کد خبر 91937
۱۳۹۴/۰۶/۰۹ ۰۹:۱۲
عدالتخواه از لاغرسازی در کشور انتقاد کرد

امضا فروشی کلان با تاسیس شرکت‌های صوری

ساعت 24-خانه می‌تواند هر جایی باشد: «می‌تواند بالای یک ساختمان بلند یا در یک کوچه قدیمی زیر یک بازارچه باشد، بزرگ یا کوچک می‌تواند باشد. می‌تواند برای هرکس مفهومی داشته باشد یا هر رنگی. می‌تواند به رنگ آجر باشد یا به رنگ شیشه و سنگ، می‌تواند، به رنگ قرمز یا سبز باشد...» خانه می‌تواند مقاوم یا فرسوده باشد. می‌تواند جوان باشد، اما بی‌جان و خسته.
div align="justify">ساختمان‌های زیادی در شهر می‌بینیم که حال ندارند روی پا بمانند. بناهایی که چند سالی بیشتر از ساخت‌شان نمی‌گذرد، اما خیلی زود وا داده‌اند. تابه‌حال، وقتی ساختمانی را تخریب می‌کنند، به دیوارچینی ساختمان‌های همسایه که پس از تخریب، عریان و قابل‌رؤیت شده‌اند، توجه کرده‌اید. گاهی آدم تعجب می‌کند که این ساختمان چطور تاکنون سرپا ایستاده‌ است؛ آجرهایی که کج‌ومعوج و نه به دل، نه به جان روی هم سوار شده‌اند، بی‌آنکه سازنده‌اش با خود بگوید چند نفر قرار است عمری با این مصالح همسایه باشند. عادتِ از کیفیت و کمیت‌زدن برای رسیدن به سود بیشتر در ساختمان‌سازی مشهود است. گرچه تلاش‌هایی برای نظارت و کنترل انجام شده، اما بخش زیادی از این تلاش‌ها به نتیجه مطلوب نرسیده‌اند. برای بررسی ساخت‌وساز مسکن و ساختمان، گفت‌وگویی با محمد عدالتخواه، استاد معماری و شهرسازی دانشگاه آزاد، انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

‌ برای ورود به بحث، وضعیت ساختمان‌سازی در ایران را چگونه می‌بینید؟
وضعیت ساختمان‌سازی ایران خوب نیست، دردناک است. حقیقتا، ساختمان حجم زیادی از سرمایه‌های کشور را به خود اختصاص داده و هر خانواده‌ای حداقل به یک خانه نیاز دارد. از‌این‌رو در وهله اول باید مقاومت و دوام ساختمان، قابل‌توجه و بااهمیت قلمداد شود. تعارف نداریم، ایران یک کشور مستعد حادثه و بلایای طبیعی است، مسکن هم یک کالای سرمایه‌ای محسوب می‌شود؛ این دو مورد ایجاب می‌کند مقاومت و استواری مسکن در درجه اول اهمیت قرار بگیرد، اما براساس آمارهای رسمی، عمر ساختمان‌ها در ایران حدود ٢٥ سال است؛ این آمار معنایی جز مقاوم‌نبودن ساختمان دربر ندارد. دردناکی وضعیت ساختمان را می‌شود به این موضوع تفسیر کرد که با وقوع هر حادثه طبیعی باید منتظر انبوهی از خسارت‌های جانی و مالی هم‌وطنان خود باشیم. تقریبا همه به‌صورت برابر در این دردناکی سهیم هستیم و خودمان هم در همین ساختمان‌ها و در معرض همین‌ خطرها قرار داریم.
‌واقعا چرا کاری نکرده‌ایم که این وضعیت اصلاح شود؟
این سؤال یک جواب مختصر دارد، به‌دلیل سودجویی و کوته‌نگری.
‌چطور؟ بیشتر توضیح دهید.
