گزارش آبي سازمان ملل متحد نشان ميدهد
انقلاب خاموش در آبهای زیرزمینی ایران
ساعت 24-سازمان ملل متحد در برنامه ارزیابی جهانی آب، به «انقلاب خاموش» در وضعیت آبهای زیرزمینی ایران اشاره کرده است. بر اساس ارزیابیهای این سازمان ایران جزو کشورهایی است که بیشترین برداشت را از آبهای زیرزمینی خود انجام میدهد؛ این اضافه برداشت به ویژه در مناطق ورامین و زرند در وضعیتی هشداردهنده صورت میگیرد. سازمان ملل در برنامه خود این وضعیت را انقلاب خاموش نامیده؛ فرآیندی که از قرن بیستم و همزمان با برداشت بیرویه آبهای زیرزمینی صورت گرفته است.
div align="justify">آبهاي زيرزميني بزرگترين ذخاير آب غير منجمد زمين به شمار ميروند و به همين خاطر جزو اصليترين ذخاير طبيعي زمين محسوب ميشوند. اما اغلب مواقع آنچه عموم مردم و سياستگذاران در مورد آبهاي زيرزميني ميدانند و ميفهمند خيلي كم است. امروزه دانش افراد در مورد آبهاي زيرزميني در سرتاسر دنيا و عملكرد و استفاده آن به سرعت رو به افزايش است و متقابلا نگاهها در مورد شيوهيي كه نظام آبهاي زيرزميني به هم مرتبط ميشوند نيز در حال تغيير است.
وضعيت منابع آبهاي زيرزميني در سرتاسر دنيا در حال گذار است؛ فرآيند برداشت بيرويه از آبهاي زيرزميني از قرن بيستم آغاز شده است كه به آن «انقلاب خاموش» نيز ميگويند. اين امر باعث شده كه وضعيت آبهاي زيرزميني به سمتي پيشبيني ناپذير برود. در سطوح جهاني آنچه در مورد پايداري منابع آبهاي زيرزميني از اهميت ويژهيي برخوردار است نخست ميزان برداشت از آبهاي زيرزميني (خالي شدن آنها) و ديگري نيز آلودگي آبهاي زيرزميني است.
تغييرات آب و هوايي نيز روي آبهاي زيرزميني تاثيرگذار است اما به دليل ويژگي خاصي كه آبهاي زيرزميني دارند نسبت به آبهاي سطحي كمتر در معرض آسيبها و تاثيرات تغييرات آبوهوايي قرار ميگيرند. از اينجا ميتوان نتيجه گرفت كه نقش آبهاي زيرزميني در مناطقي كه تغييرات آبوهوايي باعث از دست رفتن و تبخير بيش از حد آبهاي سطحي ميشود پررنگتر است. در واقع ميتوان گفت يكي از اصليترين نقاط قوت آبهاي زيرزميني اين است كه ظرفيت آن كمتر در معرض تغييرات آبوهوايي قرار ميگيرد. به اين ترتيب واضح است كه مديريت پايداري منابع آبهاي زيرزميني هم براي جوامع و هم براي محيطزيست از اهميت ويژهيي برخوردار باشد. البته مواردي نيز وجود دارد كه نميتوان جلوي از دست رفتن اين آبها را گرفت؛ مثلا در مورد منابع آبهاي زيرزميني غير تجديدپذير بسته (محدود) و حتي منابع آبهاي زيرزميني تجديدپذير در نواحي خشك و نيمهخشك زمين. اين مناطق بايد هر چه سريعتر شناسايي شوند و مردم ساكن اين مناطق نيز بايد هر چه سريعتر راهكاري براي آينده خود پيدا كنند.
حفاظت از منابع آبهاي زيرزميني امري بسيار پيچيده است و به مراقبتهاي محلي و منطقهيي نياز دارد. البته نظامهاي آبخوانداري فرامرزي ابعاد پيچيدهيي در سطح بينالمللي به اين ماجرا اضافه ميكنند. همكاريها و ابتكارات بينالمللي ميتواند ارزش افزوده چشمگيري در اين باره به همراه داشته باشد. اين همكاريها و مشاركتهاي بينالمللي به ارتقاي آگاهي عمومي كمك بسياري ميكند و در نتيجه به ابزاري براي مديريت بهتر تبديل ميشود. اين مساله جزو اهداف توسعه هزاره است و بايد در اولويت انسانها قرار گيرد.
