ریشه های جنگ بین الملل اول
چنانچه اشاره شد جنگی که بعد از قتل ولیعهد اتریش در اروپا شروع شد و به سرعت گسترش یافت. نکته حائز اهمیت این است که این جنگ ریشه در چه چیزهایی داشت: این جنگ نیز مانند تمام تحولات عرصهی بین الملل دلایل متعددی داشت که عبارتند از :
1: عامل اقتصادی : نظریه پردازان مارکسیسم معتقدند که این جنگ ارتباط مستقیمی با توسعه داشت از دیدگاه اینها وجود قدرت های سرمایه داری اروپا باعث تمام این برخوردها بود مارکسیستها معتقدند که: منافع سرمایه داری برای رسیدن به بازارهای بهتر و رقابت با دیگر سرمایه داران در تعارض با یکدیگر قرار گرفته و منجر به جنگ میشود. بر خلاف دیدگاه مارکسیستها سایر نظریه پردازان تنها عامل اقتصادی را موجب جنگ نمی دانند بلکه عوامل اقتصادی را در کنار سایر عوامل در ایجاد جنگ موثر می دانند.
2: مشکلات داخلی کشورها: برخی از کشورهای درگیر جنگ مانند: روسیه و اتریش مجارستان به علت تنش های داخلی و ایجاد انسجام داخلی درگیر جنگ شدند. روسیه به دلیل مشکلات داخلی که از شکست در مقابل جاپان و انقلابات " 1905" درگیر آن بودند و اتریش -مجارستان به دلیل فایق آمدن بر مشکلات ناشی از حکومت امپراطوری درگیر جنگ شدند. گرچه این دو کشور توانستند در ابتدای جنگ انسجام ملی ایجاد کنند اما به تدریج جنگ باعث تشدید مشکلات گردید.
3: عوامل خارجی: علاوه بر مسائل بالا اختلافات بین کشورها نیز وجود داشت که باعث میشد کشورها، جنگ را فرصتی برای تصفیه حسابات فرض کنند. اتریش، صربستان را عامل مشکلات داخلی خود می دانست و فرانسه به امید پس گرفتن آلزاس و لورن وارد جنگ شد.
4: مسائل بین المللی: مسابقهی تسلیحاتی که سال ها قبل شروع شده بود و هر کشوری سعی داشت از دیگران پیشی بگیرد جنگ را اجتناب ناپذیر ساخته بود. بنابراین هر کشوری سعی می کرد ابتکار عمل را به دست گیرد و به عبارت دیگر حمله کننده باشد تا اینکه مورد حمله قرار گیرد. تقسیم اروپا به دو جبهه و تضاد منافع شدید این دو جبهه با هم از مسائل مهم دیگر در شروع این جنگ بود.
وضعیت نیروهای درگیر در جنگ و اهداف آنها
در این جنگ 14 کشور اروپایی و 35 کشور جهان که عموما از اقمار کشورهای اروپایی بودند درگیر شدند که این جنگ را از نظر گسترده گی تا این تاریخ بی نظیر می ساخت. محور اصلی جنگ بر مقابله متحدین و متفقین قرار داشت. میزان هماهنگی در اهداف و راه کارهای مقابله در این جنگ بین متحدین از نکات مهم موثردر جنگ است. هر کدام از شرکت کنندگان در این جنگ اهداف خاص خود را دنبال می کردند. در جبهه متحدین آلمان و اتریش مجارستان تقریبا اتفاق نظر کامل وجود داشت. اما در جبههی متفقین اهداف روسیه، فرانسه و انگلستان گاهی دچار اصطکاک می شد.
تحولات جنگ
الف: ورود کشورهای بی طرف در جنگ :
یکی از تلاش هایی که از جانب قدرت های درگیر در جنگ به خصوص در ماه های اولیه جنگ صورت گرفت جلب کشورهای بی طرف در جبهه خود بود. در این راستا برخی از کشورها مانند: هلند و کشورهای اسکاندیناوی در اروپا بر بی طرفی خود مصر بودند و تمایلی به ورود به جنگ نداشتند. از این رو تلاشها در حوزهی مدیترانه متمرکز گردید.
علاوه بر این برخی از کشورها هم مایل بودند که به کشورهای فاتح بپیوندند و از پیروزی نتیجه ای ببرند اما در آغاز جنگ پیروزی معلوم نبود و ریسک زیادی را می طلبید که کشوری درگیر جنگ شود. اولین کشوری که از بی طرفی خارج شد امپراطوری عثمانی بود که در 2 اوت " 1914" با آلمان پیمان اتحاد امضاء کرد در " 9 " اوت همان سال با روسیه متحد شد در مقابل تضاد این دو پیمان با توجه به برتری آلمان در اولین جنگ در نوامبر " 1914" پیمان با روسیه را نقض کرده و به جبهه متحدین پیوست.