از یک سو میانگین عمر و کیفیت ساختمان‌هایمان پایین است و پدیده‌ای که از دیگر سو با آن مواجه هستیم این است که برخی از همین ساختمان‌ها، عمر چندانی ندارند، اما به‌دلیل سودجویی، کلنگ می‌خورند. در اغلب کشورها قانون، با قبول مالکیت افراد، این حق را از مالک می‌گیرد که پیش از اتمام عمر ساختمان و تا زمانی که ساختمان قابل بهره‌برداری است آن‌ را تخریب کند، چراکه این ساختمان، گرچه تحت مالکیت فرد قرار دارد اما، سرمایه ملی نیز محسوب می‌شود، ولی متأسفانه در کشور ما از این دست قوانین وجود ندارد. در سال‌های اخیر چون قیمت زمین چندین برابر افزایش پیدا کرد و شهرداری‌ها نیز اقدام به فروش تراکم کردند، مالکان برای سود بیشتر، قبل از پایان عمر ساختمان دست به تخریب زدند. این مسئله مشکل دیگری نیز برای شهروندان ایجاد کرد، وضعیت شهر به‌گونه‌ای شد که شهروندان گویی در یک کارگاه ساختمانی بزرگ زندگی می‌کنند. مالکان با زدن تابلو و یک پوزش مکتوب، سعی می‌کنند تداوم مزاحمت خود را موجه کنند، اما این مسئله مشکلی را حل نمی‌کند. برای سود بیشتر هم ساختمان چندساله و جوان را تخریب می‌کنیم، در ساخت‌وساز نوین هم، با هر روشی که بتوانیم کلاه بر سر کار می‌گذاریم!
‌اینکه قانونی برای ممانعت از تخریب نداریم، درست، اما قوانین ریزودرشت دیگری داریم که بر ساخت‌وساز نظارت دارند. من هم می‌دانم این قوانین کارا نیستند، اما چرا این‌گونه است؟ برای استانداردسازی چه باید کرد؟
بازهم سودجویی مالکان و سازندگان؛ افراد سودجو حتی در بین مهندسان هم بودند. امضافروشی به‌جای ارائه خدمات مهندسی، موضوع قابل‌انکاری نیست. یا مهندس واقعا علم مهندسی نداشته، یا برای دستمزد بیشتر و گرفتن کارهای بیشتر، اقدام به فروش امضا کرده است. این مسئله به‌ویژه در زمانی که برج‌سازی در کشور رواج یافت شکل بدتری به خود گرفت؛ به این دلیل که هر مهندس، متراژ محدودی را در طول سال می‌توانست نظارت کند، شرکت‌های صوری ساخته شدند، امضای مهندسان را جمع آوری کردند، برگه‌های مهندسان را در برابر ١٠، ١٥ میلیون تومان گرفتند و این ساختمان‌های بلندمرتبه را بدون نظارت ساختند. البته همین اول کار بگویم حساب مهندسان متعهد و سازندگان باوجدان از این قضیه مستثنی است. اگر بگویم همه ساختمان‌ها غیراصولی است و همه خطاکارند، بی‌انصافی کرده‌ام. حساب این دو گروه جداست، اما متأسفانه جوی که بر صنعت ساختمان‌سازی سایه انداخته به‌گونه‌ای است که تخلف‌ها تعمیم داده می‌شود.
‌مگر بعد از اتمام کار، نام و نشان سازنده و ناظر روی پرونده نمی‌ماند. این یعنی راهی برای بازخواست این افراد باقی می‌ماند. پس چطور به همین راحتی بی‌قانونی می‌کنند؟
این هم یکی دیگر از نگرانی‌هاست. باوجود اینکه امضای مهندسان در پایان کار این ساختمان‌ها وجود دارد اما در صورت بروز حادثه کسی جوابگو نخواهد بود. گرچه جوابگوبودن هم وقتی پای تلف‌شدن جان آدمی در میان باشد دردی را دوا نمی‌کند. هر چند مهندسان در ساختمان‌های کوچک هم امضافروشی کردند اما در حوزه برج‌سازی، چون بحث سودهای میلیاردی وجود داشت این اتفاق با قدرت بروز کرد. هنوز هم پرونده‌های این ساختمان‌ها و سازه آنها قابل بازرسی است اما اتفاقی نخواهد افتاد. از یک‌سو سودجویی سازنده مطرح است و ازدیگرسو دستمزد مهندسان. برای نظارت باید به مهندسان حق‌الزحمه درست پرداخت کرد اما پرداخت‌نشدن دستمزد مکفی هم دلیل نمی‌شود که نظارت را غیراصولی انجام دهند. یک زمانی گفتند یک مهندس با دستمزد محدودی که می‌گیرد نمی‌تواند تمام‌وقت بر ساخت‌و‌ساز نظارت داشته باشد، پس باید مجری ذی‌صلاح کار را اجرا کند. این هم درست و اصولی انجام نشد و عاقبت کسی نفهمید که ساخت‌وساز باید چگونه باشد.
