روسيه، امريكا و ايران چه واكنشي دارند
دام چین در جاده ابریشم
ساعت ۲۴- در حالی که حزب کمونیست چین اهداف استراتژیک قرن حاضر را طراحی و با بردباری و حوصله و گاهی با نشان دادن چنگ و دندان و گاهی با مربا و هویچ آنها را پیش میبرد، طرح «جاده ابریشم» در جایگاه ویژهای قرار دارد.
مركز تحقيقات استراتژيك در روزهاي سپري شده به بنا به ضرورت يا بر اساس تحليلهاي خاص و يا از سر تصادف سه گزارش متفاوت از «اهداف استراتژيك چين از طرح جاده ابريشم» و نقش اين جاده در ايران و منطقه را از سوي پژوهشگران اين نهاد تهيه شده است را در پايگاه اينترنتي خود انتشار داده است. در يكي از گزارشهاي ارايه شده آمده است: «چين تمايل دارد با اجراي كامل اين طرح كمربند يك جاده را در سه مقطع كوتاهمدت، ميانمدت و بلندمدت محقق كند».
محمد زارع نوشته است: جاده ابريشم يكي از ابتكارات اساسي سياست خارجي چين براي گسترش حوزه نفوذ و تاثيرگذاري خود به ديگر مناطق است. اين طرح كه تقريبا ۴.۴ ميليارد نفر (۶۳ درصد) از جمعيت جهان و ۲۱ تريليون از توليد ناخالص جهاني را دربرميگيرد، توسط رييسجمهور چين در سپتامبر سال ۲۰۱۳ در دانشگاه نظربايف قزاقستان اعلام شد و از دو بخش كمرند اقتصادي جاده ابريشم و جاده ابريشم دريايي تشكيل شده است. تلاش و اهتمام چين براي پيشبرد چنين طرحهاي عظيمي جداي از آنكه ميتواند آثار و پيامدهاي اقتصادي و سياسي جدي براي اين كشور در پي داشته باشد همچنين ميتواند از شكلگيري يك مفصلبندي جديد در سياست خارجي چين يعني گسترشگرايي بيشتر و تلاش براي ايفاي نقش فعالانهتر منطقهاي داشته باشد.
در ادامه تلاش ميشود تا تاريخچه اين طرح از سال ۲۰۱۳ تاكنون، اهداق استراتژيك چين از مطرح كردن اين طرح و نهايتا مجموعه واكنشهاي صورت گرفته به خصوص واكنشهاي رقابتي روسيه، هند و امريكا و همچنين واكنشهاي همكاريگرايانه برخي از كشورهاي پيراموني چين و همچنين ايران در برابر اين طرح در قالب دو رويكرد رقابتگرايانه و همكاريگرايانه مورد بررسي و كنكاش قرار گيرد.
چين دوره مابين سالهاي ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۰ را به عنوان دوره «فرصت استراتژيك» رشد و توسعه خود قلمداد نموده و تمايل دارد تا با حفظ و تقويت ثبات در محيط پيراموني خود، بسترهاي لازم براي تحقق اين فرصتهاي استراتژيك را فراهم نمايند. طبيعتا يكي از مهمترين گامهاي چين براي تحقق اين مهم، ايجاد يك محيط دوستانه همسايگي بهتر در ابعاد سياسي، اقتصادي و امنيتي با به كارگيري يك ديپلماسي پيراموني قوي و فعال است. اهداف ديپلماسي ثباتساز و پيراموني چين را ميتوان اينگونه بيان نمود:
۱- عمق بخشي به همگرايي اقتصادي منطقهاي
۲- افزايش نفوذ فرهنگي چين
۳- بهبود همكاريهاي امنيتي منطقهاي
يكي از دستور كارهاي مهم و اساسي چين براي تقويت ديپلماسي پيراموني و ثباتآفرين خود از ساليان گذشته تاكنون، تلاش براي ايجاد تعادل، تناسب و هماهنگي ميان اين استراتژي و نوع رفتار و كنش در محيط منطقهاي و بينالمللي بوده است. طبيعتا طرح يك كمربند يك جاده به عنوان يكي از ابتكارات دستگاه سياسي خارجي چين و طرحي در راستاي تقويت ديپلماسي پيراموني چين به منظور تحقق بهتر «دوره ملقب به دوره فرصتهاي استراتژيك» است.