كاهش سطح ذخاير آبهاي زيرزميني
انقلاب خاموش منجر به افزايش نامنتظره برداشت از آبهاي زيرزميني در سرتاسر جهان شده است. اين امر از يكسو منافع و مزيتهاي اجتماعي-اقتصادي بسياري با خود به همراه داشته است اما از سوي ديگر به شكلي نامتعادل نظام هيدرولوژيكي را در بسياري از آبخوانها به هم زده است به ويژه در آبخوانهايي كه با سرعتي پايين تجديد ميشوند يا هرگز تجديد نميشوند. بيشترين فشار بر مناطق خشك زمين وارد ميشود. در بسياري از مناطق به نظر ميرسد فقدان كنترل صحيح باعث از دست رفتن منابع آبهاي زيرزميني شود و در نتيجه در درازمدت عرضه آب براي مصارف آبياري و مصارف شرب با مشكل مواجه شود. در برخي از مناطق، كاهش سطح آب در محدوده يك تا چندين متر در سال است. اين موارد بيشتر شامل مناطق خشك و نيمه خشك كره زمين ميشوند؛ در امريكاي شمالي ميتوان به درههاي مركزي كاليفرنيا و آبخوان دشتهاي وسيع و همچنين برخي آبخوانها در مكزيك نظير آبخوان خليج مكزيك اشاره كرد.
در اروپا نيز ميتوان بايد به اين آبخوانها اشاره كرد: آبخوان خليج گواديانا، آبخوان خليج سگورا و صخرههاي آتشفشاني گران كاناريا. اما آنچه براي ما اهميت دارد، وضعيت ايران است؛ نكته حائز اهميت اين است بخش شرقي ايران يعني ورامين، زرند و مناطق كوهپايهيي از كاهش شديد سطح آبهاي زيرزميني رنج ميبرد. ۲گزينه اصلي كه براي كنترل كاهش سطح آبهاي زيرزميني وجود دارد، نخست افزايش منابع آبهاي زيرزميني و دوم محدود كردن برداشت از آنهاست. اقدامات افزايش منابع آبهاي زيرزميني جزو اقدامات فني و تكنولوژيكي به شمار ميروند و نيازمند تكنيكهاي MAR هستند كه نوعي تكنيك افزايش مصنوعي سطح آبهاي زيرزميني محسوب ميشوند و نيازمند مديريت استفاده از زمين هستند. اما وقتي در مورد اين دسته از اقدامات تصميمگيري صورت گرفت، اجرايي كردن آنها مسير مستقيم و مشخصي دارد. اما براي محدود كردن برداشت از آبهاي زيرزميني راهكارهاي بسياري وجود دارد كه بسيار آسانتر از افزايش مصنوعي منابع آبهاي زيرزميني است. در واقع اين اقدامات در دسته «مديريت تقاضا» قرار ميگيرند. نخستين دسته از اين اقدامات، وضع قوانين و مقررات و صدور مجوز براي حفر چاه آب و برداشت آبهاي زيرزميني است. دومين اقداماتي كه در اين دسته ميگنجند نيز از طريق محدود كردن عرضه انرژي يا ارتقاي آگاهي مردمي نسبت به مشكلات عدم پايداري منابع آبهاي زيرزميني صورت ميگيرد. سومين دسته نيز اقداماتي هستند كه از هدررفت منابع آبهاي زيرزميني جلوگيري ميكنند؛ در اين مورد ميتوان به بهبود وضعيت آبياري زمينهاي كشاورزي اشاره كرد.
