بهبود سلامت مردم بعد از توافق هسته ای
مريم بورقاني فراهاني
ساعت 24-در ميانه ميدان مذاكرات هسته اي ايران و گروه ۵+۱ چه برخي، به زعم وزير امور خارجه ايران، قصد تعويض اسبهايشان را داشته باشند و چه نه، خبرهاي خوبي شنيده مي شود؛ گريزي از اين خبرهاي خوب هم نيست. اما مساله اينجاست كه اين خبرهاي خوبِ و تا اندازه اي مبهم براي مردم چه معني اي خواهد داشت؟ شهروندان عموما اگرچه گوشه چشمي به تعداد تعداد سانترفيوژها و نيروگاه ها دارند اما محسوس ترين بخشي كه مردم گشايش هاي پساتحريم را در آن خواهند جستجو مي كنند سفره و سلامتي شان است.
در اوج تحريمهاي سالهاي پاياني دهه ۹۰ خورشيدي، كمبود دارو، بيماراني بودند كه تادره مرگ رفتند و اين شرايط وزيري را به استعفا كشاند و فقر ناشي از هزينه هاي درمان رشدي عجيب راتجربه كرد. در نتيجه همين وضعيت بود كه بر تعداد شهرونداني كه هزينه هاي پر كردن سفره را وعده به وعده بيشتر احساس مي كردند، افزوده شد. اما سخت تر از همه ، اين بود كه همين سفره هايي كه براي بسياري به سختي و سادگي هر چه تمام پر ميشد، به دروازه ورود به بدترين فقر تبدل شد. چه بسيار سموم و كودهاي نامرغوبي كه با پا پس كشيدن شركاي غربي يا نداشتن پول كافي، از هند و پاكستان وارد خاك ايران و از آنجا به بدن ايراني هاي بدشانسي كه مستعد بيماري هاي علاج ناپذير بودند سرازير شد ب. عوارض پر شدن زمين هاي كشاورزي ايران از اين نهاده هاي نامرغوب حالا به تجارت آن هم كشيده و معدود كشورهايي كه واردات محصولات كشاورزي از ايران مي كردند، حالا درجه احتياط را بالاتر كشيد ه اندن.. بد تر اينكه دولت مجوز واردات كالاهاي اساسي را تا چند برابر ذخاير استراتژيك به مباشران خود مي داد؛ شركايي كه بعضا به كاسبان تحريم بدل شدند.
در چنين شرايطي اگر توافقي صورت گيرد و همه بخشهاي اقتصادي كشور به صورت متوازن رشد كند، انتظار مي رود اولين بهبودي كه حاصل شود، پيش از اشتغال و رشد اقتصادي و ...، كيفيت زندگي مردم باشد. تجهيزات درماني و پزشكي كشور از كهنگي و كمبود نجات پيدا مي كند؛ دستكم وزارت بهداشت مي تواند ناوگان آمبولانسهاي خود را كه چند سالي است در انتظار ورود به ايران هستند، نوسازي كند. كم كم تجهيزات پزشكي پاكستاني جاي خود را دوباره به نمونه هاي آلماني مي دهد. داروهاي خارجي هم گرچه ديگر با مشكل كمبود مواجه نيستند اما با هزينه هاي كمتري به دست مردم مي رسند و بار مالي دولت نيز از اين جهت كمتر مي شود.
سفره هاي مردم هم سالم تر مي شود. نهاده هاي سالمتري به چرخه كشاورزي كشور تزريق مي شود، خاك در معرض خطر ايران نفسي دوباره مي گيرد، گزينههاي مسئولان تامين امنيت غذايي براي واردات كالاهاي اساسي بيشتر مي شود. اينها شايد به معني واردات بيشتر در برابر توليد باشد؛ هم از اين جهت كه هزينه ها و سختي هاي واردات در مقايسه با توليد، در كشوري كه جايگاه خوبي در راه انداختن كسب و كار ندارد، انتخاب وارد كردن به توليد كردن را ساده مي كند و هم از اين جهت كه گفته مي شود طرف هاي مذاكره اجازه واردات ماشين آلات و صنايع مورد نياز در رونق بخش كشاورزي و درمان را نمي دهد و تنها امكان واردات محصولات نهايي را فراهم مي كند.