روسيه و جاده ابريشم
اگرچه روسيه موافقت ضمني خود را با طرح جاده ابريشم چين اعلام داشته است و چين نيز بخشي از اين جاده را به دليل كسب رضايت روسيه به سمت اين كشور منحرف نموده ليكن روسيه تلاش دارد تا با ارايه و تقويت طرح اتحاديه اقتصادي اوراسايي به نوعي نفوذ و تاثيرگذاري چين بر آسياي مركزي و قفقاز را محدود و مهار نمايد. پس از رد ابتكار چين در مورد يك منطقه آزادي تجاري ميان اعضاي سازمان همكاري شانگهاي (چين، روسيه، قزاقستان، قرقيزستان و تاجيكستان)، روسيه تلاش نمود تا اتحاديه اوراسيايي خود را با همكاري قزاقستان و بلاروس ايجاد نمايد. اين حركت از جانب چين به عنوان تلاش روسيه براي جلوگيري از نفوذ چين و دور نگه داشتن اين كشور از حوزه نفوذش ادراك شد.
امريكا عليه جاده
برخلاف روسيه كه الگوي «ازدواج مصلحتي» با چين را دنبال ميكند، امريكاييها هم نسبت به طرح جاده ابريشم و هم نسبت به بانك سرمايهگذاري زيرساخت آسيايي با رويكرد رقابتي و حتي تهديدآميز مينگرند. به همين دليل اين كشور تلاش نموده است تا متناسب با اهداف و نيات خود طرح «جاده ابريشم جديد» را ارايه نمايد. استراتژي جاده ابريشم جديد كه ابتدا در بين «گروههاي فكر» امريكايي ساخته پرداخته شد بلافاصله توسط سياستمداران اين كشور و به طور مشخص توسط هيلاري كلينتون در سال ۲۰۱۱ در هندوستان اعلام شد. استراتژي جديد جاده ابريشم تلاش دارد تا آسياي مركزي و جنوب آسيا را با تمركز بر افغانستان و تلاش براي تبديل اين كشور به يك هاب منطقهاي در ۴ حوزه بازارهاي انرژي، تجارت و حمل و نقل، اقدامات مرزي و گمركي و بازرگاني و روابط مردم با مردم به يكديگر متصل نمايد.
ايران در جاده
اتخاذ يك سياست مناسب از طرف هر بازيگر منطقهاي از جمله جمهوري اسلامي ايران بايد منوط به تعريف خد و جايگاه خود در اين استراتژي برونگرايي چين باشد. به بيان ديگر فهم اين تغيير در استراتژي كلان چين و نقشي كه هر كدام از بازيگران منطقهاي ميتوانند در اين استراتژي ايفا نمايند بايد اولين گام در همراهي يا عدم همراهي با اين پروژهها تلقي شود. البته بايد گفت كه گشايش صورت گرفته در نتيجه حل مساله هستهاي ايران اگرچه ميتواند به تقويت تمايلات غربگرا و افزايش همكاري با غرب منجر شود ليكن توجه به ابتكارات شرق محور از جمله طرح كمربند اقتصادي جاده ابريشم چين نيز ميتواند بخشي از كسريهاي اقتصادي و سرمايهگذاري به خصوص در عرصه زيرساختهاي كشور و همچنين تلاش براي اصلاح برخي از فرايندهاي ناعادلانه نظم موجود را تامين نمايد. به نظر ميرسد كه اتخاذ همزمان سياست «هم شرق هم غرب» در مقطع كنوني بهتر ميتواند منافع ملي كشور را تامين نمايد. به بيان ديگر ابتكار كمربند اقتصادي جاده ابريشم يك مسووليت و دارايي است كه بايد به يك سرمايه استراتژيك تبديل شود. چگونگي اين تبديل، طبيعتا از طريق ايجاد يك تعادل و توازني ميان دو گفتمان شرق و غربگرا بهتر صورت خواهد گرفت.