هر چند افزايش منابع آبهاي زيرزميني بحث مرتبط و جذابي است اما آنچه اغلب مهم و ضروري به شمار ميآيد، جلوگيري از كاهش سطح مطلوب آبهاي زيرزميني است. اما در بسياري از مناطق برداشت از آبهاي زيرزميني به ميزان بالايي صورت گرفته و كاهش اين اضافه برداشت كار سادهيي نيست. نكته جالب توجه اين است كه با وجود افزايش آگاهيهاي عموم باز هم اضافه برداشت از آبهاي زيرزميني تا آنجا صورت ميگيرد كه آن منبع به لحاظ اقتصادي مقرون به صرفه نباشد يا به لحاظ فيزيكي ديگر پاسخگو نباشد.
كيفيت و آلودگي آبهاي زيرزميني
حفظ و نگهداري آبهاي زيرزميني از تنزل كيفيت و عدم ورود آبهاي زيرزميني آلوده و بيكيفيت به چرخه آبهاي سالم هميشه جزو دغدغههاي اصلي افراد حرفهيي در اين حوزه بوده است. فعاليتها و دخالتهاي بشري همواره باعث شوري بيش از اندازه آبها شده است. آبها در اعماق خيلي زياد اغلب شور هستند اما در نواحي نزديك به سطح نيز ممكن است آب، شور باشد.
هر جا كه آب به ساحل نزديكتر باشد يا در مناطقي كه آب براي زمينهاي كشاورزي استفاده ميشود، خطر شور شدن غيرطبيعي آب وجود دارد. در نتيجه بايد اقداماتي صورت گيرد تا جلوي شور شدن آبها را بگيرد يا آن را به حداقل برساند. آبهاي زيرزميني شور اغلب در وضعيت راكد و ثابت قرار دارند و بهتر است كه آنها را در همان وضعيت حفظ كنيم. از آنجا كه آبهاي زيرزميني اغلب ثابت هستند و به آرامي حركت ميكنند، آلودگي آنها نيز پايدار است. در هر صورت، كنترل و نگهداري منابع آبي از آلودگي هميشه بحث مهم و دشواري بوده چرا كه راههاي آلودگي متعدد و متنوع هستند.
تغييرات آبوهوايي و افزايش سطح درياها
تغييرات آبوهوايي ميتواند روي وضعيت آبهاي زيرزميني تاثير بگذارد. بهطور نمونه تغييرات آبوهوايي ميتواند روي تقاضا و مصرف آب تاثير بگذارد. افزايش سطح درياها نيز از جمله مواردي است كه به دليل تغييرات آبوهوايي ايجاد شده است. البته لازم به ذكر است كه برخي دخالتهاي انساني نظير سدسازي نيز منجر به افزايش سطح آب درياها شده است؛ به عبارت ديگر ذخيره آب تاثير معكوس روي سطح آب درياها ميگذارد. علاوه بر آن نبايد از نظر دور داشت كه آبهاي دريايي جزو آبهاي شور به شمار ميروند.
وضعيت منابع آبهاي زيرزميني در سرتاسر دنيا در حال گذار است؛ فرآيند برداشت بيرويه از آبهاي زيرزميني از قرن بيستم آغاز شده است كه به آن «انقلاب خاموش» نيز ميگويند. اين امر باعث شده كه وضعيت آبهاي زيرزميني به سمتي پيشبيني ناپذير برود. در سطوح جهاني آنچه در مورد پايداري منابع آبهاي زيرزميني از اهميت ويژهيي برخوردار است نخست ميزان برداشت از آبهاي زيرزميني (خالي شدن آنها) و ديگري نيز آلودگي آبهاي زيرزميني است.
