، اردوغان در نهایت به کدام سو سوق پیدا خواهد کرد؟
اردوغان به دنبال جبران ناکامی های AKP
بعد از حمله هوایی سعودی به خاک یمن و حمایت بلافاصله اردوغان از مداخله نظامی عربستان ، بسیاری از تحلیل گران دولتی معتقد به احیای امپراتوری عثمانی این ادعا را مطرح کردند که یمن اکنون متعلق به عثمانی است. این ادعا اگر چه یک آرزوی دوردست و ایدئولوژیک به نظر می رسد، اما جاه طلبی های دولت عدالت و توسعه نسبت به تحولات جهان اسلام را نمایان می سازد. در سایه این ادعا، اردوغان که به خاطر نتایج نامطلوب سیاست های منطقه ای خود بعد از تحولات بیداری اسلامی به دور از بهره گیری از یک جهت گیری فعال و پیش دستانه، در برابر مناقشات داخلی یمن انفعالی و واکنشی عمل کرده است، به دنبال ایجاد یک محور همسو با اتحادیه عرب و عربستان سعودی بوده است تا بتواند حمایت های مالی و ایدئولوژیکی آن ها را بعد از حل و فصل بحران یمن داشته باشد. در مقابل، ترکیه با انتقاد از محور مخالف هم پیمانان عربستان سعودی یعنی ایران و حوثی های یمنی، قبل از سفر به ایران، در نشست های مطبوعاتی خود اظهار داشته است که علیه مواضع ایران در یمن موضع گیری خواهد کرد و البته این ادعاها صرفاً به یمن ختم نمی شود و ایران را متهم کرد که به دنبال تصاحب عراق بعد از خارج کردن داعش از این کشور است و باید به مداخلات خود در عراق و سوریه پایان دهد.
مرور اخبار تحولات یمن نیز نشان می دهد که در جبهه ائتلاف عربستان هیچ کشوری به اندازه ترکیه به صراحت علیه ایران ابراز خصومت نکرده است و ادوغان در کنار ملک سلمان که رهبری جنگ واقعی را بر عهده دارد، جنگ زبانی را بر علیه ایران هدایت می کند. رویکرد سیاست خارجی ترکیه در قبال تحولات یمن از یک تغییر موقعیتی در متحدان منطقه ای این کشور خبر می دهد که از سوی ایران به سمت ائتلاف استراتژیک با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس گرایش پیدا کرده است. در رابطه با مواضع ترکیه در حمایت از ائتلاف سعودی و تقابل با محور ایران دو جنبه محتمل از سوی کارشناسان مسایل خاورمیانه قابل طرح می باشد: بعد اول مسایل روانشناختی اردوغان را به تصویر می کشد و جنبه دوم بر نیاز حزب عدالت و توسعه به حمایت های مالی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس تاکید می کند.
اردوغان که علت اصلی ناکامی های خود در سوریه و عراق را ایران می داند، برای جبران این ناکامی ها در سخنرانی های اخیر خود با ناراحتی از این قضیه ایران را متهم به دخالت های گسترده در حمایت از گروه های شیعی یمن بر علیه دولت منصور هادی کرده است. اظهارات وی در ۲۷ مارس معمای تقابل با ایران را منعکس می کند: ( ایران عملاًٌ در تلاش برای تسلط بر منطقه می باشد و استراتژی های منطقه ای آن بسیاری از کشورها از جمله عربستان، آمریکا و کشورهای حوزه خلیج فارس را به ستوه آورده است. این امر واقعاً قابل تحمل نیست و ایران باید تمام نیروها و هرچه در یمن، عراق و سوریه دارد، به عقب براند.) اظهارات اردوغان نشان می دهد که راهبردهای منطقه ای ایران برای آنکارا قابل تحمل نیست و منافع استراتژیک ترکیه در منطقه را نمی تواند تامین کند. رنجش روانی از تسلط و نفوذ منطقه ای، ایران استراتژی ترکیه را با کشورهای حوزه خلیج فارس همگام کرده است.
جنبه دوم بیشتر بر مولفه های عملی در ایجاد روابط گسترده میان ترکیه و کشورهای نفت خیز حوزه خلیج فارس برای جلب حمایت های مالی شیوخ از حزب عدالت و توسعه تاکید دارد. اقتصاد ترکیه در ماه های اخیر با توجه به بی ثباتی های منطقه و ناآرامی های داخلی روند نزولی را طی می کند. آمارهای اتاق بازرگانی استانبول نشان می دهد که بدهی ۵۰۰ شرکت بزرگ ترکیه به میزان ۱۳۲ درصد بالا رفته و به رقم ۲۳۸ میلیارد لیر ترکیه رسیده که در یک دهه گذشته بی سابقه بوده است. اقتصاد این کشور از نیمه سال ۲۰۱۳ نوسانات مالی شدیدی را ثبت کرده است. آمار ۲۰۱۵ بخش خصوصی این کشور میزان بدهی ۲۸۰ میلیارد دلار را نشان می دهد. نیاز مالی ترکیه به رقم ۲۲۰ میلیارد دلار رسیده است که تامین آن برای پیروزی در انتخابات پارلمانی آتی بسیار ضروری می نماید. در چنین شرایطی، سرمایه های هنگفت عربستان سعودی و اعراب شیخ نشین حوزه خلیج فارس می توانند نقش بسیار کلیدی در تامین نیاز مالی ترکیه و ثبات بازارهای مالی این کشور ایفا نمایند.
به لحاظ سیاسی نیز در سایه ایجاد ائتلاف استراتژیک با محور عربستان سعودی، اردوغان امیدوار است که پادشاه عربستان سیاست های خود را نسبت به اخوان المسلمین تغییر دهد و نهایتاً با حمایت های این محور بتواند دوباره بحث دخالت در مسایل سوریه را از سر گیرد. در این راستا سناریوی محتمل دیگر این است که اردوغان با ورود به محور سعودی و جلب حمایت های مالی اعراب متحد سعودی حوزه خلیج فارس راهی برای ایجاد ائتلاف استراتژیک با اسراییل و ژنرال السیسی در جریان تحولات یمن باز کند.
دورنما و پیشنهادها
با عنایت به این واقعیت که اردوغان عربستان سعودی و ایران را به عنوان رقبای اصلی منطقه ای خود قلمداد می کند، در جنگ یمن بدون تردید به دنبال ایجاد موازنه بین این دو قدرت خواهد بود و افزایش وزنه یک ائتلاف بر علیه ائتلاف دیگر را طلب نخواهد کرد. از این رو دولت عدالت و توسعه به هیچ وجه نمی خواهد هیچ کدام از محور سعودی و محور ایران بر دیگری برتری محسوس داشته باشد. اما با نظر به این که ترکیه به حمایت های ائتلاف سعودی برای جبران تامین مالی خارجی و بهبود روابط استراتژیک منطقه ای خود با مصر و اسراییل نیازمند است، اردوغان هر چند با حمایت های کلامی از عربستان در یمن پشتیبانی خواهد کرد و علی رغم گفتگوهایی که در سفر اخیر خود برای حل و فصل بحران یمن در تهران داشته است، بار دیگر از مواضع ایران و حوثی های یمنی انتقاد خواهد کرد. همچنین برخی از کارشناسان مسایل سیاست خاورمیانه ای ترکیه از جمله شعبان کارداش، در سمینار روابط بین ایران و ترکیه که در دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت خارجه برگزار گردید، معتقد بود که دستگاه سیاست خارجی ترکیه به دنبال طراحی و تدوین یک جهت گیری مستقل و متفاوت از محور سعودی و گزینه های پیشنهادی ایران نسبت به تحولات یمن هستند.
دولتمردان دستگاه دیپلماسی ایران می باید به این واقعیت واقف باشند که ترکیه ی اردوغان یک دولت تجارت پیشه معامله گر است که سیاست خارجی خود را بر اساس هزینه و فایده مبتنی ساخته و هرگونه همکاری این کشور با ایران در جنگ یمن بسیار شکننده خواهد بود. علی رغم حجم مبادلات ۲۰ میلیارد دلاری ایران با این کشور در سال های اخیر و پیش بینی میزان ۳۰ میلیارد دلار در سال های آینده و نیاز ترکیه به نفت و گاز ایران، ادوغان در صورت داشتن پیشنهاد به صرفه از سوی اعراب خلیج فارس، به سمت آن ها گرایش خواهد داشت و با توجه به این که تنها کشور عضو ناتو در جهان اسلام است، با دولت های حوزه خلیج فارس پیمان استراتژیک برقرار کند.