تلاش براي ايجاد اين تعادل از اين رو جديتر مينمايد كه امريكا در حال حاضردر حال پيشبرد پروژه همكاري فراپاسفيك (TPP) به عنوان رقيبي جدي براي طرحها و پروژههاي اقتصادي چين است. از آنجا كه اجرايي و عملياتي شدن توافقنامه تجارت آزاد همكاري فراپاسفيك مورد نظر امريكا ميتواند تا حدودي به كمرنگ شدن ارزش راهبردي طرحهاي اقتصادي مورد نظر چين بيانجامد ضرورت برخورد متعادل و با احتياط با پروژههاي اقتصادي مورد نظر شرق و غرب براي اخذ منفعت از دو طرف نيز بسيار ضروري ميكند.
محمد زارع نوشته است: جاده ابريشم يكي از ابتكارات اساسي سياست خارجي چين براي گسترش حوزه نفوذ و تاثيرگذاري خود به ديگر مناطق است. اين طرح كه تقريبا ۴.۴ ميليارد نفر (۶۳ درصد) از جمعيت جهان و ۲۱ تريليون از توليد ناخالص جهاني را دربرميگيرد، توسط رييسجمهور چين در سپتامبر سال ۲۰۱۳ در دانشگاه نظربايف قزاقستان اعلام شد و از دو بخش كمرند اقتصادي جاده ابريشم و جاده ابريشم دريايي تشكيل شده است. تلاش و اهتمام چين براي پيشبرد چنين طرحهاي عظيمي جداي از آنكه ميتواند آثار و پيامدهاي اقتصادي و سياسي جدي براي اين كشور در پي داشته باشد همچنين ميتواند از شكلگيري يك مفصلبندي جديد در سياست خارجي چين يعني گسترشگرايي بيشتر و تلاش براي ايفاي نقش فعالانهتر منطقهاي داشته باشد.
در ادامه تلاش ميشود تا تاريخچه اين طرح از سال ۲۰۱۳ تاكنون، اهداق استراتژيك چين از مطرح كردن اين طرح و نهايتا مجموعه واكنشهاي صورت گرفته به خصوص واكنشهاي رقابتي روسيه، هند و امريكا و همچنين واكنشهاي همكاريگرايانه برخي از كشورهاي پيراموني چين و همچنين ايران در برابر اين طرح در قالب دو رويكرد رقابتگرايانه و همكاريگرايانه مورد بررسي و كنكاش قرار گيرد.
چين دوره مابين سالهاي ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۰ را به عنوان دوره «فرصت استراتژيك» رشد و توسعه خود قلمداد نموده و تمايل دارد تا با حفظ و تقويت ثبات در محيط پيراموني خود، بسترهاي لازم براي تحقق اين فرصتهاي استراتژيك را فراهم نمايند. طبيعتا يكي از مهمترين گامهاي چين براي تحقق اين مهم، ايجاد يك محيط دوستانه همسايگي بهتر در ابعاد سياسي، اقتصادي و امنيتي با به كارگيري يك ديپلماسي پيراموني قوي و فعال است. اهداف ديپلماسي ثباتساز و پيراموني چين را ميتوان اينگونه بيان نمود:
۱- عمق بخشي به همگرايي اقتصادي منطقهاي
۲- افزايش نفوذ فرهنگي چين
۳- بهبود همكاريهاي امنيتي منطقهاي
يكي از دستور كارهاي مهم و اساسي چين براي تقويت ديپلماسي پيراموني و ثباتآفرين خود از ساليان گذشته تاكنون، تلاش براي ايجاد تعادل، تناسب و هماهنگي ميان اين استراتژي و نوع رفتار و كنش در محيط منطقهاي و بينالمللي بوده است. طبيعتا طرح يك كمربند يك جاده به عنوان يكي از ابتكارات دستگاه سياسي خارجي چين و طرحي در راستاي تقويت ديپلماسي پيراموني چين به منظور تحقق بهتر «دوره ملقب به دوره فرصتهاي استراتژيك» است.