تغييرات آب و هوايي نيز روي آبهاي زيرزميني تاثيرگذار است اما به دليل ويژگي خاصي كه آبهاي زيرزميني دارند نسبت به آبهاي سطحي كمتر در معرض آسيبها و تاثيرات تغييرات آبوهوايي قرار ميگيرند. از اينجا ميتوان نتيجه گرفت كه نقش آبهاي زيرزميني در مناطقي كه تغييرات آبوهوايي باعث از دست رفتن و تبخير بيش از حد آبهاي سطحي ميشود پررنگتر است. در واقع ميتوان گفت يكي از اصليترين نقاط قوت آبهاي زيرزميني اين است كه ظرفيت آن كمتر در معرض تغييرات آبوهوايي قرار ميگيرد. به اين ترتيب واضح است كه مديريت پايداري منابع آبهاي زيرزميني هم براي جوامع و هم براي محيطزيست از اهميت ويژهيي برخوردار باشد. البته مواردي نيز وجود دارد كه نميتوان جلوي از دست رفتن اين آبها را گرفت؛ مثلا در مورد منابع آبهاي زيرزميني غير تجديدپذير بسته (محدود) و حتي منابع آبهاي زيرزميني تجديدپذير در نواحي خشك و نيمهخشك زمين. اين مناطق بايد هر چه سريعتر شناسايي شوند و مردم ساكن اين مناطق نيز بايد هر چه سريعتر راهكاري براي آينده خود پيدا كنند.
حفاظت از منابع آبهاي زيرزميني امري بسيار پيچيده است و به مراقبتهاي محلي و منطقهيي نياز دارد. البته نظامهاي آبخوانداري فرامرزي ابعاد پيچيدهيي در سطح بينالمللي به اين ماجرا اضافه ميكنند. همكاريها و ابتكارات بينالمللي ميتواند ارزش افزوده چشمگيري در اين باره به همراه داشته باشد. اين همكاريها و مشاركتهاي بينالمللي به ارتقاي آگاهي عمومي كمك بسياري ميكند و در نتيجه به ابزاري براي مديريت بهتر تبديل ميشود. اين مساله جزو اهداف توسعه هزاره است و بايد در اولويت انسانها قرار گيرد.
كاهش سطح ذخاير آبهاي زيرزميني
انقلاب خاموش منجر به افزايش نامنتظره برداشت از آبهاي زيرزميني در سرتاسر جهان شده است. اين امر از يكسو منافع و مزيتهاي اجتماعي-اقتصادي بسياري با خود به همراه داشته است اما از سوي ديگر به شكلي نامتعادل نظام هيدرولوژيكي را در بسياري از آبخوانها به هم زده است به ويژه در آبخوانهايي كه با سرعتي پايين تجديد ميشوند يا هرگز تجديد نميشوند. بيشترين فشار بر مناطق خشك زمين وارد ميشود. در بسياري از مناطق به نظر ميرسد فقدان كنترل صحيح باعث از دست رفتن منابع آبهاي زيرزميني شود و در نتيجه در درازمدت عرضه آب براي مصارف آبياري و مصارف شرب با مشكل مواجه شود. در برخي از مناطق، كاهش سطح آب در محدوده يك تا چندين متر در سال است. اين موارد بيشتر شامل مناطق خشك و نيمه خشك كره زمين ميشوند؛ در امريكاي شمالي ميتوان به درههاي مركزي كاليفرنيا و آبخوان دشتهاي وسيع و همچنين برخي آبخوانها در مكزيك نظير آبخوان خليج مكزيك اشاره كرد.
در اروپا نيز ميتوان بايد به اين آبخوانها اشاره كرد: آبخوان خليج گواديانا، آبخوان خليج سگورا و صخرههاي آتشفشاني گران كاناريا. اما آنچه براي ما اهميت دارد، وضعيت ايران است؛ نكته حائز اهميت اين است بخش شرقي ايران يعني ورامين، زرند و مناطق كوهپايهيي از كاهش شديد سطح آبهاي زيرزميني رنج ميبرد. ۲گزينه اصلي كه براي كنترل كاهش سطح آبهاي زيرزميني وجود دارد، نخست افزايش منابع آبهاي زيرزميني و دوم محدود كردن برداشت از آنهاست. اقدامات افزايش منابع آبهاي زيرزميني جزو اقدامات فني و تكنولوژيكي به شمار ميروند و نيازمند تكنيكهاي MAR هستند كه نوعي تكنيك افزايش مصنوعي سطح آبهاي زيرزميني محسوب ميشوند و نيازمند مديريت استفاده از زمين هستند. اما وقتي در مورد اين دسته از اقدامات تصميمگيري صورت گرفت، اجرايي كردن آنها مسير مستقيم و مشخصي دارد. اما براي محدود كردن برداشت از آبهاي زيرزميني راهكارهاي بسياري وجود دارد كه بسيار آسانتر از افزايش مصنوعي منابع آبهاي زيرزميني است. در واقع اين اقدامات در دسته «مديريت تقاضا» قرار ميگيرند. نخستين دسته از اين اقدامات، وضع قوانين و مقررات و صدور مجوز براي حفر چاه آب و برداشت آبهاي زيرزميني است. دومين اقداماتي كه در اين دسته ميگنجند نيز از طريق محدود كردن عرضه انرژي يا ارتقاي آگاهي مردمي نسبت به مشكلات عدم پايداري منابع آبهاي زيرزميني صورت ميگيرد. سومين دسته نيز اقداماتي هستند كه از هدررفت منابع آبهاي زيرزميني جلوگيري ميكنند؛ در اين مورد ميتوان به بهبود وضعيت آبياري زمينهاي كشاورزي اشاره كرد.