به هر حال انتظار مي رود اين گشايش ها با حصول توافق حاصل شود اما اي كاش راهي هم براي بستن فساد بود تا مديري و مسئولي منفعت خود و گروهش را بر منفعت ملي ترجيح ندهد و سود بيشتر را ارجح بر سلامت مردم نداند.
در اوج تحريمهاي سالهاي پاياني دهه ۹۰ خورشيدي، كمبود دارو، بيماراني بودند كه تادره مرگ رفتند و اين شرايط وزيري را به استعفا كشاند و فقر ناشي از هزينه هاي درمان رشدي عجيب راتجربه كرد. در نتيجه همين وضعيت بود كه بر تعداد شهرونداني كه هزينه هاي پر كردن سفره را وعده به وعده بيشتر احساس مي كردند، افزوده شد. اما سخت تر از همه ، اين بود كه همين سفره هايي كه براي بسياري به سختي و سادگي هر چه تمام پر ميشد، به دروازه ورود به بدترين فقر تبدل شد. چه بسيار سموم و كودهاي نامرغوبي كه با پا پس كشيدن شركاي غربي يا نداشتن پول كافي، از هند و پاكستان وارد خاك ايران و از آنجا به بدن ايراني هاي بدشانسي كه مستعد بيماري هاي علاج ناپذير بودند سرازير شد ب. عوارض پر شدن زمين هاي كشاورزي ايران از اين نهاده هاي نامرغوب حالا به تجارت آن هم كشيده و معدود كشورهايي كه واردات محصولات كشاورزي از ايران مي كردند، حالا درجه احتياط را بالاتر كشيد ه اندن.. بد تر اينكه دولت مجوز واردات كالاهاي اساسي را تا چند برابر ذخاير استراتژيك به مباشران خود مي داد؛ شركايي كه بعضا به كاسبان تحريم بدل شدند.
در چنين شرايطي اگر توافقي صورت گيرد و همه بخشهاي اقتصادي كشور به صورت متوازن رشد كند، انتظار مي رود اولين بهبودي كه حاصل شود، پيش از اشتغال و رشد اقتصادي و ...، كيفيت زندگي مردم باشد. تجهيزات درماني و پزشكي كشور از كهنگي و كمبود نجات پيدا مي كند؛ دستكم وزارت بهداشت مي تواند ناوگان آمبولانسهاي خود را كه چند سالي است در انتظار ورود به ايران هستند، نوسازي كند. كم كم تجهيزات پزشكي پاكستاني جاي خود را دوباره به نمونه هاي آلماني مي دهد. داروهاي خارجي هم گرچه ديگر با مشكل كمبود مواجه نيستند اما با هزينه هاي كمتري به دست مردم مي رسند و بار مالي دولت نيز از اين جهت كمتر مي شود.
سفره هاي مردم هم سالم تر مي شود. نهاده هاي سالمتري به چرخه كشاورزي كشور تزريق مي شود، خاك در معرض خطر ايران نفسي دوباره مي گيرد، گزينههاي مسئولان تامين امنيت غذايي براي واردات كالاهاي اساسي بيشتر مي شود. اينها شايد به معني واردات بيشتر در برابر توليد باشد؛ هم از اين جهت كه هزينه ها و سختي هاي واردات در مقايسه با توليد، در كشوري كه جايگاه خوبي در راه انداختن كسب و كار ندارد، انتخاب وارد كردن به توليد كردن را ساده مي كند و هم از اين جهت كه گفته مي شود طرف هاي مذاكره اجازه واردات ماشين آلات و صنايع مورد نياز در رونق بخش كشاورزي و درمان را نمي دهد و تنها امكان واردات محصولات نهايي را فراهم مي كند.
به هر حال انتظار مي رود اين گشايش ها با حصول توافق حاصل شود اما اي كاش راهي هم براي بستن فساد بود تا مديري و مسئولي منفعت خود و گروهش را بر منفعت ملي ترجيح ندهد و سود بيشتر را ارجح بر سلامت مردم نداند.