روسيه و جاده ابريشم
اگرچه روسيه موافقت ضمني خود را با طرح جاده ابريشم چين اعلام داشته است و چين نيز بخشي از اين جاده را به دليل كسب رضايت روسيه به سمت اين كشور منحرف نموده ليكن روسيه تلاش دارد تا با ارايه و تقويت طرح اتحاديه اقتصادي اوراسايي به نوعي نفوذ و تاثيرگذاري چين بر آسياي مركزي و قفقاز را محدود و مهار نمايد. پس از رد ابتكار چين در مورد يك منطقه آزادي تجاري ميان اعضاي سازمان همكاري شانگهاي (چين، روسيه، قزاقستان، قرقيزستان و تاجيكستان)، روسيه تلاش نمود تا اتحاديه اوراسيايي خود را با همكاري قزاقستان و بلاروس ايجاد نمايد. اين حركت از جانب چين به عنوان تلاش روسيه براي جلوگيري از نفوذ چين و دور نگه داشتن اين كشور از حوزه نفوذش ادراك شد.
امريكا عليه جاده
برخلاف روسيه كه الگوي «ازدواج مصلحتي» با چين را دنبال ميكند، امريكاييها هم نسبت به طرح جاده ابريشم و هم نسبت به بانك سرمايهگذاري زيرساخت آسيايي با رويكرد رقابتي و حتي تهديدآميز مينگرند. به همين دليل اين كشور تلاش نموده است تا متناسب با اهداف و نيات خود طرح «جاده ابريشم جديد» را ارايه نمايد. استراتژي جاده ابريشم جديد كه ابتدا در بين «گروههاي فكر» امريكايي ساخته پرداخته شد بلافاصله توسط سياستمداران اين كشور و به طور مشخص توسط هيلاري كلينتون در سال ۲۰۱۱ در هندوستان اعلام شد. استراتژي جديد جاده ابريشم تلاش دارد تا آسياي مركزي و جنوب آسيا را با تمركز بر افغانستان و تلاش براي تبديل اين كشور به يك هاب منطقهاي در ۴ حوزه بازارهاي انرژي، تجارت و حمل و نقل، اقدامات مرزي و گمركي و بازرگاني و روابط مردم با مردم به يكديگر متصل نمايد.
ايران در جاده
اتخاذ يك سياست مناسب از طرف هر بازيگر منطقهاي از جمله جمهوري اسلامي ايران بايد منوط به تعريف خد و جايگاه خود در اين استراتژي برونگرايي چين باشد. به بيان ديگر فهم اين تغيير در استراتژي كلان چين و نقشي كه هر كدام از بازيگران منطقهاي ميتوانند در اين استراتژي ايفا نمايند بايد اولين گام در همراهي يا عدم همراهي با اين پروژهها تلقي شود. البته بايد گفت كه گشايش صورت گرفته در نتيجه حل مساله هستهاي ايران اگرچه ميتواند به تقويت تمايلات غربگرا و افزايش همكاري با غرب منجر شود ليكن توجه به ابتكارات شرق محور از جمله طرح كمربند اقتصادي جاده ابريشم چين نيز ميتواند بخشي از كسريهاي اقتصادي و سرمايهگذاري به خصوص در عرصه زيرساختهاي كشور و همچنين تلاش براي اصلاح برخي از فرايندهاي ناعادلانه نظم موجود را تامين نمايد. به نظر ميرسد كه اتخاذ همزمان سياست «هم شرق هم غرب» در مقطع كنوني بهتر ميتواند منافع ملي كشور را تامين نمايد. به بيان ديگر ابتكار كمربند اقتصادي جاده ابريشم يك مسووليت و دارايي است كه بايد به يك سرمايه استراتژيك تبديل شود. چگونگي اين تبديل، طبيعتا از طريق ايجاد يك تعادل و توازني ميان دو گفتمان شرق و غربگرا بهتر صورت خواهد گرفت.
تلاش براي ايجاد اين تعادل از اين رو جديتر مينمايد كه امريكا در حال حاضردر حال پيشبرد پروژه همكاري فراپاسفيك (TPP) به عنوان رقيبي جدي براي طرحها و پروژههاي اقتصادي چين است. از آنجا كه اجرايي و عملياتي شدن توافقنامه تجارت آزاد همكاري فراپاسفيك مورد نظر امريكا ميتواند تا حدودي به كمرنگ شدن ارزش راهبردي طرحهاي اقتصادي مورد نظر چين بيانجامد ضرورت برخورد متعادل و با احتياط با پروژههاي اقتصادي مورد نظر شرق و غرب براي اخذ منفعت از دو طرف نيز بسيار ضروري ميكند.