دولت ترکیه در تحولات گذشته این دوگانگی در رفتار را ثابت کرده است. اردوغان در دوره دولت دهم همراه با برزیل با امضاء بیانیه تهران از مواضع هسته ای و امنیت ژئوپلتیکی ایران حمایت همه جانبه به عمل آورد، اما چندی بعد با استقرار سامانه های موشکی پاتریوت ناتو در مرزهای خود با وجود این که از سوی اعضای آن هدف استقرار این سامانه ها تهدیدات احتمالی ایران بود، موافقت کرد. برای یمن نیز این اتفاق می تواند تکرار شود و باید توجه کرد که روی مواضع و حمایت های موقعیتی آنکارا نباید حساب ویژه و استراتژیک باز کرد. بنابراین با توجه به نزدیک شدن انتخابات پارلمانی ترکیه و سیر نزولی اقتصاد این کشور در ماه های اخیر، ترکیه به طور مستقیم وارد جنگ در یمن نمی شود و صرفاً با ایجاد موازنه بین طرفین درگیر به دنبال نقش آفرینی در این تحولات خواهد بود.
جمهوری اسلامی ایران می تواند با نزدیک ساختن مواضع نواز شریف به خود و استفاده از وی برای تغییر جهت گیری اردوغان، ارائه پیشنهادهای اقتصادی و تجاری بهتر به آنکارا، و همچنین وارد کردن ترکیه در مسایل استراتژیک عراق، حمایت های همه جانبه ترکیه در تحولات یمن را طلب کند.
مرجع: مرکز تحقیقات استراتژیک
با وجود این و اظهارات اردوغان در شبکه تلویزیونی فرانسه ۲۴ مبنی بر این که شیعیان حوثی و ایران باید در یمن عقب نشینی کنند، وی طی سفر اخیر خود به تهران، همگان با مواضع اصلی ایران نسبت به جنگ یمن خواستار پایان یافتن این درگیری و مذاکره طرفین در داخل یمن برای رسیدن به یک راه حل مسالمت آمیز یمنی شد. رخدادهای اخیر به ویژه جنگ یمن نشان می دهد که ترکیه در تحولات به وجود آمده از یک استراتژی مقطعی بهره می گیرد و به هیچ وجه برنامه مشخص و مدونی برای ورود به بازی اتحادها و ائتلاف های قدرت های منطقه ای ندارد. سوال اصلی این است که ترکیه برای رسیدن به چه اهدافی وارد بازی یمن شده است؟ و در جنگ یمن و جبهه دوگانه سعودی – ایرانی، اردوغان در نهایت به کدام سو سوق پیدا خواهد کرد؟
اردوغان به دنبال جبران ناکامی های AKP
بعد از حمله هوایی سعودی به خاک یمن و حمایت بلافاصله اردوغان از مداخله نظامی عربستان ، بسیاری از تحلیل گران دولتی معتقد به احیای امپراتوری عثمانی این ادعا را مطرح کردند که یمن اکنون متعلق به عثمانی است. این ادعا اگر چه یک آرزوی دوردست و ایدئولوژیک به نظر می رسد، اما جاه طلبی های دولت عدالت و توسعه نسبت به تحولات جهان اسلام را نمایان می سازد. در سایه این ادعا، اردوغان که به خاطر نتایج نامطلوب سیاست های منطقه ای خود بعد از تحولات بیداری اسلامی به دور از بهره گیری از یک جهت گیری فعال و پیش دستانه، در برابر مناقشات داخلی یمن انفعالی و واکنشی عمل کرده است، به دنبال ایجاد یک محور همسو با اتحادیه عرب و عربستان سعودی بوده است تا بتواند حمایت های مالی و ایدئولوژیکی آن ها را بعد از حل و فصل بحران یمن داشته باشد. در مقابل، ترکیه با انتقاد از محور مخالف هم پیمانان عربستان سعودی یعنی ایران و حوثی های یمنی، قبل از سفر به ایران، در نشست های مطبوعاتی خود اظهار داشته است که علیه مواضع ایران در یمن موضع گیری خواهد کرد و البته این ادعاها صرفاً به یمن ختم نمی شود و ایران را متهم کرد که به دنبال تصاحب عراق بعد از خارج کردن داعش از این کشور است و باید به مداخلات خود در عراق و سوریه پایان دهد.
مرور اخبار تحولات یمن نیز نشان می دهد که در جبهه ائتلاف عربستان هیچ کشوری به اندازه ترکیه به صراحت علیه ایران ابراز خصومت نکرده است و ادوغان در کنار ملک سلمان که رهبری جنگ واقعی را بر عهده دارد، جنگ زبانی را بر علیه ایران هدایت می کند. رویکرد سیاست خارجی ترکیه در قبال تحولات یمن از یک تغییر موقعیتی در متحدان منطقه ای این کشور خبر می دهد که از سوی ایران به سمت ائتلاف استراتژیک با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس گرایش پیدا کرده است. در رابطه با مواضع ترکیه در حمایت از ائتلاف سعودی و تقابل با محور ایران دو جنبه محتمل از سوی کارشناسان مسایل خاورمیانه قابل طرح می باشد: بعد اول مسایل روانشناختی اردوغان را به تصویر می کشد و جنبه دوم بر نیاز حزب عدالت و توسعه به حمایت های مالی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس تاکید می کند.
اردوغان که علت اصلی ناکامی های خود در سوریه و عراق را ایران می داند، برای جبران این ناکامی ها در سخنرانی های اخیر خود با ناراحتی از این قضیه ایران را متهم به دخالت های گسترده در حمایت از گروه های شیعی یمن بر علیه دولت منصور هادی کرده است. اظهارات وی در ۲۷ مارس معمای تقابل با ایران را منعکس می کند: ( ایران عملاًٌ در تلاش برای تسلط بر منطقه می باشد و استراتژی های منطقه ای آن بسیاری از کشورها از جمله عربستان، آمریکا و کشورهای حوزه خلیج فارس را به ستوه آورده است. این امر واقعاً قابل تحمل نیست و ایران باید تمام نیروها و هرچه در یمن، عراق و سوریه دارد، به عقب براند.) اظهارات اردوغان نشان می دهد که راهبردهای منطقه ای ایران برای آنکارا قابل تحمل نیست و منافع استراتژیک ترکیه در منطقه را نمی تواند تامین کند. رنجش روانی از تسلط و نفوذ منطقه ای، ایران استراتژی ترکیه را با کشورهای حوزه خلیج فارس همگام کرده است.
جنبه دوم بیشتر بر مولفه های عملی در ایجاد روابط گسترده میان ترکیه و کشورهای نفت خیز حوزه خلیج فارس برای جلب حمایت های مالی شیوخ از حزب عدالت و توسعه تاکید دارد. اقتصاد ترکیه در ماه های اخیر با توجه به بی ثباتی های منطقه و ناآرامی های داخلی روند نزولی را طی می کند. آمارهای اتاق بازرگانی استانبول نشان می دهد که بدهی ۵۰۰ شرکت بزرگ ترکیه به میزان ۱۳۲ درصد بالا رفته و به رقم ۲۳۸ میلیارد لیر ترکیه رسیده که در یک دهه گذشته بی سابقه بوده است. اقتصاد این کشور از نیمه سال ۲۰۱۳ نوسانات مالی شدیدی را ثبت کرده است. آمار ۲۰۱۵ بخش خصوصی این کشور میزان بدهی ۲۸۰ میلیارد دلار را نشان می دهد. نیاز مالی ترکیه به رقم ۲۲۰ میلیارد دلار رسیده است که تامین آن برای پیروزی در انتخابات پارلمانی آتی بسیار ضروری می نماید. در چنین شرایطی، سرمایه های هنگفت عربستان سعودی و اعراب شیخ نشین حوزه خلیج فارس می توانند نقش بسیار کلیدی در تامین نیاز مالی ترکیه و ثبات بازارهای مالی این کشور ایفا نمایند.
به لحاظ سیاسی نیز در سایه ایجاد ائتلاف استراتژیک با محور عربستان سعودی، اردوغان امیدوار است که پادشاه عربستان سیاست های خود را نسبت به اخوان المسلمین تغییر دهد و نهایتاً با حمایت های این محور بتواند دوباره بحث دخالت در مسایل سوریه را از سر گیرد. در این راستا سناریوی محتمل دیگر این است که اردوغان با ورود به محور سعودی و جلب حمایت های مالی اعراب متحد سعودی حوزه خلیج فارس راهی برای ایجاد ائتلاف استراتژیک با اسراییل و ژنرال السیسی در جریان تحولات یمن باز کند.