‌من منظور شما را از مهندسانی که امضا‌فروشی کرده‌اند درک می‌کنم اما همان‌طور که گفتید مهندس متعهد هم داریم. اینها کجای ماجرا هستند؟
بله، با این حرف‌هایی که زدم ممکن است برخی کل گناه را به گردن جامعه مهندسان بیندازند اما باید گفت باز هم مظلوم‌ترین قشر دراین‌میان همین مهندسان بودند. دانشگاه‌های زیادی شروع به تربیت مهندس کردند و وقتی بازار کار مملو از دانش‌آموختگان جویای کار شد، سازوکاری برای مشغول‌شدن این قشر تدوین کردیم؛ به مهندسان حق امضا دادیم و گفتیم بروید قوانين نظام مهندسی را در ساختمان‌سازی نظارت کنید. دراین‌بین هم دستمزد نامکفی برای مهندسی که واقعا متعهد است و سودجویی بسیاری از بسازبفروش‌ها در کنار تعدد مهندسان جویای کار باعث شد رعایت اصول مهندسی فدا شود و به نازل‌ترین حد برسد. در این شرایط یا مهندسان مجبور بودند با مالکان کار کنند و طبق خواسته ایشان تن به امضافروشی و عدم نظارت اصولی بدهند یا می‌توانستند پایبند به اصول مهندسی بمانند تا اسمشان توسط بسازبفروش‌ها وارد لیست سیاه شود. موارد زیادی بوده که مالکان به همدیگر نیز خبر می‌دادند فلان مهندس سخت‌گیر است و نتیجه این می‌شد که مهندس متعهد باید بی‌کار می‌ماند!
‌چه باید کرد که کل صنعت ساختمان یا اکثریت آن به دست همین مهندسان متعهد و سازندگان باوجدان و کاردان بیفتد؟
مشکل از یک جا نیست. نمی‌شود فقط یکی را درست کرد تا این مشکل برطرف شود. در بین این ساختمان‌هایی که از غیراستانداردبودن آن صحبت می‌کنیم ساختمان‌هایی نیز هست که طبق اصول مهندسی، به دست همین مهندسان و سازندگان کاردان و متعهد ساخته شده‌اند. ضعف نظارت فقط یکی از دلایل افت کیفیت است. یکی دیگر از دلایل اصلی، استانداردنبودن مصالحی است که استفاده می‌شود. در کشور ما نهادی نیست که استاندارد مصالح را کنترل کند. مؤسسه‌ استاندارد به‌عنوان متولی تعیین استاندارد فعال است و علی‌القاعده باید مصالح را نیز کنترل کند و بعد از تأیید، اجازه استفاده بدهد اما در عمل، هر مصالحی که هر تاجر و شرکتی وارد بازار کند، به‌راحتی در ساخت‌وساز مصرف می‌شود و آب هم از آب تکان نمی‌خورد و نتیجه آن کاهش عمر ساختمان‌هایی است که هر یک کل سرمایه صاحب نهایی آن محسوب می‌شود.
‌پیشنهاد شما چیست؟
قرار نیست شعار بدهیم. کار هم با حرف‌های قشنگ، درست نمی‌شود. یکی از راه‌های پیشنهادی برای بهبود شرایط ساخت‌وسازها این است که ساختمان‌ها نیز مانند اتومبیل برای مدتی تضمین شوند. شرکت‌های بیمه یا خود سازنده، مهندسان ناظری تعیین کنند که ساختمان‌ها را از نظر حسن اجرا و کیفیت مصالح نظارت کنند. در این شرایط، شرکت‌های بیمه یا سازنده برای پرداخت خسارت کمتر، مجبور می‌شوند نظارت دقیق‌تری داشته باشند. به عبارتی گارانتی باید در ساختمان هم اعمال شود. البته به شرطی که شرکت‌های بیمه و سازندگان، قرارداد را به گونه‌ای تنظیم نکنند که موقع پرداخت خسارت احتمالی، باز هم مصرف‌کننده زیان ببیند و خسارتی پرداخت نشود.