هر چند افزايش منابع آبهاي زيرزميني بحث مرتبط و جذابي است اما آنچه اغلب مهم و ضروري به شمار ميآيد، جلوگيري از كاهش سطح مطلوب آبهاي زيرزميني است. اما در بسياري از مناطق برداشت از آبهاي زيرزميني به ميزان بالايي صورت گرفته و كاهش اين اضافه برداشت كار سادهيي نيست. نكته جالب توجه اين است كه با وجود افزايش آگاهيهاي عموم باز هم اضافه برداشت از آبهاي زيرزميني تا آنجا صورت ميگيرد كه آن منبع به لحاظ اقتصادي مقرون به صرفه نباشد يا به لحاظ فيزيكي ديگر پاسخگو نباشد.
كيفيت و آلودگي آبهاي زيرزميني
حفظ و نگهداري آبهاي زيرزميني از تنزل كيفيت و عدم ورود آبهاي زيرزميني آلوده و بيكيفيت به چرخه آبهاي سالم هميشه جزو دغدغههاي اصلي افراد حرفهيي در اين حوزه بوده است. فعاليتها و دخالتهاي بشري همواره باعث شوري بيش از اندازه آبها شده است. آبها در اعماق خيلي زياد اغلب شور هستند اما در نواحي نزديك به سطح نيز ممكن است آب، شور باشد.
هر جا كه آب به ساحل نزديكتر باشد يا در مناطقي كه آب براي زمينهاي كشاورزي استفاده ميشود، خطر شور شدن غيرطبيعي آب وجود دارد. در نتيجه بايد اقداماتي صورت گيرد تا جلوي شور شدن آبها را بگيرد يا آن را به حداقل برساند. آبهاي زيرزميني شور اغلب در وضعيت راكد و ثابت قرار دارند و بهتر است كه آنها را در همان وضعيت حفظ كنيم. از آنجا كه آبهاي زيرزميني اغلب ثابت هستند و به آرامي حركت ميكنند، آلودگي آنها نيز پايدار است. در هر صورت، كنترل و نگهداري منابع آبي از آلودگي هميشه بحث مهم و دشواري بوده چرا كه راههاي آلودگي متعدد و متنوع هستند.
تغييرات آبوهوايي و افزايش سطح درياها
تغييرات آبوهوايي ميتواند روي وضعيت آبهاي زيرزميني تاثير بگذارد. بهطور نمونه تغييرات آبوهوايي ميتواند روي تقاضا و مصرف آب تاثير بگذارد. افزايش سطح درياها نيز از جمله مواردي است كه به دليل تغييرات آبوهوايي ايجاد شده است. البته لازم به ذكر است كه برخي دخالتهاي انساني نظير سدسازي نيز منجر به افزايش سطح آب درياها شده است؛ به عبارت ديگر ذخيره آب تاثير معكوس روي سطح آب درياها ميگذارد. علاوه بر آن نبايد از نظر دور داشت كه آبهاي دريايي جزو آبهاي شور به شمار ميروند.