دورنما و پیشنهادها
با عنایت به این واقعیت که اردوغان عربستان سعودی و ایران را به عنوان رقبای اصلی منطقه ای خود قلمداد می کند، در جنگ یمن بدون تردید به دنبال ایجاد موازنه بین این دو قدرت خواهد بود و افزایش وزنه یک ائتلاف بر علیه ائتلاف دیگر را طلب نخواهد کرد. از این رو دولت عدالت و توسعه به هیچ وجه نمی خواهد هیچ کدام از محور سعودی و محور ایران بر دیگری برتری محسوس داشته باشد. اما با نظر به این که ترکیه به حمایت های ائتلاف سعودی برای جبران تامین مالی خارجی و بهبود روابط استراتژیک منطقه ای خود با مصر و اسراییل نیازمند است، اردوغان هر چند با حمایت های کلامی از عربستان در یمن پشتیبانی خواهد کرد و علی رغم گفتگوهایی که در سفر اخیر خود برای حل و فصل بحران یمن در تهران داشته است، بار دیگر از مواضع ایران و حوثی های یمنی انتقاد خواهد کرد. همچنین برخی از کارشناسان مسایل سیاست خاورمیانه ای ترکیه از جمله شعبان کارداش، در سمینار روابط بین ایران و ترکیه که در دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت خارجه برگزار گردید، معتقد بود که دستگاه سیاست خارجی ترکیه به دنبال طراحی و تدوین یک جهت گیری مستقل و متفاوت از محور سعودی و گزینه های پیشنهادی ایران نسبت به تحولات یمن هستند.
دولتمردان دستگاه دیپلماسی ایران می باید به این واقعیت واقف باشند که ترکیه ی اردوغان یک دولت تجارت پیشه معامله گر است که سیاست خارجی خود را بر اساس هزینه و فایده مبتنی ساخته و هرگونه همکاری این کشور با ایران در جنگ یمن بسیار شکننده خواهد بود. علی رغم حجم مبادلات ۲۰ میلیارد دلاری ایران با این کشور در سال های اخیر و پیش بینی میزان ۳۰ میلیارد دلار در سال های آینده و نیاز ترکیه به نفت و گاز ایران، ادوغان در صورت داشتن پیشنهاد به صرفه از سوی اعراب خلیج فارس، به سمت آن ها گرایش خواهد داشت و با توجه به این که تنها کشور عضو ناتو در جهان اسلام است، با دولت های حوزه خلیج فارس پیمان استراتژیک برقرار کند.
دولت ترکیه در تحولات گذشته این دوگانگی در رفتار را ثابت کرده است. اردوغان در دوره دولت دهم همراه با برزیل با امضاء بیانیه تهران از مواضع هسته ای و امنیت ژئوپلتیکی ایران حمایت همه جانبه به عمل آورد، اما چندی بعد با استقرار سامانه های موشکی پاتریوت ناتو در مرزهای خود با وجود این که از سوی اعضای آن هدف استقرار این سامانه ها تهدیدات احتمالی ایران بود، موافقت کرد. برای یمن نیز این اتفاق می تواند تکرار شود و باید توجه کرد که روی مواضع و حمایت های موقعیتی آنکارا نباید حساب ویژه و استراتژیک باز کرد. بنابراین با توجه به نزدیک شدن انتخابات پارلمانی ترکیه و سیر نزولی اقتصاد این کشور در ماه های اخیر، ترکیه به طور مستقیم وارد جنگ در یمن نمی شود و صرفاً با ایجاد موازنه بین طرفین درگیر به دنبال نقش آفرینی در این تحولات خواهد بود.
جمهوری اسلامی ایران می تواند با نزدیک ساختن مواضع نواز شریف به خود و استفاده از وی برای تغییر جهت گیری اردوغان، ارائه پیشنهادهای اقتصادی و تجاری بهتر به آنکارا، و همچنین وارد کردن ترکیه در مسایل استراتژیک عراق، حمایت های همه جانبه ترکیه در تحولات یمن را طلب کند.
مرجع: مرکز تحقیقات استراتژیک