عثمانی به دلیل موقعیت مهمی که در منطقه داشت با پیوستن به آلمان متفقین را به شدت دچار مشکل ساخته بود. زیرا راه های ارتباطی با شرق و خاورمیانه کاملا در اختیار متحدین قرار گرفته و مانع از برقراری ارتباط بین نیروهای دریایی متفقین در مدیترانه می شد. کشوری که خروجش از بی طرفی بر سرنوشت جنگ تاثیر گذاشت ایتالیا بود. گرچه ایتالیا یکی از پایه های اتحاد مثلث بود اما به دلیل تدافعی بودن پیمانش با اتحاد مثلث کم کم از پیمان خارج شده و به متفقین پیوست. بهای پرداختی برای جذب کشورهای بی طرف از طرف دو اردوگاه به صورت مزایده در آمده بود و هر طرف سعی می کرد با بهای گزاف تر توجه کشور بی طرف را جلب کند. ایتالیا در این مزایده بالاخره تشخیص داد که پیوستن به متفقین سود بیشتری برایش دارد. از اکتوبر " 1915" کشورهای بالکان هم به تدربج وارد جنگ شدند، در این راستا ابتدا بلغارستان و سپس رومانی و در نهایت صربستان نیز به جرگه متفقین پیوستند. برخی از کشورها مانند پرتغال نیز به صورت نمایشی وارد جنگ شدند و در شرق دور هم جاپان به متفقین پیوست، به این ترتیب جنگ به سرعت رو به گسترش بود.
ب_ موج صلح خواهی و خروج روسیه از جنگ"
در شروع جنگ به نظر نمی رسید که جنگ به این گستردگی زمانی و مکانی تبدیل شود آلمان ابتدا به سرعت پیش روی کرد و انتظار داشت که جنگ به سرعت خاتمه پیدا کند. خسارات ناشی از جنگ و نابسامانی اقتصادی، قحطی و کمبود مواد اولیه زندگی موجب شد که نارضایتی و مخالفت با جنگ سراسر اروپا را در بر گیرد. جنگ تقریبا در تمام کشورها وجود داشت. در روسیه طرح صلح خواهی قوی تر از جاهای دیگر بود و تنها جایی بود که این موج صلح به پیروزی رسید. در سایر کشورها باروی کار آمدن افراطیون جنگ طلب این موج از بین رفت. روسیه که در این زمان گرفتار مشکلات عمیق داخلی بود و در واقع برای سرپوش گذاشتن بر این مشکلات درگیر جنگ شده بود نتوانست بر این مشکلات فایق آید و جنگ آنها را تشدید کرد.
سوسیالیست های روسیه در این زمان از موقعیت استفاده کرده و زمینههای انقلاب را فراهم کردند. شورش ها، اعتصابات و سایر فعالیت های انقلابیون بالاخره منجر به سقوط تزار و روی کار آمدن بلوشویکها در روسیه شد. بلوشویکها در مذاکرات که در شهر لیتوفسک با آلمانها داشتند به قیمت از دست دادن سرزمین های زیادی مانند پولند، لیتوانی و .. انقلاب را نجات داده و از جرگه متفقین و از جریان جنگ خارج شدند به این ترتیب امید به پیروزی آلمان بیشتر می شد اما ورود آمریکا به جنگ معادلات نظامی را به کلی تغییر داد.
ج: ورود آمریکا به جنگ:
ورود آمریکا به جنگ در اپریل " 1917" اتفاق افتاد اما تا آمریکا ارتش خود را آماده جنگ کرده و روانه ساخت حدود یک سال طول کشید. آنچه آمریکا را مجبور به مداخله در جنگ نمود گرایشهای سیاسی نبود بلکه مشکلاتی بود که جنگ بر سر راه تجارت آمریکا پیش آورده بود. تحریم دریایی و حمله به کشتی های بی طرف که بهیکی از طرفین جنگ کالا میرساند باعث شد که امریکا که تجارت پرسودی با طرفین داشت به شدت متضرر شود. رویه حمله آلمان به کشتی های مسافربری و برخی اقدمات دیگری که آلمانها صورت دادند مانند تلگرافی که از جانب آلمان به مکزیک مخابره شده بود که در صورت جنگ بین آمریکا و مکزیک، آلمان از مکزیک حمایت خواهد کرد، افکار عمومی امریکا را علیه آلمان ها تحریک کرده بود بنابراین گرچه امریکا در حمایت از متفقین وارد جنگ شد ولی سیاست های خاص خود را دنبال می کرد. آمریکا سعی داشت نظم نوینی را در جهان پی ریزی کن و اعلامیه " 14" ماده ای ویلسون که در " 8" ژانویه " 1917" منتشر شد اصول این نظم را مشخص می ساخت.