‌تجربه جهانی چیست؟ کشورهایی که در کمال ناباوری ما، ساختمان‌هایی با عمر ١٠٠ سال دارند، چه کرده‌اند؟
تجربه جهانی این است که ساختمان را شرکت‌ها می‌سازند و موظف هستند برای مدتی ساختمان را تضمین کنند، در کشور ما نیز قانونی پیشنهاد شده که پس از اتمام ساخت‌وساز، گواهی فنی برای ساختمان صادر شود. در این صورت مهندسانی که قرار است گواهی صادر کنند، باید در برابر اتفاقات آتی جواب‌گو باشند اما متأسفانه این قانون هم، اینجا و آنجا شروع شد اما عاقبت مسکوت ماند. باید قبول کنیم که در کشور ما زمینه برای اجرای قوانین سالم وجود ندارد. اگر این گواهی باشد، مصرف‌کننده با اطمینان بیشتر ساختمان می‌خرد، چراکه بدون این گواهی، هنگام خرید فقط ظاهر بنا دیده می‌شود و کسی نمی‌داند چه مصالح و تجهیزاتی در ساختمان استفاده شده و اصلا شیوه اجرا چطور بوده است. در جوامع پیشرفته، مسئولیت افراد با پایان ساخت تمام نمی‌شود ولی در ایران، سازنده بعد از اتمام ساختمان می‌رود دنبال کارش و بار مسئولیت بر زمین می‌ماند یا حداکثر می‌افتد گردن مهندسی که مثلا ناظر بوده است. موضوع دیگر که باعث کاهش عمر ساختمان در کشور ما شده، فرهنگ حرفه‌ای معماران و شناخت اصول معماری است. اغلب معماران ما از استانداردهای اولیه استفاده می‌کنند. وحدت نظر برای به‌کارگیری استانداردها وجود ندارد. از دیگر سو، در دوران رونق بازار مسکن، آن‌قدر تقاضا وجود دارد که نمی‌شود انتظار داشت هر ساختمانی را نخرند و همین مسئله راه را برای بسازبفروش‌های بی‌ملاحظه باز می‌گذارد. در کشورهای پیشرفته، از یک سو جامعه متخصصان، از دانش روز بهره‌مند هستند و از سوی دیگر خود جامعه هم شفاف‌تر است. کار خلاف راحت‌تر دیده می‌شود و زودتر جلو آن‌ را می‌گیرند اما فساد بوروکراسی جامعه ما مشکلات را زیادتر کرده است. در مسکن مهر هم که درست شد و دولت متولی آن بود وضعیت خوبی را شاهد نبودیم؛ چراکه دولت می‌خواست با متری ٣٠٠ تا ٣٢٠ هزار تومان ساختمان را بسازد. نتیجه این شد که سازندگان خبره این کار را قبول نکردند یا اگر برعهده گرفتند با زیان مواجه شدند و آن دسته از کسانی نیز، که سوای سازندگان متعهد، وارد این طرح شدند به اندازه پول کار کردند. این شبیه همان کم‌گذاشتن در ساخت‌وساز توسط سودجویان است.
‌برخی عنوان می‌کنند یکی از مسائلی که ما را به این روز انداخته، سنتی‌سازی و تک‌سازی است؛ نظر شما در این مورد چیست؟
این مسئله هم دخیل است. صنعتی‌سازی هم قیمت را کاهش می‌دهد، هم موجب افزایش دوام می‌شود. سیستم سنتی تولید باید جای خود را به تولید سِری بدهد. وقتی در جامعه نیاز به ساختمان، زیاد است باید به این مسیر برویم. البته از دوران قبل از انقلاب اقدام به صنعتی‌سازی کردیم اما در این راه نیز ناکام ماندیم. تنها چیزی که نصیبمان شد بلندمرتبه‌سازی بود؛ چیزی که بیشتر می‌توان لاغرسازی نامید. یک تکه زمین را برداشته‌‌‌ایم و بدون رعایت تناسب سطح و بلندا، باریکه‌ای در زمین کاشته‌ایم تا بتوانیم واحدهای بیشتری بفروشیم.
‌بحث مقاوم‌سازی در مورد آن دسته از بیست‌وچند میلیون ساختمان موجود که عمر مفید پایینی دارند و اغلب هم مقاوم نیستند، چه می‌شود؟
برخی از ساختمان‌هایی را که ساخته شده به روش‌هایی می‌توان مقاوم کرد اما در حقیقت باید گفت آب رفته به جوی بازنمی‌آید. گاهی باید ساختمان‌های خطرساز را تخریب و نوسازی کرد؛ چون با جان آدمی سروکار دارد. اما حقیقت این است من آن‌قدر که از ساختمان‌های غیراصولیِ جدید می‌ترسم از ساختمان‌های قدیمی‌تر هراس ندارم. گرچه ما ساختمان‌های قدیمی را به عنوان غیرمقاوم و گاه تخریبی برآورد می‌کنیم اما ساختمان‌های جدید به صورت‌های متفاوت دچار صرفه‌جویی شده‌اند و فقط سازنده می‌داند چه دسته گلی به آب داده است. ما در کلیات زندگی، زیاد با صرفه‌جویی دوست نیستیم اما به عکس ما، بسازبفروش‌ها گاه بسیار صرفه‌جو هستند. معماران قدیمی ما با وجود اینکه از اصول مهندسی قدیمی استفاده می‌کردند اما باز هم سعی کردند بنا را به گونه‌ای بسازند که نیروهای عمودی و افقی را تاب بیاورد اما سازندگان ما، به‌خصوص پس از گران‌شدن زمین، در پهنای دیوار هم صرفه‌جویی می‌کنند.

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک